+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۶ “ – سماعِ زنانه !

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۶ “ – سماعِ زنانه !

 

پدیده شگفت‌تری از سماع مولوی برپایی «سماع زنانه» با حضور و توسط مولوی است! در این مراسم (یعنی مراسم  سماع صوفیانه – زنانه)، مولوی خود ستاره اصلی رقص و وجد عرفانی است و زنان – که برخی از آن‌ها از شاهزادگان و اشراف هستند- بر گرد او پروانه‌وار حلقه می­زنند و بعد از ایراد سخنانی توسّط مولوی، مراسم چرخ و رقص با خوانندگی کنیزکان خواننده و نوازنده درباری آغاز می‌شود و تا نیمه­های شب ادامه می­یابد.

 

اینک متن یکی از گزارش­های «سماع زنانه» مولوی برای آگاهی بیشتر از موضوع درج می‌شود:

     « از کـُمَّلِ [= بـزرگان] اصحاب مـنقول است که: هـر شب آدینه، مجموعه خواتین اَکابر [= همسران بزرگان] قونیه پیش خاتون [= همسر] امین­الدّین­میکائیل، که نایب خاص سلطان بود، جمع می­آمدند و لابه‌ها[۱] می‌کردند که البته [از] حضرت خداوندگار [= مولوی]، [برای برپایی مراسم سماع] دعوت کند. چه، حضرتش را بدان خاتون آخرت، از حد بیرون التفات و عنایت‌ها بود و او را شیخ خواتین می­گفت. و چون آن جماعت [= زنان] جمع شدندی… بعد از نمازعشاء، حضرت مولانا، بی‌زحمت [= بی‌مزاحمت و] تنها و تنها [= به تنهایی] پیش ایشان رفتی و در میانه ایشان [= زنان] نشسته، هَمَشان [= همه آنـها] گرد آن قُطب [= مولوی] حلقه گشتندی و بر او گشتندی… و حضرتش در میان گل و گلاب غرق عرق گشته تا نصف­اللیل به معانی و اسرار و نصایح مشغول شدی. آخرالامر کنیزکان گوینده [= آوازه‌خوان] و دفّافانِ [= دایره‌زنان] نادِر و نای‌زنان [= نی زنان]، از [گروه] زنان، [به خوانندگی و نوازندگی] سرآغاز کردندی و حضرت مولانا به سماع شروع فرمودی و آن جماعت به حالی می­شدند که سر از پا و کلاه از سر ندانستندی…» (مناقب­العارفین، ص۴۹۰).

کتاب مولانا­ جلال­الدّین نیز این داستان را نقل کرده است.

 

مورد دیگر از سماع زنانه، برپایی سماع در خانه مریده، «نظام­خاتون» است که در همان مدرک آمده است (مناقب­العارفین، ص ۶۰۱).

 

البته برپایی سماع با حضور زنان در میان صوفیه، کم و بیش وجود داشته است. علاءالدّوله­ سمنانی در «چهل­مجلس» (ص، ۲۵۸) و دیگران اشاره­هایی به این مطلب دارند. در مفتاح­ الجنّات آمده است:«… و وقت باشد که مستورات [= زنان] نیز درآرند برخی به نظاره و برخی خود دعوی کنند که ما عین کاریم و مردان و زنان به هم در یک خانه آیند و خود را محرم یکدیگر دانند…(مقدمه­مفتاح­الجنّات، ص ۴۴)».

 

اوردالاحباب از قول یکی از مشایخ تصوّف می­نویسد: « من که ابوطالب­ام، مروان قاضی را دریافتم، او را کنیزکان بودند مُغَنّیَه [= آوازه خوان] که به جهت اهل تصوّف آماده داشته بود، هر وقت اهل تصوف را جمع کردی و سماع دادی. »

 

آنچه موجب امنیت خاطر و جرأت مولوی در برپایی محافلِ سماعِ اینچنینی و زیاده روی در این موضوعِ نه چندان خوشایند در ذائقه ی مسلمانان می شد (جدا از اعتقاد و عقاید وی) حمایت همه جانبه ی حکم رانان و امیران سلجوقی ، بخصوص “معین الدوله پروانه” حاکم واقعی و پرقدرت و همه کاره ی قونیه و روم بود.

معین الدوله خود گرایش صوفیانه داشت و مشایخ تصوف ، چون فخرالدین عراقی ، صدرالدین قونوی ، مولوی و دیگران را مورد حمایت قرار میداد.

بخش زیادی از مخارج مولوی و یاران وی (همچنین هزینه ی محافل سِماع) نیز ، از کمکهای پروانه و شخصیتهای دیگری چون امیر معتزّ خراسانی ، همسر سلطان سلجوقی ، علم الدین قیصر و … تأمین می شد.


[۱] – لابه‌ها = التماس‌ها

30 پاسخ
  1. ehsan
    ehsan says:

    Thumb up 9 Thumb down 0

    با سلام و عرض ادب و احترام
    ضمن دعای خیر برای شما و تمای همکارانتان.
    از روشنگریها و مطالب پرفایده و البته مستند سایت شما بهره های فراوان بردم. امیدوارم بتوانم با انتقال این مفاهیم به دیگران من نیز شریک در این کار سترگ و پرارزش شما سروران و دوستان گرامی باشم .

    السلام علی من یخدم الحق لذات الحق

    پاسخ دادن
  2. الهی
    الهی says:

    Thumb up 3 Thumb down 9



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  3. محمد
    محمد says:

    Thumb up 8 Thumb down 1

    جناب الهی چطور در حد مولوی نیست؟ کسی که آیات شریف قرآن را در کنار آلات جنسی الاغ قرار دهد چقدر حرمت برای قرآن قایل است؟ کسی که حدیث نبوی را تحریف کند چه؟ کسی که از معاویه تعریف کند چطور؟ کسی که بگوید ۵۰ سال شرک و شرابخواری نوش جان عمر باشد چون از روز الست مومن بوده چقدر دین خدا را فهمیده؟ وصف اصحاب یمین در قرآن اینطور است که ۵۰ سال مشرک باشند؟ عزیز دلم، من هم زمانی مولوی را دوست داشتم و شعرش نقل زبانم بود! ولی وقتی حقایق اشعارش برایم آشکار شد فقط یک کلمه دارم که به او بگویم: لکم دینکم و لی دین.

    پاسخ دادن
      • ارمی
        ارمی says:

        Thumb up 0 Thumb down 3



        این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

        پاسخ دادن
    • ارمی
      ارمی says:

      Thumb up 0 Thumb down 2

      به قول خودت کسی که به دعوت پیامبر اسلام لبیک گفته ایا رستگار نشده؟هر کسی که باشد.جمله ی آخرت خوب بود.بر همان عقیده و دینت باش تا ببینیم.یا به قولی بگرد تا بگردیم.

      پاسخ دادن
      • محمد
        محمد says:

        Thumb up 4 Thumb down 0

        بیا این یک تکه از کلام مولوی را باهم بررسی کنیم. شعر موسی علیه السلام و شبان را در مثنوی حتما خوانده ای که! بیا به ما نشان بده و ما را روشن کن که اگر مولوی واقعا مسلمان درست عقیده ای بوده (اصلا کاری به معرفت و استادی و …. نداریم، فقط اسلام در حد یک آدم معمولی)، چطور به چه جراتی داستانی دروغین را به حضرت موسی کلیم الله علیه السلام نسبت داده. این ماجرا کی در کجا اتفاق افتاده؟ آیا دروغ بستن بر انبیاء الهی از اسلام و ایمان به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است؟ آیا دروغ پردازی سنت آن حضرت است؟ آیا ایشان اسوه ما نیستند؟ آیا نفرمودند کسی که از سنت من پیروی نکند “از من نیست”؟ مشکل دوم: چطور می شود که پیامبری اولوالعزم و صاحب کتابی به عظمت و نورانیت تورات شریف و دارای مقام کلیم اللهی نمی داند که نباید بنده خدا را از او جدا کند؟ چطور پیامبری به این درجات رسیده ولی به اندازه مولوی تبلیغ دین بلد نبوده؟ یا اینکه ملای رومی خودش را عالمتر می دانسته؟ و جهل به روش تبلیغ را به آن پیامبر نازنین و بنده صالح خداوند نسبت داده؟ سلام علی موسی و هارون آیا در قرآن نیست؟ آیا مولوی به قرآن اعتقاد داشته؟ چطور جسارت به این عظمت را نمی بینید؟ مشکل سوم: خدا طبق ادعای مولوی به حضرت موسی علیه السلا عتاب کرده که چرا بنده من را جدا کردی از من! العیاذ بالله از این جسارت. خوب من از این خدا سوال دارم: چرا چنین فردی را که بلد نیست دینت را تبلیغ و بندگانت را هدایت کند و بجای وصل کردن آنها را فصل می کند را به پیامبری انتخاب کردی؟ چرا در آن لحظه کمکی نکرده تا جلوی نعوذبالله خطای ایشان را بگیرد؟ این چه خدایی است که خود سبب جدایی بنده از خودش شده است؟ جواب این سه مشکل را بده و ما را روشن کن تا از ته دل برای مولوی طلب رحمت کنیم! بسم الله

        پاسخ دادن
        • محمد
          محمد says:

          Thumb up 4 Thumb down 0

          و اما اینکه هرکس به دین حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آید رستگار می شود می گوییم “برمنکرش لعنت ابدالابدین”. بله هرکس به آن حضرت ایمان آورده و از آموزه های ایشان تبعیت کند محبوب خداوند می شود، اینهم سندش:
          قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله.

          اما، اما، اما، اگر کسی به زبان ادعای تبعیت کند ولی در دل انکار داشته باشد آیا مسلمان است؟ آیا رستگار می شود؟ یا منافق است؟ و من الناس من یقولوا امنا بالله و الیوم الاخر “و ماهم بمومنین”!! مثل این مضمون در قرآن کم نیست! کسانی که می گویند “نشهد انک لرسول الله…. والله یشهد ان المنافین لکاذبون” اینها کلام خداوند است ازاخبار غیب ازباطن مردم.

          اگر کسی واقعا اسلام بیاورد رستگار می شود، ولی کسی که مسلمانی فقط در زبان و ادعا دارد و در تبعیت خبری از اسلامش نیست، هرگز مسلمان نخواهد بود! اگر در مثنوی تبعیت از آن حضرت را می بینید صاحب آنرا مسلمانی خالص بدانید، و اگر نمی بینید، خوب چه عرض کنم! دین من برای خودم باشد بهتر است دیگر.

          پاسخ دادن
          • ناشناس قدیمی
            ناشناس قدیمی says:

            Thumb up 4 Thumb down 0

            علماء معصومین(ع) هستند.
            عَلِیّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ الْمُغِیرَهِ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ بْنِ الْقَاسِمِ الْأَنْصَارِیّ عَنْ سَعْدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللّهِ عَزّ وَ جَلّ هَلْ یَسْتَوِی الّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنّما یَتَذَکّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنّمَا نَحْنُ الّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ عَدُوّنَا وَ شِیعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ‏
            اصول کافى جلد ۱ صفحه: ۳۰۷ روایه: ۱
            امام باقر(ع) راجع بقول خداى تعالى عزوجل (۹- سوره ۳۹) “آیا کسانى که دانند با کسانیکه ندانند یکسانند، تنها خردمندان بیاد مى‏گیرند” فرمود: ما هستیم کسانىکه می‏دانند و آنها که نمی‏دانند دشمنان مایند و شیعیان ما خردمندانند.

            پاسخ دادن
              • مرتضی
                مرتضی says:

                Thumb up 0 Thumb down 4



                این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

              • محمد
                محمد says:

                Thumb up 3 Thumb down 0

                همه حرف ما هم همین است: اگر بعد از غیبت قائم ما نبود وجود علمایی که به سوی او (مردم را فرا) می خوانند و به وجود او رهنمون می شوند و با حجتهای الهی از دین او دفاع می کنند و بندگان ناتوان خدا را از دام ابلیس و پیروان او می رهانند، بی گمان همه ی مردم از دین خدا بر می گشتند. همه آنچه ما میگویم همین است، بایدعلمایی باشند که به سمت آن حضرت دعوت کنند، نه بسمت خودشان، و باید توحید آن حضرت را به مردم بیاموزند، نه توحید ساخته خودشان را!

              • ناشناس قدیمی
                ناشناس قدیمی says:

                Thumb up 4 Thumb down 0

                عالم مطلق و بی نهایت خداوند می باشد عالم به معنای واقعی کلمه با داشتن شرط عصمت، انبیاء و معصومین(ع) هستند.
                امام صادق(ع)فرمود: مردم به سه دسته شوند: دانشمند و دانشجو و خاشاک روى آب، ما دانشمندانیم و شیعیان ما دانشجویان و مردم دیگر خاشاک روى آب. (کافی ج۱ص۴۱ش۴)
                امام صادق علیه السلام راجع به قول خداى عزو جل (تنها بندگان دانشمند خدا ازاو ترس دارند) فرمود: مراد به دانشمند کسى است که کردارش گفتارش را تصدیق کند و کسى که چنین نباشد عالم نیست.(کافی ج۱ص۴۴ش۲)
                امام هفتم علیه السلام فرمود: چون رسول خدا(ص) وارد مسجد شد دید جماعتى گرد مردى را گرفته‏ اند فرمود: چه خبر است گفتند علامه‏ اى است. فرمود: علامه یعنى چه؟ گفتند: داناترین مردم است به دودمان عرب و حوادث ایشان و به روزگار جاهلیت و اشعار عربى. پیغمبر فرمود: اینها علمى است که نادانش را زیانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد سپس فرمود: همانا علم سه چیز است: آیه محکم، فریضه عادله، سنت پابرجا، و غیر از این فضل است. (کافی ج۱ص۳۷ش۱)
                امیرمؤمنان علیه السلام می‏فرمود: پس از رسول خدا (ص) مردم به سه جانب روى آوردند: ۱- به عالمى که رهبرى خدایى داشت و خدا او را به آنچه می‏دانست از علم دیگران بی ‏نیاز ساخته بود (قطعا این عالم خود آن حضرت بود و آن مردم سلمان و مقداد و ابوذر و امثال آنها) ۲- به نادانى که مدعى علم بود و علم نداشت، به آنچه در دست داشت مغرور بود، دنیا او را فریفته بود و او دیگران را. ۳- به دانش آموزى که دانش خود را از عالمى که در راه هدایت خدا و نجات گام برداشته ، پس آنکه ادعا کرد هلاک شد و آنکه دروغ بست نومید گشت. (کافی ج۱ص۴۱ش۱)

              • مرتضی
                مرتضی says:

                Thumb up 0 Thumb down 3



                این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

              • محمد
                محمد says:

                Thumb up 3 Thumb down 0

                و فرموده اند “سلمان سید العجم” پس کسی به درجه ایشان نمی رسد. این باب بسته نیست ولی برای کسانی که تابع معصومین علیهم السلام باشند نه کسانی که از خودشان معرفت تراشی کنند! اینها تا ترکستان بیشتر نخواهند رفت.

              • ناشناس قدیمی
                ناشناس قدیمی says:

                Thumb up 4 Thumb down 0

                خداوند عالم است معصومین(ع) عالمند و مردم هم عالمند و از نظر شما عالم بودن این سه گروه یکسان است!!! در صورتیکه علومیکه به معصومین(ع) از جانب خدا داده شده اختصاصی بوده وباعث منحصر به فرد بودن معصومین(ع) می شود، علمایی که از انبیاء بنی اسرائیل افضل باشند باید دارای عصمت باشند و مقام عصمت مختص معصومین(ع) می باشد و حدیث علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل در خصوص معصومین(ع) می باشد.
                امام صادق(ع) فرمود: خداى تبارک و تعالى را دو گونه علم است: ۱- علمى که ملائکه و پیغمبران و رسولانش را به آن آگاه ساخته، پس آنچه ملائکه و رسولان و پیغمبرانش را به آن آگاه ساخته ما هم میدانیم. ۲- علمى که بخودش اختصاص داده و هرگاه در موضوعى از آن علم بداء حاصل شود، ما را آگاه سازد و بر امامان پیش از ما هم عرضه شود. (کافی ج۱ص۳۷۵ش۱)
                امام صادق(ع) فرمود: چیزى (ازعلم) از نزد خداى عزوجل خارج نشود، جز اینکه برسولخدا(ص) آغاز شود، سپس بامیرالمؤمنین(ع) رسد و سپس بامامان دیگر، یکى پس از دیگرى تا امام آخر از امام اول عالمتر نباشد. (کافی ج۱ص۳۷۵ش۴)

          • محمد
            محمد says:

            Thumb up 4 Thumb down 1

            ای وای من! باید هم چنین بگویید. اول اینکه بروید در احادیث بگردید و به چشم خودتان ببینید که آنکه افضل از انبیاء بنی اسرئیل باشد، آنکس که برتر از موسی کلیم الله و عیسی روح الله و داوود خلیفه الله و سلیمان عظیم علیهم السلام باشد کسی نیست جز یک نفر، نفس مبارک و قدسی حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم، و سپس آنکس که به منزله نفس مطهر ایشان باشد، از جمله حضرت امیرالمومنین علیه السلام و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و بعد هم تنها و تنها فرزندان معصوم آنها یعنی ۱۱ امام معصوم از ذریه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. علمای امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل فقط درباره ۱۲ امام معصوم علیهم السلام است عزیز برادر. البته کمی حق می دهم، اینقدر این حدیث مورد استفاده عوام قرار گرفته که برخی خیال کرده اند واقعا علمای اسلام می توانند از انبیاء بالاتر باشند! البته من این حرف را منتفی نمی دانم که کسی به دلیل پیروی قاطع از معصومین علیهم السلام به چنان درجه ای از ایمان و خلوص و فنای فی الله برسد که انبیاء قبلی به مقام او غبطه بخورند، کما اینکه در مورد حضرت ابوفاضل علیه السلام اینطور فرمایش شده، ولی کو آن خلوص و آن ایثار؟ کجاست آن فنا در ذات اقدس و رضای او؟ بیدار شو عزیزم. خداوند می فرماید: سلام علی ابراهیم، کان ابراهیم امت واحده، سلام علی نوح فی العالمین، سلام علی موسی و هرون، سلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا (حضرت عیسی علیه السلام)، و بعد می فرماید سلام علی آل یس. در مباحث امام رضا علیه السلام پیگیری کنید دراین باره چه فرموده اند. خداوند فقط به آل حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سلام کرده است، یعنی آنها را در ردیف انبیاء عظیم خود قرار داده و فضل آنها را بر عالمیان مشخص فرموده است.

            پاسخ دادن
            • ارمی
              ارمی says:

              Thumb up 0 Thumb down 5



              این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

              پاسخ دادن
              • محمد
                محمد says:

                Thumb up 2 Thumb down 0

                چطور شد؟ بجای جواب دادن به سه سوال ساده به نصیحت پرداختید؟ شما دلسوز دین گریزی جوانان هستید؟ می خواهید به وحدت و احترام برسید؟ خوب راهش چیزی جز آنچه خداوند فرموده است: و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا! چند حدیث بیاوریم از وجود نازنین حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که این حبل الله چیزی و کسی نیست جز ائمه معصومین علیهم السلام. وظیفه مبارزه با گمراهی ها و انحرافات و شبکه ها و چیزهای دیگر بر عهده همه است، ما وسعمان در همین سایتها و نظرهاست، آنچه شما می گویید باید مسئولان و علما کاری بکنند: لا یکلف الله نفسا الا وسعا. اما بدان وقتی کسی از امثال مولوی کسب معرفت کند که از نبوت و توحید اندک دانشی دارند نتیجه اش همان می شود که برای امثال جناب دکتر سروش شد! آنهمه حرف و بحث و تفسیر کلام مولوی در معراج و چه و چه و چه…. و بعد انکار معراج و خزعبلات درباره نزول قرآن و …. من خودم قربانی این مسیر بودم و گفتم که قبلا در دانشگاه مولوی را ستایش می کردم و لذت می بردم از خواندن شعرش و افکارش! ولی به یمن مطالعه کلام اهل بیت علیهم السلام تازه فهمیدم که این چهره ها بسیار منحرف از حقیقت ومعرفت هستند. لذا دوست دارم بقیه جوانان و متفکران هم کیش و هم وطنم را نیز به این نکات متذکر شوم. شما بجای نصیحت و انذار حقیر به سوالها پاسخ بده، انصافا و حقیقتا چه جوابی داری بدهی؟ برو با هر مولوی شناسی که خواستی مشورت کن بیا در حضور همه مرا قانع کن که اشتباه می کنم. همان نصیحتی که به من می کنی خودت عمل کن، مرا از گمراهی دربیاور. اما از باب احترام گفتی، وقتی کسی احترام انبیاء خداوند را نگه ندارد و بلکه به خود ذات اقدس کبریایی توهین روا دارد احترام او برای چیست؟ چرا باید بدعت گذاران محترم باشند؟ این بحث سر دراز دارد و این مقال جایش نیست که برایت ردیابی کنم که این افکار و اشعار ریشه در کجا دارند.

              • ناشناس قدیمی
                ناشناس قدیمی says:

                Thumb up 5 Thumb down 0

                اقای ارمی کسیکه می خواد جوانهای خداناباور را خداباور کند باید اول اعتقاد خودش به خدا درست باشد اگر معلم عقیده اش این باشد که همه چیز خداست جوانها هم نیازی به باور به خدا ندارند وقتی مخلوق با اینهمه نقص خدا می شود خیر و شر معنی ندارد .
                اقای ارمی کلامی بهتر و کاملتر و ساده تر از بیان امام صادق(ع) درمناظره با ابن ابی العوجاء دراثبات وجود خالق گفته نشده، اشکال، مطالب باطل بزرگان شما می باشد که در اختیار مردم قرار گرفته و توفیق توجه به کلام معصومین(ع) از جوانها گرفته شده اگر بزرگان شما کلام معصومین(ع) را منتشر می کردنند اینهمه انحراف برای جوانها بوجود نمی امد و بزرگان شما هم از نظر امام (ع) پلید خطاب نمی شدند.
                سدیرگوید: زمانیکه امام باقر(ع) وارد مسجدالحرام میشد و من خارج میشدم ، دست مـرا گـرفـت و رو بـکـعبه ایستاد و فرمود: اى سدیر! همانا مردم مامور شدند که نزد این سـنـگها (کعبه ) آیند و گرد آن طواف کنند. سپس نزد ما آیند و ولایت خود را نسبت بما اعلام دارنـد، وهـمـیـن اسـت گفته خدا (همانا من آمرزنده ام آنکه را ایمان آورد و کار شایسته کند و سـپس رهبرى شود. ایه ۸۲ سوره ۲۰) آنگاه با دست بسینه اش اشاره کرد و فرمود: بسوى ولایت ما (رهبرى شود).سـپـس فـرمـود: اى سـدیر! کسانیکه مردم را از دین خدا جلوگیر میشوند بتو مینمایم، آنگاه بـابـوحـنـیـفـه و سـفیان ثورى که در آنزمان جلوگیر دین خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگریست و فرمود: اینهایند که بدون هدایت از جانب خدا و سندى آشکار، از دین خدا جـلوگـیرى مى کنند، همانا این پلیدان اگر در خانه هاى خود نشینند، مردم به جستجو افتند و چون کسیرا نیابند که از خداى تبارک و تعالى و رسولش بآنها خبر دهد، نزد ما آیند، تا ما به آنها از خداى تبارک و تعالى و رسولش خبر دهیم. (کافی ج۲ص۲۳۹ش۳)
                امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
                امـام صـادق(ع) مـى فـرمـود: هـر کـه را خـوش آیـد کـه تـمـام مـراتـب ایـمان را کـامـل کـنـد، بـایـد بـگـویـد: گـفـتـار مـن نـسـبـت بـه هـر مـوضـوعـى گـفـتـار آل مـحـمـد اسـت در آنـچـه (بـواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب ) پنهان کنند و در آنچه آشکار دارند، درآنچه ازایشان به من برسد و درآنچه به من نرسد.(کافی ج۲ص۲۳۷ش۶)

          • محمد
            محمد says:

            Thumb up 4 Thumb down 1

            تو این مطلب را در پاسخ ایراد من به شعر مولوی و دروغ بستن او به ساحت قدسی حضرت موسی علیه السلام وبلکه ذات اقدس الهی آوردی دیگر غیر اینست؟ یعنی به نظرت مولوی از حضرت موسی علیه السلام افضل است؟ بیا به ما پاسخ آن سه اشکال را بده. وگرنه پیچ و پیچش فقط در خور لیافت خودت است. کدام پیچاندن! یک روز جاهلیم، یک روز در حد این حرفها نیستیم، و حالا هم پیچاندیم! خوب است که اینها همه توهم است و من و تو اصلا وجود نداریم!

            پاسخ دادن
  4. ممد
    ممد says:

    Thumb up 1 Thumb down 6



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • ناشناس قدیمی
      ناشناس قدیمی says:

      Thumb up 2 Thumb down 0

      اقا مرتضی اینجا کلاس دستور زبان عربی نیست شما به اصل مطلب توجه کن در خیلی از ترجمه ها برای خدا از واژه عالم استفاده شده.
      حضرت امام رضا(ع) به یکى از اصحاب فرمود: . . . خدا هم که عالم نامیده می‏شود، بواسطه علم حادثى نیست که چیزها را به آن داند و بر نگهدارى امر آینده‏ اش و تفکر در آنچه آفریند تباه کند آنچه را ازمخلوقش نابود کرده استعانت جوید که اگر این علم نزدش حاضر نبود و از او غیبت کرده بود نادان و ناتوان باشد، چنانکه علماء از مخلوقرا می ‏بینیم براى علم پدید آمده آنها عالم نامیده شوند زیرا پیش از آن نادان بودند بسا باشد که همان علم از آنها دورى کند و بنادانى برگردند، و خدا را عالم نامند زیرا به چیزى نادان نیست، پس خالق و مخلوق در اسم عالم شریک شدند و معنى چنانکه دانستى مخلتف بود . . . (کافی ج۱ص۱۶۲ش۲)
      این هم متن عربی متن فوق
      وَ إِنّمَا سُمّیَ اللّهُ تَعَالَى بِالْعِلْمِ بِغَیْرِ عِلْمٍ حَادِثٍ عَلِمَ بِهِ الْأَشْیَاءَ اسْتَعَانَ بِهِ عَلَى حِفْظِ مَا یُسْتَقْبَلُ مِنْ أَمْرِهِ وَ الرّوِیّهِ فِیمَا یَخْلُقُ مِنْ خَلْقِهِ وَ یُفْسِدُ مَا مَضَى مِمّا أَفْنَى مِنْ خَلْقِهِ مِمّا لَوْ لَمْ یَحْضُرْهُ ذَلِکَ الْعِلْمُ وَ یَغِیبُهُ کَانَ جَاهِلًا ضَعِیفاً کَمَا أَنّا لَوْ رَأَیْنَا عُلَمَاءَ الْخَلْقِ إِنّمَا سُمّوا بِالْعِلْمِ لِعِلْمٍ حَادِثٍ إِذْ کَانُوا فِیهِ جَهَلَهً وَ رُبّمَا فَارَقَهُمُ الْعِلْمُ بِالْأَشْیَاءِ فَعَادُوا إِلَى الْجَهْلِ وَ إِنّمَا سُمّیَ اللّهُ عَالِماً لِأَنّهُ لَا یَجْهَلُ شَیْئاً فَقَدْ جَمَعَ الْخَالِقَ وَ الْمَخْلُوقَ اسْمُ الْعَالِمِ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَى

      پاسخ دادن
    • ANK
      ANK says:

      Thumb up 1 Thumb down 0

      در دعای جوشن کبیر
      فراز ۲۹ داریم :
      اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَاصِمُ یَا قَائِمُ یَا دَائِمُ یَا رَاحِمُ یَا سَالِمُ یَا حَاکِمُ یَا عَالِمُ یَا قَاسِمُ یَا قَابِضُ یَا بَاسِطُ

      یا عالم !

      پاسخ دادن
  5. ارمی
    ارمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 1

    صاحب سایت.پیام ما چند روزه که در حالت انتظار مانده است…بسیار منطقی و محترمانه است.ما حرف بد بلد نیستیم که شما پیام ما را در انظار نگذاشتی.

    پاسخ دادن
    • admin
      admin says:

      Thumb up 2 Thumb down 0

      با سلام
      پیامهای شما موهن می باشد لذا از تایید آن معذوریم
      اهانت به شیخ کلینی رحمه الله علیه و احایث اهل بیت علیهم السلام بدترین نوع توهین می باشد

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 7 = 14

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>