+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

شادی و مسرت و عدم حزن سید هاشم حداد در روز عاشورا – عزادران غافل هستند!

شادی و مسرت سید هاشم حداد در روز عاشورا – سید هاشم حداد: عزادران حسینی غافل هستند! برگرفته از کوتاه نگاریهایی درباره فلسفه و عرفان (14) – مهدی نصیری

 

اساسی ترین مشکل مدرسه فلسفه و عرفان مصطلح، خود بنیادی نظری و اعتقادی آن و بی توجهی و بلکه مخالفت با تعالیم برهانی و عرفانی اصیل و صحیح اهل بیت علیهم السلام است. این خود بنیادی  و بی توجهی فلاسفه و عرفا به آموزه های اهل بیت علیهم السلام، در عرصه های گوناگون اعم از اصول و فروع دین خود را نشان می دهد که از جمله این موارد نحوه برخورد عارفان صوفی مسلک با حادثه عظیم عاشورای حسینی علیه السلام است.  

 

مولوی در اشعارش با استناد به حکایتی در مورد عزاداری شیعیان شهر حلب به نفی و تخطئه عزاداری شیعیان در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا می پردازد و از  منظری عارفانه! مدعی است که چون امام حسین علیه السلام و دیگر شهدا به وصال معشوق خود رسیده اند، پس دیگر چه جای نوحه و ماتم و عزاداری بلکه هنگامه شادی است و عزاداران باید به دین و دل خراب خود گریه کنند!   :

 

روز عاشورا همه اهل حلب           باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم      ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا              شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلمها و امتحان          کز یزید و شمر دید آن خاندان
یک غریبی شاعری از ره رسید      روز عاشورا و آن افغان شنید
پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد     چیست این غم بر که این ماتم فتاد
نام او و القاب او شرحم دهید        که غریبم من شما اهل دهید
آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای    تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشورا نمی‌دانی که هست    ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح          شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
گفت آری لیک کو دور یزید            کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
خفته بودستید تا اکنون شما        که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان    زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست     جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند   وقت شادی شد چو بشکستند بند
روز ملکست و گش و شاهنشهی   گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گریز           انک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن         که نمی‌بیند جز این خاک کهن

 

شمس تبریزی هم می گوید: 
“شمس خجندي” برخاندان پيامبر مي‏گريست،ما بر وي مي‏گريستيم،يكي به خدا پيوست،بر وي مي‏گريد…!

شاید این تفسیر از عاشورا و عزاداری شیعیان از عارف و صوفیانی چون مولوی و شمس بعید نباشد اما از عارف مسلکان شیعه قطعا این گونه مواجهه با عاشورا بسیار عجیب و موجب تاسف است.

 

مرحوم سید محمد حسین حسینی تهرانی که سخت شیفته فلسفه صدرایی و عرفان ابن عربی بوده است در کتاب روح مجرد در باره سید هاشم حداد می نویسد: 

«درتمام دهه عزاداري،حال حضرت[سیدهاشم]حدادبسيارمنقلب بود. چهره سرخ ميشد و چشمان درخشان ونوراني؛حال حزن و اندوه در ايشان ديده نميشد؛سراسر ابتهاج و مسرت بود.

ميفرمود: چقدر مردم غافلند که براي اين شهيد جانباخته غصه ميخورند و ماتم و اندوه بپا مي دارند…تحقيقاً روز شادي و مسرّت اهل بيت (علیهم السلام) است». (کتاب روح مجرد، ص 78 و 79)

 

البته قصد این نوشته نفی ارادت امثال مرحوم آقای حسینی طهرانی و مرحوم سید هاشم حداد نسبت به سید الشهداء علیه السلام نیست اما طرح این نکته لازم است که گرایشهای عرفانی و صوفیانه چگونه افراد را از مسیر سیره و شیوه اهل بیت علیهم السلام خارج کرده و به ورطه من عندی و ذوقی حرف زدن و مبنا تراشیدن می کشاند و از اهمیت ابعاد سازنده سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و فضائل و اجر اخروی عزاداری برای سید الشهدا غافل می کند. 

 

این تفسیر از عاشورا را مقایسه کنید با تعابیر زیر از اهل بیت علیهم السلام در باره عاشورا و اهمیت و فضیلت عزاداری برای امام حسین علیه السلام: 

 

ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل می کند حسین ابن علی علیهما السلام فرمودند: من کشته اشک چشمم هیچ مومنی مرا یاد نکند جز اینکه گریه اش بگیرد.  

 

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

«حضرت على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‏كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود:

فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‏ترسم كه شما هلاك شويد.

حضرت فرمودند: “تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‏اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‏دانيد.” سپس فرمودند:

هيچ گاه محل كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‏آورم مگر آن كه حزن و غصه حلقوم من را مى‏فشارد.»

 

امام رضا عليه السلام مي فرمايد:

«حقاً كه مصيبت امام حسين پلك چشم ما را زخم و اشك هاى ما را جارى و عزيز ما را در ارض كرب و بلا ذليل و غم اندوه را تا روز قيامت دچار ما كرد.»

 

امام رضا علیه السّلام فرمودند:
پدرم چون ماه محرم داخل می‎شدكسی آن حضرت راخندان نمی‎دید. و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می‎شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‎فرمود: امروز روزی است كه حسین (علیه السّلام) شهید شده است.

 

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به جد بزرگوارشان امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه میفرمایند:
مجالس ماتم برای تو در اعلا علّیین (عالم ملکوت) برپا شد. حوریان بهشتی در عزای تو بر سر و صورت زدند و آسمان و ساکنانش کوهها و دامنه هایش و دریاها و ماهیانش و باغهای بهشتی و نوجوانانش خانه کعبه و مقام ابراهیم، مشعرالحرام حرم خانه ی خدا (کسانیکه مُحرم هستند) و اطراف آن همگی درماتم تو گریستند.

 

همچنین میفرمایند: 

اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و دست تقدير مرا از ياري تو باز داشت و نبودم که با کساني که با تو کارزار کردند بستيزم و با آنان که با تو دشمني داشتند به نبرد برخيزم، اينک هر صبح و شام برايت ناله مي کنم و به جاي اشک برايت خون مي گريم، به خاطر حسرت بر تو و اندوه و تأسف بر مصيبت هايي که بر تو وارد شد، تا اين که در اثر سوز جانفرساي مصيبت ها و غصه هاي جان کاه و اندوه فراوان بميرم.