+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

مذهب حافظ شیرازی-شیعه یا سنی؟ – آیت الله شبیری زنجانی

مذهب خواجه حافظ شیرازی – شیعه یا سنی؟ – نظر آیت الله شبیری زنجانی در این خصوص

 

fd_XL

 

… قزوینی در ادامه می گوید اگر این ابیات از حافظ باشد در حالی که ثابت نیست چون در نسخه های قدیمی حافظ این بیت ها نیست…قزوینی خبره این فن است و نسخه های مختلف دیوان حافظ را دیده و معتقد است در نسخه های بعدی این بیت و ابیات دیگر افزوده شده است و تاریخِ اضافات را ذکر می کند…

  

حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی (دامت برکاته) در یکی از پانوشت های کتاب جرعه ای از دریا [۱] که به تازگی منتشر شده است در خصوص مذهب حافظ شیرازی این چنین میفرمایند [۲]:


«
یکی از ادله تسنن حافظ شیرازی مدح قاضی فالی است. حافظ می گوید که قوام شرع به چند نفر است یکی از آنان همین مجدالدین اسماعیل فالی است. علاوه بر اینکه در دوران حافظ شیراز مرکز اهل سنت بود شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک شخص در قم است که بعید و غیر عادی است.بعضی افراد اشعاری از دیوان حافظ

را دلیل بر تشیع وی میدانند در حالی که این ابیات در نسخه های کهن موجود نیست و به مرور افزوده شده است.

 

قزوینی [۳] درباره این بیت:«ای دل غلام شاه جهان باش و شاد باش» می گوید: اگر این ابیات از حافظ باشد مسلما شیعه است و تعبیری دارد که شاید همین منشاء نجات قزوینی بشود و نقاط ضعفش را بپوشاند. وی می نویسد: «ما برای نجات اخروی حافظ آرزو می کنیم که این شعر از او باشد». البته قزوینی در ادامه می گوید اگر این ابیات از حافظ باشد در حالی که ثابت نیست چون در نسخه های قدیمی حافظ این بیت ها نیست.»

 

این مرجع بزرگوار تقلید می افزاید : « قزوینی خبره این فن است و نسخه های مختلف دیوان حافظ را دیده و معتقد است در نسخه های بعدی این بیت و ابیات دیگر افزوده شده است و تاریخِ اضافات را ذکر می کند. وی بر دیوان حافظ مقدمه مفصلی نگاشته است. »

 

استاد بهاءالدین خرمشاهی درباره مذهب حافظ چنین می‏گوید:

“نگارنده این سطور به سائقه و سابقه انس سی ساله خود با شعر حافظ و با اعتقاد به این اصل که شعر حافظ آیینه تمام نمای روح و روحیه و عقیده و سلیقه و نگاه و نگرش او به انسان و جهان و طبیعت و ماورای طبیعت است … تردیدی ندارد که حافظ:

… حافظی که من می‏شناسم ایمانش آمیزه‏ای از معنویت و رهیافت سه گانه و در عین حال یگانه “شریعت، طریقت، حقیقت” است.

…. حافظ در اصول عقاید، یعنی مکتب کلامی، پیرو اشعری و در فروع (مذهب فقهی) شافعی است و در عین حال آشکارا گرایش به تشیع دارد، اما شیعی کامل عیار نیست و مسلّم است که مثل هر مسلمان پاک اعتقاد بی تعصب صاحبدلی دوستدار خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) است….[۴]

 

مولف حافظ نامه در کتاب دیگرش به نام حافظ پس از نقل و بررسی نظرات استاد معین در حافظ شیرین سخن چنین می گوید: 

اشعری گری حافظ شواهد بسیاری از شعر او دارد و در جنب معانی متواتر، وجود چند اشاره ی حاکی از ارادت به امیرالمومنین علی (علیه السلام) و عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، صراحت قطعی و دلالت تمام بر تشیع حافظ ندارد. و چنانکه در جای دیگر نوشته ام: « گرایش او به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی(علیه السلام) نیز دو وجه و محمل دارد: یکی تمایل به اهل بیت علیهم السلام در نزد شافعی و پیروان او. دوم نوعی گرایش کلی و مبهم و کمرنگ به تشیع که در عصر حافظ باب شده بود. چنانکه نه فقط علمای معاصرش چون شمس الدین آملی، صاحب نفائس الفنون، و دیگر از اساتیدش، میر سید شریف جرجانی، بلکه حتی شخصیت غریبی چون تیمور نیز از این گرایش ها داشته اند. [۵]

 

همچنین بحث گسترده‏تری تحت عنوان “آیا حافظ شیعه است” در کتاب “حافظ، ص ۱۵۵ – ۱۶۱″ وجود دارد که می‏توانید به آن رجوع کنید.


[۱] جرعه ای از دریا ج۲ ص۳۰۰

[۲] برگرفته از وبلاگ مکتب تفکیک

[۳] محمد قزوینی مصحح دیوان حافظ

[۴] حافظ نامه/ بهاء الدین خرمشاهی / علمی و فرهنگی / چاپ یازدهم / ۱۳۷۹ – قسمت «حافظ و اشعریگری». از طریق فهرست کلمات شرح شده، جست وجو کنید.

[۵] {حافظ/ بهاء الدین خرمشاهی / طرح نو / ۱۳۷۸/ ص ۱۶۱}

66 پاسخ
    • جواد
      جواد says:

      Thumb up 15 Thumb down 3

      آقا مرتضای عزیز برای این اظهار نظر جنابعالی از ته قلبم متأسفم که دفاع از حریم تشیع و تمیز دادن بین شیعه و غیر شیعه را تحجر نامیدید!
      اولین دعوای شیعه و سنی مربوط به مادرم زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و احقاق حقشان بود و آخرین دعوای معصومین مربوط به حضرت صاحب الزمان (سلام الله علیه) می باشد که در قالب راهنمائی نحوه ایمان آوردن ابوبکر و عمر را نه از روی اختیار و نه از روی جبر و بلکه از روی طمع ، بیان نمودند.
      بله مکتبی که شما بزرگواران دنباله رویش هستید ، مکتبیست که حکمت را از جنابان ارسطو و افلاطون و سقراط و ابن عربی و جلال الدین رومی و … میگیرد .
      پس خیلی طبیعیست که شما دغدغه شیعه بودن یا سنی بودن و اثبات راه برتر و به قول خودتان ((دعوای شیعه سنی)) را نداشته باشید.
      خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.

      پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس says:

      Thumb up 10 Thumb down 0

      اقا مرتضی به نظر شما ما امر خدا را انجام بدیم یا حرف باطل شما رو.
      (سوره حشر ایه۷) انچه را رسولخدا برای شما اورده بگیرید و از انچه نهی کرده خودداری نمایید، و از خدا بپرهیزیدکه خداوند کیفرش شدید است.
      (شوری ایه۲۳) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم)
      امام صادق(ع) می فرمود: نفس کشیدن کسیکه برای ما اندوهگین است و برای ستمیکه به ما شده غمگین است، تسبیح می باشد، و همت گماشتنش برای امر ما عبادتست و پنهان داشتن راز ما جهاد در راه خداست. (کافی ج۳ص۳۲۰ش۱۶)

      پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس says:

      Thumb up 7 Thumb down 2

      شیعه یا سنی بودن معلوم میکنه که رسولخدا(ص) از چه کسی راضیه و از چه کسی ناراضیه.
      امام صادق(ع) از قول رسولخدا(ص) می فرماید: کسیکه خواهد زندگی و مرگش زندگی و مرگ من باشد و به بهشت برینی که پروردگارم بدست قدرت خود کاشته درآید باید پیروی علی بن ابیطالب کند و با دوستش دوستی و با دشمنش دشمنی نماید و نسبت به اوصیاء پس از وی تسلیم باشد، زیرا ایشان از خاندان من و از گوشت و خون منند و خدا فهم و علم مرا به ایشان عطا فرموده است: بخدا شکایت می کنم از حال آن امتم که فضیلت ایشانرا منکر گشته، پیوند مرا با ایشان قطع کند، بخدا سوگند که دوفرزندم را میکشند خدا شفاعتم را به آنها نرساند.(کافی ج۱ص۲۹۹ش۵)

      پاسخ دادن
  1. ali
    ali says:

    Thumb up 2 Thumb down 7



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ
      مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 4 Thumb down 0

      سلام بر شما دوست عزیز نظر شما بسیار محترم است ولیکن در مسئله اعتقادات با خواب و علاقه شخصی احساس نمیتوان مطلب را پیش برد همینطور که بنده جای دیگر هم ذکر کردم مطالبی در مورد واقعیتهای سانسور شده در مورد آقای حافظ جمع آوری شده که انشاا… به زودی به صورت مطلب و کلیپهایی منتشر خواهد گشت

      پاسخ دادن
  2. اصف
    اصف says:

    Thumb up 0 Thumb down 9



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  3. اصف
    اصف says:

    Thumb up 9 Thumb down 13



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ
      مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 10 Thumb down 4

      دوست عزیز اینکه مسئولین این سایت نظر بعضی علما بخصوص آیت الله سیستانی را در مخالفت با فلسفه و تصوف منتشر کرده اند دلیلش این است که پیش از این بعضی دراویش صوفیه بدروغ مطالبی غیر از این به ایشان نسبت داده اند جدا از آن کی همچین مطلبی القا شد که چون آقای سیستانی اینگونه فرمودند پس دیگر هیچکس حق مخالفت ندارد … این اتفاقا روش دوستان جریان فلسفه و تصوف است… شما حق دارید با متن منطقی و مستدل و عقلانی از نظرات هر انسان غیر معصومی بالاخص نظرات آیت الله سیستانی انتقاد کنید نه مسوولین این سایت اهل سانسور کردن هستند و نه ما مخالفین فلسفه و تصوف از پاسخ دادن عاجز مانده ایم … برلادر عزیز آقای آصف محترم برای چندمین بار خواهش میکنم از حواشی خارج شوید و اشکال علمی و مستدل خود را مطرح کنید والسلام علی من اتبع الهدی

      پاسخ دادن
  4. r_vahid65
    r_vahid65 says:

    Thumb up 4 Thumb down 14



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  5. سید متین
    سید متین says:

    Thumb up 1 Thumb down 6



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  6. شرح عشق
    شرح عشق says:

    Thumb up 10 Thumb down 1

    گفتم: کشف عظیمی شده تمام اقطاب تصوف ( بایزید بسطامی،جنید بغدادی منصور
    حلاج، ابوسعید ابوالخیر، باباطاهر همدانی، ، خواجه عبدالله انصاری، امام محمد غزالی ، مولوی، سعدی، نجم الدین رازی، شبستری، شیخ صفی الدین اردبیلی،اوحدی مراغه ای، خواجوی کرمانی، ، حافظ شیرازی، شاه نعمت الله ولی، جامی، کمال الدین خوارزمی، احمد غزالی، عین القضات همدانی، ، سنایی غزنوی، عبدالقادر گیلانی،شهاب الدین سهرودی( شیخ اشراق)، شیخ عطار، اوحدالدین کرمانی، ابن عربی و…) مذهب اهل سنت داشتن وشیعه اثنی عشری نبودن پس مقام ورتبه کلام ائمه ای اطهار(ع) وامامان معصوم ما از آنها برتر است ؟!!!

    گفتا: قیاسی مع الفارق است .کرداروگفتارامامان مبین شریعت است سخنهای اینان تصوراات انسانیست ائمه شمس وقمرند آنان نجم و اخترند امامان باب ورودند ایشان درطی طریقند.اما این کجا وآن کجا .

    گفتم: این یاوه گویان ملعون وحدت وجودیند اگر مومنی بگو بیش باد و کم باد؟

    گفتا:بگو لااله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله .
    ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه‌ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
    عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
    رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سِرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
    شاه اگر جرعه‌ی رندان نه به حرمت نوشد التفاتش به می صاف مروق نکنیم
    خوش بِرانیم جهان در نظر راهرُوان فکر اسبِ سیه و زین مُغَرَّق نکنیم
    آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند تکیه آن به که بر این بحرِ معلق نکنیم
    گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
    حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

    پاسخ دادن
    • بشنو از ني
      بشنو از ني says:

      Thumb up 7 Thumb down 2

      گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
      تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
      رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
      حیوانی که ننوشد می و انسان نشود
      گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
      ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
      اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
      که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود
      عشق می‌ورزم و امید که این فن شریف
      چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
      دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت
      سببی ساز خدایا که پشیمان نشود
      حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی تو را
      تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود
      ذره را تا نبود همت عالی حافظ
      طالب چشمه خورشید درخشان نشود

      پاسخ دادن
      • سروش
        سروش says:

        Thumb up 7 Thumb down 4

        یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
        می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
        گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
        دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
        گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا
        چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
        به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
        جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش
        گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد
        محترم دار در آن طره عنبرشکنش
        در مقامی که به یاد لب او می نوشند
        سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
        عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
        هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
        هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
        سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
        شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
        آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

        پاسخ دادن
  7. نعمتی
    نعمتی says:

    Thumb up 5 Thumb down 8



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  8. کاظم
    کاظم says:

    Thumb up 6 Thumb down 10



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • admin
      admin says:

      Thumb up 9 Thumb down 1

      با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم
      نقدهای این وبگاه ارتباطی با مسائل ادبی و … ندارد.
      شاعرانی مانند حافظ و مولوی و … از لحاظ ادبی بسیار قوی و زبردست بوده اند و در این مقوله بحثی نیست.
      مطالب مطروحه ناظر به این مساله هست که نباید شعرای مذکور را به عنوان یک عارف و ولی خدا معرفی کرد. همانطور که انحرافات عقیدتی آنها در پستهای مختلف تبیین شده است.
      با تشکر
      موفق و موید باشید.

      پاسخ دادن
  9. سروش
    سروش says:

    Thumb up 4 Thumb down 0

    نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
    که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
    من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
    که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
    چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
    وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
    در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
    حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
    نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
    گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
    گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
    رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
    حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
    صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

    پاسخ دادن
  10. مسافر
    مسافر says:

    Thumb up 1 Thumb down 2

    سلام . من افتخار میکنم که حافظ ایرانی است . چون شیعه و سنی و زرتشت ، مانی و مزدک و ترسا و بدنبال سندی برای اثبات دین و مذهب حافظ به نفع خودشان هستند .
    . آیا تا بحال از اشخاصی که مقلد مفتی های وهابی بوده اند کسی به عرفان و حقیقت رسیده است ( برای وجدان خودتان نام ببرید ) ولی از مقلدان اهل بیت (ع) حداقل هزار نفر میشناسید که به عشق واقعی خداوند رسیده اند . دیوان ها و کتابها و تاریخ گویای ادعای من است . ( باز هم به وجدانتان بسپارید )
    من از ائمه شیعه تر نیستم و تعصبی ندارم . ولی خداوکیلی احادیث در شان اهل بیت را از کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری بدون ذهنیت قبلی مطالعه کنید و کتاب امام علی را فقط برای بکاربستن در زندگی بخوانید و فرض کنید کتاب خودتان است . میبینید که تن انسان میلرزد از مطالب تکان دهنده نهج البلاغه که در مورد توحید و نبوت و عدالت و معاد و فنای دنیا جهاد و زکات …… امامت است

    پاسخ دادن
  11. مسافر برای پاسخ به از اهل سنت بالا
    مسافر برای پاسخ به از اهل سنت بالا says:

    Thumb up 6 Thumb down 3

    سلام . خوب البته شما راست میگویی چون دویست سال اول اسلام حکومت در دست اهل تسنن . نظیر معاویه و یزید بوده است و اگر هم تحریف بوده به دست آنها انجام شده چون آنها همه کاره حکومت بوده اند اصلا فتوا میدادند مخالف قرآن . . پس بدان هر آنچه حدیث مثل حدیث منزلت – حدیث غدیر – حدیث کسا – بوده این آقای معاویه حذف کرده و اسم خودش یا خلفا را نوشته است . ما چه میدانیم شاید هزاران حدیث در مورد امام علی و اهل بیت بوده باشد . که توسط منافقین حذف و یا تغییر به نفع خود داده اند

    پاسخ دادن
  12. بنده خدا
    بنده خدا says:

    Thumb up 3 Thumb down 1

    سلام . آقای مسافر صحیح تر میفرمایند . چون همه سلاطین دستور میداده اند که تاریخ را هر گونه که پادشاه بخواهند بنویسند . یکی مثل عمرو عاص که غلام حلقه به گوش معاویه بود هست . و اصلا چه کسی جرات داشت روی حرف معاویه حرف بزند .

    پاسخ دادن
  13. سروش
    سروش says:

    Thumb up 5 Thumb down 2

    کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

    یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

    از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

    صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

    غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

    شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

    هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

    نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

    جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

    در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

    در کار گل و بلبل حکم ازلی این بود

    کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

    آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

    کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

    پاسخ دادن
  14. خادم المهدی
    خادم المهدی says:

    Thumb up 4 Thumb down 7



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
      • جواد
        جواد says:

        Thumb up 8 Thumb down 2

        هر دم از این باغ بری می رسد…
        برادر عزیز برای شما مهم نیست. اما برای بسیاری از محبین علی بن ابیطالب مهم است.
        نمیدانم شما ماتوجه هستید که انگشتانتان چه دکمه هایی را فشرده و در نهایت چه مطلبی را منتشر می کنید؟
        آیا مسئله تشیع و تسنن مهم نیست؟
        برای شما اهمیت ندارد که خلیفه بلا فصل پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله چه کسی بوده؟!!
        حالا حضرت علی اولی باشه یا چهارمی
        هان؟؟!!
        حالا خلافت غصب شده باشد یا نشده باشد.
        حالا به مردم مطالب غلط رسیده باشد یا نرسیده باشد.
        حالا امت ، پس رفت کرده باشند یا نکرده باشند.
        حالا یا علی یا ابوبکر …
        فرقی دارند؟
        یا نعوذ بالله ندارند؟
        این چه حرفیست شما میزنید؟
        چرا به تبعات حرفتان نمی اندیشید؟
        حافظ سنی باشد …. باشد.
        عزیز من بارها گفته ام و باز می گویم
        شما از کسی که در دو راهی علی و ابوبکر، ابوبکر را انتخاب کند توقع چه مضامین عالیه ای را دارید؟
        او می فرماید از راههای آسمان بپرسید و آن یکی می گوید: همانا با شیطانی است که گاهی مرا گمراه می کند
        (طبقات الکبری، ج۲ ص۱۲۹ و ج۳ ص۲۲۱، تاریخ ابن عساکر ج۳۰ ص۳۰۳، تاریخ الخلفاء ج۱ ص۲۲، تاریخ طبری ج۲ ص۱۲۹ و ج۲ ص۴۴۰، شرحح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۶ ص۲۰ و ج۱۷ ص۱۵۷ و…)

        حال باید دید دلیل شاهکار جناب حافظ در این انتخاب چیست و شما دقیقا چه توقعی از صاحب چنین انتخابی دارید؟

        پاسخ دادن
        • یا علی ع
          یا علی ع says:

          Thumb up 4 Thumb down 1

          ببخشید اگر منظورم رو بد رسوندم
          منظورم این بود که مهم نیست حافظ شیعه بوده باشه یا سنی نه که مهم نیست شیعه حقه یا سنی ! واقعا مهمه که حافظ شیعه بوده یا سنی ؟!؟!؟ به نظرم مهم نیست حافظ شیعه بوده یا سنی ؛ وقتی هم به کلمات یک فرد رجوع میکنیم میزان سنجشمون اهل بیت ع هستن چراکه چه بسیار افراد شیعه هستن که دارن حرفهای مخالف اهل بیت ع میزنن و لباس تشیع هم به تن کردن

          پاسخ دادن
          • یا علی ع
            یا علی ع says:

            Thumb up 2 Thumb down 0

            وگرنه خیلی مهمه که شیعه حقه یا اهل تسنن حق هستن ؛ ببخشید اگر منظورم رو بد بیان کردم ؛ حرفهای شما هم کاملا درست هستن خودمم مثبت دادم بهتون

            پاسخ دادن
    • فصیحی
      فصیحی says:

      Thumb up 2 Thumb down 4

      دوست عزیز من هم دقیقا با شما هم عقیده ام ، بعضی متعصبین همیشه دنبال نقطه ضعف هستند و چهره ی سیاه را میبینند ، دندان سفید را نمیبنند
      …. درباره دلایل اکرام و لزوم تجلیل از حافظ می فرمایند:” دو خصوصیت وجود دارد که ما را وا می‌دارد از حافظ تجلیل کنیم و یاد او را زنده نگاه داریم، اول زبان فاخر او که همچنان بر قله زبان و شعرفارسی ایستاده است و ما این زبان را باید ارج بنهیم و از آن معراجی بسازیم به سوی زبان پاک، پیراسته، کامل و والا، چیزی که امروز از آن محرومیم.

      دوم، معارف حافظ که خود او تاکید می‌کند که از نکات قرآنی استفاده‌کرده است. قرآن درس همیشگی زندگی انسان است و شعر حافظ مستفاد از قرآن می‌باشد.

      پاسخ دادن
  15. سپیده بانو
    سپیده بانو says:

    Thumb up 8 Thumb down 10

    سلام
    نظرات دوستان محترم
    دوستی که میفرمایند حافظ انتخاب کردن بین حضرت علی و ابوبکر……
    حافظی که مال قرن۸بوده،زمانی که مذهب رسمی ایران سنی بوده،تو اون اوج حمله هایی که به ایران میشد،چطو با شیعه اشنا میشد؟؟؟فحافظ جرئت نداشته از شهرش بیرون بره..بخاطر همینه که مسافرت هم نمیرفته،چطو میتونست با مذهب شیعه اشنا بشه؟؟اصلا کتابی در مورد شیعه نوشته می شد؟؟تونم تو اوج حمله ی مغول
    من فکر میکنم برای درک مقصود حافظ،یکم راجب اوضاع فاسد شیراز بدونیم…اون دارا الطف خونه ها وخم خانه ها…..چقدر ادم ها فریب کار بودن،چه خانقاه خونه هایی که به جای رسیدن به خدا،جایگاه درویشان بلا نسیت،مفت گیر بود.چه بسا خرقه هایی که لایق انش بود
    تو اون اوضاع،حافظ سعی میکرد مصلح جامعه باشه….
    داخل دیوان حافظ،هیچوقت به ائمه توهینی نشده،اینکه شیعه نشده،متناسب زمانش بوده.اگر ما قبل دوران صفویه بودیم،چه بسا ما هم شیعه نبودیم
    استاد من همیشه میگن به جای اینکه سعی کنیم بزرگان و ادیبان خودمون رو خراب کنیم،اموزه هایی که متناسب با راه پیامبر اسلام و ائمه بوده،با گوش دل قبول کنیم…واونایی که متضاد با دینه،رد کنیم..
    دلیله نداره ترور شخصیت کنیم
    این حرف خیلی جالبه…حافظ انسان کامل نیس،کاملا انسانه…با تموم تمایلات و ارزوها……انتظار میره اشتباه کنه،ولی نباید حرفای درستش زیر سوال بره

    پاسخ دادن
    • حمید رضا
      حمید رضا says:

      Thumb up 7 Thumb down 7

      به “سپیده بانو”:
      اینکه فرمودید : ” اگر ما قبل دوران صفویه بودیم،چه بسا ما هم شیعه نبودیم ”
      بحث عالم ذر خیلی مفصله,
      پس اگر دنیا رو ببینیم در حق حافظ ظلم شده , چرا که خداوند خواسته اون توی محیط سنی رشد کنه ,
      پس روز قیامت در مقابل خدا حجت میاره که : خدایا تو مرا به اجبار توی محیط سنی قرار دادی و …
      در صورتی که خداوند به همه حجت رو تموم کرده,
      و این دنیا فقط برای ایستادن سر اون عهدیست که در عالم ذر بسته ایم,
      و شیعه بودن یا نبودن شخصی به عالم ذر برمیگردد,
      و اما فرمودید : “استاد من همیشه میگن…”
      شما اشتباه میکنید اگر به حرف استادتون گوش کنید
      بزرگ و ادیب اون کسیست که از خداوند اطاعت میکنه نه کسی که بین شعرهای خوبش کلی شعرهای مفسده انگیز داره و به علاوه ما حق نداریم که معارف دینمون رو از هرجایی بگیریم,
      مگر چهارده معصوم علیهم السلام چیزی کم گذاشتند که سراغ دیگری برویم!
      همین که شما میگید شیعه نبوده , خب مخالف اهل بیت بوده دیگه .
      امام صادق علیه السلام میفرمایند :
      دروغ میگوید کسی که ادعای محبت ما را دارد و از دشمن ما بیزاری نمی جوید.

      پاسخ دادن
      • مهدی
        مهدی says:

        Thumb up 6 Thumb down 9



        این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

        پاسخ دادن
        • حمید رضا
          حمید رضا says:

          Thumb up 8 Thumb down 4

          به “مهدی”:
          اینکه کسی برای کسی شعر بگه دلیل شیعه بودنه ؟!
          اگر ایجوره پس عمروعاص و شافعی هم شیعه هستن (البته از نظر شما)

          نمونه اشعار حافظ :
          *به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید##که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
          *منم که گوشه میخانه خانقاه منست##دعای پیر مغان ورد صبحگاه منست
          *گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت؟##در هیچ سری نیست که سرّی ز خدا نیست
          *مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش##کو به تایید نظر حل معما می کرد
          دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست##وندر آن آینه صدگونه تماشا می کرد
          *نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستان##هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
          *بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند##پیر مکا هر چه کند عین عنایت باشد
          *آن روز بر دلم در معنی گشوده شد##کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
          *هرگز به یمن عاطفت پیر میفروش##ساغر نشد تهی ز می صاف روشنم
          *به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات##بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

          هر چند از اشعارش بوی صوفی گری میاد اونوقت شما میگید شیعست!!!

          پاسخ دادن
      • مرید حافظ
        مرید حافظ says:

        Thumb up 1 Thumb down 4



        این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

        پاسخ دادن
      • مهدی
        مهدی says:

        Thumb up 1 Thumb down 5



        این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

        پاسخ دادن
    • هیچکس
      هیچکس says:

      Thumb up 1 Thumb down 12



      این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

      پاسخ دادن
  16. Mr. Butler
    Mr. Butler says:

    Thumb up 10 Thumb down 8

    واقعا لازمه حافظو بچسبونیم به دیگران؟؟چیزی که مهمه اینه که مسلمون بوده.هم حافظ هم مولانا و تعداد زیادی از شعرای ارزشمند دیگه.کاش تعصب رو کنار میذاشتیم تا دشمن مشترکمونو شکست بدیم. سنی ها هم مسلمونن.میدونم در اشتباهن اما این درسته که این طور به تفرقه دامن بزنیم؟
    پیامبر(ص):خداوند فرمود اگر تمام مردم علی (ع)را دوست میداشتند جهنم را خلق نمیکردم._میزان الحکمه
    خدانگهدار.به امید وحدت اسلام.

    پاسخ دادن
  17. حسین
    حسین says:

    Thumb up 3 Thumb down 4

    سلام خدمت دوستان هرکسی که استاد دانشگاه باشه و هرکسی استاد ادبیات باشه و هرکسی که حتی فقیه هم باشه دلیل نمیشه حافظ شناس و مولوی شناس باشه پس احتمالش هست که فقیه جامع هم درباره این شعرا اشتباه کنن چراکه نظر آقای صافی درباره مولانا نظر خوبی نیست اما فقاهت میتونه نشوندهنده حافظ شناسی باشه ؟ مولانا شناسی باشه ؟ کسانی که عارف جامع بودند مثل …. بزرگ که ایشونو سیدالعرفا ، توحید عملی و حتی عرفایی فرمودند از صدر اسلام تاکنون عارفی به جامعیت … نداشتیم (دوستانی که دوستدارن بیشتر درباره این عارف کامل بدونن میتونن تو همین اینترنت درباره ایشون مطالب جالبی ببینن) ، نظر جالب درباره این دوبزرگ شعر ایران دارن ، گمان نمیکنم فقیهی جامع و حتی عارفی و حتی کسانی که خیلی جزئی از عرفان چیزهایی شنیدن بتونن ادعا کنن که عارفی بزرگتر از … تاحالا داشتیم چراکه … و … و خیلی از بزرگان فقه و عرفان و حتی … خودشونو درحد آقای … نمیدیدند و تمام این بزرگان شاگرد ایشون بودن ، آقای … درباره مولانا و حاظ میفرمایند ایشان از عرفای کامل بودند !!!!! و امکان ندارد کسی به این درجه عرفان برسد و ولایت حضرت علی علیه السلام را نداشته باشد دوستان خود بخوانند حدیث مجمل از این گفته آقای … بزرگ

    پاسخ دادن
  18. فانی
    فانی says:

    Thumb up 2 Thumb down 11



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  19. مجتبی کریمی
    مجتبی کریمی says:

    Thumb up 6 Thumb down 7

    سلام توصیه میکنم هم شخصیت شیخ جعفر … رو بشناسید هم نظر ایشون راجع به شیعه بودن حافظ رو بخونید نه تنها شیعه بوده بلکه ولایی کامل و مراحل عرفان را طی کرده نظر سایر عرفا را هم بخوانید

    پاسخ دادن
  20. مهدی
    مهدی says:

    Thumb up 11 Thumb down 12

    ضمن عرض سلام
    مرحوم …. می فرماید اگر مجاز بودم می گفتم کدام یک از اشعار حافظ برای ایشان نیست . و در مجموع موید ایشان بودند ضمن اینکه وقتی شیراز مرکز تسنن بوده است چرا فرض نمی کنیم حافظ تقیه می کرده است ؟ ضمن اینکه به قول بزرگان کسی که دستش در دست اهل بیت نباشد نمی تواند به این جایگاه در عرفان برسد.
    الله اعلم

    پاسخ دادن
  21. مهدی
    مهدی says:

    Thumb up 2 Thumb down 14



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  22. محمد
    محمد says:

    Thumb up 23 Thumb down 6

    حافظ شیعه هم که باشد برای شیعیان حجت نیست و تقدس ندارد. حق فقط در ثقلین جمع است و بس! بقیه باید پیرو آنها باشند ودایم دین خود را به آنها عرضه کنند و مراقب باشند که قدمی خارج از راه خدا نگذارند! شامل همه علما، فقها، صلحا، امام زاده ها، مراجع تقلید، شیخ مفید، شیخ صدوق، علامه مجلسی و همه و همه و همه است! در شیعه بودن فردوسی که دیگر شکی نیست! بازهم فرقی نمی کند! هر حرف خوبی از ثقلین نقل کند می شود نمره خوب، و هر چیزی از خودش بگوید باید دید چقدر درست است و چقدر با ثقلین می خواند! از سنی هم می شود حرفهای درست و مطابق حق را شنید! ولی نباید آنرا به حساب او گذاشت! حق فقط در یکجاست و آن اهل بیت علیهم السلام هستند و بس! علی مع الحق و الحق معی علی حیث دار! قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

    پاسخ دادن
  23. برخ
    برخ says:

    Thumb up 3 Thumb down 13



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • افشار
      افشار says:

      Thumb up 12 Thumb down 2

      چه ربطی داره؟
      اکثریت نوابغ جهان در رشته های مختلف من جمله فیزیک، شیمی، ریاضیات و نجوم و حتی صنعت و فوتبال!! و ….، بی دین و یا نهایتا مسیحی می باشند !
      این دلیل بر حقانیت عقیده آنها میشود؟؟؟؟
      مولوی و حافظ و … نهایتا شاعر متبحری بودند و بس!
      ضمنا فراموش نکنیم که قرآن و روایات درباره شعرا چه دیدگاهی دارد!

      پاسخ دادن
  24. برخ
    برخ says:

    Thumb up 6 Thumb down 8

    ربطش اینه که اینها نه فقط شاعر بلکه همگی از علوم شرعی بهره ی زیادی داشتن و میتونستن راه و چاه رو تشخیص بدن.مثلا مولانا نه تنها شاعر و ادیب بزرگی بوده بلکه عارف و خداشناس بزرگی هم بوده و میفرماید:
    مولانا.
    چون محمد یافت آن ملک و نعیم          
    قرص مه را کرد او در دم دو نیم

    چون ابوبکر آیت توفیق شد                 با چنان شه صاحب و صدیق شد

    چون عمر شیدای آن معشوق شد           
    حق و باطل را چو، فاروق شد

    چون که عثمان، آن را عین گشت         
    نور فایض بود و ذی النورین گشت

    چون ز رویش مرتضی شد در فشان      
    گشت او شیر خدا در مرج جان

    پاسخ دادن
    • افشار
      افشار says:

      Thumb up 8 Thumb down 4

      واقعا کمی فکر هم چیز خوبیه!!!
      خب عزیز دل !
      نمونش و بلکه بالاترش هم برای عقاید مخالف اهل سنت وجود داره! طوری که هم در علوم شرعی از امثال این شعرا بالاتر بودن و هم نبوغشون چشمگیر تر بوده!! نه اینکه چهار تا شعر بگن! بلکه با نبوغشون تمام عالم رو تحت تاثیر قرار دادن و برخی پایه های علوم نوین رو پی ریزی کردن!!
      خواجه نصیر و شیخ بهایی و … !
      حتما درباره نبوغ این بزرگواران شنیدی؟!
      حمام شیخ بهائی و و گرم نگه داشتن آب با یک شمع رو شندیدی حتما!
      بحث نجوم و ریاضیات که خواجه نصیرالدین طوسی از دانشمندان نامور در ریاضیات بوده!
      دانشمندان شیعه موفق شدن برای اولین بار صفر را در محاسبات به کار ببرند، استخراج ریشه پنجم، تعریف اعداد اصم، استفاده از اعداد گنگ، اختراع پرگار تام، پایه گذاری هندسه نااقلیدسی، اختراع جبر، محاسبه دقیق عدد ، طرح مثلثات کروی و…. و مباحث فراوان دیگر در رشته‌های مختلف این علم توسط دانشمندانی نامی علم ریاضی چون کوشیار و خیام، خواجه نصیر و بیرونی و دیگران در تاریخ این علم به ثبت رسیده و ریاضیات در حال حاضر هر چه داره، به نوآوری‌های این دانشمندان در محاسبات عظیم‌شان بر می‌گره

      حالا اینها بالاتره یا چند تا شعر که با اباطیل و داستانهای مستهجن و مطالب ساختگی همراهه؟؟!!
      باز هم میگم چند تا شعر و تبحر در یک فن دلیل بر صحت عقیده فرد خاصی نمیشه و این برای اهل استدلال و تفکر واضح و آشکار هست!!

      پاسخ دادن
  25. برخ
    برخ says:

    Thumb up 5 Thumb down 7

    منظورت عمر خیامه دیگه؟؟؟بیرونی شیعه بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟محمد بن ابوبکر ذکریای رازی،خوارزمی و هزاران نفر دیگه رو که خوب میشناسی؟
    اینا همه یه چیز رو نشون میده اینکه از صدر ورود اسلام به ایران تا قبل از صفوی خائن همه مردم ایران موحد و دوستدار صحابه بودن.

    پاسخ دادن
    • افشار
      افشار says:

      Thumb up 8 Thumb down 3

      منظورم جابر بن حیان و خواجه نصیر و شیخ بهاء و .. هست
      انسان نادان خوب توجه کن
      بسیاری از نوابغ جهان و همین ایران ملحد هستند
      این حشیشی که تو و امثال تو برای اثبات عقیده باطلت به آن چنگ زدید سست تر از آن است که بخواهد کاری برایتان بکند و فقط باعث آبروریزی بیشتر برای شما می شود.
      شما فعلا خوب است بروید سالیان سال سر در مطالعه صحاح سته خود فرو ببرید تا شاید توجیهی برای روایات خود پیدا کنید !

      من تنها یکی دو نمونه نقل میکنم :

      مسلم در صحیح خود در باب تیمم به چهار طریق از عبد الرحمن بن انبزى نقل کرده که :
      أن رجلا أتى عمر فقال إنی أجنبت فلم أجد ماء فقال لا تصل فقال عمار أما تذکر یا أمیر المؤمنین إذ أنا وأنت فی سریه فأجنبنا فلم نجد ماء فأما أنت فلم تصل وأما أنا فتمعکت فی التراب وصلیت [ ص: ۲۸۱ ] فقال النبی صلى الله علیه وسلم إنما کان یکفیک أن تضرب بیدیک الأرض ثم تنفخ ثم تمسح بهما وجهک وکفیک فقال عمر اتق الله یا عمار قال إن شئت لم أحدث به
      مردی نزد عمر آمد پس گفت من جنب شدم و آب نیافتم. عمر گفت نماز نخوان. پس عمار گفت اى پیشواى مومنین آیا یادت میاید وقتی که من و تو در یک شبیخون و حمله بر دشمن بودیم پس جنب شدیم و آب نیافتیم پس اما تو نماز نخواندى و اما من خود را بخاک مالیده و نماز خواندم. پس پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود کافیست تو را البته که دو کف دستت را بر زمین زده و سپس فوت کنی آنگاه بان مسح کنى صورت و دودستت را. پس عمر گفت: اى عمار بترس از خدا ! عمار گفت اگر خواستى من حدیث نمیکنم آن را !!
      صحیح مسلم – کتاب الحیض – باب التیمم – ج ۱ ص ۲۸۰-۲۸۱

      بخاری در باب الحوض صحیحش (جلد ۷ صفحۀ ۲۰۹) :

      «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: (در روز قیامت) در حالى که من ایستاده ‏ام گروهى مى ‏آیند، تا اینکه آنان را مى‏ شناسم، در همین هنگام مردى از بین من و آنان بیرون مى ‏آید و مى‏ گوید: بیایید. مى‏ گویم: به کجا؟ مى‏ گوید: به خدا سوگند، به سوى آتش! مى‏ گویم: چرا؟! مى‏ گوید: آنان بعد از تو مرتد شدند و به قهقرا برگشتند. سپس گروهى دیگر مى ‏آیند تا اینکه آنان را مى ‏شناسم. مردى از بین من و آنان بیرون مى‏ آید و مى‏گوید: بیایید. مى ‏گویم: به کجا؟ مى‏ گوید: به خدا سوگند، به سوى آتش. مى‏ گویم: چرا؟ مى‏ گوید: آنان پس از تو مرتد شدند و به قهقرا برگشتند. از آنان جز عده ‏اى اندک، احدى رهایى نمى ‏یابد.»

      پاسخ دادن
    • حمیدرضا
      حمیدرضا says:

      Thumb up 6 Thumb down 1

      به “برخ” :
      —پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است . (بحارالانوار ج ۲۷، ص ۱۱۶ )
      —پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای – عزوجل – فاطمه (علیها السلام) و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است.(عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۴۶)
      —پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: فاطمه (علیها السلام) عزیزترین مردم در نزد من است.(الامالی، شیخ مفید، ص ۲۵۹)
      —پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم (بیت الاحزان، ص ۱۹; بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲)
      —پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمه ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها … ; مورد لعنت است، مورد لعنت است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد…(بحارالانوار ج ۷۳، ص ۳۵۴)
      و از کتاب های شیعه احادیث خیلی زیاده …
      و اما از کتب اهل سنت :
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَه».هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی می‌شد. (مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص ۳۴۲٫)
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــه وَ وُلدَهـــا وَ مَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَه. خدای تبارک و تعالى آتش را بر دخترم فاطمه و پسرانش و کسی که آنان را دوست بدارد دور و منع کرده است، و به همین دلیل است که اسمش فاطمه است.(کنز العمال ج۶ ص ۲۱۹٫)
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یَسُرُّنِی ما یَسُرُّها». فاطمه پاره تن من است، هر چه او را خوش حال کند مرا خوش می‌کند.(الصواعق المحرقه ص ۱۸۰ و ۲۳۲/ مستدرک الحاکم / معرفه ما یجب لآل البیت النبوی من الحق على من عداهم ص ۷۳/ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۹ ص ۴۶۸)
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِی». فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است. (صحیح البخاری ج ۳ کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَه ص ۱۳۷۴/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص ۱۲۲/ الجامع الصغیر ج ۲ ص ۶۵۳ ح ۵۸۵۸/ کنز العمّال ج ۳ ص ۹۳ ـ ۹۷/ منتخب بهامش المسند ج ۵ ص ۹۶/ مصابیح السنّه ج ۴ ص ۱۸۵/ إسعاف الراغبین ص ۱۸۸/ ذخائر العقبى ص ۳۷/ ینابیع المودّه ج ۲ ص ۵۲ ـ ۷۹)
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یُؤلِمُها ما یُؤْلِمُنِی وَ یَسَرُّنِی ما یَسُرُّها». فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او را مسرور گرداند مرا مسرور کرده است. (مناقب الخوارزمی ص ۳۵۳)
      —قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه إِنّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبَکِ». ای فاطمه، خدا با غضب تو غضبناک می‌شود. (الصواعق المحرقه ص ۱۷۵/ مستدرک الحاکم، باب مناقب فاطمه / مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۳۵۱)
      —قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «لیله عرج بی إلى السماء رأیت على باب الجنّه مکتوبا : لا إله إلا الله محمّد رسول الله علیّ حبیب الله الحسن والحسین صفوه الله فاطمه خیره الله على مبغضیهم لعنه الله» شبی که به معراج رفتم بر در بهشت دیدم نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، حسن و حسین مصطفایان خدا، فاطمه برگزیده خدا، لعنت خدا بر مبغضین آنان. (تاریخ بغداد: ۱/۲۵۹ تاریخ دمشق: ۱۴/۱۷۰ لسان المیزان: ۵/۷۰)
      —قرأ رسول الله صلى الله علیه وآله هذا الآیه: «فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه» فقام إلیه رجل فقال: أی بیوت هذه یا رسول الله؟ قال: بیوت الأنبیاء، فقام إلیه أبوبکر فقال: یا رسول الله أهذا البیت منها ؟- مشیرا إلى بیت علی و فاطمه علیهما السلام- قال: نعم من أفاضلها» رسول خدا (ص) این آیه را خواند: (در خانه‌هائی که خدا اجازه داده است که بالا روند و ذکر او در آنها به بزرگی یاد شود) پس کسی بلند شد و سؤال کرد: کدام بیوتی هستند اینها یا رسول الله ؟ فرمودند: بیوت أنبیاء. پس ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله این خانه هم ضمن آنان است؟ -اشاره به خانه حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام کرده بود- پیامبر (ص) فرمودند: بله از بهترینان آن بیوت است. (الدر المنثور : ۶/۲۰۳ تفسیر آیه النور، روح المعانی: ۱۸/۱۷۴ تفسیر الثعلبی: ۷/۱۰۷ الکشف والتبیان للمسفوی : ۷۲)
      هدف از آوردن این روایات رسیدن به جواب سوال زیر می باشد که می خواهم یکی از کسانی که ادعای اهل سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد , برای رضای خدا به سوال زیر جواب دهد :
      حضرت صدیقه شهیده چگونه و به دست چه کسی به شهادت رسیده است ؟

      پاسخ دادن
    • منتظر
      منتظر says:

      Thumb up 3 Thumb down 0

      حرفی ندارم جز اینکه برو چیز بفهم!!!
      سواد نوشتن زکریا نداری، مونده راجع به دین و تاریخ و… حرف بزنی.

      گر معرفت دهندت مستغنی از دو کونی
      گر کیمیا بیابی بی معرفت گدایی

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 4 = 16

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>