+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

سران عرفان و تصوف از دیدگاه علامه مجلسی (ره)

علّامه مجلسي در در اواخر كتاب فارسي «حقّ اليقين» كه آخرين تأليف پر اثر و ذي قيمت اوست، و همان است كه مرحوم سيد عبد اللَّه شبر، آن را با جزئي تغييري به عربي ترجمه نموده است، درباره مشايخ صوفيه‏ می فرماید :

 

« پس اگر اعتقاد به روز جزا دارى امروز حجت خود را درست كن كه چون فردا حق تعالى از تو حجت طلبد جواب شافى و عذر پسنديده داشته باشى، و نميدانم بعد از ورود احاديث صحيحه از اهل بيت رسالت عليهم السلام و شهادت اين بزرگواران از علماى شيعه رضوان اللَّه عليهم بر بطلان اين طائفه (صوفیه) و طريقه ايشان در متابعت ايشان نزد حق تعالى چه عذر خواهى داشت؟!

 

آيا خواهى گفت متابعت حسن بصرى كردم كه چند حديث در لعن او وارد شده است؟ يا متابعت سفيان ثورى كردم كه با امام جعفر صادق عليه السّلام دشمنى مي كرده و پيوسته معارض آن حضرت مي شده است، و بعضى احوال او را در اول كتاب بيان كرديم يا متابعت غزالى را عذر خودخواهى گفت كه به يقين ناصبى بوده! و ميگويد در كتابهاى خود، به مان معنى كه مرتضى على امام است، من هم امام، و مي گويد: هر كس يزيد را لعنت ميكند گناهكار است، و كتابها در لعن و ردّ شيعه نوشته، مانند كتاب «المنقذ من الضلال» و غير آن يا متابعت برادر ملعونش احمد غزالى را حجت خواهى كرد؟ كه ميگويد: شيطان از اكابر اولياء اللَّه است؟! يا ملاى رومى را شفيع خواهى كرد كه ميگويد: ابن ملجم را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شفاعت ميكند، و به بهشت خواهد رفت، و حضرت امير به او گفت كه: تو گناهى ندارى چنين مقدر شده بود و تو در آن عمل مجبور بودى! و مي گويد: چون كه بيرنگى اسير رنگ شد موسئى با موسئى در جنگ شد.

و در هيچ صفحه از صفحه‏ هاى مثنوى نيست كه اشعار به جبر يا وحدت وجود يا سقوط عبادات يا غير آنها از اعتقادات فاسد نكرده باشد.

 

و چنانچه مشهور است و پيروانش قبول دارند ساز و دف و نى شنيدن را عبادات ميدانسته است يا پناه به محيى الدين خواهى برد كه هرزه‏ هايش را در اول و آخر اين كتاب شنيدى، و ميگويد جمعى از اولياء اللَّه هستند كه رافضيان (شيعيان) را بصورت خوك مى‏ بينند، و ميگويد به معراج كه رفتم مرتبه على را از مرتبه ابو بكر و عمر و عثمان پست ‏تر ديدم! و ابو بكر را در عرش ديدم! چون برگشتم به على گفتم چون بود كه در دنيا دعوى ميكردى كه من از آنها بهترم الحال ديدم مرتبه ترا كه از همه پست‏ ترى!!

 

و او و غير او از اين تزريقات بسيار دارند كه متوجه آنها شدن موجب طول سخن مى‏شود. و اگر از دعواهاى بلند ايشان فريب ميخورى آخر فكر نميكنى بلكه براى حب دنيا اينها را بر خود بندند، اگر خواهى او (مرشد) را امتحان كنى كه ميگويد من جميع اسرار غيبى را ميدانم و همه چيز بر من منكشف مى ‏شود، و شبى ده بار بعرش ميروم‏ يك مسأله از شكيات نماز يا يك مسأله مشكل از ميراث و غير آن يا يك حديث مشكل از او بپرس اگر آنها را راست ميگويد اين را هم براى تو بيان ميكند.
چنانچه بسند صحيح از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه علامت كذّاب و دروغگو آنست كه تو را خبر مي دهد به چيزهاى آسمان و زمين و مشرق و مغرب چون از حلال و حرام خدا مسأله‏ اى از او ميپرسى نمي داند!

 

آخر اين مردى كه دعوى مي كند مسأله غامض وحدت وجود را فهميده ‏ام كه عقل هاى جميع فضلا از فهميدن آن قاصر است چرا يك معنى سهلى را اگر پنجاه مرتبه خاطر نشان او كنند نمي فهمد؟!! و آنهائى كه دقايق معانى را مي فهمند آنچه او فهميده است چرا نمي فهمند، و باز هر گاه خود معترف باشند كه كشف با كفر جمع مى‏ شود و كفّار هند صاحب كشف مى‏ باشند، بر تقديرى كه كشف ايشان واقعى باشد و ترا فريب نداده باشند كى دلالت بر خوبى ايشان مي كند؟

 

چون دستگاه اين سخن بسيار وسيع است و قليلى كه براى هدايت طالبان حق كافى باشد در اول اين كتاب و در لمعات در چند موضع ديگر بيان كردم، در اين موضع اختصار نموده ختم ميكنم …»

حقّ اليقين – مصباح پنجم

مهدی موعود ترجمه جلد 51 بحار الانوار ص 135