+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

شمس تبریزی

مذهب شمس تبریزی- شیعه یا سنی؟ ستایش و مدح عجیب خلفای اهل سنت

shams4“شمس تبریزى”، که وجود خود را کیمیا می داند ، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

«مردم را سخن نجات خوش نمى‏ آید، سخن دوزخیان خوش مى ‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم . که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.» [۱]

 

شمس تبریزی و مدح عجیب و غریب خلفاء

اما همین شخص هنگامی که به غاصبان حق اهل بیت علیهم السلام می رسد تعصب خود را نشان داده و چنین می گوید :

وقتی پیامبر به معراج رفت جبرئیل به ایشان گفت: اگر چهار برابر عمر نوح فرصت داشته باشم و فضائل عمر بن خطاب را بشمرم، مناقب او تمام نخواهد شد، اما عُمر با همه فضیلت هایی که دارد تنها یک خوبی از خوبی های ابوبکر است. [۲]

 

این فرد که حضرت زهرا علیها سلام را به قصور در معرفت خدا متهم می کند می گوید: خداوند متعال با زبان عمر بن خطاب خلائق را مورد خطاب قرار می دهد: الحق ینطق علی لسان عمر (بن خطاب). [۳]

 

شمس تبریزی، خلیفه اول یعنی ابوبکر را زاهدی بی بدیل خوانده که هرگز طرفه عینی به دنیا و ما فیها مشغول نشد و همواره خدا را در یاد داشت وی می گوید:

من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی الارض فلینظر الی ابی بکر الصدیق (هرکس دوست دارد به مرده ای بنگرد که بر روی زمین راه می رود به ابوبکر صدیق نظر کند) از خاک دان رسته، در صحبت آب لطیف جان فزا مقیم شده. آن دریا بنده ای باشد از بندگان خدا… . [۴]

 

پیامبر خدا عاشق و شیفته ابوبکر بود!

شمس می گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هر روز و هر ساعت خواستار دیدار و مصاحبت با ابوبکر بن ابی قحافه بود! به طوری که حتی ابوبکر را همراه سپاه مسلمین برای جهاد و نبرد با مشرکین نمی فرستاد و نبرد با مشرکین برای همه مسلمانان واجب ولی برای ابوبکر حرام بود زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله لحظه ای طاقت دوری ابوبکر را نداشت!! وی با نقل داستانی ساختگی برای بالا بردن مقام و منزلت ابوبکر در پیش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین می گوید:

به ابوهریره فرمود: زرغباً تزدد حبّاً (دیردیر زیارت کن تا مهر و محبت فزون شود) اما در حق ابوبکر رضی الله عنه هرگز نفرماید، که او را بغزا نیز نمی گذاشت که از رسول غایب شود،تا اینکه روزی در حربی از جانب کافران مبارزی در میدان تاخت، یاران باز پس تاختند، هیچ کس(برای نبرد) پیش او نمی رفت، پرسیدند که سبب چیست؟(از نرفتن به نبرد او) گفتند از خوف جان نیست بلکه او فرزند ابوبکر صدیق است و یاران شرم می آید که به نبرد او روند، این سخن به گوش ابوبکر صدیق رسید و او در عرش با رسول بود، ابوبکر پرسید که این چه غلغله است؟ گفتند پسر تو می باشد که حمله کرده است، ابوبکر در حال بر نشست و در میدان انا بری منکم در آمد، چون پسر روی پدر را دید بازگشت، صدیق نیز بازگشت، رسول دست مبارک بر کتف صدیق نهاد و گفت: ادخر لنا نفسک یا صدیق یعنی نفس را پیش تو قدری نیست، پیش ما قدری عظیم دارد از برای ماش نگاه دار، تو هیچ در جنگ مرو، به غزا برون مرو، ملازم صحبت ما باش، پس او را چون گویند زرغبا، غزا در حق مومنان دیگر فریضه است و عزیزترین طاعت هاست ، در حق صدیق معصیت است و حسنات الابررار سیئات المقربین!! [۵]

 

شمس تبریزی استاد خود را بالاتر از خدا می داند!

یکی را سوال کردند که شیخ تو بهتر است یا ابایزید؟، گفت شیخ،گفتند شیخ؛ تو بهتر است یا عم؟ گفت شیخ، گفتند شیخ تو یا خدا؟ گفت من یگانگی و توحید آنجا (نزد شیخ) یافته ام غیر آن یگانگی نمی دانم.  [۶]


[۱] مقالات شمس،۱۵۱
[۲] مقالات شمس، عماد،۱۰۴
[۳] مقالات، عماد،ص۶۷
[۴] همان
[۵] مقالات ، عماد، ص ۷۵
[۶] مقالات ، عماد، ص ۹۷