+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

پاسخ به بیانیه سرتاسر تهمت و افتراء و به ظاهر مستدل جناب موسوی مطلق

بسم الله الرحمن الرحیم 

قال الصادق (علیه السلام) : «الْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِیِّ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِیَاتِ»

بهتان و تهمت زدن به انسان بی‌‌گناه سنگین‌‌تر از كوه‌‌های استوار است. [الخصال ج 2 ص 5]

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «مَنْ بَهَتَ مُؤمِناً أَوْ مُؤمِنَةً أَوْ قَالَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى یَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِیهِ»

هركس به مرد يا زن مؤمنى تهمت بزند، يا دربار او چيزى بگويد كه از آن مبرّا و پاك است خداوند در قيامت او را در تلى از آتش نگاه ميدارد، تا آنچه را درباره او گفته ثابت نمايد.

قال الصادق (علیه السلام) : إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِيمَانُ مِنْ قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ. 

هرگاه مؤمن به برادر [دينى] خود تهمت بزند، ايمان در قلب او از ميان مى‏ رود، همچنان كه نمك در آب، ذوب مى‏ شود. كافى (ط-الاسلامیه) ج 2، ص 361، ح 1

قال الصادق (علیه السلام): مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ . 

اگر كسى سخنى را بر ضد مۆمنى نقل كند و قصدش از آن ، زشت كردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى كند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد. كلینى : كافى ، ص 358، ح 1

 

پس از پاسخ ما به تکذیبیه جناب عبدالقائم شوشتری، سایت جناب موسوی مطلق ، مطلبی را تحت عنوان “پاسخ مستدل استاد حجت الاسلام موسوی مطلق به جوسازی های سایت ابن عربی” منتشر کرده و این پایگاه را به جوسازی و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی متهم نموده است !
 

 

متن بیانیه جناب موسوی مطلق : 

بسم الله الرحمن الرحیم

مصاحبه ای از حضرت استاد آیت الله شوشتری در مجله فصلنامه تخصص مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی به تاریخ ٩صفر١۴٣۵ ویژنامه سالگرد مرحوم علامه طهرانی از ص ٩۶الی ١٠١منتشر شده است که در ص ٩٨ معظم له خاطره ملاقاتشان را از استادشان مرحوم علامه طباطبایی را نقل نموده اند و بعد مجله پاورقی زده واین متن منتشر شده را در پاورقی از زبان ویژه نامه نوشته اند که پس از چاپ به استاد شوشتری تقدیم شده است واینک سایت ابن عربی که مروج افکار سیدصادق شیرازی و اللهیاری است آن را به خود استاد نسبت داده است و دنبال جو سازی هستند عجیب است اینان فرق فلسفه ،تصوف ،عرفان و اخلاق را نمیدانند وجالِب این که فرقه صوفیه ی ملعون آزادانه در این مملکت تبلیغ میکنند و این افراد مدعی و جوساز با صوفیه کاری ندارند ولی عارفان بزرگ ما که بارها بارها مکتوب و شفاهی انکار این فرقه نموده اند را به زور به اینان می چسبانند شما اگر دلسوز اسلام هستید بروید و با خود آنان بحث کنید چرا مروجین عرفان ناب اسلامی را که همه طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی است را میزنید مشکل شما با اصل حکومت اسلامی است و حامیان و بزرگانتان هماناند که درک درستی از روایات پرچم و بیرق قبل از ظهور را ندارند، بنده سر تسلیم در مقابل عارفان بزرگ مکتب تشیع و فیلسوفان اسلامی فرود می آورم شما که امام خمینی و امثال آیت الله قاضی را هم صوفی میدانید چگونه باید شما را اهل خرد و تفکر و تقوا دانست خجالت بکشید و از این نسبتها توبه کنید که مرگ در کمین شماست واینک مجددا توجه همگان را به اصل آن مصاحبه مذکور جلب می نمایم و آن را در سایت حقیر و سایت حضرت استاد مطالعه بفرماید

سیّدعباس موسوی مطلق ۲۷ تیر ۱۳۹۵

 

 ابتدای این متن با عبارت “پاسخ مستدل” آغاز می شود. اما متاسفانه مملو از جوسازی، تهمت و افتراء و برچسب های گوناگون سیاسی و اعتقادی است و با این حال، این پایگاه را متهم به جوسازی می کند که این مساله در نوع خود جالب و درخور توجه است .

تهمت ها و مغلطه های متن فوق نیاز به توضیحاتی دارد که برای تنویر افکار عمومی به قسمتی از آنها اشاره می کنیم :

1 – جناب موسوی مطلق با توهین و افتراء این پایگاه را مروج افکار جناب سید صادق شیرازی و اللهیاری معرفی نموده اند.

از ایشان درخواست می کنیم یکی از موارد ترویج جناب سید صادق شیرازی و اللهیاری در این پایگاه را منتشر کنند تا ما نیز آگاه شویم! آیا واقعا ایشان نمی دانند که اکثریت قریب به اتفاق علمای شیعه ، از زمان نواب اربعه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تا بحال ، عرفان صوفیانه را قاطعانه نقد و رد نموده اند.

بر اهل علم و کسانی که اندک اطلاعاتی از فضای حاکم بر حوزه های علمیه و بیوت مراجع تقلید داشته باشند پوشیده نیست که دیدگاه اکثریت قریب به اتفاق مراجع معظم، نقد صریح و قاطع عرفان صوفیانه رایج است!

برای مشاهده برخی از مواضع مراجع عظام در رد عرفان صوفیانه و فلسفه یونانی به لینک های زیر مراجعه کنید :

  1. دانلود کتاب جلوه ی حق در نقد تصوف و عرفان صوفیانه اثر آیت الله مکارم شیرازی
  2. دانلود کتاب نگرشی بر فلسفه و عرفان اثر آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله)
  3. آیت‌ الله صافی : افرادی که کنگره مولوی را برگزار کرده اند،از امام زمان (عج) خجالت بکشند
  4. آیت‌الله‌ نوری همدانی: در دیوان مولوی انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول عقاید شیعه همخوانی ندارد و سبب انحراف جامعه می شود
  5. استفتاء از آیت الله سیستانی درباره مدعیان عرفان و صفای باطن و مقامات معنوی
  6. دست نوشته حضرت آیت الله سیستانی و رد و عدم تایید عرفان ابن عربی
  7. انتقاد حضرت آیت الله سیستانی از تدریس فلسفه ملاصدرا و ترویج آراء انحرافی ابن عربی
  8. آیت الله وحید خراسانی و نقد فلسفه و عرفان
  9. آیت الله بهجت (ره) و رد و نقدِ وحدت وجودِ موردِ نظر عرفا و فلاسفه
  10. پاسخ آیت الله شبیری زنجانی به پرسشی درباره فلسفه ملاصدرا و عرفان ابن عربی
  11. آيت الله فياض(از شاگردان برجسته مرحوم آیت الله خوئی در نجف اشرف) : تدريس عرفان ابن عربي در حوزه خطرناك است.
  12. آیت الله مرعشی نجفی (ره) : مصیبت صوفیان برای اسلام، از بزرگترین مصائب است

 

لازم به ذکر است که عناوین فوق تنها منحصر در بخشی از موضع گیری های مراجع تقلید حال حاضر بود. اگر بنا را بر انتشار و انعکاس انتقادات و دیدگاه های مراجع و علمای برجسته از زمان غیبت تا بحال می گذاشتیم، باید کتابی در چندین مجلد به چاپ می رساندیم!

به نظر، همین پاسخ برای ناصحیح بودن این ادعای ایشان کافی است.

2 – ایشان افتراء بزرگی زده و نوشته است : ” مشکل شما با اصل حکومت اسلامی است ” 

این تهمت بزرگ تنها برای عوام مفید فایده است و هیچگونه ارزش علمی و قابل قبول ندارد. هیچ ملازمه ای بین نقد فلسفه و عرفان مصطلح با انقلابی نبودن – نه در واقعیت امر و نه در اندیشه و سیره عملی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری – وجود ندارد، همان گونه که ملازمه ای بین موافقت با فلسفه و عرفان مصطلح با انقلابی بودن وجود ندارد. شواهد بسیاری دال بر خلاف این دو ملازمه وجود دارد . از بهترین شواهد بر نفی ملازمه اول، حاج شیخ مجتبی قزوینی (سردمدار جریان تفکیک در مشهد بعد از مرحوم میرزای اصفهانی) و میرزا جواد آقای تهرانی است که مقام معظم رهبری صریحا بر این عدم ملازمه با استناد به این دو شخصیت و نوع ارتباطشان با حضرت امام (ره) تاکید فرمودند و در بیاناتشان بر ادامه آزاد اندیشی در مورد موافقت یا مخالفت با فلسفه با حفظ اصول اخلاقی و رعایت احترام تاکید فرمودند. یک بار وقتی حضرت امام (ره) خواستند از مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی در برابر هجمه ضد انقلاب حمایت کنند، فرمودند شما نمی دانید که در این مجلس چه شخصیت هایی هستند، در این مجلس امثال میرزا جواد آقای تهرانی ها هستند (نقل به مضمون).

در قضیه ای دیگر، میرزا جواد آقا از مشهد به تهران می آید و به دفتر و منزل حضرت امام مراجعه می کند و … می گوید اجازه بدهید دستتان را ببوسم. امام دستشان را دراز می کنند و میرزا جواد آقا می بوسد و از اتاق بیرون می آید و تهران را به مقصد مشهد ترک می کند. علاوه بر این باید اضافه کنم بزرگان دیگری از انقلابیون مثل شهید آیت الله سعیدی و مرحوم فردوسی پور و حاج حیدر آقای رحیم پور (عافاه الله) و نیز مجاهد نستوه مرحوم آقای خزعلی از مخالفان فلسفه بوده اند اما این گرایش معرفتی و کلامی آنان هرگز مانع از پیوند وثیقشان با تفکر انقلابی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری نبوده است و نیز مانع از این نبود که مرحوم خزعلی سالها در زمان امام (ره) و حضرت آقا عضو شورای نگهبان (یکی از مهمترین نهادهای انقلابی و قانونی کشور) و مجلس خبرگان باشند.

جالب است که اکثر قریب به اتفاق مراجع عظام کنونی که در مسیر حمایت از انقلاب و نظام هستند، مشرب فلسفی ندارند و مخالف و منتقد جدی فلسفه هستند و موضع گیری های تندی در این زمینه دارند و حتی کتابهایی در این زمینه تالیف نموده اند. برای نمونه به کتاب نگرشی بر فلسفه و عرفان اثر آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله) و کتاب جلوه حق اثر آیت الله مکارم شیرازی مراجعه بفرمائید. (در بالا ذکر شد)

اما در عین حال این مخالفت ها هرگز مانع از پیوند با نظام جمهوری اسلامی نبوده است. در مباحث کلامی و معرفتی و اعتقادی در درون شیعه نیز مصادیق فراوانی وجود دارد که متکلم یا فقیه یا محدثی نظریه ای را از عالمی دیگر، شدیدا مردود می داند . برای نمونه شیخ مفید در برخی موارد انتقادات شدیدی را متوجه شیخ صدوق میکند و موارد بسیار دیگر … که این مساله در مباحث علمی چیز عجیبی نیست. اینکه جناب موسوی مطلق به جای ارائه پاسخ علمی سعی در استفاده از برچسب های سیاسی دارد قابل تامل و توجه است. در انتهای این نکته باید متذکر شویم که این افتراء جناب موسوی مطلق قابل پیگیری قانونی نیز می باشد.

 

3 – تنها نکته قابل توجه متن جناب موسوی مطلق، بخشی است که بیان می کند سخنان منتسب به جناب عبدالقائم شوشتری ، از پاورقی ویژه نامه سالگرد علامه طهرانی بوده است .

لازم به ذکر است منبع این پایگاه در انتشار مصاحبه جناب عبدالقائم شوشتری ، سایت جناب موسوی مطلق بوده است . تا پیش از انتشار پاسخ ما به تکذیبیه جناب عبدالقائم شوشتری، متن مورد نظر در سایت جناب موسوی مطلق، در قسمت اصلی و در لا به لای مصاحبه وجود داشت. اما پس از انتشار پاسخ ما ، جناب موسوی مطلق – که ادعای عرفان و اخلاق دارند ! – متن مورد نظر را به پاورقی مصاحبه انتقال دادند! و هیچ اشاره ای به اشتباه خود در این زمینه نکرده! و ما را متهم به جعل و کذب و … نموده اند! اما ظاهرا ایشان نمی دانستند که عملکرد گذشته سایت ایشان در آرشیوهای بین المللی ذخیره شده و نسخه قبلی سایت ایشان موجود است که ادعای ناصحیح ایشان را آشکار می کند.

لینک نسخه قدیمی مصاحبه سایت جناب موسوی مطلق -پیش از دستکاری توسط ایشان- در یکی از آرشیوهای بین المللی:

http://web.archive.org/web/20160107175653/http://moosavimotlagh.ir/طلب-گوهر-وصل/

 

تصویر مطلب سایت جناب موسوی مطلق در لینک فوق :

سایت موسوی مطلق

 

همچنین این مطلب پس از ویرایش مجدد (حذف متن مورد نظر از لا به لای مصاحبه و انتقال آن به پاورقی)، به دلیل به روز رسانی به “اولین عنوان” در “صفحه اول” سایت جناب موسوی مطلق تبدیل شده است! صفحه اصلی سایت جناب موسوی مطلق را در تصویر زیر را ببینید :

 

4 – اما نکته ای ظریف در متن جناب موسوی مطلق وجود دارد که می تواند شاهد خوبی برای ادعای ما باشد.

ایشان در قسمتی از متن فوق نوشته است : « مصاحبه ای از حضرت استاد آیت الله شوشتری در … ویژه نامه سالگرد مرحوم علامه طهرانی … منتشر شده است … و پس از چاپ به استاد شوشتری تقدیم شده است »

آقای موسوی مطلق اذعان می کنند که این ویژه نامه پس از چاپ تقدیم جناب عبدالقائم شوشتری شده است. چرا ایشان هیچ اعتراضی به پاورقی ننموده و نسبت به اصلاح آن اقدام نکرده اند؟ مگر نه این است که قویا مخالف چنین مطلبی هستند! و چرا جناب موسوی مطلق این مطلب را در سایت خود منتشر نموده اند؟ و پس از انتشار پاسخ ما ، آن را به پاورقی منتقل کرده و باز هم از حذف آن خودداری می کنند!؟ اگر به واقع امر ، با چنین مطلب باطلی مخالف هستند ، چرا اعتراضی نکرده و آن را منتشر نیز نموده اند؟ قسم حضرت عباس را باور کنیم یا … ؟

 

با توجه به تمام موارد فوق می توان نتیجه گرفت که جناب موسوی مطلق چندین تهمت و افتراء بزرگ به مدیران این پایگاه وارد نموده که باید در محضر رب العزّه پاسخگوی آنها باشد. ایشان پس از پاسخ ما به تکذیبیه، مطلبی که در سایت خود و در لا به لای مصاحبه بوده ، به پاورقی منتقل کرده و مسئولیت اشتباه خودشان را متوجه این پایگاه نموده است. 

ایشان با استمداد از تهمت و افتراء و برچسب های مختلف سیاسی و اعتقادی ، سعی در پوشاندن اشتباهات خود دارد ولی این حربه نخ نما شده و مصداق توهین به شعور مخاطبین است! 

حتی از غیرمسلمانان نیز انتظار دروغ پردازی ، وارونه نمائی و تهمت نمی رود! کاش با صداقت به اشتباهات خود در انتشار متن مصاحبه اعتراف می نمودند! اما متاسفانه مدعیان عرفان و سلوک و اخلاق و … به راحتی با وارونه نمائی و دروغ، اشتباهات خود را پنهان نموده و با تهمت و برچسب های مختلف، آن را به دیگران نسبت می دهند!

الا ای حال اعلام می شود که در پست نقد مصاحبه جناب عبدالقائم شوشتری، عدم صحت انتساب این مصاحبه به وی درج شد ولی برای پیگیری مخاطبین و همچنین استفاده از مطالب علمی آن، این پست بر روی سایت باقی خواهد ماند. والسّلام