+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

مقاله ای مبسوط پیرامون تقدیس ابلیس در تصوف – قسمت پایانی

ابن عربی و ابلیس

ابن عربی بزرگترین تئوریسین و نظریه پرداز صوفیه در قرن هفتم هجری پا به میدان گذاشت. جهان بینی وی به بی گناه و عاشق جلوه دادن ابلیس ختم نمی شد بلکه تمام لشکریان شیاطین انس و جن، مهره های خدا دانسته می شدند که باید نقش خود را در طول زندگی ایفا می کردند. ابن عربی با مطرح کردن موضوع اعیان ثابته و استعداد های آنها، قدمی تازه در نحوه مجبور بودن مخلوقات برداشت. همچنین با طرح دیدگاه وحدت شخصیه وجود مدعی شد که در عالم، یک وجود و موجود بیشتر نیست و آن هم خدا می باشد و خدا هم خیر محض است.

شبستری می گوید :

         کدامین اختیار اى مرد جاهل                 کسى را کاو بود بالذات باطل‏

 

        چو بود تست یکسر همچو نابود             نگویى اختیارت از کجا بود [۱]

هرچه در عالم قرار دارد تجلیات و ظهورات خدا می باشد و ظهورات و تجلیات نیز عین ذات حضرت حق است. این آموزه، شر را از سراسر نظام هستی طرد می کند و همه موجودات را دارای شرافت، طهارت و علو ذاتی می گرداند. بر اساس این آموزه تفاضل و تقابل به هیچ وجه در نظام هستی راه ندارد چه رسد به اینکه شرّی وجود داشته باشد. ابلیس نیز تجلی صفت قهر و جلال خدا و خیر محض است. طبق این جهان بینی، صراط غیر مستقیم سالبه به انتفاء موضوع است و در نتیجه تمامی شرایع، ادامه مطلب …

مقاله ای مبسوط پیرامون تقدیس ابلیس در تصوف – قسمت سوم

مولوی و ابلیس

مولوی که بدون شک بزرگترین شاعر متصوفه فارسی زبان می باشد از قافله جا نماند و مانند سنایی و عطار، با آوردن حکایات و تماثیل شیرین عقائد مسموم صوفیانه اش را در بدنه جامعه اسلام تزریق کرد. مولوی که از جماعت اهل سنت بوده است برای تمجید از ابلیس و داعی به خیر بودن او، پای معاویه ملعون را نیز به میدان باز می کند و هم زمان از دو عنصر و تجلی شر در عالم به عنوان دو موجود الهی و پاک یاد می کند. وی در دفتر دوم مثنوی حکایتی را بیان می کند که ابلیس سحرگاه به قصر معاویه رفت و او را از خواب بیدار کرد تا نماز او فوت نشود. معاویه وقتی او را شناخت ، به او اصرار کرد که علت کارش را بداند، ابلیس در پاسخ گفت تو را بیدار کردم که نماز بخوانی و آه و افسوس فوت شدن نماز نصیبت نشود. معاویه نیز در جواب می گوید : تو راهزن دل و دین مردمان هستی و من مرد میدان مکر و تلبیس تو نیستم.

علاوه بر اینکه چنین افسانه ای در هیچ یک از کتب مسلمانان وارد نشده است، مولوی با این حکایت از عقیده خود پرده برداشته و با یک تیر دو نشان می زند، از طرفی یکی از شخصیت های بد نام تاریخ اسلام و بزرگترین دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام را فردی مومن معرفی می کند که راه را از چاه تشخیص داده و در مقابل ابلیس و کید او جبهه گیری می کند و در نهایت او را دشمن ابلیس معرفی می کند و از طرفی ابلیس را دعوت کننده به خیر و خوبی و نماز می خواند . وی در جای دیگر می گوید :

ترک سجده از حسد گیرم که بود                       این حسد از عشق خیزد نه جحود

هر حسد از دوستی خیزد چنین                        که شود با دوست غیری همنشین

بی گنه  لعنت کنی  ابلیس   را                         چون نبینی از خود  این  تلبیس  را [۱]

 

تقدیس ابلیس در تفاسیر

بعد از ورود موضوع تقدیس ابلیس به ادبیات و شعر فارسی و اخت گرفتن مردم با این سخنان و ریخته شدن قبح آن، دیگر نوبت ورود آن به تفاسیر قرآن کریم بود، که این بار این رسالت را ادامه مطلب …

عبارات زیارت گونه و عجیب ملاصدرا در رثای فلاسفه (همانند زیارت جامعه کبیره)

غالب اطلاعاتی که فلسفه خوانان از سقراط و افلاطون و ارسطو و سایر فلاسفه یونان در دست دارند، از طریق فارابی و ابن سینا و امثال ایشان بوده است، و آن‌ها نیز گاهی با چندین واسطه، از ترجمه‌های کتب‌ یونانیان استفاده‌ کرده‌اند که توسط دستگاه خلافت اموی و عباسی ترجمه شده و اصلا قابل اعتماد نیست، از همین روی یونانیان را شخصیت‌هایی الهی پنداشته‌اند. در حالی که با مراجعه به کتب‌ ایشان روشن می‌ شود که افراد مورد اشاره بت‌پرست، معتقد به خدایان بی‌شمار و منکر معاد و نبوت انبیاء بوده و از جهت اخلاق اجتماعی و خانوادگی و فرهنگی نیز مشکلات قابل توجهی داشته اند.

ارسطو به پیروی از افلاطون و اساتید وی، بت‌پرست بوده است و خدایان یونان را مورد ستایش قرار می‌دهد.

افلاطون به ترویج زنا و شراب‌خواری و همجنس گرایی[۱] و پرستش بتان شهوت‌پرست مستقر در کوه المپ[۲] معتقد است. وی زنان را متعلق به همه مردان می داند[۳] و به تناسخ پس از مرگ اعتقاد دارد. [۴]

افلاطون خدایان کوه المپ را با تمام ضعف‌هایشان می‌پذیرد و می‌گوید:”مگر دیوانه باشیم که دست التماس به درگاه همه خدایان برنداریم.»[۵]

چون‌ به‌ سقراط‌ گفته‌ شد، چرا به‌ سوی‌ موسی علیه السلام هجرت‌ نمی‌کنی‌؟ پاسخ‌ داد:

ما خویشتن‌ را تهذیب‌ کرده‌ایم‌ و دیگر به‌ کسی‌ که‌ ما را تهذیب‌ کند، نیاز نداریم‌ [۶] 

درباره افلاطون‌ نیز گفته‌ شده‌ است‌ که‌ وقتی‌ او را به‌ تصدیق‌ شریعت‌ عیسی [موسی] علیه السلام دعوت‌ کردند، پاسخ‌ داد: ادامه مطلب …

تاثیر شگرف اندیشه های صوفیانه مولوی در نظریات عبدالکریم سروش

یکی از مسائلی که در آثار و سخنان عبدالکریم سروش بسیار برجسته می نماید، علاقه و شیفتگی وافر وی نسبت به ملای رومی است! تا جائی که می توان گفت چارچوب های نظری و اعتقادی وی بر اساس مبانی صوفیانه و آموزه های مولوی می باشد. 

مولوی و عبدالکریم سروش

برای این امر، شواهد بسیاری در سخنان و آثار سروش وجود دارد که در ذیل به اندکی از آنها اشاره می شود :

سروش می گوید: «من خوشبختانه هيچ وقت به دام مداحي از كسي نيفتاده‌ام. من اگر شيفته يك شخصيت در كل تاريخ باشم، آن «مولانا جلال‌الدين» است در مورد كس ديگري شيفتگي و خيرگي نداشتم.»[1]

وی در پاسخ به میشل هوبینگ خبرنگار رادیو هلند می گوید :

«بسیاری از دیدگاههای من ریشه در اندیشه سده‌های میانی اسلام دارد. این سخن را که نبوّت مقوله‌ای است بسیار عام و نزد اصناف مختلف آدمیان یافت می‌شود، هم در اسلام شیعی و هم نزد عارفان وجود دارد… عارفان عمدتاً معتقدند که تجربه آنها از جنس تجربه‌های پیامبران است…»!

 

مدرسه مولاناوابستگی وی به مولوی و تفکراتش آنقدر شدید است که ادامه مطلب …

حسن بصری در روایات اهل بیت علیهم السلام

پیشتر و در پاسخ به افرادی که تمامی روایات نقد تصوف را جعلی نامیده بودند! بیان شد که روایات بسیاری در نقد تصوف، نقد شخصیت ها و سران تصوف و نقد اعتقادات و آداب صوفیانه در کتب متقدم شیعه (قرن ۴ و ۵) وجود دارد و به مصادر برخی از آنها به صورت تیتروار اشاره شد.

یکی از کسانی که از او به عنوان اولین سردمداران و سران عرفان و تصوف در صدر اسلام یاد می شود حسن بن أبی الحسن بصری (حسن بصری) نام دارد که روایات بسیاری در مذمت وی نقل شده است. در این مطلب ، به بیان بخشی از این روایات خواهیم پرداخت.

عناوین روایات :

1- عدم اعتقاد به امامت اهل بيت علیهم السلام

2- حسن بصری و غدیر

3- حسن بصری و ذوی القربی

4- حسن بصری و فضیلت ابوبکر

5- عدم اعتقاد حسن بصري به تقيه

6- اعتقاد حسن بصري به تفويض

6- تلون عقیده

7- ديگر عقايد حسن بصری

8- برخورد حسن بصری با امیرالمؤمنین علی علیه السلام

9- حسن بصری، سامری امت

10- نفرین حسن بصری توسط امیرالمؤمنین علیه السلام

11- حسن بصری و امام زین العابدین علیه السلام

ادامه مطلب …

سماع و شاهدبازی در صوفیه – آیت الله مکارم شیرازی

صوفيان با اين كه طرفدار پشت پازدن به لذايذ جسمانى هستند ، در بعضى از لذايذ مادى، ولع و حرص عجيبى از خود نشان مى دهند. موضوع تمايل به خوانندگى و موسيقى و رقص (كه در ميان آنها به عنوان «وجد» و «سماع» معروف است) يكى از اين موارد است كه در ميان فرقه هاى صوفيه طرفداران بسيارى دارد، مخصوصاً قسمت خوانندگى كه در غالب خانقاهها رايج است.(1)

افرادى كه به خانقاه ها رفت و آمد داشته اند، حكايات فراوانى از خوانندگيهايى كه بوسيله جوانان نورس و زيبا كه لذات سمعى و بصرى را در يك لحظه به هم آميخته و تحويل «فقراء الى اللّه»! مى دهند نقل كرده اند!

عجيب تر اينكه ، اينها را وسيله توجه به خدا و در نور ديدن واديهاى «جذبه» و «شوق» مى دانند. در اينجا لازم مى دانم حكايت جالبى را كه در يكى از كتب معروف صوفيه است نقل كنم:

 

رقص ابوسعيد!

در كتاب «اسرار التوحيد فى مقامات ابى سعيد» نقل شده است كه «شيخ عبداللّه باكو» (او هم از سران صوفيه است) را به سماع و رقص شيخ ابوسعيد انكار مى بود و گاه گاه اظهار مى كرد تا شبى به خواب ديد كه هاتفى آواز داد: «قوموا وارقصواللّه»

يعنى: «برخيزيد و براى خدا رقص كنيد»! بيدار شد و لا حول كرد و گفت: اين خواب ادامه مطلب …

مقاله ای مبسوط پیرامون تقدیس ابلیس در تصوف – قسمت دوم

حلاج و ابلیس 

حلاج (متوفی 309) اثرگذارترین صوفی است که بی پرده در باب تقدیس و تمجید از ابلیس سخن گفته است و مشایخ دیگر تصوف در ابلیس شناسی، راه حلاج را پیموده اند. تاریخ تقدیس ابلیس به طور رسمی، صریح و بی پروا از حسین بن منصور حلاج آغاز می شود. حلاج که به عنوان قهرمان دفاع از ابلیس شناخته می شود فصلی از کتاب طواسین خود را به موضوع ابلیس و تمجید از او اختصاص داده است. با اطمینان می توان گفت که حلاج ، شیطان پرستی بزرگ در میان جماعت صوفیه بود و کار را به جایی رساند که مظهر شرارت عالم هستی را هم ردیف پیامبر اکرم اسلام صلی الله علیه و آله و یگانه مظهر بندگی و رحمت قلمداد کرد و طریقت حسن بصری را در پیش گرفت.[1] تقدیس شیطان

شاید سخن امام هادی علیه السلام در وصف صوفیه که آنها را هم پیمان شیطان (حلفاء الشياطين) معرفی می فرماید ، اشاره به این مبنای آنها در تقدیس ابلیس داشته باشد.[2] حلاج می گوید :

 صاحب من و استاد من ابليس و فرعون است. به آتشش بترسانيدند ابليس را، از دعوى بازنگشت. فرعون را بدريا غرق كردند، و از پى دعوى باز نگشت‏.[3] اگر حلاج حتی یک مرتبه قرآن را خوانده بود متوجه می شد فرعون در واپسین لحظات از دعوی خود بازگشت و تسلیم شد و گفت: آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمين‏ .[4]

حلاج  معتقد بود که تنها دو جوانمرد در عالم وجود دارد : ابلیس و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله[5] این سخنان از حلاج و حلاجیان غربی همچون لویی ماسینیون و هنری کربن که کمر بر انهدام اسلام و تشیع بسته اند عجیب نیست ، تعجب از کسانی است که امروزه او را شهید راه الهی می دانند و تمام همت خود را صرف طرفداری از تصوفی کرده اند که ستون و قواعد آن بر پایه تقدیس ابلیس پایه گذاری شده است !   

 

اما کار به تخریب چهره ی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله خلاصه نمی شود . حلاج در رابطه با دیدار ابلیس و حضرت موسی علیه السلام می گوید : ادامه مطلب …

مقاله ای مبسوط پیرامون تقدیس ابلیس در تصوف – قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم

شيطان ابلیس پس از به انحراف کشاندن دین مبین اسلام ، به تخریب توحید، نبوت و امامت بسنده نکرد و با بهره گیری از شیاطین اِنسی ، توانست در لباس تصوف ، جایگاه خود را تا جایگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و بلکه بالاتر از ایشان برساند و از القابی مانند عدو مبین و عدو الله بودن به سرور مهجوران و سیدالموحدین و مظهر جمال الهی عدول کند. تقدیس شیطان

یکی از بزرگترین انحرافات و بدعت های متصوفه در اسلام ، دیدگاه خلاف اجماعی است که از ابلیس در جهان بینی خود ارائه می دهند. دیدگاهی که طی آن ابلیس در کنار انبیاء قرار گرفته و خلقت نوری و جنبه هدایتگری پیدا می کند و تا جایی پیش می رود که حتی موحد دانستن او جزء اصول اعتقادی فرض شده و کافر خواندن ابلیس سبب تکفیر می گردد. به طور کلی در این مقاله سعی شده است ضمن بحث تاریخی این اندیشه ، ریشه یابی کلامی آن نیز صورت بگیرد. گرچه شدت وضوح بطلان این نظریه ، ما را از نقد آن بی نیاز می کند چرا که هرکس از ابتدایی ترین آموزه های قرآن کریم مطلع باشد متوجه تضاد آن با معارف اسلامی خواهد شد ، لکن در پایان مقاله نکاتی در نقد این دیدگاه بیان می گردد.

 

 حسن بصری و ابلیس

نگاه موحدانه به ابلیس هم زمان با انعقاد نطفه ی تصوف در جامعه اسلامی شکل گرفت و اولین فردی که در صدد تطهیر چهره ی ابلیس از ننگ کِبرورزی و کفر برآمد ، ادامه مطلب …

اعتراف صریح یکی از اساتید فلسفه : نقد و بررسی‌ قاعده «الشیی‌ء‌ ما‌ لم یجب لم یوجد»

 اشاره

مقاله ای که از نظر می گذرانید ، اعترافی صریح از یکی از اساتید فلسفه معاصر ، جناب حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا فیاضی است مبنی بر این که فیلسوفان مسلمان قائل به جبر بوده و صریحا در برابر اصل اعتقادی شیعی لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین ، قرار دارند.  

حجت الاسلام و المسلمین فیاضی ، استاد سطوح عالی فقه، اصول، تفسیر و فلسفه در حوزه علمیه قم و موسسه امام خمینی و صاحب کرسی درس شناخته شده و تالیفات تخصصی در زمینه های یاد شده است. وی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، رییس هیات مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی ، مدیر مرکز آموزش تخصصی فلسفه اسلامی ، عضو هیات مدیره موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، مدیر گروه فلسفه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، عضو شورای مدارک حوزه علمیه قم و رییس کمیته فلسفه و کلام مدارج علمی حوزه علمیه قم می باشد .

توجه مخاطبان ارجمند را به این مقاله جلب می کنیم.

 

 چکیده

قاعده «الشی‌ء مـا لم یـجب لم یوجد» در کلام حکما‌ مطرح و با دلایلی اثبات‌ شده است.  مفاد آن‌که به عنوان قاعده‌ای مسلم تلقی مـی‌شود،  این‌ است که با تمام شدن‌ علت،  وجود‌ معلول پیش از تحققش ضرورت می‌یابد،  این قضیه به‌ جبر فـلسفی معروف است.  در مقابل،  متکلمان اسـلامی مـطلقا آن را نفی نموده،  «اولویت» را جایگزین ضرورت می‌کنند.  دراین میان برخی از اصولیین شیعه با تفصیل بین فاعل مختار و موجب،  قاعده را به فاعل موجب اختصاص می‌دهند.  دیدگاه برگزیده این مقاله تفصیل موردنظر اصولیین است.  دراین مقاله ضمن‌ اثبات این نظریه،  دلایل حـکما و اشکالات متکلمان مطرح و تحلیل می‌شود.

واژه‌های کلیدی:

جبر، اختیار، ضرورت علی- معلولی، ضرورت سابق،  ضرورت لاحق، فاعل مختار، فاعل‌ موجب.

 

طرح مسأله

بحث جبر و اختیار از مباحث مهمّی است که در میان فلاسفه و متکلّمان‌ اسلامی به عـنوان‌ بـحثی‌ زنده در طول تاریخ این دو علم مطرح بوده است.  دراین‌ میان، جبر فلسفی اهمیّت ویژه‌ای دارد که غالبا فلاسفه به نفی آن می‌پردازند و متکلمان آن را به عنوان لازمه دیدگاه‌های فلاسفه، امری‌ اجتناب‌ناپذیر‌ می‌دانند.  آنها معتقدند ادامه مطلب …

ابن عربی: شرافت ، فضیلت و برکت روز عاشورا ! صوم عاشورا ، کفاره گناهان یک سال!

دیدگاه شیعیان و اهل سنت درباره حكم روزه روز عاشورا متفاوت می باشد .

دیدگاه اهل سنت درباره روزه در روز عاشورا

با بررسی روایات موجود در منابع اهل سنت، تعارض آشکار و اضطراب و خدشه متون آنها را مشاهده می کنیم؛ برخی از این روایات بر روزه روز عاشورا تاکید می کنند و برخی دیگر خلاف آن را ثابت می کنند. مثلا در صحیح مسلم، کتاب الصوم، صوم یوم عاشورا به نقل از ابن مسعود آمده است که: «قبل از نزول حکم روزه ماه رمضان، روز عاشورا را روزه می گرفتند اما پس از آن، روزه عاشورا ترک شد.» از طرف دیگر در بعضی از این روایات آمده است که اهل جاهلیت، عاشورا را روزه می گرفتند و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به تبع آنها آن روز را روزه گرفت! [1] 

در بعضی دیگر آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله فضیلت روزه عاشورا را نمی دانست اما پس از هجرت به مدینه از یهود آموخت و به آن عمل کرد. [2] 

آیا ممکن است پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) با علم لدنی خود ، حکم مساله ای را نداند و آنرا از اهل کتاب بیاموزد!؟ ضمن اینکه در میان اهل کتاب چنین روزه ای وجود ندارد و اساسا آنها روزی به نام عاشورا نمی شناسند. تعارض مذکور و مطالب عجیب بعضی از این روایات، این احتمال را بسیار تقویت می کند که این روایات از محصولات بنی امیه است و آنها برای سرور و شادی در عاشورا، استحباب روزه این روز را جعل کردند و به تدریج این امر به سنتی در میان اهل سنت تبدیل شد[3] و این همان مطلبی است که در زیارت عاشورا آمده است: “اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنی امیه” و  “هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین صلوات الله علیه”.

 

روایات اهل بیت علیهم السلام درباره روزه در روز عاشورا

1 )  “سئل الامام الرضا (علیه السلام) عن صوم یوم عاشورا، قال: عن صوم ابن مرجانه تسالنی ذلک یوم صامه الادعیاء من آل زیاد لقتل الحسین (علیه السلام) : از امام رضا (علیه السلام) درباره روزه روز عاشورا سوال کردند. حضرت فرمود: آیا از روزه پسر مرجانه سوال می کنید؟ روز عاشورا، روزی است که ناپاکان از آل زیاد به خاطر ] سرور و شادی ناشی از [ کشتن امام حسین (علیه السلام) آنرا روزه گرفتند [4] . 

2 ) امام رضا (علیه السلام) می فرماید: “روز عاشورا، روز روزه نیست بلکه روز حزن و مصیبتی است که برای اهل آسمان و زمین و همه مومنان وارد شد و روز شادی و سرور پسر مرجانه و آل زیاد و اهل آتش است.”

3 ) مرحوم کلینی در کافی نقل می کند:امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به شخصی که از حکم روزه روز عاشورا سوال کرده بود فرمودند:

یَوْمُ عَاشُورَاءَ فَیَوْمٌ أُصِیبَ فِیهِ الْحُسَیْنُ ع صَرِیعاً بَیْنَ أَصْحَابِهِ وَ أَصْحَابُهُ صَرْعَى حَوْلَهُ عُرَاةً أَ فَصَوْمٌ یَكُونُ فِی ذَلِكَ الْیَوْمِ كَلَّا وَ رَبِّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ

روز عاشورا، روزى است كه ادامه مطلب …