نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | کاهش اندازه -

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

کتاب “فریب سراب” جدیدترین اثر دکتر سید یحیی یثربی در آستانه انتشار

عشق در قرآن کریم و احادیث معصومان علیهم السلام به کار نرفته است. اما، محبت بارها و بارها به کار رفته است… از آنجا که اسلام یک دین عقلانی است، لذا محبت را قبول دارد، ولی عشق را نمی‌پذیرد!  

به صورت متعدد بحث‌ کرده‌ایم که مسائلی مانند ریاضت، فنا و شهود به چه معناست و چه تبعاتی خواهد داشت… و نشان داده‌ایم که این مکتب یک مکتب زندگی‌سوز بوده و اسلام به همین دلیل عرفان را اجازه نداده و به آن راه نداده است.

 

دکتر سید یحیی یثربی، استاد تمام در رشته فلسفه و کلام اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی است و پژوهش‌های او در حوزه فلسفه و عرفان اسلامی دارای جایگاه ویژه ای است.

تحصیلات:

از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۳۷ به گذراندن دروس ابتدایی در مدارس سنتی در زادگاه خود در نزد عزیز الله خسروی زنجانی پرداخت. از سال ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۳۷ در حوزه علمیه زنجان به تحصیل علوم مقدماتی علوم اسلامی ( صرف و نحو و منطق ) پرداخت. از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۴۶ درحوزه علمیّه قم نزد محمد حسین طباطبایی ، حسین علی منتظری و جعفر سبحانی فلسفه خواندو از سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۸ دوره کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترای رشته فلسفه و حکمت اسلامی را در دانشگاه تهران گذراند.

اندیشه شناسی

استاد یثربی مهمترین چهره فلسفی و آکادمیک ایران است که به نقد “حکمت متعالیه” و “عرفان اسلامی” پرداخته است . وی با نقدِ مبانی “حکمت متعالیه”، معتقد است که این مکتب فکری، مکتبی اختلاطی بدون سازگاری درونی است (رک به: “عیار نقد”، “حکمت متعالیه”). وی تلاش نموده تا با احترام به تصوف و عرفان اسلامی، آنرا از دیانت اسلامی تفکیک نماید (رک به: “پژوهشی در نسبت دین و عرفان”). وی در “تاریخ تحلیلی انتقادی فلسفه اسلامی” به روش تحلیلی تمام تاریخ فلسفه اسلامی را نقد می نماید و از اندیشمندان فلسفی می خواهد که اندیشمند روزگار خود باشند. از نظر گرایش فلسفی، وی را می توان یک واقعگرای انتقادی دانست . دکتر یثربی با اسلوبی سنتی، ولی سبکی روان و صریح سخن می گوید. اسلوب سنتی وی موجب شده تا جایگاهش در جامعۀ روشنفکری ایران چندان شناخته نشود. وی دیدگاههای انتقادی خویش پیرامون اوضاع سیاسی، فکری و اجتماعی ایران را صریح اعلام می کند.

کتاب فریب سراب

بنا بر اخبار واصله، آخرین اثر دکتر یحیی یثربی با عنوان «فریب سراب» به زودی منتشر می‌شود. دکتر یثربی در این اثر به روشنگری در حوزه عرفان پرداخته است. همچنین گفتنی است نگارش این کتاب در ۱۷ فصل تمام شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است:‌ عشق در قرآن کریم و احادیث معصومان علیهم السلام به کار نرفته است. اما، محبت بارها و بارها به کار رفته است. آیا این دو واژه با هم فرق دارند؟ ادامه مطلب …

خلف وعده و بی توجهی به واکنش مراجع از طرف برگزار کنندگان کنگره شمس تبریزی

باشگاه خبرنگاران جوان چندی پیش و در تاریخ  ۳ مهر ۱۳۹۵ خبری را درباره کنگره شمس تبریزی بر روی پایگاه اینترنتی خود منتشر کرد [۱] که در بخشی از آن به نقل از رضا جعفرپور – دبیر کنگره عنوان شده است: 

«پیش‌بینی شده بود همچون سال‌های قبل، برنامه های آواز و موسیقی و اجرای کنسرت در محل آرامگاه انجام شود که این برنامه‌ها به علت قرار گرفتن در آستانه ماه محرم و ایام عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) لغو شدند… چندین سال است به مناسبت ثبت ۷ مهرماه به نام روز شمس تبریزی، ویژه برنامه های فرهنگی و هنری در آرامگاه این عارف نامی در خوی برگزار می شود که این برنامه ها، در سال ۹۵ ، بیشتر رنگ و بوی علمی به خود می گیرد.»

اما بنابر اخبار و تصاویر منتشر شده توسط تولیت شمس تبریزی، متاسفانه برگزار کنندگان این کنگره به عهد خود وفا نکرده و به رسم و منش شمس تبریزی و مولوی، فضای سالن کنگره را آکنده از نوای ساز و آواز نمودند. اگر برگزار کنندگان این کنگره، اجرای کنسرت و موسیقی را به علت قرار گرفتن در آستانه ماه محرم بی حرمتی به سید الشهداء علیه السلام می دانستند و تصمیم بر لغو آن داشتند چرا خلف وعده نموده و حرمت امام حسین علیه السلام را نگاه نداشتند؟  

می توان این حرکت را برگرفته از مطالب، سخنان و سیره عملی شمس و مولوی دانست!

مولوی می گوید: ادامه مطلب …

دکتر سید یحیی یثربی: ساخت آرامگاه شمس تبریزی توجیهی ندارد

دکتر سید یحیی یثربی (استاد پیشکسوت فلسفه و مفسر قرآن کریم): ساختن آرامگاه برای شمس، بعد از چند قرن در خوی نه تنها توجیه لازم را ندارد، بلکه مشکل آفرین هم هست.

متن زیر یادداشتی از دکتر سید یحیی یثربی به مناسبت ساخت آرامگاه شمس تبریزی است که از نظر می گذرد:  

حدود نه سال پیش، کنگره ای در تبریز تشکیل شد که در کنار آن بحثی درباره مقبره شمس در شهر خوی بود. عده ای در جنب و جوش بودند که برای شمس، آرامگاهی شایسته بسازند. همان زمان، از تبریز که به تهران بازگشتم، در دیدار با برخی افراد نکته ای را یادآور شدم. همچنین، نامه ای هم به شورای عالی فرهنگی و مدیریت محترم حوزه فرستادم که طبق معمول، حتی اعلام وصول هم نشد! اینک، پس از نه سال، دوباره همان نکته را به مسئولان فرهنگی تذکر می دهم و آن اینکه، ساختن آرامگاهی برای شمس، بعد از چند قرن علاوه بر این که باید دلیل و توجیه مناسبی داشته باشد، نباید مشکل آفرین باشد! در حالی که، ساخت آرامگاه شمس در خوی نه تنها توجیه لازم را ندارد، بلکه مشکل آفرین هم هست. از این رو، این ساخت و ساز اصولاً امری ضروری نیست! اما، این که توجیه لازم را ندارد، از آن جهت است که:

اولاً، قطعی نیست که شمس در خوی مرده و دفن شده باشد. بنابراین، جایی که مسئله مشکوک است، چرا باید این همه هزینه کرد؟

ثانیاً، سیاست فرهنگی کشور آن نیست که برای جامعه و جوانان الگو و سرمشقی همانند شمس تعریف کند. زیرا، اگر چنین الگویی برای خود تعریف کنیم، علاوه بر اینکه به نشر خرافات پرداخته و عقلانیت را هرچه بیشتر کمرنگ می کنیم، باعث اختلاف و درگیری هم خواهیم شد. چراکه از همان آغاز عده ای از مومنان با این کار مخالف بوده اند.

ثالثاً، بارگاه ادامه مطلب …