نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

تایید و ترویج رقص صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع معظم+مستند سماع

تایید و ترویج رقص و پایکوبی صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع معظم+مستند تصویری سماع (دانلود در پایین صفحه)

 

جناب آقای دینانی هم که ظاهرا سر قفلی برنامه معرفت شبکه ۴ سیما به نام ایشان زده شده است ، نظریات انحرافی فلسفه و عرفان (و احیانا نظرات شخصی خود) را به خورد مخاطبین (نه چندان آگاه) خود میدهد و در کمال تعجب ، این بدعتها و انحرافات را توجیه و تایید کرده و مخالفان را افرادی فاقد فهم و درک! عنوان می کند.

 دکتر دینانی  تحریم دکتر دینانی مراجع  سماع آقای دکتر دینانی  ابراهیمی دینانی استاد دینانی استاد ابراهیمی دینانی

 

همانطور که قبلا عرض کردیم ، اساسی ترین مشکل مکاتب بشری (من جمله فلسفه و عرفان مصطلح)، خودبنیادی نظری و اعتقادی و بی توجهی و بلکه مخالفت با  تعالیم برهانی و عرفانی اصیل و صحیح اهل بیت علیهم السلام است که تاثیرات آن را میتوان در نظریات این مکاتب در عرصه های گوناگون دینی و اعتقادی مشاهده کرد.

 

با اینکه در آیات و روایات ، بارها از بدعت گذاری و همچنین تفسیر به رای آیات قرآن مجید ، به شدت نهی شده و حتی آن را مساوی و معادل کفر معرفی کرده اما این مسئله در مطالب عرفا و متصوفه به وفور یافت میشود!

 

یکی از این بدعتها و انحرافات که توسط متصوفه ترویج و تایید میشود ، سماع نام دارد که با رقص ، حرکات موزون و نواختن آلات موسیقی همراه است.

در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. به مجموعه ی قوالی، نغمه سازی ، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود.

 

در دوره های مختلف ، در سماعِ صوفیان علاوه بر رقص و موسیقی ، مفاسد دیگری هم صورت میگرفته است . من جمله میتوان اختلاط زن و مرد و شاهد بازی را نام برد. همچنین در تاریخ ذکر شده است که برخی (مولوی) سماع را بالاتر از نماز میدانستند و آن را مانند فریضه ای از فرائض قلمداد میکردند! [۱]

 

این انحراف آنقدر شدید و ناپسند بوده که حتی برخی از سران تصوف ، زبان به اعتراض گشوده و آن را مذمت کرده اند. برای نمونه محیی الدین ابن عربی آندلسی صاحب فتوحات در موارد مختلف از کتاب‌ها و رساله‌های خود سماع را مطرح کرده است و در بسیاری از موارد موضع شدیدی در برابر ادامه مطلب …

نقد مولوی – مولوی : ماهیّتِ سرِّ حق و ماهیّتِ ذاتِ حق تعالی برای محرمان عیان است!

انحرافات و نقد مولوی – مولوی : ماهیّتِ سرِّ حق و ماهیّتِ ذاتِ حق تعالی برای محرمان عیان است!!

در مکتب ­اهل­ بیت علیهم السلام، شناخت کنه ذات­ خدا امکان ­پذیر نیست. و آنچه حواس ما بر آن واقع شود مخلوقی است محدود و خالق بی­حد نیست.

شگفت­انگیز است که عقل­ كلّ، حضرت ­ختمي ­مرتبت صلّي­ الله­ عليه ­و ­آله مي­فرمايند «مَا عَرّفَنَا­كَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ» نشناختيم تو­ را آن­گونه كه سزاي شناخت و معرفت تو بود، امّا اكابر صوفيه نظير مولوي،‌ عجز از ادراك ماهيّات را حالت عامّه دانند نه محرمان درگاه الهي !!!

مولوی در اشعار خود چنین سروده است:

1- عجـــز  از  ادراک  ماهیّـت    عمـو               حالـت  عامّــه   بـود   ،  دریاب  تـو

2- زانکـــه  ماهیّـات  و سـرّ سـرّ    آن              پیـش  چشـم کامـلان   باشـد  عیـان

3- در وجــود  از  سـرّ حـقّ  و ذات  او               دور تـر  از  وهـم  و  استبصـار  کـو

4- چون که آن مخفی نماند از محرمان            ذات وصفی چیست کان ماند نهان ؟

5- عقل بحثی گوید این دور است وگو             بـی  ز تأویلـی  محالـی  کـم  شنـو

6- قطب گوید مر تو را ای سست حال             آن  چه  فوق حال توست  آید  محـال[0]

 

به گمان مولوی، عجز از ادراک ماهیّت حقایق، برای عوام است نه انسان­ های تکامل یافته و در نزد محرمان درگاه الهی، سرّ حق و ذات حق­ تعالی مخفی نیست تا چه رسد به ماهیّات.

مغایرت این عقیده با آیات و روایات بسیار آشکار است که توضیح آن در ذیل می آید :

 

با مراجعه به آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام به روشنی مفهوم توحید ذات­ باری­ تعالی مشخص می­گردد و آن جز بی مانند بودن پروردگار نیست. آیات و روایات زیر تنها بخشی از مدارک  وحیانی است که دقت در آنها کافی در شناخت پروردگار است:

 

الف­) آيات:

1- … لَيْسَ كَمِثْلِه شيء وَ هوَ السَّميعُ البَصيرْ[i]   … نيست مانند او چيزي و او شنوا وبينا است.

2- وَ مَا قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِهِ … [ii]                     و نشناختند خدا را آن­ گونه كه شایسته­اش بود.

3- لا تُدْرِكُهُ الابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ[iii] …   ديده­ها او را درك نكنند، اوست كه ديده­ها را درك مي­كند.

4- ادامه مطلب …

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 5 “ – بازتاب سماع مولوی و واکنش وی به اعتراضها

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 5 “ – بازتاب سماع مولوی و واکنش وی به اعتراضها 

 

 بازتاب سماع مولوی در قونیه

با همه ی سابقه و پیشینه ای که سماع در میان صوفیان داشت و با همه ی توجیه و تاویلها و فضیلت سازیهایی که مشایخ تصوف برای سماع نموده بودند و با همه ی نفوذ و رواجی که تصوف در شهر مهم قونیه داشت (و برغم حمایتی که پادشاهان و وزیران سلجوقی حاکم بر قونیه و روم از این برنامه ی درویشی می کردند) ، برنامه های افراطی مولوی مخالفتها و اعتراض های وسیعی را از سوی گروه های مختلف مردم برمی انگیخت.در این اعتراض جمعی ، اقشار گوناگون مردم شرکت داشتند ، نه تنها متدینان و فقیهان که بسیاری از دانشمندان (غیر از فقیهان) و افراد دیگر نیز از تندرویهای مولوی ناخشنود بودند.

حتی شمار زیادی از صوفیان و مشایخ آنها نیز در این جبهه ی ضدّ سماع حضور داشتند و فعالانه مبارزه می کردند. حکایتهای سپهسالار و افلاکی و حتی برخی شعرهای دفاع آمیز مولوی نشان دهنده ی حجم وسیع این اعتراضها است.

مناقب العارفین نقل میکند :

«علمای شهر که در آن عصر حضور داشتند و هر کدام در علوم مختلف استاد و مورد قبل بودند ، به اتفاق نزد عالم بزرگ شهر قونیه ، “قاضی سراج الدین” رفتند و از رواج سماع و رباب (توسط مولوی) شکایت کردند….1 »

همچنین مناقب العارفین در جای دیگر می نویسد :

«در آن زمان نه چندان اعتراض و انکار می کردند و فتواها می نبشتند (مینوشتند) و در تحریم سماع و رباب ، بابها می خواندند که در بیان کتاب آید!2 »

جمله ی زیر – که همان کتاب از مولوی نقل کرده است – حجم وسیع اعتراضها را به وضوح نشان می دهد :

«ای دریغا ! اهل قونیه از ادامه مطلب …

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 3 “

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 3 “ 

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان معرکه هایی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! 17

انرژی جنبشی و حرص و ولعِ سیر نشدنیِ وی به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!

نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند 18، اما مولوی همچنان میچرخیدند!

مولوی در سماع بارگی از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته 19 و یک ماه 20 سماع مولوی ادامه میافت.

آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، اشتهای مولوی را سیر نمیکرد ، “طبل” 21 ، “نی” 22 ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” 23 بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. 24

چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و ادامه مطلب …

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 2 ”

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 2 ” 

مولوی به گواه تاریخ یکی از شخصیتهای افراطی و پر حرص در عرصه ی سماع است.یکی از نویسندگان علاقه مند به مولوی مینویسد :

مولانا عاشق سماع و رقص بوده و آهنگهایی که (مطربان و نوازندگان) هنگام سماع (برای وی) مینواخته اند غالبا شاد و شفاف و پرجنبش و پویا بوده است.1

مکتب و طریقه ی مولوی در تاریخ تصوف و عرفان نیز به عنوان مکتب “وجد و سماع و عشق و ترانه” شناخته شده است.

وی در این راه از هر فرصت و موقعیتی برای برپایی بساط سماع ادامه مطلب …

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 1 ” – مولوی : سماع برتر و بالاتر از نماز است!

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 1 ” – مولوی : سماع برتر و بالاتر از نماز است!

 

تعدادی از بزرگان صوفیه هستند که به شدت شیفته سماع بوده و آنرا یکی از برترین اعمال یا حتی بهترین عمل نزد خداوند می دانند. مولوی، شمس، فخرالدین عراقی، اوحد الدین کرمانی و روزبهانی بغلی شیرازی از این دسته اند.

 

مولوی میگوید:

پس غذای عاشقان باشد سماع

که در او باشد خیال اجتماع

 

وی حتی سماع را برتر از نماز میداند. افلاکی در مناقب العارفین مینویسد:

روزی در حضور مولانا رباب ادامه مطلب …