نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

آیت الله مصطفوی: عرفا نمی توانند مورد اعتنا باشند- چرا باید در موضوعات پیچیدگی ایجاد کنیم

به گزارش رسا، آیت‌الله سید حسن مصطفوی عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) امروز در همایش «علوم نقلی و تمدن اسلامی» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی در تالار نور مشهد برگزار شد، گفت: تمام سعی عرفا در پرورش قوه خیال است و سرمایه اصلی آنان قوه تخیل است.

 

وی ادامه داد: اما اهل حکمت خیال را از ابزار ضعیف عقل می‌دانند؛ اگر تمام کتب عرفا را نگاه کنید قوه خیال بر آن حاکم است و ازاین‌جهت ازنظر ما که بحث عقلی می‌کنیم، علی رقم این‌که به آن‌ها احترام می‌گذاریم، نمی‌توانند مورد اعتنا باشند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بابیان این‌که الهام و شهود از نظر عقلی ما موضوع قابل توجهی نمی‌تواند باشد، برهان متعلق به علم حصولی است، فلسفه و حکمت همان علم عقلی است و شیخ‌الرئیس هرگاه از عرفان یاد می‌کند، می‌گوید عرفان عقلی.

 

وی با بیان این‌که چرا باید در موضوعات پیچیدگی ایجاد کنیم،عنوان داشت:  تمام فرمایشاتی که بزرگان دارند اگر در دایره عقل باشد ادامه مطلب …

نقد و بررسی تفسیر المیزان (تفسیر قرآن به قرآن،حدیث ثقلین و تفکر در ذات) – آیت الله سیدان

نقد و بررسی تفسیر المیزان (تفسیر قرآن به قرآن ، مضمون حدیث ثقلین و نهی از تفکر در ذات باریتعالی) در گفتگو با آیت الله سیدان

 

آیت الله سیداندر آغاز بفرماييد ارزيابى شما از الميزان و شخصيت نويسنده آن در سنجش با ديگر تفاسير چيست؟

 

استاد سيدان: پيش از هر چيز، لازم مى دانم كه به ابعاد روشن و ممتاز تفسير شريف الميزان، اشاره اى هر چند به اجمال داشته باشيم «الميزان» از امتيازهاى فراوان و مهمى برخوردار است كه بخشى از آنها را در جامعيت شخصيت مؤلف آن بايد جست و جود كرد و برخى را در سبك و شيوه تأليف الميزان.

 

شخصیّتی چون علامه طباطبایی رحمة الله که از علوم عقلی و نقلی و دانش های مختلف حوزوی و دینی برخوردار بود، بدیهی است که وقتی به تفسیر قرآن روی می آورد، دستاورد او از کمال و جامعیتی بالا بهره داشته باشد.

 

چه این که اگر در عصر ایشان، فرد دیگری به کار تفسیر می پرداخت، ولی از نظر مایه ی علمی و بینش اجتماعی در سطح پایین تر قرار داشت، به رغم دسترسی به منابع فراوان تفسیری و مدارک علمی مختلف، باز هم انتظار نمی رفت که کاری در حدّ المیزان ارائه دهد. تبحّر بسیار بالا ادامه مطلب …

ملاّصدرا به مانند مرادش ابن عربى، مطالب خود را متعلق به خداوند مى ‏داند!

ملاّصدرا به مانند مرادش ابن عربى، مطالب خود را متعلق به خداوند مى ‏داند!

 

در مقدمه اسفار مى‏ خوانيم:     

اشتعلت نفسي لطول المجاهدات اشتعالاً نوريّاً، والتهب قلبي لكثرة الرياضات التهاباً قويّاً، ففاضت عليها أنوار الملكوت… ولحقتها الأضواء الأحديّة، وتداركتها الألطاف الإلهيّة… وانكشف لي رموز لم تكن منكشفة هذا الانكشاف من البرهان، بل كلّ ما علمته من قبل بالبرهان عاينته مع زوائد بالشهود والعيان من الأسرار الإلهيّة والحقايق الربّانيّة والودائع اللاّهوتيّة… فألهمني اللّه‏ الإفاضة ممّا شربنا جرعة للعطاش الطالبين؛

 

در اثر مجاهدات طولانى، نفسم اشتعالى نورى يافت. و در اثر كثرت رياضات، قلبم حرارتى قوى پيدا كرد، پس انوار ملكوت بر آن تابيدن گرفت… و پرتوهاى احديت به آن پيوند خورد، و الطاف الهى آن را دريافت… و رموزى براى من منكشف شد كه در اثر برهان چنين انكشافى را نداشت، بلكه تمامى اسرار الهى و حقايق ربانى و ودايع لاهوتى را كه از پيش با برهان دانسته بودم، با زوائدى بر آن به شهود و عيان مشاهده كردم… پس خداوند به من الهام كرد كه جرعه‏ اى از آنچه نوشيده ‏ام بر جويندگان تشنه افاضه كنم.

سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف

گه ز روى نقل و گه از روى لاف[1]

 

دقيقاً همين مطالب را مى ‏توانيد در كتب مختلف وى بيابيد، از قبيل مفاتيح الغيب، مقدمه، ص137 به بعد؛ اسرار الآيات، مقدمه، ص49؛ شواهد الربوبيّة با تعليق آشتيانى، مقدمه، ص131 ـ 133؛ والمظاهر الإلهيّة في الأسرار العلوم الكماليّة، مقدّمه، ص3 و…

 

مثلاً در مظاهر الإلهيّة مى‏ گويد:

اجعلنا من العارفين ادامه مطلب …

نقد محیی الدین ابن عربی – سخنی با ابن عربی

سخنی با ابن عربی

جناب محیی الدین ابن عربی!

این چند جمله را خطاب به تو می نویسم. اگر بگویم در تمام حیات علمی ام شخصیتی به اعجاب تو ندیده ام، دروغ نگفته ام و اگر بگویم در میان آثار و افکار اندیشمندان مسلمان افکار چون تو ذهن مرا به خود مشغول نکرده ، بیراه نگفته ام!

در حیرتم از تو و از مریدانت. در عجبم از کلماتت و در شگفتم از اظهار نظرهایت. مذهب تو چه بود و به کدامین حجت خدا ایمان داشتی؟ آنچه از آثارت به ما رسیده از فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلت مطالب زیادی از اندیشه ات را در اختیار ما می گذارد تا مذهبت را بشناسیم. گروهی از مریدانت که در میان شیعیان رشد یافته اند، تو را شیعه می خوانند. آیا واقعاً می شود تو را شیعه خواند، در حالی که تو ما شیعیان را خوک می پنداری؟ و آیا می شود تو را محبّ مولای متقیان علی (علیه السلام) خواند در حالی که ایشان را در معراجت به آسمانها!! در جایگاهی پایین تر از عمر بن خطاب و ابابکر بن ابی قحافه دیدی و علی (علیه السلام) را نصیحت کردی!! که خود را افضل از آنان نپندارد؟!؟! آیا می شود تو را مرید امام حسین بن علی (علیه السلام) آن سالار شهیدان دشت کربلا دانست، در حالی که ویران کننده مزار او یعنی ادامه مطلب …