نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

عبدالقائم شوشتری: صوفیه از اولیاء الله هستند و احادیث نقد تصوف جعلی است!!

پس از بررسی مستندات، مشخص شد که جناب موسوی مطلق ، سهوا پاورقی مصاحبه با جناب عبدالقائم شوشتری را در لا به لای متن قرار داده اند و منبع این پایگاه نیز سایت جناب موسوی مطلق بوده است ! بنا براین انتساب مطلب ذیل به عبدالقائم شوشتری مردود می باشد . اما جناب موسوی مطلق در بیانیه ای اشتباه خود را پوشانده و این سایت را متهم به جعل کرده است . وی – که ادعای عرفان و اخلاق دارد – با استمداد از تهمت و افتراء و برچسب های مختلف سیاسی و اعتقادی ، سعی در پوشاندن اشتباهات خود نموده ولی این حربه نخ نما شده و فی الواقع توهین به شعور مخاطبین است! همچنین نفس مصاحبه با چنین نشریه ای و عدم اعتراض به پاورقی مذکور و در نهایت انتشار چنین مطلبی در سایت جناب موسوی مطلق و جناب عبدالقائم شوشتری نیز محل اشکال است! برای مشاهده پاسخ ما به بیانیه جناب موسوی مطلق بر روی این نوشته کلیک کنید .

  

عبدالقائم شوشتری از مدافعین تصوف و مدعیان عرفان در حوزه علمیه درباره احادیث ذم صوفیه می گوید:

«این احادیث همگی جعلی است و در قرن یازدهم توسط برخی از اخباریان در مشهد در جریان نزاع با صوفیه جعل شده و در کتابی افزوده گشته و به نام مقدس اردبیلی با عنوان حدیقه الشیعه معرفی گشته است و هیچ حدیث قابل توجهی در نقد فلسفه یا تصوف در هیچ کتاب معتبر یا غیر معتبر شیعی وجود ندارد مگر همین یک جلد کتاب جعلی که یقیناً ساخته قرن یازدهم است. با این حال بزرگان تفکیک چون از جعلی بودن این احادیث مطلع نبوده اند به واسطه خواندن این احادیث طلاب را به اشتباه به اولیاء الهی بدبین می نموده اند…» 

 

این دفاع صریح از صوفیه و بیان چنین مطالبی از یک حوزوی مدعی عرفان بسیار عجیب است. چگونه وی صوفیان را از اولیاء الهی می داند در صورتی که بسیاری از آنها از عامه و مخالفان اهل بیت علیهم السلام بوده اند و توسط اهل بیت علیهم السلام مورد طرد و لعن واقع شده اند! (که در ادامه به نمونه هایی از آن اشاره خواهد شد) . چه کسانی جز امثال حسن بصری، حلاج و مولوی در کتاب حدیقه الشیعه (که مورد تایید محدثین بزرگ شیعه می باشد) مذمت شده اند؟ آیا حلاج ، حسن بصری و … از اولیاء الهی می باشند؟ آیا شایسته است که کسی در کسوت روحانیت شیعه، دشمنان اهل بیت علیهم السلام را اولیاء الله بنامد؟!

بسیاری از روایات نقد تصوف از کتب متقدم شیعه (قرن 4 و 5) نقل شده است و کثرت روایات اهل بیت علیهم السلام در نقد تصوف و مخالفت های شدید علما و محدثین بزرگ شیعه با سران تصوف و عقائد انحرافی آنها بر اهل علم و تحقیق پوشیده نیست که در این مقال تنها به بخشی از آنها اشاره خواهد شد .

سخنرانی آیت الله شوشتری سلوک آیت الله عبدالقائم شوشتری  ذکر استاد عبدالقائم شوشتری غم عشق

می توان مطالب مذکور را به سه گروه کلی دسته بندی نمود :

1- مذمت اصطلاح صوفي و صوفيه در روايات معصومين علیهم السلام .
2- مذمت عقايد و اعمال صوفيه در روايات معصومين علیهم السلام و تاليفات عالمان متقدم شيعه.
3- مذمت سران تصوف در روايات معصومين علیهم السلام و تاليفات عالمان متقدم شيعه.

 

به دلیل کثرت مطالب ، به صورت کوتاه و مختصر به آنها اشاره می شود : 

1- مذمت اصطلاحات «صوفي» و «صوفيه» در روايات معصومين علیهم السلام:

پيامبر گرامي اسلام صلوات الله عليه و آله در حديثي طولاني ضمن ادامه مطلب …

علامه مجلسی و نقد نظریه قدیم بودن عالم و سفارش به تحقیق و پرهیز از رجال زدگی

اعتقاد به حدوث عالم به معنای آغاز داشتن عالم، و آفرینش هستی از لا من شئ، از اساسی ترین اعتقادات همه ادیان الهی و توحیدی است و اساسا مرز بین تالّه و دهری گری همین مساله است که آیا هستی آغاز و به تبع آن خالق و آفریدگاری دارد و یا آن که بی آغاز و ازلی بوده و به تبع آن فرض خالق داشتن آن منتفی خواهد بود.

فلاسفه در این موضوع از موضع متالهین و موحدین فاصله گرفته و در صف دهریین و ملحدین قرار گرفته اند و به انکار آغاز داشتن هستی و حدوث آن بدون ماده و خمیر مایه ازلی پرداخته اند. البته فلاسفه مسلمان در عین اعتقاد به ازلیت عالم و آغاز نداشتن آن سخن از خداوند نیز می گویند اما به حکم برهان و عقل و تصریح آیات و روایات، تعدد ازلی محال بوده و نمی توان با قول به ازلیت عالم، در حقیقت به وجود خالق و خداوند نیز باور داشت.

علامه مجلسی در آثار گوناگون خود به اجمال و یا تفصیل به نقد و رد این اعتقاد فلاسفه پرداخته است. وی در کتاب عین الحیات می نویسد:

«جمعى از حكما كه به پيغمبرى و شرعى قائل نبوده‏ اند و مدار امور را بر عقل ناقص خود مى‏گذاشته‏ اند، به قِدَم عالم قائل بوده ‏اند و به عقول قديمه قائل شده ‏اند و افلاك را قديم مى‏دانند و هيولاى عناصر را قديم مى‏دانند. و اين مذهب كفر است و مستلزم تكذيب پيغمبران است و متضمن انكار بسيارى از آيات قرآنى است. زيرا كه ايشان را اعتقاد اين است كه هر چيز که قديم است عدم بر او محال است. و هيولى و صورت افلاك را قديم مى‏دانند. پس مى ‏بايد كه برطرف شدن و متفرق شدن افلاك و كواكب محال باشد، و حال آن كه حق تعالى در سوره انشقاق و انفطار و غير آنها از مواقع بسيار مى‏ فرمايد كه: در قيامت آسمانها از يكديگر خواهند پاشيد و شق خواهد شد و پيچيده خواهد شد و به نحوى كه كاغذ را بر هم پيچند؛ و كواكب از يكديگر خواهد پاشيد. و عبارت فاطر كه در قرآن و در اين حديث وارد است هم دلالت بر حدوث دارد زيرا كه در لغت، فَطر اختراع كردن و از نو پديد آوردن است. و ايشان مى‏ گويند كه: هر چيز كه هست مسبوق به ماده ‏اى است كه قبل از آن مى‏ باشد.» (عین الحیات : 58)

و در کتاب حق الیقین می نویسد: 

«و هر چه غير ذات جناب مقدس اوست حادث است و جميع ارباب ملل {پیروان ادیان توحیدی} بر اين معنى اتفاق كرده ‏اند و اگر چه حدوث و قدم را در عرف حكما بر چند معنى اطلاق مي كنند اما آنچه اتفاقى ارباب ملل است آن است كه آنچه ادامه مطلب …

دانلود کتاب حلاج مرتدی به دار آویخته به قلم آیت الله شیح حیدر علی تربتی

دانلود کتاب حلاج مرتدی به دار آویخته به قلم آیت الله شیح حیدر علی تربتی

 

در این بخش کتاب حلاج مرتدی به دار آویخته – که توسط دانشمند گرانقدر آیت الله شیح حیدر علی تربتی نگاشته شده است – برای دانلود بر روی سایت قرار گرفته است.

 

فهرست مطالب مندرج در کتاب : 

پیشگفتار

منابع توقیع مبارک اعلیحضرت امام زمان عجل الله فرجه

متن توقیع مبارک اعلیحضرت امام زمان عجل الله فرجه

برخورد شیخ ادامه مطلب …

نقد عرفان – آیت الله صافی گلپایگانی: لا موجود الا الله باعث شرمندگی است!

آیت الله صافی گلپایگانی: لا موجود الا الله باعث شرمندگی است!

 

آيت الله العظمي صافي گلپايگانيصحابه عالیقدر و محمد بن مسلم ها و ابان بن تغلب ها و صدها صحابه بزرگ و شیخ مفید ها و طوسی ها و علامه حلی ها با این مبانی عرفانی آشنا نبوده و متهم به داشتن آنها نشده اند.

آنان نه فصوص و شروح آن و نه اسفار خوانده بودند و نه با  ابن فارض و ابن عربی اهل مفاوضه و محاوره بوده اند. انها در همان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) کسب علم و معرفت  نموده بودند.

 

 بسیار اسباب شرمندگی است که قرآن کریم به شخص اول ممکنات و خواجه کاینات(ص) خطاب می فرماید:

((فاعلم انه لا اله الا الله))

 

و می فرماید:

((شهد الله انه لا اله الاهو و الملائکه و اولواالعلم))

 

ولی این مدعیان عرفان که خودشان و مریدانشان آنها را “عرفا” می خوانند می گویند:

توحید العوام لا اله الا الله و توحید الخواص لا موجود الا الله

 

آیا توحیدی که پیامبر اعظم به دانستن آن مخاطب شده و توحیدی که خدا و ملائکه بر آن شهادت می دهند توحید عوام است؟

  

کتاب نگرشی در فلسفه و عرفان

تالیف آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی (دام ظله)

منبع : وبلاگ مکتب تفکیک