نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

جسارت مولوی به ساحت قدسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سفارش به بی غیرتی

کتاب فیه ما فیه شامل یادداشت‌هایی است که در طول سی سال از سخنان مولوی در مجالس مختلف فراهم آمده ‌است . مولوی در فصلی از این کتاب به ساحت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم جسارت نموده و به صورت غیر مستقیم بیان می کند که وجود مبارک ایشان برای تهذیب و پاک نمودن خویش از رذائل (نعوذ بالله من هذه الاباطیل) به ازدواج با زنان مباردت می فرمودند… همچنین وی ضمن توهین به زنان که آنها را به منزله مصائبی برای پاک نمودن نجاسات مردان به مشار می آورد توصیه می کند که باید غیرت خود را از میان بردارید و اگر عقل شما با این مساله مخالفت می کند و نمی توانید آن را کنار بگذارید، تصور کنید که زنانتان به عقد شما در نیامده اند و تنها بدکاره ای خراباتی هستند که نسبت به آنها غیرتی ندارید و گاه گاهی از سر دفع شهوت به آنها سر می زنید:

غیرت مولوی«فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب اخلاق زن میباشی و نجاسـت زن را بخـود پـاک مـیکنـی خود را درو پاک کنی بهتر است که او را در خود پاک کنی… خداوند عزوجل راهی باریک پنهان بنمـود پیغامبر را صلی اللّه علیه [و آله] و سلّم و آنچیست زن خواستن تا جور زنان میکشد و محالهای ایشان میشـنود و بـرو میدوانند و خود را مهذب میگرداند وَاِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِـیْمٍ جـورکسـان برتـافتن و تحمـل کـردن چنانسـت کـه نجاست خود را دریشان میمالى خلق تو نیک می شـود از بردبـاری و خلـق ایشـان بـد می شـود از دوانیـدن و تعـدّی کردن پس چون این را دانستی خود را پاک میگردان. ایشـان را همچـو جامـه دان کـه پلیـدی های خـود را دریشـان پاک میکنی و تو پاک میگردی…»

همچنین با توصیه به نفی غیرت می گوید:

«اگر با نفس خود برنمی آیی از روی عقل با خویش تقریر ده که چنان انگارم کـه عقدی نرفته است معشوقه ایست خراباتی هرگه که شهوت غالب می شود پـیش وی مـیروم بـاین طریـق حمیّـت را و حسد و غیرت را از خود دفع میکن تا هنگـام آنکـه ورای ایـن تقریـر تـرا لـذّت مجاهـده و تحمّـل رو نمایـد و از محالات ایشان ترا حالها پدید شود بعد از آن بی آن تقریر تو مرید تحمّل و مجاهده و بر خود حیف گرفتن گردی چون سود خود معین درآن بینی.»

وی در ادامه ی سفارش به نفی غیرت با نقل داستانی جعلی مجددا به نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم جسارت می کند:

«آورده اند که پیغامبر صلّی اللّه علیه و سلّم با صحابه از غزا آمده بودنـد فرمـود… امشـب بـر در شـهر بخسبیم و فردا درآئیم گفتند یا رسول اللّه به چه مصلحت؟ گفت شاید که زنان شما را با مردمان بیگانه جمع بینیـد و متألم شوید و فتنه برخیزد. یکی از صحابه نشنید در رفت، زن خود را با بیگانه یافت. اکنون راه پیغامبر صلی اللّه علیه [و آله] و سلّم اینست که می باید رنج کشیدن از دفـع غـیرت و حمیـت …» [۱]

 

با اندکی تتبع، به احادیث تکان دهنده ای در این زمینه برخورد می کنیم که به مواردی از آنها اشاره می شود: ادامه مطلب …

حسين الهی قمشه ای: فقه شیعه خلاف فطرت، عقل، سنت و قرآن است! + فایل صوتی

فایلی صوتی از سخنان جناب حسين الهی قمشه ای به دست ما رسیده که در آن به فقهای بزرگ شیعه توهین شده است. وی فتاوی فقها در زمینه موسیقی را نادرست دانسته و عملا از دیدگاه تصوف حمایت می کند.

متن سخنان جناب الهی قمشه ای:

الهی قمشه ای«فقه اسلامی … یعنی همان فقهی که بنام فقه اسلامی معروف است، فقهی که از شهید اول و علامه ی حلی شروع شده است تا دوره های اخیر … فقه اسلامی از ابتدا دچار مشکلی شده است و راهی را پیموده و فتواهائی داده است که هم بر خلاف فطرت ، هم بر خلاف عقل و حتی بر خلاف سنت و قرآن است…

مثلا میگویند موسیقی در اسلام حرام است! این ها (فقها) حرام کرده اند، صد هزار تا ساز شکستند، صد هزار تا آدم را به صلابه کشیدند محدود کردند و نگذاشتند رشد بکنند.

واقعیت این است که این ها (فقهاء) ظلم کرده اند و ما نمیتوانیم انکار کنیم که موسیقی حرام بوده است! تقریبا تمام فقهائی که تا قبل از انقلاب من دیدم به غیر از صوفیه! همه گفتند ساز مطلقا حرام است فقط صداست که می تواند حلال باشد و اگر غنا باشد حرام است… درباره غنا هم چیزهای عجیب و غریبی گفته اند که صوتی که مناسب مجلس لهو و لعب باشد یا مطرب باشد! موسیقی را اصلا برای طربش می زنند برای گریه و زاری که نمی زنند!»

وی فقهای بزرگ شیعه را متهم به تحریف دین می کند و به فتوای آنها درباره موسیقی اشکال وارد می کند. این در حالی است که احاديث بسياري در تفسير آيات قرآن و نيز به صورت مستقل در کتب شيعه و همچنین در کتب اهل سنت از پيشوايان معصوم علیهم السلام درباره غنا (خوانندگي) و موسيقي (نوازندگي) نقل شده است که تعداد روايات از کثرت به حد تواتر رسيده است. [1] در ذیل به تعداد کمی از این روایات اشاره ادامه مطلب …

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 5 “ – بازتاب سماع مولوی و واکنش وی به اعتراضها

انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 5 “ – بازتاب سماع مولوی و واکنش وی به اعتراضها 

 

 بازتاب سماع مولوی در قونیه

با همه ی سابقه و پیشینه ای که سماع در میان صوفیان داشت و با همه ی توجیه و تاویلها و فضیلت سازیهایی که مشایخ تصوف برای سماع نموده بودند و با همه ی نفوذ و رواجی که تصوف در شهر مهم قونیه داشت (و برغم حمایتی که پادشاهان و وزیران سلجوقی حاکم بر قونیه و روم از این برنامه ی درویشی می کردند) ، برنامه های افراطی مولوی مخالفتها و اعتراض های وسیعی را از سوی گروه های مختلف مردم برمی انگیخت.در این اعتراض جمعی ، اقشار گوناگون مردم شرکت داشتند ، نه تنها متدینان و فقیهان که بسیاری از دانشمندان (غیر از فقیهان) و افراد دیگر نیز از تندرویهای مولوی ناخشنود بودند.

حتی شمار زیادی از صوفیان و مشایخ آنها نیز در این جبهه ی ضدّ سماع حضور داشتند و فعالانه مبارزه می کردند. حکایتهای سپهسالار و افلاکی و حتی برخی شعرهای دفاع آمیز مولوی نشان دهنده ی حجم وسیع این اعتراضها است.

مناقب العارفین نقل میکند :

«علمای شهر که در آن عصر حضور داشتند و هر کدام در علوم مختلف استاد و مورد قبل بودند ، به اتفاق نزد عالم بزرگ شهر قونیه ، “قاضی سراج الدین” رفتند و از رواج سماع و رباب (توسط مولوی) شکایت کردند….1 »

همچنین مناقب العارفین در جای دیگر می نویسد :

«در آن زمان نه چندان اعتراض و انکار می کردند و فتواها می نبشتند (مینوشتند) و در تحریم سماع و رباب ، بابها می خواندند که در بیان کتاب آید!2 »

جمله ی زیر – که همان کتاب از مولوی نقل کرده است – حجم وسیع اعتراضها را به وضوح نشان می دهد :

«ای دریغا ! اهل قونیه از ادامه مطلب …

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 4 “ – ارکستر مولوی

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 4 “ – ارکستر مولوی

مولوی برای بساط سماع – و به قول “لویی ماسینیون” کنسرت روحانی- خود یک “ارکستر” * کامل تشکیل داده بود تا بتواند اشتهای جوشان خویش را اشباع کند.

“خوانندگان” ، “نوازندگان” ، از “طبّالان” (طبل زنان) ، “دفّافان” (دایره زنان) ، نی نوازان – به اضافه ی مریدانِ هم سماع و پر حرارات – همه دست به دست هم می دادند و بزم عرفانی مولوی را هر چه بیشتر داغ می کردند!

نام تعدادی از اعضای ارکستر مولوی در تاریخ زندگانی وی – بویژه در کتاب مناقب العارفین – بصورت پراکنده آمده است.

“شرف الدین عثمان” :خواننده و نوازنده ، که مناقب العارفین مهارت او را در حدّ “عبدالمومن” موسیقی دان معرفی میکند و می گوید:

“…ندیم خاص حضرت (مولانا) بود و انگشت نمای جهان ، و ملوک زمانِ مَرَدَه (مریدان) ، صحبت (همنشینی) او بودند.” (مناقب العارفین 486 ، رساله سپهسالار ، تعلیقات 341).

(عبدالمومن موسیقی دان یکی از موسیقی دانان مشهور و صاحب نظر و دارای تالیف در فن موسیقی است.وی در قرن هفتم میزیسته است.)

در دیوان شمس آمده است :

آمد عثمان شهاب دین هین ادامه مطلب …

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 3 “

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” 3 “ 

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان معرکه هایی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! 17

انرژی جنبشی و حرص و ولعِ سیر نشدنیِ وی به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!

نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند 18، اما مولوی همچنان میچرخیدند!

مولوی در سماع بارگی از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته 19 و یک ماه 20 سماع مولوی ادامه میافت.

آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، اشتهای مولوی را سیر نمیکرد ، “طبل” 21 ، “نی” 22 ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” 23 بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. 24

چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و ادامه مطلب …