نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

آقای صمدی آملی : نباید بدون وضو به بدن کافر و سگ و … دست زد!

آقای صمدی آملی در شرح مراتب طهارت می گوید :

قرآن به جز خوبی چیزی ندارد و لذا استخاره کردن این آقایان هم برداشته می شود (=استخاره کردن اشتباه است) . حرف بسیار روشن است ولی چون ما به این سوی عالم عادت کرده ایم ، دیر می توانیم حقایق را بیابیم. به عنوان مثال شما هم در قرآن کلمه «محمد رسول الله» را مشاهده می کنید … هم کلمه «کلب» (سگ) را!

اما آیا کلمه کلب را می توانید بدون وضو دست بزنید؟ می بینید نمی شود . در هر دو صورت باید وضو داشته باشید . که فرمودند «الوضوء نور…» … حتی اگر در قرآن اسم سگ و کافر و مشرک و منافق و شراب و امثال ذلک را مشاهده کردید، نباید به آنها بدون وضو دست بزنید. پس ابتدا باید نورانی شوید ، بعد به نور نزدیک شوید …

حال با این بیان آیا آنها که به دست زدن کلمه ای در قرآن همچون «کافر» ، که از چهار حروف «کاف» و «الف» و «فاء» و «راء» تشکیل شده ، بدون طهارت اجازه نمی دهند ، آیا به ما اجازه می دهند به بدن شخصی که در خارج وجود دارد و کافر است بدون وضو دست بزنیم ؟ می فرمایند : نخیر ، باید باز هم وضو داشته باشید . ناگهان میبنی خداست دارد خدایی می کند و نظام الهی به بهترین شکل پیاده شده و ذره ای خلاف در آن وجود ندارد . [1]


[1] – شرح مراتب طهارت ، ص 295 و 296

مقاله ای مبسوط پیرامون تقدیس ابلیس در تصوف – قسمت دوم

حلاج و ابلیس 

حلاج (متوفی 309) اثرگذارترین صوفی است که بی پرده در باب تقدیس و تمجید از ابلیس سخن گفته است و مشایخ دیگر تصوف در ابلیس شناسی، راه حلاج را پیموده اند. تاریخ تقدیس ابلیس به طور رسمی، صریح و بی پروا از حسین بن منصور حلاج آغاز می شود. حلاج که به عنوان قهرمان دفاع از ابلیس شناخته می شود فصلی از کتاب طواسین خود را به موضوع ابلیس و تمجید از او اختصاص داده است. با اطمینان می توان گفت که حلاج ، شیطان پرستی بزرگ در میان جماعت صوفیه بود و کار را به جایی رساند که مظهر شرارت عالم هستی را هم ردیف پیامبر اکرم اسلام صلی الله علیه و آله و یگانه مظهر بندگی و رحمت قلمداد کرد و طریقت حسن بصری را در پیش گرفت.[1] تقدیس شیطان

شاید سخن امام هادی علیه السلام در وصف صوفیه که آنها را هم پیمان شیطان (حلفاء الشياطين) معرفی می فرماید ، اشاره به این مبنای آنها در تقدیس ابلیس داشته باشد.[2] حلاج می گوید :

 صاحب من و استاد من ابليس و فرعون است. به آتشش بترسانيدند ابليس را، از دعوى بازنگشت. فرعون را بدريا غرق كردند، و از پى دعوى باز نگشت‏.[3] اگر حلاج حتی یک مرتبه قرآن را خوانده بود متوجه می شد فرعون در واپسین لحظات از دعوی خود بازگشت و تسلیم شد و گفت: آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمين‏ .[4]

حلاج  معتقد بود که تنها دو جوانمرد در عالم وجود دارد : ابلیس و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله[5] این سخنان از حلاج و حلاجیان غربی همچون لویی ماسینیون و هنری کربن که کمر بر انهدام اسلام و تشیع بسته اند عجیب نیست ، تعجب از کسانی است که امروزه او را شهید راه الهی می دانند و تمام همت خود را صرف طرفداری از تصوفی کرده اند که ستون و قواعد آن بر پایه تقدیس ابلیس پایه گذاری شده است !   

 

اما کار به تخریب چهره ی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله خلاصه نمی شود . حلاج در رابطه با دیدار ابلیس و حضرت موسی علیه السلام می گوید : ادامه مطلب …

برگی دیگر از انحرافات آقای صمدی آملی

انحرافات صوفیان امروزی – برگی دیگر از انحرافات آقای صمدی آملی

 

» اختصاص نوافل و تعقیبات به عوام الناس و بی‌نیازی خواصّ از آنها!

» اختصاص احکام خمسه به عوام، نه خواصّ!

» ما هم می توانیم پیغمبر و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهم السلام) شویم!

» امام حسین (علیه السلام) و یزید و (حضرت)موسی علیه السلام و فرعون در آخر یکی اند!

» آقای حسن زاده قرآن، ولی خدا، و پاکند – لا یسمه الا المطهرون!

 

صمدی آملیدر پست های قبلی دو مورد از مطالب خلاف و انحرافی آقای صمدی آملی تحت عنوان های «آقای صمدی آملی : یزید و قاتلان امام حسین علیه السلام هم به بهشت می روند!» و «چراغ سبز صدا و سیما به صوفیه و مخالفین مراجع تقلید در برنامه زنده شبکه دو » بیان شد .

 

متاسفانه مطالب باطل و خلاف بدیهیات معارف اهل بیت علیهم السلام در سخنان و مکتوبات وی آنقدر قابل توجه هست که با جستجو و تتبّع میتوان لیستی بلند از عناوین آن ارائه داد. لذا بر آن شدیم باز پرده از بخشی از انحرافات وی برداریم تا ماهیت تفکرات انحرافی فرق ضاله صوفیه و پیروان آن بر رهپویان حقیقت و شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام روشن گردد.

 

لازم به ذکر است عارفان اصطلاحی (متصوفه) در گذشته برای ادامه حیات مکتب انحرافی خود و برای محفوظ بودن از مخالفت ها و روشن گری های علمای حقه شیعه معمولا افکار خود را پنهان و اینگونه مطالب را فقط ادامه مطلب …

دست يابى به كمال دور از خانه ائمه اطهار (علیهم السلام) ممکن نیست – آیت الله یثربی

دست يابى به كمال دور از خانه ائمه اطهار (علیهم السلام) ممکن نیست – درس اخلاق آیت الله یثربی

 

با كمال تأسّف در حال حاضر بازار تغذيه روحى از غير درِ خانه وحى آن هم درحوزهٔ علميّه بسيار داغ شده است. در حالى كه فلسفه وجودى حوزه ، تبيين معارف ‏اهل بيت عليهم السلام است اما عدّه‏ ايى در حوزه به جاهايى مى‏ روند كه فقط شِبه غذا است.غذاهايى است كه شكم را پر مى ‏كند. اينگونه غذاها مغذّى، تقويت كننده و كمال‏آفرين نمى‏ باشد بلكه مضرّ و فاسد كننده روح است.

 

 

80722410-4491004آیت الله یثربی در درس اخلاق خود با عنوان « دست يابى به كمال دور از خانه أئمّهٔ اطهار(عليهم السلام) » این چنین بیان داشت:

الحمد للَّه ربّ العالمين وصلّى اللَّه على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين ولعنة اللَّه‏على أعدائهم أجمعين.

«إلهى أتراك بعد الإيمان بك تعذّبني أم بعد حبّي إيّاك تبعّدني أم مع ‏رجائي لرحمتك وصفحك تحرمني أم مع استجارتى بعفوك تسلّمنى حاشا لوجهك الكريم أن تخيّبنى ليت شعري أللشَّقاء ولدتني اُمّي أم للعناء ربّتني».

 

اين جملات از فرمايشات امام سجاد عليه السلام در مناجات ثالثه «مناجات‏الخائفين» مى‏باشد. گاهى امام سجاد عليه السلام از زبان يك تائب پشيمان سخن مى‏گويد؛مناجات التائبين، …، گاهى از زبان خائفى وحشت زده با خدا راز و نياز مى‏كند؛ مناجات الخائفين ‏و گاهى از زبان اميدوارى مصرّ سخن مى‏گويد؛ مناجات الراجين.

 

همانگونه كه ادامه مطلب …

بررسی حدیث «لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان…» و سوء استفاده عرفا و متصوفه از آن

بررسی حدیث «لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان…» و سوء استفاده عرفا و متصوفه از آن

کوتاه نگاری هایی درباره فلسفه وعرفان (10) – مهدی نصیری – با اندکی تغییر و اضافات

 

 

میرزای قمی رحمة الله علیه : سَلّمنا که اسرار انبیا و ائمّه آن باشد که شما می گویید، لکن امر کرده اند به کتمان اسرار ایشان و نهی کرده اند از افشای آن ها در کمال تأکید. پس این فریاد کردن های این جماعت و این سخن ها را در میان مردم عوامّ گفتن، بلکه دشمنی با ایشان است؛ چنان که احادیث بسیار دلالت دارد بر حرمت افشای اسرار. و من هر چند قبول ندارم که آن اسرار این باشد که این جماعت می گویند؛ لکن اگر همین باشد که این ها می گویند، پس جواب امامهای خود را چگونه می دهند که ایشان گفتند: پنهان کنید، و این ها افشا می کنند؟

 

 

از جمله مستمسک های اهل فلسفه و عرفان برای اثبات مطلوبیت این دو مسلک، روایتی از ادامه مطلب …

نقد محیی الدین ابن عربی – سخنی با ابن عربی

سخنی با ابن عربی

جناب محیی الدین ابن عربی!

این چند جمله را خطاب به تو می نویسم. اگر بگویم در تمام حیات علمی ام شخصیتی به اعجاب تو ندیده ام، دروغ نگفته ام و اگر بگویم در میان آثار و افکار اندیشمندان مسلمان افکار چون تو ذهن مرا به خود مشغول نکرده ، بیراه نگفته ام!

در حیرتم از تو و از مریدانت. در عجبم از کلماتت و در شگفتم از اظهار نظرهایت. مذهب تو چه بود و به کدامین حجت خدا ایمان داشتی؟ آنچه از آثارت به ما رسیده از فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلت مطالب زیادی از اندیشه ات را در اختیار ما می گذارد تا مذهبت را بشناسیم. گروهی از مریدانت که در میان شیعیان رشد یافته اند، تو را شیعه می خوانند. آیا واقعاً می شود تو را شیعه خواند، در حالی که تو ما شیعیان را خوک می پنداری؟ و آیا می شود تو را محبّ مولای متقیان علی (علیه السلام) خواند در حالی که ایشان را در معراجت به آسمانها!! در جایگاهی پایین تر از عمر بن خطاب و ابابکر بن ابی قحافه دیدی و علی (علیه السلام) را نصیحت کردی!! که خود را افضل از آنان نپندارد؟!؟! آیا می شود تو را مرید امام حسین بن علی (علیه السلام) آن سالار شهیدان دشت کربلا دانست، در حالی که ویران کننده مزار او یعنی ادامه مطلب …