نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

اصرار شمس تبریزی به جسارت بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها+ مستندات

در مطالب قبلی عنوان شد که شمس تبریزی با جسارت به ام الائمه علیهم السلام، مقام معرفت و خوف و خشیت ایشان را خوار و پست شمرده، حضرت را زاهده خطاب نموده و عارفه نمی داند و مى‏ گوید:

«مردم را سخن نجات خوش نمی ‏آید، سخن دوزخیان خوش مى آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى»

نکته: زهاد در اصطلاح و ادبیات عرفان صوفیانه، افرادی ظاهربین، خشک مقدس، قشری و فاقد مقام معرفت می باشند و مقام عرفا بسیار بالاتر از آنهاست.

اما در تعلیقات مقالات شمس نسخه محمد علی موحد، مطلبی در همین راستا از وی نقل شده که حاکی از اصرار قبیحانه بر جسارت و بی ادبی به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. شمس ضمن نقل داستانی جعلی و موهوم چنین می گوید:

«(پیغمبر) از معراج آمده بود، هر کسی از آنچه در آن بود سوال می کرد، یکی دیدار، یکی صفت بهشت، فاطمه رضی الله عنها گفت من آن ندانم، من خوفی دارم، صفت دوزخ کن»

 

اسناد و تصاویر هر دو عبارت شمس تبریزی در دو نسخه از مقالات شمس را می توانید در ذیل مشاهده ادامه مطلب …

جسارت شمس تبریزی به ساحت قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پیشتر و در مطالب قبلی به برخی انحرافات شمس تبریزی من جمله :

سحر و تسخیر اجنه – مذمت علما – درخواست نامشروع (شاهد بازی و شرب خمر) – اعتقاد به لورالیسم – اعتقاد به فرح و خوشحالی در روز عاشوراء – اهانت به حضرت صدیقه طاهره علیها سلام – اعتقاد به فریضه و واجب بودن سماع اشاره نمودیم. 

 

برای نمونه بیان شد که شمس تبریزی ، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

«مردم را سخن نجات خوش نمى‏ آید، سخن دوزخیان خوش مى ‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم . که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.» [۱]

 

اما شمس پا را فراتر نهاده و در کمال وقاحت و جسارت به قرآن و ساحت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله توهین می کند و می گوید که خواندن قرآن مرا تاریک می کند و رساله مخلوقات تاریک کننده هستند چه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد چه غیر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) (نعوذ بالله):

« مرا رساله ی محمدرسول الله سود ندارد!

مرا رساله ی خود باید ! اگر هزار رساله ی غیر بخوانم تاریکتر شوم! 

خداست که خداست. هر که مخلوق بود خدا نبود، نه محمد نه غیر محمد! » [۲]

 

وی خود را در جایگاه انبیاء و اوصیاء علیهم السلام قرار داده و خود را بی نیاز از قرآن و روایات می داند و با فریاد بر سر علمای عصر خود می گوید که در این زمان، خود باید محل وحی باشید و از خود اسرار بگوئید :
« تاکی بر زین بی اسب سوار گشته و در میدان مردان می تازید و تا کی به عصای دیگران به پا می روید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره ، سخنان مردم آن زمان است که هر یک در عهد خود به مسند مردمی نشسته بودند و از خود معانی می گفتند و چون مردان این عهد شمایید ، اسرار و سخنان شما کو؟ بعضی کاتب وحی بودند و برخی محل وحی. اکنون جهد کن که هر دو باشی هم محل وحی و هم کاتب وحی خود باشی. » [۳]

متاسفانه بناست مسئولین ممکلت، با صرف هزینه های میلیاردی از بودجه بیت المال، مرقد و آرامگاه بزرگی در کسوت یک امامزاده برای چنین شخصی بنا نمایند! [۴]


[۱] مقالات شمس،۱۵۱

[۲] مقالات شمس تصحیح محمد علی موحد ص ۲۷۰

[۳] مناقب العارفین ص ۱۴۳

[۴] برای مشاهده مطلب مربوطه کلیک کنید

مذهب شمس تبریزی- شیعه یا سنی؟ ستایش و مدح عجیب خلفای اهل سنت

shams4“شمس تبریزى”، که وجود خود را کیمیا می داند ، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

«مردم را سخن نجات خوش نمى‏ آید، سخن دوزخیان خوش مى ‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم . که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.» [۱]

 

شمس تبریزی و مدح عجیب و غریب خلفاء

اما همین شخص هنگامی که به غاصبان حق اهل بیت علیهم السلام می رسد تعصب خود را نشان داده و چنین می گوید :

وقتی پیامبر به معراج رفت جبرئیل به ایشان گفت: اگر چهار برابر عمر نوح فرصت داشته باشم و فضائل عمر بن خطاب را بشمرم، مناقب او تمام نخواهد شد، اما عُمر با همه فضیلت هایی که دارد تنها یک خوبی از خوبی های ابوبکر است. [۲]

 

این فرد که حضرت زهرا علیها سلام را به قصور در معرفت خدا متهم می کند می گوید: خداوند متعال با زبان عمر بن خطاب ادامه مطلب …

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت سوم

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت سوم

 

عده ای محیی الدین ابن عربی را «پدر عرفان اسلامی» می دانند. مطلب زیر کوشیده است غبار از چهره ی این پدر! بردارد.

 

… و ایضاً از شواهد ضلال و جنون ممیت الدین این است که در «فصوص الحکم» در فصّ هارونی و فصّ نوحی تصریح دارد که همه ی اشخاص از فرعون و شدّاد و سایر جبابره و ظلمه، همه عبادت کننده ی خدا هستند! و همه معبودند علی الحقیقة و همه مظاهر و مجالی و عین حقند!

 

وسیدنا الاجل علامه خویی (رحمه الله) در «شرح نهج البلاغه» بعد از این که کلام او و قیصری را نقل می فرماید، شدیداً به ایشان ادامه مطلب …

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت دوم

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت دوم

 

عده ای محیی الدین ابن عربی را «پدر عرفان اسلامی» می دانند. مطلب زیر کوشیده است غبار از چهره ی این پدر! بردارد.

 

… و نیز فاضل متبحر المولی اسماعیل الخواجوئی در بعض تعلیقات خود بنابر نقل «روضات الجنات» فرموده که محی الدین در «فتوحات» خود گفته: من از خدا سؤال نکردم که امام را به من بشناساند. اگر سؤال می کردم برای من امام را معرفی می کرد.

 

و همچنین علامه خویی در «شرح نهج البلاغه» همین را از محی الدین نقل کرده و همچنین فیض در اواخر کتاب «بشارات الشیعة» سپس فرمود: نظر کنید ببینید چگونه خدا او را مخذول کرده و او را به خود وا گذارده با این که شنیده است حدیث ادامه مطلب …

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت اول

نقدی جامع بر ابن عربی ، پدر عرفان اسلامی! – قسمت اول

 

عده ای محیی الدین ابن عربی را «پدر عرفان اسلامی» می دانند. مطلب زیر کوشیده است غبار از چهره ی این پدر! بردارد.

 

محی الدین عربی: المتولد 18 رمضان، المتوفی لیلة الجمعة 22 ربیع الثانی سنة 608 ق. مدفنش صالحیه در خارج دمشق شام. نامش محمد. علمای اسلام در حق او چهار فرقه اند:

 

یک فرقه می گویند از شیعیان خُلّص امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛

فرقه ی دوم او را صوفی سنّی می دانند؛

فرقه ی سوم در حق او ساکت باشند؛

فرقه چهارم او را مخبّط و مخبّل و دیوانه می دانند و عقیده ی بنده همین است.

 

دلیل فرقه ی اولی برحسب آنچه قاضی نورالله در «مجالس المؤمنین» آورده این است که ادامه مطلب …

حضرت آیت الله وحید خراسانی: عمرمان تمام شد اما قرآن را نشناخته‌ایم.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: عمرمان تمام شد اما قرآن را نشناخته‌ایم.

حضرت آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی با بیان اینکه قرآن کریم تجلی رب برای خلق است گفت: ما عمرمان را تمام کرده ایم ولی قرآن را نشناخته ایم و آنچه برای ما قابل دستیابی است تنها رسیدن به شعاعی از این کتاب آسمانی است.
حضرت آیت الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید در درس تفسیر خود که روزهای چهارشنبه با حضور گسترده طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار می شود با بیان اینکه قرآن ناشناخته است و ما آن را نشناخته ایم ابراز داشت: درک عمیق مطالب قرآن کریم برای ما میسر نیست، آن چه برای ما قابل دستیابی است تنها شعاعی از قرآن است نه همه آن.
وی تصریح کرد: ما عمرمان را تمام کرده ایم ولی قرآن را نشناخته ایم، این چنین مخلوقی تحمل این را داشت که بار این وحی را به دوش بکشد، اهل دقت و نظر باید روی این مطالب دقیق و لطائف و ظرائف قرآن دقت کرده و روی آن کار کنند.
حضرت آیت الله وحید خراسانی تصریح کرد: این مطالب عقل انسان را مبهوت می کند، تمام ملائک و فرشتگان آسمان ها مطیع امین هستند، مطاع تنها یک نفر است و آن حضرتِ ادامه مطلب …