نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

دیدگاه مقام معظم رهبری درباره فلاسفه یونان و رد استقلال عقل

دیدگاه آیت الله خامنه ای درباره فلاسفه یونان و رد استقلال “عقل” در هدایت بشر:

آیا این خرد، این اندیشه انسانی،کفایت می کند که شما را هدایت کند و به سر منزل سعادت برساند؟
عقل بشر برای هدایت او بسنده هست؟ خودِ خرد اگر باز باشد، اگر فکر کند، اگر تعصب نورزد، اگر بدون غرض بخواهد قضاوت کند، خواهد گفت نه؛ مثل دادگاهی که خودش رای به عدم صلاحیت خودش بدهد، دادگاهی که خودش رای می دهد من صلاحیت ندارم در این مورد قضاوت بکنم.
خردِ سالمِ بی غرضِ انسانی قضاوت می‌کند که من صلاحیت ندارم انسانیت را مستقلا هدایت کنم. عقل بشر محدود است، بی نهایت نیست، در حالیکه نیازهای انسان بی نهایت است. آیا عقل هایی مثل عقل ارسطو و افلاطون و سقراط توانستند بشر را اداره بکنند؟
افلاطونِ متفکر، بعد از آنی که می نشیند فکر می کند، مشورت می کند، مطالعه می کند، تحقیق می کند، مدینه ی فاضله ای ترسیم می کند که این مدینه فاضله فقط به درد ذهن و داخل صندوق خانه خود جناب افلاطون می خورد.
شما ببینید مکتب های عقلی را و فلسفی را که چطور در مقابل هم صف آرایی می کنند. ببینید که انسانیت تا به یک مبدا و نقطه‌ای فراتر و بالاتر و عمیق تر از خردِ انسان متصل نباشد، نمیتواند راه به هدایت و سعادت برساند.
او می آید تا عقل را راهنمایی کند، تا عقل را پرورش بدهد، تا عقل دفن شده را از زیر خروارها خاک بیرون برآورد.

منبع: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، سیدعلی خامنه ای، ص۳۱۳و۳۱۴

رجال زدگی در عرصه دین و معرفت ، ضد تحقیق و اجتهاد است

رجال زدگی در عرصه دین و معرفت ، ضد تحقیق و اجتهاد است

 

حال اگر کسانی در روزگار ما در صدد باشند که آرای برخی از عالمان صاحب نام را به مثابه نظراتی خدشه ناپذیر و غیر قابل بحث و گفتگو قلمداد کنند و هر کسی را که به این حریم نزدیک شود، در تنگناهای تبلیغی و سیاسی قرار دهند، بدون شک تحجری خطرناک و بدعتی تحقیق سوز است.

 

فضای رسانه ای کشور ظرف یکی دو سال اخیر حاوی گفتگوها و چالش های متعدد شفاهی و کتبی پیرامون مخالفت و موافقت با فلسفه و عرفان مصطلح بوده است. این امر گر چه برای عده ای ناخوشایند بوده است اما عده ای دیگر از این مباحث استقبال کرده و طرح چنین گفتگوهایی را در فضای راکد و بی نشاط فکری و نظری کنونی مایه تحرک دانسته و به فال نیک گرفته اند.

 

در واکنش های موافقان و مدافعان فلسفه و عرفان نکته ای بسی چشمگیر می نماید و آن استناد به نام و گفته برخی از بزرگان و صاحب نامان و رجال مشهور و اغلب محترم در اثبات حقانیت فلسفه و عرفان است و این در حالی است که اهالی فلسفه و عرفان هر گاه پای استناد به احادیث و روایات اهل بیت علیهم السلام در رد مبانی فلسفی و عرفانی به میان می آید، اغلب بی درنگ با طرح این مساله که مباحث فلسفی تعبدی نیست و مبتنی بر استدلال و تعقل است باب هر گونه استناد به روایات و احادیث را مسدود کرده و با قیافه ای کاملا حق به جانب خویش را نشسته بر مسند تحقیق و برهان می انگارند.

 

این نحوه برخورد مدعیان تحقیق و تعقل و استدلالِ مدافع فلسفه و عرفان که عده ای از رجال را در مسند و مصدر ادامه مطلب …

ممانعت آیت الله مهدوی کنی از سخنرانی آقای صمدی آملی در دانشگاه امام صادق علیه السلام

ممانعت آیت الله مهدوی کنی از سخنرانی آقای صمدی آملی در دانشگاه امام صادق علیه السلام

 

به گزارش سایت مشرق آیت الله مهدوی کنی از سخنرانی حجت الاسلام صمدی آملی در دانشگاه امام صادق علیه السلام ممانعت به عمل آورد. 

 

سخنرانی آقای صمدی آملی قرار بود به دعوت تنی چند از دانشجویان در روز یک شنبه بعد از عید غدیر انجام شود که با هوشیاری مدیریت دانشگاه و شخص آیت الله مهدوی کنی از این برنامه جلوگیری شد و به جای وی از حجت الاسلام پناهیان برای جلسه مزبور استفاده شد. 

 حضرت استاد صمدی آملی آیت الله صمدی آملی داوود صمدی آملی

 

حجت الاسلام صمدی آملی از مروجان و مبلغان عرفان وحدت وجودی و صوفیانه است که تاکنون برخی از مطالب شفاهی و مکتوب وی موجی از اعتراضات علما را بر انگیخته است که از جمله این سخنان بهشتی دانستن شمر و یزید و عمر سعد به دلیل تشکیک در ماهیت بوده است! 

 

نیز شنیده شده است نماینده مقام معظم رهبری در یکی ادامه مطلب …

تایید و ترویج رقص صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع معظم+مستند سماع

تایید و ترویج رقص و پایکوبی صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع معظم+مستند تصویری سماع (دانلود در پایین صفحه)

 

جناب آقای دینانی هم که ظاهرا سر قفلی برنامه معرفت شبکه ۴ سیما به نام ایشان زده شده است ، نظریات انحرافی فلسفه و عرفان (و احیانا نظرات شخصی خود) را به خورد مخاطبین (نه چندان آگاه) خود میدهد و در کمال تعجب ، این بدعتها و انحرافات را توجیه و تایید کرده و مخالفان را افرادی فاقد فهم و درک! عنوان می کند.

 دکتر دینانی  تحریم دکتر دینانی مراجع  سماع آقای دکتر دینانی  ابراهیمی دینانی استاد دینانی استاد ابراهیمی دینانی

 

همانطور که قبلا عرض کردیم ، اساسی ترین مشکل مکاتب بشری (من جمله فلسفه و عرفان مصطلح)، خودبنیادی نظری و اعتقادی و بی توجهی و بلکه مخالفت با  تعالیم برهانی و عرفانی اصیل و صحیح اهل بیت علیهم السلام است که تاثیرات آن را میتوان در نظریات این مکاتب در عرصه های گوناگون دینی و اعتقادی مشاهده کرد.

 

با اینکه در آیات و روایات ، بارها از بدعت گذاری و همچنین تفسیر به رای آیات قرآن مجید ، به شدت نهی شده و حتی آن را مساوی و معادل کفر معرفی کرده اما این مسئله در مطالب عرفا و متصوفه به وفور یافت میشود!

 

یکی از این بدعتها و انحرافات که توسط متصوفه ترویج و تایید میشود ، سماع نام دارد که با رقص ، حرکات موزون و نواختن آلات موسیقی همراه است.

در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. به مجموعه ی قوالی، نغمه سازی ، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود.

 

در دوره های مختلف ، در سماعِ صوفیان علاوه بر رقص و موسیقی ، مفاسد دیگری هم صورت میگرفته است . من جمله میتوان اختلاط زن و مرد و شاهد بازی را نام برد. همچنین در تاریخ ذکر شده است که برخی (مولوی) سماع را بالاتر از نماز میدانستند و آن را مانند فریضه ای از فرائض قلمداد میکردند! [۱]

 

این انحراف آنقدر شدید و ناپسند بوده که حتی برخی از سران تصوف ، زبان به اعتراض گشوده و آن را مذمت کرده اند. برای نمونه محیی الدین ابن عربی آندلسی صاحب فتوحات در موارد مختلف از کتاب‌ها و رساله‌های خود سماع را مطرح کرده است و در بسیاری از موارد موضع شدیدی در برابر ادامه مطلب …

مهدی نصیری : غالب روحانیون شیعه مخالف فلسفه بوده‌اند

مهدی نصیری : غالب روحانیون شیعه مخالف فلسفه بوده‌اند

 

سوالات پرسیده شده از جناب آقای مهدی نصیری :

* چه شد این سئوال در ذهن شما شکل گرفت که آیا فلسفه نسبتی با اسلام دارد یا خیر؟

آیا می توان کتاب شما را (فلسفه از منظر قرآن و عترت) را کتابی در حوزه مکتب تفکیک تلقی کرد؟

آیا در حین نوشتن کتاب «فلسفه از منظر قرآن و عترت»، با هیچکدام از علما (اعم از فلسفه دانها و فقها) در مورد مفاد کتابتان مشورتی داشته اید و نظر آنها را جویا شده اید؟

یکی از سئوالاتی که با مطالعه کتابهای شما، مخصوصا آخری در ذهن خواننده ممکن است ایجاد شود این است که آیا دیدگاه شما با اخباریها یکی نیست؟

موضع تان را در مورد اینکه برای اجتهاد تا چه حد میدان مانور قائل هستید مشخص نکردید.

بالاخره در باره تحولات زمانه و مقتضیات زمان چه باید کرد؟

قبول کنید که برای یک بچه حزب اللهی که از بچگی در بیان فضائل امام به او گفته اند که امام درفضای ضدفلسفه قم (دهه های 1320 و 1330) این مرزبندی را با متحجران داشتند که فلسفه تدریس می کردند و برخی مخالفانشان، ایشان را به خاطر تدریس فلسفه تکفیر می کردند، قدری پذیرفتن این مباحث ثقیل باشد . مثلا زیاد شنیده ایم، کوزه ای که حاج آقا مصطفی خمینی از آن آب خورده بود را به خاطر تدریس فلسفه توسط پدرش، نجس می دانستند. با توجه به شخصیت والای امام از یکسو و تعلق خاطر جنابعالی به ایشان، ضدیت شما با فلسفه یک مقدار توجیه ناپذیر است.

البته توجه داریم که مدت بسیار کوتاهی از انتشار کتاب می گذرد، اما آیا در همین مدت کوتاه، انتشار کتاب بازتاب خاصی داشته است؟

یک سئوال هم در مورد کتاب «اسلام و تجدد» بپرسم. در این کتاب، تکنولوژی را تماما رد می کنید و قائل به گزینش و غربال نیستید. از طرف دیگر، ترک زندگی تکنولوژیک، برای فردی که کتاب شما را خوانده و قانع شده که تکنولوژی بد است، خیلی مشکل است. شما بارها در جواب این مسئله گفته اید، همین که فرد بداند استفاده از تکنولوژی، مطلوب نیست و اضطرارا از تکنولوژی استفاده می کند کافی است. اما به هرحال خواننده ای که این کتاب را خوانده می خواهد بداند برای این اعتقاد چه کار باید بکند و چه می تواند بکند؟ آیا اتوموبیل سوار نشود؟ شهر را ول کند و به یک زندگی روستایی بدون تکنولوژی پناه ببرد؟ چه عملی از دست او برمی آید؟

 

 

مهدی نصیری، متولد 1342، پس از ترک کردن نسبی فعالیت مطبوعاتی در سال 1378، به حوزه تحصیل و تحقیق در علوم دینی بازگشت که حاصل آن، دو کتاب «جایگاه اجتماعی زن در اسلام» و «اسلام و تجدد» است. او با نوشتن این دو کتاب نشان داد به شعار همیشگی اش، یعنی «استقلال فکری از مشهورات و مسلمات زمانه»، پایبند است و از انگ خوردن به خاطر بیان نظراتش ابایی ندارد. به تازگی کتاب دیگری از او به نام «فلسفه از منظر قرآن و عترت» منتشر شده است که محصول همین خصلت و خلق و خوی نصیری است

* چه شد این سئوال در ذهن شما شکل گرفت که آیا فلسفه نسبتی با اسلام دارد یا خیر؟ 
مرحوم پدرم، آیت الله نصیری، از تحصیل کردگان حوزه نجف و تحت تاثیر ادامه مطلب …