نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

جسارت شمس تبریزی به ساحت قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پیشتر و در مطالب قبلی به برخی انحرافات شمس تبریزی من جمله :

سحر و تسخیر اجنه – مذمت علما – درخواست نامشروع (شاهد بازی و شرب خمر) – اعتقاد به لورالیسم – اعتقاد به فرح و خوشحالی در روز عاشوراء – اهانت به حضرت صدیقه طاهره علیها سلام – اعتقاد به فریضه و واجب بودن سماع اشاره نمودیم. 

 

برای نمونه بیان شد که شمس تبریزی ، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

«مردم را سخن نجات خوش نمى‏ آید، سخن دوزخیان خوش مى ‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم . که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.» [۱]

 

اما شمس پا را فراتر نهاده و در کمال وقاحت و جسارت به قرآن و ساحت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله توهین می کند و می گوید که خواندن قرآن مرا تاریک می کند و رساله مخلوقات تاریک کننده هستند چه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد چه غیر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) (نعوذ بالله):

« مرا رساله ی محمدرسول الله سود ندارد!

مرا رساله ی خود باید ! اگر هزار رساله ی غیر بخوانم تاریکتر شوم! 

خداست که خداست. هر که مخلوق بود خدا نبود، نه محمد نه غیر محمد! » [۲]

 

وی خود را در جایگاه انبیاء و اوصیاء علیهم السلام قرار داده و خود را بی نیاز از قرآن و روایات می داند و با فریاد بر سر علمای عصر خود می گوید که در این زمان، خود باید محل وحی باشید و از خود اسرار بگوئید :
« تاکی بر زین بی اسب سوار گشته و در میدان مردان می تازید و تا کی به عصای دیگران به پا می روید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره ، سخنان مردم آن زمان است که هر یک در عهد خود به مسند مردمی نشسته بودند و از خود معانی می گفتند و چون مردان این عهد شمایید ، اسرار و سخنان شما کو؟ بعضی کاتب وحی بودند و برخی محل وحی. اکنون جهد کن که هر دو باشی هم محل وحی و هم کاتب وحی خود باشی. » [۳]

متاسفانه بناست مسئولین ممکلت، با صرف هزینه های میلیاردی از بودجه بیت المال، مرقد و آرامگاه بزرگی در کسوت یک امامزاده برای چنین شخصی بنا نمایند! [۴]


[۱] مقالات شمس،۱۵۱

[۲] مقالات شمس تصحیح محمد علی موحد ص ۲۷۰

[۳] مناقب العارفین ص ۱۴۳

[۴] برای مشاهده مطلب مربوطه کلیک کنید

احیاء شمس تبریزی توسط صوفیان ذهبیه – برگزاری کنفرانس شمس الحق تبریزی

عناوین : سحر و تسخیر اجنه – مذمت علما – درخواست نامشروع (شاهد بازی و شرب خمر) – شمس و پلورالیسم – عاشوراء، روز فرح و خوشحالی شمس تبریزی – اهانت به حضرت صدیقه طاهره علیها سلام – سماع فریضه است !

شمس تبریزی و مقبره جعلی او در شهرستان خوی، می رفت که به تاریخ بپیوندد اما دست های پنهان صوفیان ذهبیه مانع آن شد. آری، شمس تبریزی یکی از بزرگترین مشایخ فرقه ذهبیه می باشد، نسب طریقتی شمس به بابا كمال الدين جندى، و از او به شيخ نجم الدين كبرى می رسد.[1]

به همین جهت اعضاء این فرقه، در دهه های اخیر تمام تلاش خود را برای احیاء این شخصیت مرموز و مجهول به کار بردند تا او را از میان صفحات تاریخ بیرون کشیده و به تمام جهانیان به عنوان یک صوفی ذهبی معرفی نمایند.

آنها در قدم اول کتاب “مقالات شمس” را برای اولین بار در تاریخ، چاپ کردند. میرزا احمد خوشنویس یکی از مشایخ پرآوازه فرقه ذهبیه در مقدمه کتاب مقالات شمس گزارش می دهد که چاپ این کتاب، به دستور قطب وقت فرقه ذهبیه یعنی “دکتر گنجویان” صورت گرفته است:

«دو سال پیش در مجمعی که سالکان طریقت حاضر بودند،(یعنی در مجلس خصوصی فرقه ذهبیه) جناب آقای دکتر گنجویان(قطب قبلی فرقه ذهبیه) … به این بنده ناچیز اشاره فرمودند که نسبت به چاپ مقالات شمس اقدام نمایم اتفاقا از توجهات معنوی اولیای حق همان روز ها یک نسخه خطی زیبایی به دستم آمد و نوید موفقیت به بنده داد و همان نسخه ملاک ورود به این امر خطیر گردید و با تطبیق آن با نسخه های متعدد عکسی موجود دانشگاه تهران، توسط شرکت مطبوعاتی عطائی، شروع به چاپ گردید اینکه پس از یک سال کوشش که این آرزو جامه عمل پوشیده و چاپ کتاب انجام گردیده است… .»[2]

اما پس از انقلاب اسلامی، همچنان برخی از مسئولین و یا بهتر بگوییم برخی از نفوذی های فرقه ذهبیه، سعی در احیاء و بازسازی محل دفن شمس تبریزی در شهرستان خوی دارند (شهرستانی که تمام اهالی آن شیعه اثنی عشری هستند) تا این صوفی ذهبی را -که انحرافات بسیاری دارد- در کسوت یک امامزاده به مردم آن مناطق معرفی نمایند!

 

 

قرار است برای مرقد شمس تبریزی، (با سرمایه شیعیان و بیت المال مسلمین) چنین گنبد و بارگاهی ساخته شود!

 

آیا “شمس تبریزی” برای شیعیان شخصیتی مقدس محسوب می شود که چنین تصمیمی گرفته شده است؟ آیا به طور یقین می توان شهرستان خوی را آرامگاه شمس دانست؟ کتاب مقالات شمس سرشار از انحرافات صوفیه آمیخته با عقائد اهل سنت است. این موضوع بر خواننده کتاب مقالات پوشیده نیست. اکنون برای آشنائی بیشتر با این شخصیت مرموز تاریخ تصوف، به نقل گوشه ای از سخنان او می پردازیم تا ابعاد اعتقادات انحرافی وی برای همگان آشکار گردد.

 

سحر و تسخیر اجنه

شمس تبریزی، مرشد و پدر معنوی جلال الدین رومی ادامه مطلب …

ابراهیمی دینانی و شاگردی در مکتب فرقه ذهبیه

میرزا محمدعلی حکیم، فرزند ابوالقاسم، به سال 1321 ق ، در شیراز زاده شد. میرزا احمد اردبیلی معروف به “وحید الاولیاء” در حدود سال 1340 ق، ـ به اصطلاحِ صوفیه ـ او را دستگیری کرد. بدین سان در سلاسل رسمی تصوف وارد شد و خود نیز به (تربیت برخی از اهل سیر!) در همان مسلک پرداخت و از مشایخ خانقاه ذهبیه[1] گردید. وی در سال 1391 ق به طور ناگهانی ناپدید شد و پس از آن دیگر دیده نشد.

دکتر دینانی  استاد دینانی استاد ابراهیمی دینانی

محمد خواجوی از شاگردان حکیم بوده و اینگونه از وی نقل می کند:

هر وقت مطلبی برایم مشکل می گشت به محضر حضرت “وحید الاولیاء” می رفتم و وی با یک نگاهش آن را می آموخت و حل می کرد. او حالات و اوصاف ضد و نقیضی داشت و زندگی با او دشوار بود تا حدی که برخی دیوانه اش می پنداشتند ولی می گفت: باطن به من چنین دستوری می دهد!![2]

 

 

سید محمد جعفر باقری دزفولی ، محمد علی حکیم را علت گرایش خود به فرقه ذهبیه دانسته و می گوید:

«حکیم چون از برجستگان فقراء سلسله(ذهبیه) نیز بود، وجود او در خانقاه مشی حقیر را به عرفان عملی از دیدگاه اکابر سلسلة الذهب (یعنی فرقه ذهبیه) انتقال داد… از شگفتی های خوی و خصلت آن جناب، خضوعی بود که با داشتن آن همه معلومات نسبت به بزرگان سلسله به خصوص حضرت وحیدالاولیاء (قطب فرقه) داشت»![3]

 

محمد حسین رکن زاده از دیگر تلامیذ حکیم چنین نقل می کند:

«حکیم می گفت: تا حدود سن هجده سالگی که به واسطه انقطاع از امور دنیا و اتفاق صحبت با حضرت وحیدالاولیاء ادامه مطلب …