نوشته‌ها

    + افزایش اندازه | - کاهش اندازه

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

ارزش کشف و شهود از دیدگاه امام صادق علیه السلام

نقل شده در زمان امام صادق (علیه السلام) شخصی مدّعی بود که قادر است از اشیائی که دیگران پنهان کرده اند خبر دهد. مردم به عنوان سرگرمی و تفریح از راههای مختلف وی را امتحان کردند.

آن فرد برخلاف انتظار حاضرین به خوبی از پس امتحانات برآمد، تا اینکه امام صادق (علیه السلام) سر رسید و اوضاع را جویا شد، جریان را شرح دادند.

حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسید؛ در دست من چه چیزی است؟ او بعد از لحظاتی تأمل و فکر، با حالت تحیّر و تعجّب به امام خیره شد. امام (علیه السلام) پرسید: چرا جواب نمی دهی؟

گفت: جواب را می دانم ولی در تعجبم شما از کجا آن را آورده اید. آن شخص ادامه داد: در تمام کره زمین همه چیز مسیر طبیعی خود را می گذراند، فقط ادامه مطلب …

محدوديت خوارق عادات اهل باطل ؛ سلب توانائی انجام امور غيرعادى از مؤمنین

محدوديت امور غيرعادى توسط اهل باطل

انجام امور غيرعادى از اهل باطل ، امكان‏پذير می باشد  و در عالم خارج نیز محقق شده است ، اما اين به معنى عدم محدوديت آنها نيست . در متون روايى ما جريان‏هاى فراوانى درباره خودنمايى اهل شعبده و سحر در مقابل ائمه عليهم السلام به چشم مى ‏خورد كه ائمه عليهم السلام براى بيدارى ديگران به تنبيه اين گونه افراد جسور پرداخته‏ اند .

 

گذر مرد شعبده ‏بازى از ناحيه هند ، بر متوكل خليفه عباسى افتاد . او آن چنان ماهرانه با « لعب الحق »(1) بازى مى ‏كرد كه مانند او ديده نشده بود ، با اين كه خود متوكل در اين كار بسيار توانا بود . متوكل تصميم گرفت [ از راه جادو ] امام هادى عليه السلام را شرمسار كند . از اين رو به اين مرد گفت : اگر تو امام عليه السلام را شرمسار كنى ، هزار دينار از طلاى خوب به تو خواهم داد . مرد گفت : پيشاپيش دستور بده نان نازك و سبك بپزند و آن را بر سفره بگذار و مرا كنار امام عليه السلام بنشان . متوكل نيز چنين كرد و امام عليه السلام را حاضر ساخت. متوكل متكايى چرمى در سمت چپش بود كه بر آن تصوير شير كشيده شده بود . مرد شعبده‏ باز كنار متكا نشست . هنگامى كه امام عليه السلام دستش را به سوى نان نازك دراز نمود ، آن مرد با سحر و شعبده نان را پراند . امام عليه السلام دست به سوى نان ديگرى دراز نمود ، باز هم آن را پراند و اين موجب خنده مردم شد . در اين هنگام امام عليه السلام دستش را بر متكا زد و خطاب به شكل شير فرمود : او را بگير . شكل شير تبديل به حيوان واقعى شد و بر آن مرد جست و او را بلعيد و سپس به متكا و به شكل همان تصوير پيشين بازگشت . همه مردم متحير شدند و امام عليه السلام برخاست .متوكل به امام عليه السلام گفت : از تو مى ‏خواهم كه بنشينى و او را بازگردانى . امام عليه السلام فرمود سوگند به خدا ادامه مطلب …

کرامات غیر رحمانی – حرکت و صدای گوساله سامرى

حکایت امتحان قوم بنى اسرائيل بوسیله ی گمراه ساختن سامرى و گوساله ‏پرستى آنان در قرآن کریم بیان شده است . اين جريان در حديثى چنين توضيح داده شده است .

 

سبب اين امتحان اين بود : هنگامى كه خداوند به موسى وعده داد كه تا سى روز تورات و الواح الهى را نازل كند ، موسى اين وعده را به بنی ‏اسرائيل خبر داد و سپس به ميقات الهى رفت و هارون را به جانشينى خود بر قومش گماشت . هنگامى‏ كه سى روز تمام شد و موسى به سوى آنان بازنگشت ، بنى ‏اسرائيل عصيان كردند و تصميم به كشتن هارون گرفتند با اين بهانه كه موسى [ در ادعاى نبوت ] به ما دروغ گفته و اكنون از ما گريخته است .

 در اين زمان ابليس به شكل مردى آمد و به آنان گفت : مسلّماً موسى از شما گريخته و هرگز به سوى شما باز نخواهد گشت ، زيور آلات خودتان را جمع كنيد تا براى شما خدايى درست كنم كه آن را عبادت كنيد .

 [ از سوى ديگر ] در روز غرق فرعون و يارانش ، سامرى از پيشگامان قوم بنى اسرائيل بود . چشمش به جبرئيل افتاد كه سوار بر حيوانى به شكل اسبى نجيب بود . هر گاه آن حيوان سُمَش را بر مكانى از زمين مى ‏گذاشت آن موضع [ بر اثر خاصيت سُم آن حيوان آسمانى ] حركت مى‏ كرد .

 [ سامرى متوجه اثر خارق العاده پاى اين حيوان شد ] و از زير سُمِ مركبِ جبرئيل ، خاكى برداشت و در كيسه‏ اى نهاد و نزد خود نگه داشت و به وسيله آن بر ساير بنى اسرائيل فخر مى‏ كرد .

 هنگامى كه شيطان نزد بنى اسرائيل آمد و گوساله ساخت ، به سامرى گفت : ادامه مطلب …