ل خدا صلی الله علیه و آله خشمگین شده از خانه بیرون آمد و بر منبر رفت و انصار نیز با توحه به حالت خشم- رسول خدا صلی الله علیه و اله خواستند دست به اسلحه برند که آن حضرت فرمود: چرا( چه انگیزه ای دارند) گروههائی مرا به واسطه خویشاوندیم مورد عیب جوئی قرار م ید هند با ا ینکه از من آنچه درباره ایشان اختصاص داده از زدودن پلیدی و پاک گردانیدن آنان که گفته بودم ونیز آنچه که به ایشان اختصاص داده از زدودن پلیدی وپا ک گردانیدن آنان که گفته بودم و نیز آنچه در فضیلت اهل بیتم و وصی خود گفته ام و آنچه نزد خدا موجب گرامی داشت او و یژگی او و برتری او شده از پیشی جستن او نسبت به دیگران دراسلام  و روبرو شدم او با گرفتاریها در راه آن و خویشاوندی او با من و اینکه او نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی است، ( همه اینها را سابقاً گفته ام و آنان شنیده اند) باز هم یک نفر از کنار او می گذرد و می پندارند که مثل من د رمیان اهل بیتم مانند درخت خرمائی است که در محل قضای حاجت روئیده باشد، بدانید که خداوند مردمان را بیافرید پس آنان را به دو گروه تقیم کرد و مرا در نیکوترین آن دو گروه قرارداد وبعد آن گروه را سه شعبه ساخت و مرا در بهترین آن شعبه ها و جزء نیکوترین قبیله قرار داد، سپس آن را به صورت خانواده ها درآورد و مرا در بهترین خاندان قرار داد، تا اینکه درمیان خاندانم و عترم وفرزندان پدرم(عبدالمطلب ) من خالص و ناب شدم و برادم علی بن ابی طالب، خداوند سبحان نظری به اهل زمین انداخت واز میان آنان مرا اختیار کرد، سپس نگاهی دیگرافکند و برادرم علی را برگزید که وزیر و وارث وصی من است و جانشین من در میان امتم و مولای هر مومنی پس از من است، هر که با او دوستی کند با خدا دوستی کرده، وهر که با او دشمنی کند، با خدا دشمنی ورزیده است، و هر که او را دوست بدارد خدا نیز او را دوست می دارد، و هر کس با اوکینه ورزد خداوند نیز او را مورد خشم قرار می دهد، او را دوست نمی دارد مر هر آن کس که مومن باشد، ونسبت به او کینه نمی ورزد مگر هر آن کس که کافر باشد، پس از من او محور زمین ومیخ فولادین آن است، و او کلمه تقوی وریسمان مطمئن و ناگسستنی خدا است آنان می خواهند که نور خدا را با دم خویش خاموش کنند ولی خدا جز آشکاری نور خود را رضا نمیدهد دشمنان خدا می خواهند نور برادرم علی را خاموش کنند، اما خدا جز این را  نمی خواهد که نور او را تمام کند، ای مردم هر که از شما اکنون اینجا حضور دارد گفتار مرا به انان که دراین جمع نیستند ابلاغ کند، بارخدا تو برآنان شاهد باش، (سپس به دنبال سخنان سابق خود ادامه داد) پس از آن خداوندنظر سوم را بر زمین افکند واهل بیت مرا برای زمان بعد از من برگزید، آنان برگزیدگان این امت هستند که عبارتی از : یازده امام پس از برادرم( علی ع) که یکی پس از دیگری خواهند بود، هر گاه یکی از آنان بدرود حیات گوید دیگری به جای او برگزیده شده قیام می کند، آنان به مثل در میان امت من همچون ستارگان درخشان آسمانند که هرگاه ستاره ای از نظر ناپدید شود ستاره دیگری پدیدار می گردد، آنان پیشوایان و راهنمایان وهدایت یافتگانند که نیرنگ آن کس که با ایشان حیله ورزاد وبی یار و یاور رها کردن آن کس که ایشان را رها می کند اسیبی به ا یشان نمی رساند بلکه خداوند به کیفر، آن کسی را که بدیشان نیرنگ و خذلان روا داشته دچار آسیب و زیان خواهد ساخت زیرا آنان حجتهای خداوند در زمین او هستند، و شاهدلان او بربندگان خدا، هر که از آن فرمانبرداری کند خدا را اطاعت کرده و هر که نافرمانی ایشان کند خدا را نافرمانی کرده است، آنان با قرآ« و قرآن با آنان است، نه قرآن از ایشان جدا می شود و نه ایشان قرآن را ترک می کنند تا در کنار حوض کوثر (در قیامت) نزد من درآیند نخستین آن امامان برادرم علی که نیکوترین ایشان است، پس از او فرزندم حسن، سپس فرزند دیگرم  حسین، و سپس نه نفر از اولاد حسین- به دنبال آن راوی تا آخر آن حدیث را به درازا نقل کرده است.
13. مفضل بن عمر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم این فرمایش خداوند عز و جل معنایش چیست که می فرماید: بکله آن ساعت ( قیامت ) را دروغ شمردند و ما نیز شعله های آتش را برای کسی که قیامت را دروغ شمرد آماده ساختیم آن حضرت در پاسخ فرمود: همانا خدا عز و جل سال را به شکل ( مرکب از) دوازده ماه آفرید وشب را دوازده ساعت وروز را نیز دوازده ساعت قرار داد،( از طرفی) از ما اهل بیت نیز دوازده نفر آفرید که فرشتگان با  آنان حدیث می کنند، و امیرالمومنین علیه السلام یکی از آن ساعتها است.
( یعنی همه ما موزون با نظام احسن عالم هستیم و به سر حد  کمال خلقت در روح و جسم و استعدادات رسیده ایم لذا باهم فرقی نداریم)
14. ابوبصیر گوید: شنیدم که امام محمد باقرعلیه السلام می فرمود: دوازده نفر از ما اهل بیت هستند که مخاطب سخن فرشتگانند( یعنی فرشته با آنان سخن می گوید)
15.از ابی سائب( که ظاهراً عطاء بن سائب باشد) نقل شده که : امام صادق فرموده شب دوازده ساعت ا ست و روز نیز دوازده ساعت می باشد وماهها نیز دوازده ماه است،و ائمه نیز دوازده امام هستند، و نقباء نیز دوازده نقیب اندف و علی خود ساعتی از ا ن دوازده ساعت است، وهم او( مدلول) گفتار خداوند عز و جل است که می فرماید بلکه آن ساعت را دروغ شمردند و ما شعله-های آتش را برای کسی که ساعت موعود را دروغ شمارد آماده ساخته ایم.
(در این خبر ساعۀ که در این آیه آمده است به علی علیه السلام تأویل شده است)
16. زید شحام گوید: به امام صادق علیه السام عرض کردم : میان حسن وحسین کدام یک برتر از دیگری است؟فرمود: همانا برتری اولین فرد ما با برتری آخرین فرد ما بهم پیوند می یابد وفضل آخرین فرد ما با فضل اولین فرد ما پیوستگی دارد،پس همگی دارای فضل  اند، زید گوید: به آن حضرت عرض کردم : فدایت شوم پاسخ را برایم باز بفرمائید[بشتر شرح بدهید] به خدا قسم من جز به منظور پی جویی حق از شما سئوال نمی کنم، امام فرمود: ما از شجره  ای هستیم که خداوند همه ما را ز یک گل آفرید،برتری ما از جانب خدا  وعلم ما( موهبتی) از نزد خداوند است، ما امانتداران خدا بر آفریدگان اوهستیم و فراخوانندگان به دین او وپرده داران(واسطه) میان او و مخلوق او هستم، ای زید آیا می خواهی بیشتر برایت بگویم؟ عرض کردم: بلی ، پس آن حضرت فرمود: ما از حیث آفرینش یکسانیم، و دانش و فضل ما یکسان است، و همه ما نزد خدای عز و جل یکی هستیم، من عرض کردم: مرا از شمارتان آگاه کنید، فرمود: ما دوازده تن بدینگونه (اشاره با دست به صورت دائره) از آغاز آفرینش گرداگرد عرض پروردگارمان قرار داشته ایم، نام اولین فرد ما محمد ونفر میانه محمد، و آخرین فرد ما نیز محمد است.
17.ابوحمزه ثمانی گوید روزی در خدمت امام محمد باقر علیه السلام بودم، وقتی افرادی که نزد او بودند متفرق شدند به من فرمودم: اباحمزه یکی از امور حتمی که نزد خداوند تغییر ناپذیر است قیام قائم ما اهل بیت است و اگر کسی در آنچه می گویم تردید کند در حالی خدا را ملاقات خواهدک