یان برد ولی موفق نشدم(که پایانش را بشنوم) تا دومین سال که بر آن حضرت وارد شدم، اونشسته بود و فرمود: ای ابراهیم ان همان کسی است که پس از دوران فشاری شدید وبلائی طولانی و ستمگری و بیم و هراس، از شیعه خویش اندوه و گرفتگی را می گشاید، پس خوشا به حال کسی که  آن زمان را دریابد، ای ابراهیم برای تو همین بس است. ابراهیم کرخی گوید: هیچ  ره آوردی که برای من بیش از این مایه شادی دلم و روشنی دیده ام باشد(از ان سفر)باخود باز نیاوردم.
22. عبدالوهاب ثقفی از امام صادق علیه السلام [وآن حضرت از پدرش امام باقر علیه السلام]روایت کرده: که آن حضرت نگاهی به حمران انداخت و شروع به گریستن نمود، سپس فرمود: ای حمران از این مردم در شگفتم که چگونه غافلند یا فراموش کرده اند ویا وانمود می کنند که از یاد برده اند، آنان گفتار رسول خدا صلی الله علیه واله را در زمانی که بیمار بود از یاد برده اند، آنان گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را در زمانی که بیمار بود از یاد برده اند، در آن هنگام که مردم خدمت آن حضرت می  آمدند از او عیادت(دیدار و احوالپرسی) می کردند و به آ ن حضرت سلام می کردند، تا وقتی که (از کثرت جمعیت) خانه بر اهل آن تنگ شده بود علی علیه السلام وارد شد و سلام کر و نتوانست از میان آنان بگذرد و پیش او برود، و آنان نیز برای او راه را باز نمی کردند، رسول خدا صلی الله علی و اله چون این وضع را دید بالش خود را برداشت و فرمود: ای علی علیه السلام نزد من آی. مردم وقتی، چنین دیدندن به یکدیگر فشار آورده راه را گشودند تاعلی علیه السلام از آنان گذشت و رسول خدا صلی ا لله علیه و آله اورا در کنار خویش نشانید، و فرمود: ای مردم! اکنون که در زمان زنده بودن من است شما با اهل بیتم چنین می کنید که می بینم، پس بعد از وفات من رفتارتان چگونه  خواهد بود؟ به خدا سوگند گامی به اهل بیت من نزدیک نمی شوید مگر ایکه مرحله ای به خدا نزدیکی جسته باشید و از آنان گامی دور نمی شوید و رو نمی گردانید مگراینکه خداوند از شما روگردان می شود، سپس فرمود: ای مردم گوش فرا دهید[به شما چه می گویم] بدانید که خشنودی و رضوان و بهشت بهره کسی است که علی را دوست بداردو ولایت او را گردن نهد و پذیرا باشد، و او را پیشوای خود قرار دهد، و به او اقتدا کند و به فضلش اقرار نماید، و نیز با اوصیاء من که پس از  او هستند چنین باشد، و بر پروردگارمن است که دعای مرا درباره ایشان بپذیرد، آری آنان دوازده جانشنین اند، هر که از او (علی) پیروی کند البته از من است، من خود از ابراهیم هستم و ابراهیم نیز از من است، و کیش من کیش اوست، و آئین او آئین من است، ونسبت او نسبت من و خویشاوندی من خویشاوندی است، و برتری من برتری اوست و من از او برترم، بدون اینکه افتخار کنم، فرمایش پروردگارم گواه درستی سخن من ا ست که می فرماید: نسلی که پاره ای از آن پاره دیگر است و خداوند شنوا و داناست.
23. از بدربن عیسی نقل شده که گفت: از پدرم عیسی بن موسی که مردی پرهیبت بود جویا شدم و به او گفتم: کدام یک از تابعین رادریافته ای( ملاقات کرده ای) گفت: من نیم فهمم تو چه می گوئی، ولی زمانی من در کوفه بودم،شنیدم شیخی در جامع کوفه از عبد خیر روایتمی کرد که او گفت: شنیدم امیرالمومنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه – می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و اله به من فرمود: ای علی امامان راهنماو راه یافته وپاک ازگناه از نسل تو یازده امامند و تو اول آنان هستی و نام آخرینشان نام من است(همنام من است) او خروج خواهد کرد و زمین را پر از دادگری می کند همانگونه که از جور و ستم لبریز شده ، چه بسا کسی نزد او بیاید و در حالیکه مالها روی هم انباشته شده بگوید: ای مهدی چیزی به من عطا فرما و او در پاسخ گویا: بگیر 
24. عبدالله بن عمر بن خطاب گوید: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: همانا خدای عز و جل در آن شب که به گردشی شبانه شدم(معراج) به وحی فرمود: ای محمد چه کسی را در زمین میان امتت به جای خود گذاشتی؟ در حالی که خدا خود بدان آگاه تر بود- عرض کردم: پروردگارا برادرم را، فرمود: ای محمد علی ابن ابی طالب را؟ عرض کردم: بلی ای خدای من ، فرمود: ای محمد من ابتدا از مقام ربوبیت نظری بر زمین افکندم و تو را آن اختیارکردم، هیچگاه یادی از من نمی شود مگر اینکه تو نیز با من یاد کرده شوی، من خود محمودم و تو محمد، سپس نظری دیگر بر زمین افکندم  و از آن علی بن ابی طالب را برگزیدم واو را وصی تو قرار دادم، پس تو سرور پیامبران وعلی سرور جانشینان است، سپس از اسماء خویش نامی مشتق ساخته بر او نهادم، اعلی از نامهای من است و علی (مشتق آن) نام اوست، ای محمد، من علی و فاطمه  و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم سپس ولایت ایشان را بر فرشتگان عرضه داشتم، هر که آن را پذیرفت از مقربین گردید و هر که آن را رد نمود به کافران پیوست، ای محمد اگر بنده ای از بندگانم مرا چندان پرستش کندتا رشته حیاتش از هم بگسلدو پس از آن در حالی که منکر  ولایت آنان است با من روبرو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند سپس فرمود: ای محمد آیا مایلی آنان را ببینی؟عرض کردم: بلی، فرمود: قدمی پیش گذار، من قدمی جلو نهادم، ناگاه دیدیم علی بن ابی طالب وحسن وحسین وعلی بن الحسینو محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی ومحمدبن علی و علی بن محمد و حسن بن علی آنجا بودند و حجت قائم همانند ستاره ای درخشان در میان آنان بود، پس عرض کردم: پروردگار من اینان چه کسانی اند؟ فرمود: اینان امامان هستند واین یک نیز قائم است که حلال کننده حلال من و حرام دارند حرام من است، و از دشمنان من انتقالم خواهد گرفت، ای محمد اورا دوست بدار که من او را دوست می دارم و هرکس  را که او دوست بدارد نیز دوست می دارم.
25. ابونصیر از امام باقر علیه السلام روایت کند که آن حضرت فرمود: پس از حسین بن علی نه نفر امام اند که نهمین آنان قائم ایشان است.
26.کرام بن عمرو گوید:» من در درون خویش(نزد خود) سوگند یاد کرده بودم مانندعهد که هرگز در روز غذایی نخورم یعنی روزه بگیرم تا آنگاه که قائم آل محمد قیام کند، روز ینزد امام صادق علیه السلام رفتم و به اوعرض کردم: مردی از شیعیان تو برایخدا بر خیوشتن واجب ساخته که هر گز در روز غذائی نخورد و روزه نگیرد تا زمانی که قائم آل محمد قیام کند، فرمود: ای کرام روزه بدار ولی درعید قربان وعید فطر و سه روز تشریق (روزهای 12 و 13و14 ماه ذی الحجۀ) و هنگامیکه در سفر به سر می بری از روزه داشتن خود داری کن، که هنگامی که حسین علیه السلام کشته شد آسمانها و زمین و هر که در آن بود و فرشتگان همه با ناله در آمدند و گفتند: ای پروردگار ما آیا برای نابود ساختن بندگان به ما اجازه می فرمائی تا آنان را از روی زمین ریشه کن کنیم و برداریم که  آنان رحیم وحرمت تو را شکستند، و حرام تو را روا داشتند، و برگزیده تو را کشتند، پس خدای تعالی به آنان وحی فرستاد: ای فرشتگان و ای آسمان و زمین من آرام باشید، سپس پرده های از پرده ها را برداشت، در این هنگ