الحليم بن حسين سَمُريّ – كه رحمت خدا بر او باد -  براي من خواند آنچه از نامهاي امامان (ع) به زبان عبري و عدد آنان را كه مردي از يهود كه به او حسين بن سليمان گفته شد و از علماء يهود در اَرجّان بود، و براي او در شهر ارجّان املاء كرده بود كه من آن را به لفظ خود او ثبت كرده ام ، و در ميان آنچه او خواند اين بود كه از فرزندان اسماعيل- كه در تورات اشموعيل است- شخصي به نام« مامد » يا « مايد » يعني محمّد برانگيخته مي شود كه آقا مي باشد و از دودمان او دوازده مرد پيشوايان و سروران خواهند بود كه به آنان اقتدا مي شود، و نامهايشان عبارت است از: «تقوبيت، قيذوا، ذبيرا،مفسورا، مسموعا، دوموه، مثبو، هذار، يثمو، بطور، نوقس و قيدموا».
از اين مرد يهودي سؤال شد اين اسمها در كدام سوره است؟ او يادآور شد كه آن در مشلي سليمان يعني قصّه سليمان(ع) است و همچنين از ان نوشته اين عبارت را خواند:« وليشمعيل شمعتيخا هنيي برختي اوتوو هيفريتي اوتو وهيريتي اوتو بمئد مئد شنيم عاسار نسيئيم يولد ونتتيو لغوي غادل».
و گفت معني اين كلام اين است كه از تبار اسماعيل فرزند پربركتي پديد خواهد آمد كه درود من و رحمت من بر او باد ، از خاندان او دوازده مرد، زاده خواهد شد كه مقام بلند يابند و مورد اكرام واقع و معظّم شوند،  و نام و آوازه اين مرد بلند مي شود وشكوه مي يابد و آوازه اش بالا خواهد گرفت، اين سخن و تفسير آن بر موسي بن عمران بن زكرّياي يهودي خوانده شد و او درستي آنرا تأكيد كرد و در اين مورد اسحاق بن ابراهيم ابن بختويه يهوديّ فَسَوي نيز چنين گفت و سليمان ابن داوود نوبنجانّي نيز همان سخن را گفت، اكنون پس از گواهي كتاب خداي عزّوجلّ و روايت شيعه از پيامبر و امامانش و روايت اهل سنّت از رجال خود و همچنين گواهي كتب پيشينه و اهل آن كتاب بر صحّت وجود امامان دوازده گانه، ديگر براي پژوهنده هدايت و يا طالب حقيقت، و يا ستيزه جوي معاند و منكر چه حجتّي واجب آيد و چه دليلي است كه بايد آشكار شود و چه حقّي لازم آيد. مُسَلّماً همين مقدرا كافي و قانع كننده و عبرتْ خيز و دليل و برهان است براي كسي كه خدا او را به فروغ خويش رَهْنمون گشته و او را به دين خود كه مورد خوشنودي اوست راهنمائي كرده و اولياي خود را بدان گرامي داشته و بر دشمنان خود حرام كرده به جهت دشمني آنان با كسي كه خدا او را برگزيده و مقدّم داشتن هر كس هواي خويش را و قرار دادن عقل و درك خود را به عنوان پيشوا و راهنما و مرشد( براي خود)، در برابر امامان راهنماهمان كساني كه خداوند در كتاب خود خطاب به پيامبر از آنان ياد كرده مي فرمايد:« تو فقط هشدار دهنده و ترساننده هستي و براي هر قومي راهنمائي وجود دارد»
همانا: هر روزگار را پيشوائي است كه خداوند هر كس را كه از او پيروي كند و به اواقتدا نمايد به وسيله همان پيشوا هدايت مي كند البته نه آن كسي را كه با او مخالفت ورزد و او را انكار كند و تكيه بر عقل خود و نظر شخصي و قياس خويش نمايد، كه او به همانها واگذاشته شود، چون خود، آنها را ترجيح داده است. اميد است خداوند ما را چنان بدارد كه انجام دهنده آنچه مورد خوشنودي خاطر اوست باشيم و به حجّتهاي او بياويزيم[ از حجّتهاي او دست نكشيم] و از آنان پيروي كنيم و به گفته آنان تسليم باشيم، و هر كاري را به آنان باز گردانيم و از ناحيه آنان احكام را استنباط كنيم و دريافت ما از آنان باشد و با آنان محشور باشيم و بدان جايگاه كه آنان هستند در آئيم كه او خداي پر جود و كرم است.
39- فضيل بن يسار از امام صادق(ع) روايت كند كه آن حضرت در معني فرمايش خداي متعال كه فرموده:« تو فقط ترساننده اي، و براي هر قومي رهبري است» فرمود:« هر امامي راهنماي جامعه اي است كه در ميان آنان به سر مي برد».
40- عبدالرّحيم از امام باقر(ع) نقل كرده كه آن حضرت در معني فرمايش خداي تعالي كه فرموده:« تو فقط ترساننده هستي و هر قومي را راهنمايي است » فرمود: آن ترساننده(مُنْذِر) رسول خدا است و راهنما علي است، بدانيد به خدا قسم اين سمَت از ما بيرون نرفته ، و تا روز رستاخيز همواره در ميان ما خواهد بود.آنچه در مورد كسي كه ادّعاي امامت كند و كسي كه خود را با اينكه امام نيست امام پندارد روايت شده و نيز روايات مربوط به اينكه هر پرچمي پيش از قيام حضرت قائم (ع) برافراشته شود صاحبش طاغوت خواهد بود
1- يونس بن ظَبيان گويد: امام صادق(ع) در مورد فرمايش خداي عزّوجلّ كه فرموده:« در روز قيامت خواهي ديد آن كسان كه بر خداوند دروغ بسته اند چهره هايشان سياه شده است[ آيا جز در جهنّم جايگاهي براي خودْ بزرگْ بينان است؟] » فرمود:« منظور كسي است كه خود را امام پندارد در حاليكه واقعاً امام نيست»
2- عمران اشعريّ از امام صادق (ع) روايت كند كه آن حضرت فرمود:« سه كس هستند كه خداوند در روز قيامت به ايشان نمي نگرد( مشمول خشم و غضب الهي هستند) و آنان را پاك نمي سازد- يعني از آلودگي هاي گناه- و عذابي دردناك براي آنان است: كسي كه پندارد او امام است و در حقيقت امام نباشد، ديگر كسي كه در باره امام حقّ چنين پندارد كه او امام نيست درحاليكه كه واقعاً امام است، و بالأخره كسي كه پندارد دو نفر ياد شده بهره اي از اسلام دارند».
3- ابن أبي يعفور گويد: از امام صادق(ع) شنيدم مي فرمود:« سه كس هستند كه در روز قيامت خداوند با ايشان سخن نمي گويد و آنان را پاك نمي سازد و برايشان عذاب دردناكي مقرّر است : كسي كه مُدّعي امامتي از جانب خدا شود كه براي او مقرّر نشده؛ و كسي كه امامي( منصوب) از طرف خدا را انكار كند؛ و كسي كه پندارد براي اين دو گروه از اسلام بهره اي است». 
4- محمّد بن تمّام گويد:« به امام صادق عرض كردم: فلان شخص به شما سلام مي رساند و برايتان پيغام فرستاده كه : ضامن شفاعت براي من شويد. فرمود: آيا از طرفداران ماست؟ عرض كردم بلي. فرمود: كار او بالاتر از آن است. راوي گويد: عرض كردم: او مردي است كه علي را دوست مي دارد( از طرفداران اوست) ولي با كسي كه اوصياء است( اوصياء پس از اوست ) آشنا نيست، آن حضرت فرمود: شخص گهراهي است، عرض كردم: به همه امامان اقرار دارد و امام آخر را انكار مي كند، فرمود: او مانند كسي است كه به عيسي (ع) اقرار داشته باشد ولي محمّد (ص) را انكار كند يا به محمّد(ص) اقرار داشته باشد و عيسي (ع) را انكار كند. به خدا پناه مي بريم از انكار حُجّتي از حُجّت هاي خدا».
پس هر كه اين حديث را مي خواند و اين نوشته به او مي رسد بايد بپرهيزد از اينكه امامي از امامان را انكار كند يا خويشتن را نابود سازد با اقرار دادن خود در وضعي كه منزلت او در آن وضع به مثابه كسي باشد كه نبوّت محمّد (ص) يا عيسي(ع) را انكار كرده است.
5- سوره بن كُلَيب از امام باقر(ع) نقل كند كه آن حضرت فرمود: قول خداي عزّوجلّ:« روز قيامت خواهي ديد كساني كه به خدا دروغ بسته اند صورتشان سياه شده باشد مگر جز در جهنّم جايگاهي براي مُستكبران است؟» ناظر به كسي است كه خود را امام پندارد با اينكه واقعاً امام نيست، عرض كردم اگرچه علوي و فاطمي باشد؟ فرمود ه