طی قرار داد که کی بر دیگری برتری داشته باشد.
این خبر را برای ما از حمادبن عیسی نیز نقلکرده اند و او از حریز، از امام صادق علیه السلام وآن حضرت از پدرش و او نیز از امیرالمونینین علیهم السلام نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه ای ایراد فرمود و خبر را تا آخر نقل کره و این سخن در آنخطبه است. و مانند این خبر از علی بن عقبه به نقل از ا مام صادق علیه السلام نیز روایت شده است.
 ونیز ابوحمزه ثمالی همانند این خبر را به نقل از امام حضرت باقر علیه السلام برای ما روایت کرده اند.
بنابراین قرآن پیوسته با عترت و عترت همراه با قرآن است و آن دو با هم ریسمان محکم خدا هستندو چنانکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است از یکدیگر جدا نخواهند شد و این خود برای کسی که خداوند گوش دل او را باز نموده( گوش شنوا دارد) وبینشی نیکو به اوعطا فرموده دلیلی است بر اینکه هر کس خواستار علم قرآن و تأویل و تنزیل و محکم و متشابه و حلال و حرام و خاص و عام آن باشد و بخواهده آن رااز نزد غیر آنان که خدا اطاعتشان را واجب  فرموده و  پس از پیامبرصلی الله علیهو آله زمامدار قرار داده و رسول خدا به دستور خداوند آنان را قرین قران ساخته و قرآن را نز تنها قرین ایشان فرموده نه دیگران و نیز خداوند علم خود واحکام دین و واجبات وشریعتهای خود را به آنان سپرده بخواهد به دست آورد حتماً سرگردان و گمراه و نابود خواهد شد و دیگران را نیز به هلاکت خواهد کشاند. و منظور از عترت علیهم السلام همان کسانی هتسند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را برای امت خود چنین تمثیل فرموده که : اهل بیت من در میان شما به مثل همچون کشتی نوح اند، که هرکس بر آن سوار شد رهائی یافت و هر کس از آن بازماند غرق گردید.
وباز فرموده : اهل بیت من در میان شما همانند باب حطه در بنی بنی اسرائیل است که هر کس بدان درآمد گناهانش بخشوده و درخور رحمت و افزونی از آفریدگار خویش گشت، همانگونه که خدای عز و جل فرماید: ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطۀ نمغفرلکم خطایاکم و سنیرید المحسنین( از آن در سجده کنان در آئید و طلب آمرزش بر زیان رانید تا گناهان شما را بیامرزم و عطای نیکوکاران را بیفزایم.
و امیرالمومنین علیه السلام آن راستگوترین راستگویان در خطبه مشهور خود که موافق و  مخالف آن را روایت کرده اند می فرماید:بدانید آن علم که آدم آن را از آسمان با خود به زمین فروآورد و همه آنچه که برتری پیامبران تا خاتم النبیین بدان بو یکجا در عترت خاتم پیامبران فراهم امده است. دیگر به کدام سو خود را به هلاکت می افکنید؟ به کجا می روید؟ ای کسانی که از تبار کشتی نشستگان هستید. این مثل آنست در میان شما، پس همچنانک نجات یافتن هرکس رد آن رفت و رهائی یافت نجات و رهائی خواهد یافت کسی که بدین  کشتی نجات پناه  برد وای بر کسی که از آنان باز پس ماند یعنی از امامان علیهم السلام و باز فرمود: مثل ما در میان شما همچون غار( پناهگاه) است برای اصحاب کهف و مانند باب حطه است که آن در سلامت بود، پس جملگی از در سلامت درآئید و باز آن حضرت در همین خطبه فرمود : آن عده از یاران پیامبر که وقایع را به خاطر می سپرند می دانندن که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من و اهل بیت من پاکان هستیم پس بر آنان پیشی نجویئید که گمراه می شونید و از آنان باز پس نمانیدکه گرفتار لغزش خواهید شد و با آنان مخالفت نکنید که در نادانی خواهید ماند چیزی به آ نان نیازموزیدکه از شما داناتریند و خود از کوچکی داناترین مردم اند و در بزرگی (بزرگسالی) نیزاز همه مردم داناترند، از حق و اهل حق در هر کجا که هستید پیروی کنید و از باطل و اهل آن در هر کجا که هست دوری گزینید.
اما این مردم از کسانی که به چنین صفاتی آراسته بودند و چنین ستایشها در حق آنها شده بود و چنین دعوت و هدایت که از حق به سوی آنان شده بود روی برتافتند و از ایشان بریده به  دیگران پرداختندو امررسول خدا صلی اله علیه و آله را به بازی گرفتند و سخنش را بی مقدار و بیهوده انگاشتند و کسی را ترک گفتند که خدا با زبان پیامبرخود صلی الله علیه و آله فرمانبرداری و پرسش و فراگیری و بهرمندی از او را واجب ساخته بنا بفرموده او که : اگر نمی دانید از آنان که یاد دارند بپرسید و فرمایش دیگرش : از خدا و پیامبرو اولی الامر خود فرمانبرداری کنید و رسول خدا صلی الله علیه و آله راهنمائی فرموده که رستگاری در آویختن به دامان او به گفته او و تسلیم در برابر دستور او است ونیز  فراگرفتن از او و روشنایی خواستن از نور  اوست، ولی مردممدعی این حقیقت برای غیر آنان شدند و از ا یشان به سوی دیگران برگشتند و به نجای آنان به دیگران راضی شدند و بدین سبب خداوند نیز آنان را از دست یافتن به دانش دور گردانیدو هر کس خواهش نفس خود را(برابر سلیقه اش) برای خویش تأویلی کرد و پنداشتند که با عقلهای خود و قیاسات ونظرات شخصی خودشان از امامان علیهم السلام که خداوند برای هدایت و راهنمائی مردم منصوبشان فرموده بی نیاز هستند پس به جهت سرپیچی آنان از دستور خدار عز و جل وروی گردانیدن آنان از آنکه اختیار کرده خداوند بود، خداند آن مردم را به خودشان واگذاشت و به اختیار خودشان و به نظرات و اندیشه های خودشان رها نموده و در نتیجه آنان به سرگردانی و گمراهی عمیق دچارشدند و خود و دیگران را نابود و تباه ساختند و پیش خویشتن نیز چنان اند که خدای عز و جل فرمود: ای پیغمبر بگو آیا (می خواهید) شما را از زیانکارترین افراد آگاه کنم؟ آنان کسانی هستند که در زندگی دنیا راهشان گم شده و خود می پندارند که کار نیک می کنند.
تا جائی که گوئی مردم به کلی سخن خداوند را در کتابش نشنیده  اند که حاکی ازگفتار ستمکاران این امت در روز قیامت است به هنگام پیشمانی از  رفتارشان نسبت به خاندان پیامبر خودو کتاب پروردگار خویش آنجا که می فرماید روزی که ستمکار دستهایخود را به دندان می گزد و می گویدای کاش با پیامبر راه اطاعت می پیمودم و ای وای بر من کاش فلانیرا دوست و یار خود نمی گرفتن پس  منظور از رسول چه کسی جز محمد صلی الله علیه و آله است؟ و این فلانی که نام نکوهیده اش به کنایه برده شد و دوستی و مصاحبت و رفاقت در همگانی با او ستمکاریی که از آن یاد شده چه کسی است؟ سپس گوید: همانا او مرا از ذکر گمراه کرد بعد از آ نکه آن بر من عرضه شد یعنی پس از درآ مدن به اسلامی و اقرار بدان واین ذکر که دوستش او را پس از برخوردار بودن از آن نسبت بدان گمراه کرده کدام است؟ آیا آن ذکر عبارت از قرآن وعترت نیست که خدای تعالی رسول خود را ذکر نامدیه و فرموده: به تحقیق خداوند به سوی شما ذکر که آن رسول است فروفرستاده و باز فرموده: ارگ نمی دانید از اهل ذکر بپرسید
در اینجا ذکر چه کسی جر رسول خدا صلی الله علیه و آله است و اهل ذکر به این ترتیب چه کسانی جز اهل بیت پیامبر که جایگاه علمند می تواند داشته با شد؟سپس خدای عز و جل می فرماید: شیطان برای آ دمی همواره خذلان آور است پس همصحبتی دوستش را همصحبتی با شیطان ق