کی از آن دو امام است و اضافه فرمود: امام و حجت، آخرین کسی است که از دنیامی رود تا هیچ کس را بر خدا دلیل نباشدکه خدا بدون حجتی از جانب خود او را رها کرده است.
4. حمزۀ بن طیار گوید: از امام صادق ع شنیدم که یم فرماید: اگر در روی زمین جز دو نفر کسی باقی نماند حتماً یکی از آن دو فرد حجت است، یا دومی حجت است شک مربوط به احمدبن محمدبن خالد است که جزو روات در سند حدیث است.
5.یونس بن یعقوب از امام صادق ع روایت می کند از آن حضرت شنیده است که می فرمود: اگر در روی زمین جز دو نفر کس دیگری باقی نباشد حتماًیکی از آن دو نفر امام ا ست.
کتاب الغیبة که یکی از منابع بسیار مهم و دست اول حدیثی در باب احادیث مربوط به غیبت امام زمان ارواحنا فداه است تألیف ابو عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی کاتب، معروف به ابن ابی زینب (م 360ق) می باشد. او که در حفظ و نقل حدیث تبحّر داشت و با منابع اصلی حدیثی و راویان مهم شیعه و سنی در ارتباط بود، این کتاب را برای مقابله با اندیشه های انحرافی و پاسخ به شبهات مخالفان اهل بیت پیامبر علیهم السلام دربارۀ تفکر مهدویت نوشته. او خود در مقدمۀ کتابش انگیزۀ نگارش آن را این گونه باز گو می کند:
«با مشاهدۀ گمراهی برخی از فرقه های منسوب به تشیع در باب امام عصر ارواحنا فداه و مسئله غیبت که گروهی در این باره کوتاهی کرده و گروهی مبالغه و افراط نموده اند و در نتیجه همه در حیرت و ضلالت گرفتار آمده اند، بر آن شدم که همه احادیث معتبر را در مسائل مربوط به این مسئله بسیار مهم دریک کتاب جمع آوری کنم». 
او با تألیف این کتاب در واقع ابعاد مختلف مسائل مهدویت را بر اساس روایات مستند و معتبر به بررسی گذاشته است تا حیرت و سر گردانی شیعیان را از بین ببرد.
وی که در اوائل دورۀ غیبت کبری می زیست این کتاب را در شهر حلب برای شیعیان آن دیار نوشت، که شاگردش ابوالحسین محمدبن علی شجاعی آن را حفظ و روایت کرده و استنساخ نموده است.
نعمانی کتاب خود را در بیست و شش باب تنظیم کرده است که پس از نقل احادیث در هر یک از ابواب، توضیح مختصری هم دربارۀ برخی از آنها ارائه کرده و عقاید شیعه را تبیین و تشریح نموده است.
او در مجموع چهار صد و هفتاد و هشت حدیث را به صورت مستند روایت کرده است. البته بسیاری از احادیث دیگر را نیز در ذیل مطالب و لابلای روایات هر باب به صورت مرسل یا مستند نقل کرده که به بیش از یکصد حدیث می رسد.
این کتاب یکی از منابع معتبر دانشمندان حدیث و عقاید به شمار می رود. این دانشمندان در آثاری مثل الارشاد (شیخ مفید)، بحار الانوار (علامه مجلسی) و الغیبة (شیخ طوسی) از مطالب و احادیث این کتاب بهره های فراوانی برده اند.
 

منابع:
1ـ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق، ج2، ص350.
2ـ محمد باقر مجلسى، بحارالانوار الجامعة لدُرر اخبار الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق (110 مجلد)، ج53، ص271؛ ج45، ص313؛ ج93، ص97.
3ـ سید رضی الدین علی ابن طاووس، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم، قم، دار الذخائر (افست از چاپ نجف اشرف، 1368ق) ص95.
4ـ محمدبن ابراهیم نعمانی، کتاب الغیبة، تهران نشر صدوق، 1397ق ،ص39.
5ـ رشیدالدین محمد بن على ابن شهرآشوب مازندرانى، معالم العلماء فى فهرست کتب الشیعة و أسماء المصنفین، بى جا، بى تا، ص 118.
6ـ جلال الدین قفطی، إنباه الروّاة علی أنباه النحاة، بیروت، مکتبة العنصریة، 1424ق، ج2، ص92.
7ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408ق ، ج4، ص318؛ ج1، ص316.
8ـ ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، تحقیق عبدالله نعمة، قم، دارالذخائر، 1410ق ،ج1، ص352.
9ـ خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیّة، 1417ق، ج6، ص396؛ ج11، ص358؛ ج2، ص397.
10ـ شمس الدین ذهبى، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، چ2، 1413ق، ج24، ص114؛ ج44، ص91؛ ج38، ص314؛ ج29، ص166.
11ـ ابن جوزى، المنتظم فى تاریخ الأمم والملوک، تحقیق محمد و مصطفى عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیّة، 1412ق، ج13، ص347؛ ج14، ص103.
12ـ یاقوت حموى، معجم الادباء، ترجمه عبد الحمید آیتى، تهران، سروش، دارالغرب الاسلامى، 1421ق، ج4، ص1460.
13ـ خیرالدین زرکلى، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ 8، 1989م، ج1، ص40، ص53؛ ج3، ص155، ص229، ص230؛ ج7، ص212.
14ـ سید محسن امین، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ق، ج10، ص17؛ ج9، ص60، ج6، ص158.
15ـ آیة الله شیخ جعفر سبحانى، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، 1418ق، ج4، ص334 به بعد، ص490.
16ـ میرزا عبدالله افندى تبریزى، تعلیقة أمل الآمل، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، 1410ق، ص237.
17ـ سید محمد حسین حسینى جلالى، فهرس التراث، قم، دلیل ما، 1422ق، ج1، ص 378 و بعد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:31.txt">1</a><a class="text" href="w:text:32.txt">2</a><a class="text" href="w:text:33.txt">3</a><a class="text" href="w:text:34.txt">4</a><a class="text" href="w:text:35.txt">5</a></body></html>روایاتی در غیبت امام منتظر، خلیفه دوازدهم ع ، و ذکر امیرالمومنین و نیز امامان پس از آن حضرت ع ، وهشدار آنان راجع به غیبت
1. فرات بن احنف از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران خود ع فرمود: در زمان خلافت امیرالمومنین ع آب فرات بالا آمد،پس آن حضرت  و دو فرزندش حسن وحسین ع سوار شدند، چون  گذارشان بر طایفه ثفیف افتاد انان گفتند علی آمده آب رابه جای خود بازگرداند( فرونشاند) ، پس علی ع فرمود: بدانید به خدا قسم من و این دو فرزندم یقیناً کشته خواهیم شد و بدون تردید خداوند مردی را که از فرزندان من است در آخر الزمان بر می انگیزد که خونخواهی ما خواهد کرد، و او حتماً از مردم پنهان خواهدشد برای مشخص شدن گمراهان در زمان غیبت، تا جائی که نادان بگوید:خدا را در آل محمد نیازی نیست. 
2. مفضل بن عمر گوید: امام صادق ع فرمود: یک خبر که آن را درک می کنی بهتر است ازده خبر که صرفاً آن را روایت میکنی،  همانا هر حقی دارای حقیقتی است و هر کار درستی را نوری است ، سپس فرمود: و به خدا سوگند، کسی از شیعیان خود را فقیه نمی شماریم تا اینکه به رمز سخنی به او گفته شود و او آن رمز را دریابد، همانا امیرالمومنین ع بر منبر کوفه فرمود: به راستی که فتنه هائی ظلمانی و کدر وتارکی پشت سر دارید که جز نومه( کسی که عنوان درمردم ندارد و به کلی قدرش مجهول وناشناخته است) کسی از آن نجات نمی یابد، به آن حضرت عرض شد: ای امیرمومنان نومه چیست؟ فرمود: آن کسی است که مردم را می شناسد ولی مردم اورا نمی شناسند، وبدانید که زمین از حجت خدای عز و جل خالی نمی ماند ولی خدای عزیز بزودی دیده خلقش را از او بینا می سازد به خاطر ظلم وجورشان وزیاده روی آنان نسبت به خودشان، و اگر زمین یکساعت از حجت خدا خالی بماند اهل خود را فرو می برد، لکن آن حجت مردم را می شناسد وآنان رانمی شناسند، چنانکه یوسف مردم را ( برادرانش را) می شناخت وآنها را نمی شناختند. سپس آن حضرت این آ یه را تلاوت فرمود: یا حسرۀعلی ال