عباد علی العباد ما یأتیهم الخ ای دریغبر بندگان، پیامبری بر ایشان نیامد مگر اینکه او را به مسخره می گرفتند.
3. عمروبن سعد از امیرالمومنین ع روایت کرده: روزی حضرت  به حذیقۀ بن یمان فرمود:ای حذیفه با مردم آنچه را نمی دانند (نمی فهمند) نگو که سرکشی کنند و کفر ورزند، همانا پاره ای از دانشها سخت و گرانبار است که اگر کوهها آنرا بر دوش کشند از بردن آن ناتوان باشند، همانا علم ما اهل بیت در آتیه نزدیک مورد انکارو ابطال مردم قرار می گیرد و راویانش کشته خواهند شد و با کسی که آن را بخواند بدرفتاری خواهند شد از روی ظلم و رشک بردن نسبت به آنچه که خدا به عترت وصی یعنی وصی پیغمبرص بدان وسیله برتری داده است
ای پسر یمان همانا پیامبر آب دهان در دهان من انداخت ودست خویش بر سینه من کشید و گفت : خدایا جانشین و وصی مرا و پرداخت کننده دین مرا و وفا کننده عهد و امانت ویار و یاورمرا بر دشمنت و دشمن من و باز گشاینده اندوه از چهره مرا آنچه از علم که به آدم بخشیدی، و آنچه  از بردباری که به نوح بخشیدی و آنچه از فرزندان پاک،

و بزرگواری که به ابراهیم بخشیدی، و آنچه از شکیبایی که به ایوب درهنگام بلاعطا کردی، و آنچه از سرسختی که در مبارزه و رویایی با هماوردان به داود بخشیدی، و آنچه از فهم به سلیمان بخشیدی جملگی را به او( جانشین من) نیز عطا فرما، خدایا چیزی از  دنیا را ازعلی پوشیده مدار تا آنجا که همه دنیارا همچون سفره کوچکی گسترده در پیش رویاو مقابل چشمانش قرار دهی،خدایا قدرتمندی و صلابت وچابکی موسی را به او ببخش، ودر نسل اوکسی شبیه عیسی قرار ده،بارالها تو جایگزین من براو و بر عترت و تبار[پاک ] و پاکیزه اش هستی که از  آنان پلیدی[وآلودگی] را برده ای و برخورد و تماس شیطانها را از آنان برگردانده ای ، پروردگارا اگر قریش براو ستم کردند و دیگری را بر اومقدم داشتند تو او را به منزله هارون نسبت به موسی آنگاه که موسی از وی دوره شد قرار ده،سپس به من فرمود: ای علی بسا در میان فرزندان تو[فرزندانی] با فضیلیت که کشته می شوند در حالی که مردم همچنان ایستاده می نگرند و بی تفاوتند،زشت باد امتی که ببینند فرزندان پیامبرشان از روی ستم کشته می شوند و آنان بی تفاوت باشند وبرای جلوگیری دست به اقدامی نزنند. آری، قاتل و فرمانده قتل وناظر بی تفاوت همگی در جرم و گناه یکسانند و در لعنت و نفرین شریک.چ
ای فرزند یمان سینه های قریش به بیعت با علی و موالاتش گشاده نخواهد شد(راضی به ان نباشد) و دل آنها از آن خشنود نمی شود و زبان آنها بدان جاری نمی گردد مگر با کمال کراهت و کورکورانه و کوچک شمردن آن.
ای فرزند یمان به زودی قریش با علی بیعت کنند ولی چندان نگذرد که بیعت خود بشکنند وبه مبارزه با ا و برخیزندو بر ستیزش اقدام نمایند وبرچسبهای بس بزرگ بدو بزنند، پس از علی حسن او را خواهند کشت، پس لعت و نفرین بر مردمی که پسر دختر پیامبرشان را بکشند، چنین امتی را عزت مباد، وبرطلایه دارش نفرین و لعنت باد و برآن که برای آن فاسق برنامه ریزی م یکند وکارهایش را سازمان می دهد، سوگند به آنکه جان علی به سدت اوست، این مردم پس از کشتن فرزندم حسین همه عمر را در بدبختی ضلالت وگمراهی و ستم و کجروی و جور و چند دستگی دردین، به سر خواهد برد، و پیوسته درصدد تغییر و تبدیل احکامی که خداوند در کتاب خود فروفرستاده و به آشکار نمودن و اظهار بدعتها و از بین بردن سنتها و برهم زدن دستوران دین و به کارگرفتن قیاس در موضوعات هم شکلو کنار زدن محکمات( دستورات صریح) قرآن خواهند بود تا به کلی لباس دین اسلام از پیکر خویش برکنند و از این دین بیگانه گردند وبه وادی کوری و گمراهی و سرگردانی وبدبختی نیافتن راه نجات گرفتار شوند. ای نسل امیه تو را چه می شود مرگ بر تو، که هرگز راه نیابی، و ای اولاد عباس تو را چه می شود، مرگ بر تو، که در بنی امیه جز ظلم و ستمکار و در بنی عباس جز تجاوزکار و سرپیچ از فرمان حق  و سرکشی از دستورات خداوند به چشم نمی خورد، کشندگان فرزندان من، درندگان پرده [ من و] حرمت من اند، پس این امت پیوسته ستمگرند و همچون سگان در ستیز با یکدیگر؛ بر حرام دنیا به سر برند و در دریاهای هلاکت و گودالهای خون، عمر سپری کنند تا آن زمان که غائب شونده فرزندان من از دیدگان مردم پنهان شودو مردم به هم بگویند، آیا او گم شده ، آیا کشته شده، یا خود وفات یافته است، که فتنه شدت گیرد، و بلا نازل شود،و آتش جنگ قبیله ای برا فروزد،و مردم در دینشان تندروی کنند و همصدا شوند که حجت از میان رفته و امامت باطل شده است.
و حج گزاران در  آن سال از شیعه علی و دشمنانش همه به حج روند تا جستجو و کند و کار از یادگار گذشتگان کنند، ولی نه از او نشانه ای دیده شود و نه خبری و نه بازمانده ای شناخته شود، پس در چنین وضعی شیعه علی مورد ناسزاگوئیها قرار گیرد، دشمنانش به او سخن های ناشایست می گویند و اشرار ونابکاران در گفتگو بر شیعیان چیره شوند تا جایی که امت، سرگردان می ماند و به وحشت بیفتد و این سخن که حجت از میان رفته و ا مامت باطل گردیده  است، فراوان شود( بر سرزبانها شایع شود)، به خدای علی قسم که حجت امت همان ایستاده و در راه آن (امت) گام بر می دارد، به خانه ها وکاخهایش داخل می شود،در شرق و غرب در گردش است، گفته ها را می شنود وبرجماعت سلام می کند، او می بیند اما دیده نمی شودتا زمان و وعده اش فرا رسد و منادی از آسمان آواز دهد که هلا امروز  روز شادی فرزندان علی و شیعیان او است.
در این حدیث عجائی وشواهدی است بر حق بودن آنچه شیعه امامیه بدان اعتقاد دارد و متدین به آن ا ست، خدا را شکر، از جمله شواهد، فرمایش امیرالمومنین – صلوات الله علیه- است که  تا زمانی که غائب شونده از فرزندانم از دیده مردم پنهان شود... آیا این خود چنین غیبتی را ایجاب نمی کند؟ ونیز شاهدی نیست بر گفته آن کسی که به این موضوع اعتراف دارد و متدین به  امامت صاحب آن غیبت است؟ سپس فرمایش دیگر او که: و مردم به جنبه و جوش در می آیند که او گم شده یا به قتل رسیده و یا وفات یافته است- تا آخر... و نیز: اینکه همصدا شوند بر اینکه حجت از میان رفته و امامت باطل گردیده است...آیا این سخن با آنچه که هم اکنون همه مردم از تکذیب امامیه درمورد صاحب غیبت برآنند، موافق نیست؟ در صورتیکه غیبت درباره او محقق شده است هرچند او را نبیند، و نیز فرمایش ان حضرت که : در آن سال مردم  حج گزار برای جستجو به حج می روند...  مردم همین کار را کردند و اثری از او ندیدندن. و باز فرمایش او که : در این هنگام شیعه علی مورد ناسزاگویی قرار می گیردو دشمنانش او را ناسزا می گویند و اشرار و نابکاران در احتجاج خود  بر آنها غالب می شوند... یعنی در گفت و شنود ظاهری، و گفته آنها که:پس امام شما کجاست؟ ما رابه او راهنمائی کنید، و در ناسزا گفتنشان به آنان و در نسبت دادن آن به نقص و ناتوانی و نادانی، بواسطه  اینکه به کسی که وجودش ناپیدا است قائلند و دشمنان را به کسی که غایب  است حواله می دهند واین نسبت خود و ناسزا اس