دت طول عمری که تا کنون داده یا پس از این به یکی از معاصرین و یا غیر معاصرین او داده یا خواهد داد و او را پس از گذشت این مدت بلکه بیش از آن آشکار و ظاهر سازد. ما فراوان از مردم زمان خود را دیده ایم که کسانی که صد سال و گاهی بیشتر از ان عمر کرده اند و باز از نیروی جسمانی کافی و عقل و حواس جمع برخوردارند. پس چگونه برای حجت خدا انکار شود که خداوند بیش از آن عمر حجت خویش را طولانی گرداند، و همین را یکی از بزرگترین نشانه هائی که حجت خود را در بین مردم زمانش بدان منحصر و یگانه ساخته است قرار دهد زیرا او بزرگترین حجت خداوند استکه دین او را بر همه ادیان چیره خواهد گردانید و بدان وسیله ناپاکیها و چرکها را شستشو خواهد داد گوئی ( آن کسی که به این امر معتقد نیست)  در همین قرآن داستان ولادت موسی و آنچه از قتل و سر بریدن را که به خاطر او بر سر زنان و کودکان رفت نخوانده است تا جائی که به منظور اجتناب از واقع شدن قضای الهی و نجریان یافتن امر او (در آن واقعه) بسیاری از مردم به هلاکت رسیدند تا اینکه خدای عزوجل علی رغم دشمنانش او را به وجود آورد و همان کسی را که در جستجوی او بود و کودکان همانند او را به خاطر او با کشتن و سر بریدن به هلاکت می رسانید خودش را سرپرست و مربی او قرار داد ، و داستان موسی به هنگام بزرگ شدن و بلوغ یافتن و گریختن او در آن مدت زمان دراز چیزهائی است که خداوند در کتاب خود به ما خبر آن را داده است تا زمانی که خدا اجازه آشکار شدن به او داد فرا رسید پس سنت خدا اکه از قبل نیز چنین بوده و تبدیل در آن راه ندارد ظاهر گردید پس از صاحبان بینش عبرت بگیرید و شما ای شیعیان نیکوکار بر آنچه خداوند شما رابدان راهنمائی و به سوی آن هدایت کرده است استوار و ثابت قدم باشید و او را شکرگزاری کنید به پاس آنچه شمارا بدان نعمت بخشیده و تنها شمارا ازآن برخوردار ساخته است که او شایسته شکر و سپاسگزاری است.
فصل
1- محمد بن مسلم ثفقی از امام صادق ع روایت کرده است که آن حضرت فرمود: هنگامی  که مردم امام خود را گم کنند سالهائی چنان به سر خواهند برد که ندانند کدام از کدام است سپس خدای عزوجل برای انان صاحبشا را آشکار سازد.
2- علی بن حارث بن مغیره از پدر خویش روایت کرده که او گفت: به امام صادق ع عرض کردم: ایا فترتی خواهد بود که در ان  مسلمانان امام خویش را نشناسند؟ فرمود: چنین گفته می شود عرض کردم : پس ما چه کنیم؟ فرمود : چون چنین شود به همان امر نخستین بیاویزید و همان را که بر آنید به دست داشته باشید تا آخر کار برشما روشن گردد. (فترت زمانی است که حجت خدا و امام بر مردم حضور نداشته باشد)
3- محمد بن منصور صیقل از پدرش منصور روایت کرده که او گفت : امام صادق ع فرمود: بنگر هرگاه روز و شب را گذرانیدی که امامی درآن از آل محمد (برخود) ندیدی، پس هر که را دوست می داری همچنان دوست بدار و هر که را دشمن می داری همچنان دشمن بدار، و ولایت هر که را داری ولایت همو را داشته باش و شبانه روز منتظر فرج و گشایش باش.
محمد بن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از منصور و او از کس دیگری که نام می برد از امام صاق ع همانند این حدیث را روایت کرده است.
4- عبدالله بن سنان گوید: من با پدرم بر امام صادق ع وارد شدیم پس آن حضرت فرمود: چگونه به سر خواهید برد اگر در جایی قرار بگیرید که درآن امامی راهنما و نشانه ای چشمگیر نبینید، پس هیچکس ازآن سرگردانی رهائی نمی یابد مگر آن کس که به دعائی همچون دعای غریق دست نیایش بردارد پدرم گفت: به خدا قسم این بلا است فدایت شوم در چنین وضعی چه کنیم؟ فرمود: هرگاه چنین شود- البته تو آن زمان را هرگز در نمی یابی – پس بدانچه در میان دارید بیاویزید (جدا نشوید) تا وقع بر شما روشن شود.
5- حارث بن مغیره نصری از امام صادق ع روایت کرده گوید: به آن حضرت عرض کردم : برای ما روایت شده که صاحب این امر زمانی از نظر ناپدید می شود پس در ان حال ما چه کنیم؟ فرمود: شما به همان امر نخستین که بر آن هستید دست داشته متصل باشید تا وضع برای شما روشن شود.
6- آبان بن تغلب از امام صادق ع روایت می کند که آن حضرت فرمود: زمانی بر مردم بیاید که در آن دچار (سبطه) شوند و علم جمع گردد همچنان که مار در سوراخ خویش خود را گرد می کند و به هم می آورد (چنبر می زند) و در این حال که آنان چنین به سر می برند ناگاه ستاره ای بر آنان می دمد، عرض کردم : سبطه چیست؟ فرمود: فترت است(فاصله ای زمانی است که امام حاضر نباشد) عرض کردم پس در آن میان ما چه کنیم؟ فرمود: بر همان چیزی که بودید باقی باشید تا خداوند ستاره شمارا برایتان برآورد.
7- آبان بن تغلب ازامام صادق ع روایت کرده که ان حضرت فرمود: چگونه خواهید بود چون سبطه واقع شود در بین دو مسجد (مسجد الحراام و مسجد النبی یا مسجد کوفه و مسجد سهله) پس علم در آن جمع گردد همچنانکه مار خود را در سوراخ خویش گرد می کند و شیعه در میان خویش اختلاف کند و پاره ای دیگری را دروغگو خواند و بعضی در روی پاره ای دیگر آب دهان اندازند. عرض کردم: خیری در آن حال نیست فرمود: همه خیر در همان حال است و این سخن را سه بار تکرار کرد منظور آن حضرت نزدیک شدن فرج بود.
محمد بن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از ابان بن تغلب از امام صادق ع نقل می کند که آن حضرت فرمود: هنگامی که بطشه (به معنی گرفتن به زور یا گرفتاری به سرپنجه قدرت) واقع شود تو چگونه خواهی بود- و حدیث پیش را با الفاظش نقل کرده است.
8- ابان بن تغلب از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: ای ابان جهان دچار سبطه خواهد شد. علم بین مسجد ین منزوی می شود همچنان که مار در سوراخ خویش (چنبر) می شود عرض کردم: سبطه چیست؟ فرمود چیزی کمتر از فترت و در چنین وضعی که مردم قرار گرفته اند ناگاه ستاره ایشان بر دمد، عرض کردم: فدایت شوم پس ما چه کنیم و در ان فاصله چه می شود؟ و آن حضرت به من فرمود: برهمان چیزی که هستید باقی باشید تا خداوند صاحب آنر ا برساند.
این روایات که به صورت متواتر و بسیار آمده گواه درستی غیبت و مخفی شدن دانش است و منظور از دانش همان حجت جهان است و این روایات در بردارنده دستور امامان ع است به شیعه که درآن مدت بر آنچه عقیده داشته اند باقی باشند و از آن دور و جدا نشوند و جابجا نگردیده تغییر موضع ندهند بلکه ثابت قدم بمانند و دچار دگرگونی نشوند و چشم به راه آنچه بدیشان وعده داده شده باشند و آنان در اینکه حجت خود و امام زمانشان را در مدت  غیبت نمی بینند معذورند و در هر دوره و زمانی پیش از آن (ظهور) برای آنان سخت و توام با فشار است که حجت خویش را به عین و اسم و نسبش نشناسند و خواستار اسم او شدن و محل غیبتش یا صدا برداشتن به ثنای او برای آنان مجاز نیست چه رسد به اینکه بخواهند او رابه چشم ببینند و به ما فرموده است:مبادا نام او را مشهور سازید و بر همان چیزی که اعتقاد دارید باقی بمانید و مبادا تردید کنید ولی نادانان که به آنچه از جانب معصومین راستگو ع آمده از این روایات که در مورد غیبت و صاحب آن به ما رسیده آگاهی ندارند. راهنمائی به 