لمداد کرد همان دوستی که او را در دنیا از ذکر گمراه کرد و روز قیامت خوار گردانیدو دوستیش او را سوی نخواهد داشت و رفاقتش آنگاه که هر یک از دیگری دوری می جوید رفاقت شیطلان است سپس  خدای عز وجل به حکایت از آنجه پیامبر صلی الله  علیه وآله در روز قیامت می گوید:می فرماید: رسول گوید پروردگارا قوممن این قرآن مهجور داشتند یعنی این قرآنی را که تو به آنان دستور دادی که به آن و به اهل بیت من چنگ زنند و از گرد آن دو پراکنده نشوند مهجور داشتند.
 آیا تمام این خطاب و این همه سرزش برای آن مردمینیست که قرآن از زبان پیامبر بر آنان و بر دیگر مردم نازل شده و آنان از بین این امت ستمکاران بر خاندان پیامبر خویشند،و رها کنندگان کتاب خدایند آن کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز قیامت بر آنان گواهی خواهد داد که گفته او را درباره تمسک به قرآن و خاندانرسلو ندیده گرفتند و آن دو را کنار گذاشتند و از خواهشهای نفسشان پیروی کردند و امر و نهی و رنگ و بوی گذرا وناپایدار دنیا را بر دین خود ترجیح دادند به خاطر اینکه نسبت به محمد صلی الله علیه و آله و آنچه آورده بودناباور بودندو به ا هل بیت پیغمبرشان به سبب آن برتری که خداوند نسبت به ایشان آنان را عطا فرموده بود رشک می بردند مگر از پیغمبر محمد صلی الله علیه و آله همان چیزی که اصحاب حدیث نز منکر آن نیستند روایت نشده؟ و آنچه با همین آیات که خدا فروفرستاده موافق است که آن حضرت فرمود: گروهی از یاران من در روز قیامت از سمت راست به سوی چپ  کشیده می شوند پس صدای من بلند می شود: پروردگارا یاران عزیزم. یاران عزیزم- و به روایتی دیگر: اصحابم ، اصحابم پس ندا می رسد: ای محمد تو نمی دانی آنان پس از تو چه ها پدید آوردند و من می گویم : از من به د ور باشند مرگ باد بر آنان، مرگ باد برآنان، فرمایش خدای عز و جل این مضمون را مورد تصدیق و گواهی قرار می دهدکه می فرماید: نیست محمد جز پیامبری که قبل از او نیز پیامبرانی آمده و رفته اند پس اگر مرگف او را دریابد و یا کشته شود آیا به گمراهی بازپس خواهید گشت؟ و آنکه به عقب بازمی گرداند خدا را زیانی نمی رساند[و خداوند به زودی پاداش نیک به سپاسگذاران می دهد] و این فرمایش خداوند خود بهترین دلیل است بر این که گروهی پس از درگذشت پیامبر محمد صلی الله علیه و آله
به قهقرا بر خواهند گشت و آنان همان کسانی هستند که با دستور خدای تعالی و رسولش مخالفت می ورزند و گرفتاران حادثه زده ای هستند که خداوند درباره ایشان گوید: آنان که از دستور خدا سرپیچی می کنند پس باید بترسند که بدبختی به آنان خواهد رسد یا غذاب دردناکی ایشان را درخواهد یافت خداوند عذاب و رسوائی آنان را چندین برابر کند و دور نمود از رحمت خویش و هلاک ساخت آن کس را که نسبت به آل محمد محمد صلی الله علیه و آله
ستم روا دشات و قطع کرد آنچه را که خداوند به پیوستن آن ا مر فرموده بود درباره ایشان و به اعتقاد بر آن فرمان داده بود از دوستی ایشان ودستور به پیروی از ایشان را داده بود نه دیگران آنجا که می فرماید: ای پیامبر بگو من از شما مزدی جز دوستی با نزدیکانم نمی خواهم و باز می فرماید: آیا آن کس که به سوی حق فرا می خواند سزاوارتر است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که خود راه را نمی یابد مگر اینکه هدایت شود؟ شما را چه شده چگونه قضاوت می کنید؟
و در میان امتی که شرم دارم و اهل بهتان نیست و از دروغ و نادرستی کناره می گیرد و دشمنی نمی ورزد. اختلافی در این نیست که وصی رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله امیرالمومنین در هر کار پیچیده و مشکلی اصحاب را راهنمائی می کرد و آنان او را به سوی حق رهبری نمی کردند بلکه تنها او بود که  ایشان را هدایت می کرد نه کس دیگر و همواره به وجود او نیازمند بود و اواز همه آنان بی نیاز جمله دانش را او (به  ایشان) می آموخت، و آنان چیزی به او یاد نمی دادند، با این حال با فاطمه علیهما السلام، دختیر پیامبر چنان کردند که او را واداشت به اینکه( وصیت کند) شبانه دفن شود و جز کسانی که خود نام برد دیگر هیچ کس از امت پدرش براو نماز نخواند.
اگر در اسلام هیچ مصیبتی رخ نمی داد و هیچ کار زشت بلکه ننگینی بر دامن مسلمانان نبود و هیچ حجتی برای مخالف دین اسلام باقی نمی ماند جز آنچه به فاطمه علیهما السلام رسید تا جائی که نسبت به امت پدرش خشمگینانه درگذشت و او را برآن داشت تا وصیت هیچ یک از آنان بر او نماز نخواند، همین مصیبت برای بی خبران وناآگاهان صرفنظر از سائر مصائب ، به تنهائی بسیار بزرگ و حشتناک و تکان دهنده بود مگر برای کسی که خداوند دل او را مهر کرده و او را کور دل ساخته، که چنین کسی آن را زشت نمی شمارد و کار بزرگی نمی داند و به نظرش چیز مهمی نمی آید، بلکه آزار کننده فاطمه علیهم السلام را به چنین حالت به پاکی می ستاید و او را بر فاطمه علیهم السلام و همسرش و فرزندش برتری می دهد و مقامش را بزرگتر از  آنان می پندارد و به نظرش آنچمه با  فاطمه علیهم السلام رفتار شده به حق بوده و این را ازمحاسن آن شخص می شمارد و بر این است که مرتکب این کار به خاطر آن رفتارش برترین افراد امت پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله است،خدای عز وجل فرموده است: چشمهای ظاهر کور نیست بلکه قلبها و دلها که در سینه هاست کور است (کوری این نیست که چشمها نبیند بلکه نابینائی دلهائی است که در سینه ها است) این کوردلی پیوسته بر دشمنان آل محمد محمد صلی الله علیه و آله و جفاکاران در حق ایشان و طرفداران آنان تا قیامت همچنان دوام دارد تا آن روز که خدای عز و جل فرموده: تو از این کار بی خبر بودی، ما پرده از پیش چشم تو برداشتیم پس دیدگان تو امروز تیزبین است و روزی که پوزش خواستن ظالمان سودی به آنان نمی رساند، بر ایشان لعنت و برای آنها منزلگاه بدی مقرر خواهد بود.
پس از این شگفت انگیزتر ادعای این کران و کوران است که: در قرآن دانش همه چه چیز از فرائض کوچک و بزرگ و احکام و سنن دقیق و گران موجود نیست،و آنان چون در قرآن نتوانستند ان را بیابند نیازمند به قیاس و اجتهاد در رأی وعمل شدند و بر اساس آن دو حکم کردند، و نسبت ناصواب دروغ و نادرست به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روا داشتند که او خود اجتهاد را برای ایشان تجویز فرموده ا ستف و در آنچه خودشان مدعی آن هستند بنابه فرمایشی که آن حضرت به معاذبن جبل فرمود آنان را آزاد گذاشته و اجازه داده است و حال آنکه خدا می فرماید ما قرآن را برتو فروفرستادیم به صورتیکه روشنگر همه چیز باشد و باز می فرماید: ما چیزی را در قرآن فروگزار نکرده ایم و نیز می فرماید: و همه چیز را در پیشوا ومقتدایی روشنگر برشمردیم و باز می فرماید ما همه چیز را در پیشوا و مقتدائی روشنگر برشمردیم و نیز می فرماید و همه چیز را در پیشوا و مقتدائی روشنگر برشمردیم و باز می فرماید: ما همه چیز را در کتاب برشمردیم. همچنین می فرماید: ای پیامبر بگو من جز آنچهرا که به من وحی می شود پیروی نمی کنم و بالاخره می فرماید در میان آنان به آنچه خداوند فروفرست