ه از دنیا رفته است) عرض کردم: آن ( غیبت ) برای چیست؟ فرمود: می ترسد- و با دستش به شکم خویش اشاره فرمود- یعنی از کشته شدن
21. زراره گوید: شنیدم امام صادق ع می فرماید: همان قائم ع قبل از قیام خود غیبتی دارد،  عرض کردم: آن غیبت به چه منظور است؟ فرمود: البته او می ترسد- و با دست به شکم خویش اشاره فرمود- یعنی از کشته شدن
محمدبن یعقوب کلینی نیز از طریق دیگری از زراره روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق ع می فرماید: و همانندحدیث گذشته را ذکر کرده است.
22. عبدالاعلی بن حصین التغلبی( کوفی) از پدرش روایت کرده که گفت: در سفر حج ویاعمره ای خدمت امام باقر ع رسیدم و به آن حضرت عر ض کردم: سن من زیاد شده و استخوانم فرسوده گشته است و نمیدانم دیگر ملاقات شما نصیب من خواهد شد یا نه، پس وصیتی به من بفرمائید و مرا خبر دهید که فرج کی خواهد بود؟ فرمود: همانا آن آواره رانده شده یکه و تنها و جدا از خانواده ، که خود پدرش خواسته وستانده نشده است و کینه عموی خویش را دارد، او صاحب پرچمها است و نامش نام پیامبری است، عرض کردم: دوباره برایم بگوئید، پس آنحضرت پوستی چرمین و یا صفحه ا ی درخواست نمود و در آن برایم نوشت.
22.حصین تغلبی گوید: امام باقر ع را ملاقات کردم- و همانند حدیث سابق را ذکر کرده جز اینکه گوید: سپس امام باقر ع در پایان سخن خود به من نگریست وفرمود: ایا از بر شدی[یا] آ« را برایت بنویسم؟عرض کردم: چنانچه میل شما باشد ( بنویسید) پس پارهای از چرم یا صفحه ای طلبیده آن را برایم بروی آ« نوشت ، سپس آن را به من داد، و حصین آن نوشته را نزد ما بیرون آورده و آن را بر ما خواند، بعد گفت: این نوشته امام باقر ع است.
24. ابوالجارود از امام باقرع روایت کرده که آن حضرت فرمود: صاحب این امر همان رانده شده  آرواره است که خونخواهی پدرش نشده وکنیه عمویش را دارد و جدا از خانواده خویش است، نام او نام پیامبری است.
25. سالم مکی از  ابوالطفیل عامبربن واثله[ کیسانی] نقل کرده که به من گفت»: آنکه شما در جستجویش هستید و بدو چشم می دارید تنها از مکه خروج می کند و از مکه خروج نمی کند تا آن[وضعی] را که دوست دارید ببینید، هر چندکار به جایی رسد که از شاخه های درختان تغذیه کند.
پس کدام امر روشنتر و کدام راه گشوده تر از آن راه است که امام ع درباره این غیبت بدان رهنمون گشته اند و پیش پای شیعه خود قرار داده اند تا به حال تسلیم ( بدون چون و چرا) بدون معاوضه و اشکال و تردید آن را بپیمایند، آیا با وجود این روشنگری که در امر غیبت شده است باز رواست که شکی واقع شود؟ و روشنتر از این، درآشکار بودن حق برای صاحب غیبت وشیعه او عبارت است از این روایات:
26. ابوالهیثم میثمی از امام صادق ع روایت می کند که آنحضرت فرمود: هر گاه سه نام: محمد و علی و حسن  به دنبال هم آمدند چهارمین آنان قائم خواهد بود.
27. محمدبن أبی یعقوب بلخی گوید: شنیدم که امام رضا ع فرمود: شما در آتلیه نزدیک به چیزی هر چه شدیدتر و بزرگتر آزمایش خواهید شد، به طفلی درشکم مادر خود، و کودکی شیرخوار امتحان خواهید شد تا آنکه گفته شود از دیده ها پنهاهن شد و مرد،و بگویند: دیگر امامی نیست در حالی که رسول خدا ص غایب شد و باز غایب شد و غایب شد( یک بار در غار حرا ویک بار درشعب ابی طالب خانه عبدالله بن ارقم ویک بار هم در غار ثور) ،و این هم که به مرگ خواهم مرد( یعنی او من نخواهد بود ومن به مرگ می میرم نه به شمشیر)
28. حسن بن محبوب زراد گوید: امام رضا ع به من فرمود: ای حسن در آینده ای نه چندان دوره گرفتاری شدید و مصیبت باری که گوش از شنیدن فریاد کر و تیغش برنده ا ست و اقع خواهد شد که دوستیها وهمرازیها از میان خواهد رفت- و در روایت دیگر  همه دوستیها و همرازیها و همدلیها فروخواهد ریخت- و آن زمانی است که شیعه سومین فرزندم را از دست بدهد، که برای ناپدید شدن او اهل آسمان و زمین جملگی اندوهگین شوند، چه بسیارمرد و زن با ایمان که به خاطر ناپدید شدنش متأسف و غمناک وسرگردان و دلتنگ شوند، سپس آن حضرت سر به زیر افکند و بعد سر برداشت  و فرمود: پدر و مادرم فدای آن همنام جدم که شبیه من و شبیه موسی بن عمران است، پیرامونش هاله¬هائی از نور است که از پرتو فروغ قدسی، پر تلألو و درخشنده است، چنانکه گوئی او را می بینم که در نهایت نومیدی مردم ندائی به گوش ایشان است، چنانکه گوئی اورا می بینم که در نهایت نومیدی مردم ندائی به گوش ایشان می رسد که کسی که دور است آن را چنان می شنود که نزدیک می شنود( دور و نزدیک یکسان می شنوند) آن آراواز برای مومنان رحمت وبرای کافران عذابی خواهد بود،عرض کردم : پدر و مادرم فدایت، آن آواز چیست؟ فرمود: سه آواز در ماه رجب برآید، نخستین آن عبارت است از: هان که لعنت خداوند بر ستمگران و دومین ای گروه مومنان گرفتاری هولناک فرارسید و سومین دستی را که آشکار پیشاپیش آفتاب می بینید که آوار می دهد: هان که خداوند فلان را برای از بین بردن ستمگران برانگیخت در آن هنگام فرج مومنان فرا می رسد ، و خداوند سینه های دردمندشان را شفا می بخشد، و خشم دلهایشان را فرو می نشاند.
29. داود بن کثیر رقی گوید: به امام صادق ع عرض کردم: فدایت شوم ا ین امر( یعنی حکومت حق والهی) چندان بر ما به درازا کشید که دلتنگ شدیم و از اندوه جانمان به لب رسید فرمود: همانا این امردر آخرین پایه ناامیدی( مردم) و سخت ترین مرتبه دلتنگی و ا ندوه باشد که ناگاه ندا کننده ای از آسمان به نام قائم و پدرش آواز سر یم دهد، عرض کردم: فدایت شوم نام او چست؟ آن حضرت فرمود: اسم او اسم یک پیامبر و نام پدرش نام جانشینی است.
30. اسماعیل بن جابراز امام باقر ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: صاحب این امر را در یکی از این دره ها غیبتی است و با دست خود به ناحیه ذی طوری که نام کوهی ا ست در اطراف مکه اشاره  نمود-  تا آنکه قبل از خروجش خدمتکار مخصوص او که پیوسته با اوست بیاید تا با پاره ای از اصحاب وی ملاقات کند و گوید: شما در اینجا چند نفرید؟ و آنان می گویند: حدود چهل مرد، پس گوید: اگر شما صحب خود را ببینید چه خواهید کرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرماید که کوهها را از جا برکنیم در رکاب او خواهیم کند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گوید: ده تن از سرکردگان و برگزیدگان خود را نشان دهید، و آنان برای او ده نفر را معین می کنند، پس با  ایشان( از آن جمع شده ) روانه می گردد، تا صاحب خویش را ملاقات کنند، و او ایشان را وعده فردا شب می دهد.
سپس امام باقر ع فرمود: به خدا قسم گوئی هم اکنون او را می بینیم که پشت خود را به حجر تکیه داده و از خداوند وفای وعده خود را مطالبه کند، سپس می گوید: ای مردم هر کس با من در مورد خدا محاجه
( بحث و گفتگو و حجت و دلیل آوردن متقابل) نماید پس من خود سزاوارترین فرد مردم به خداوند هستم، ای مردم هر کس با من درباره آدم به بحث پردازد، پس من سزاوارترین مردم به آدم هستم، ای مردم هر کس با من درباره نوح محاوجه نماید، پس  من سزاوارترین مردم به نوحم،یا مردم   هرکس با من درباره ابراهیم بحث و گفتگو