ر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند و نیز خدای عز و جل می فرماید: هیچ مرد و زن با ایمان را در موردی که خدا و رسولش دستورداده است حق اختیاری درکارشان نیست و نیز فرموده : شما را چه شده است چگونه حکم می کنید؟ آیا برای شما کتابی است که در آن این حکم را می خوانید، که هر کس را شما خواستید همو را انتخاب کنید، یا شما را بر  ما عهدی است تا قیامت که هرچه حکم کنید حق شما است، از اینان بپرس که کدام یک از ایشان متعهداین امر است، یا گواهانی بر این دعوی دارند، پس بیاورند آن گواهان را اگر راستگویانند و باز فرموده: مگر در قرآن نیک نمی اندیشید یا آنکه بر دلها قفلها زده ده است یا خداوند بر دلهایشان مهر زده است و دیگر نمی فهمند یا به زبان می گویند شنیدیم ولی گوش دل فرا نمی دهند، همانا بدترین جانداران نزد خداوند آنها هستند که از شنیدن حق کر ،واز گفتن آن لال ا ند و نمی خواهند که بیندیشند، و اگر خدا می دانست که درآنان خیری هست شنواشان می ساخت و چنانچه شنوا هم می ساخت( چون خیری در وجودشان نبود) باز سرپیچی نموده و از حق اعراض کننده بودند، یا اینکه ( از آنانند که به ظاهر) گفتند شنیدیم و( در باطن  و پنهان  گفتند) نافرمانی کردیم بلکه آن فضل خداوند است به هر کس که بخواهد عنایت می فرماید، و خداوند صاحب فضل بیکران است.
پس برای آنان چگونه ممکن است که امام برگزینند، در صورتیکه  امام دانشمندی است که ندانستن به او راه ندارد، و چوپانی ا ست که ناتوانی وسستی به وی دست نمی دهد،  سرچشمه قدس و پاکی و پرستش و زهد، وعلم و عبادت است، به دعای رسول خدا ص دارایاین ویژگی شده است، و از نسل پاک بتول است، جای خرده گری درنسب او نیست، بزرگزاده ای نمی تواند همطراز او شود، در خاندان از قریش است و در بلندی مرتبه از هاشم وتباری از رسول خدا ص و رضا خشنودی از سوی خدای عز و جل وخود شرف همه شرافتمندان و شاخه ای از تیره عبد مناف است، با علمی همواره رو به فزونی، و بردباری به کمال، آماده و از عهده بر آی منصب امامت و آگاه به سیاست است، پیرویش واجب به پا خاسته به فرمان خدای تعالی، خیرخواه وپند آموز بندگان خدا و نگهدار دین الهی است.
همانا پیروان و امامان (صلوات الله علیهم) راخداوند توفیق می بخشد واز دانش وحکت نهانیش آنچه را که بهره دیگران نفرموده است به آنان عطا می فرماید، پس عمل ایشان فراتر از دانش اهل زمان می گردد بنا به فرمایش خدای تعالی: آیا آنکه به سوی حق رهبری می کند سزاواراست مورد پیروی قرارگیرد یا آن کس که خود راه را نمی یابد مگر آنکه راهنمائیش کنند پس شما را چه سود می شود، چگونه قضاوت می کنید؟ و باز فرمایش خدای عز و جل که : کسی که به او حکمت داده شده خیر فراوان به و ارزانیشد است و باز فرمایش اودرباره طالوت که: همانا خداوند او را برشما برگزید و دانش و توان جسمی او را فزونی بخشید و خداوند ملک خود به هر کس که بخواهد عطا می فرماید و خداوند گشایش بخش ودانا است و به پیامبر خویش ص فرموده: خدا کتاب و حکمت بر تو نازل ساخت و آنچه را که تو نمی دانستی به تو آموخت و فضل خداوند درحق تو بسیار بزرگ بوده است.
و درباره امامان از اهل بیت و عترت و ذریه پیامبرش – صلوات الله علیهم اجمعین- می فرماید یا نسبت به آنچه خداوند از فضل خود به مردم ( امامان) . عطا فرموده حس می ورزند؟ به تحقیق ما به فرزندان ابراهیم کتاب و حکمت ارزانی داشتیم و به آنان ملک با عظمتی عطا کردیم،پس پاره ای از ایشان به او ایمان آوردند و گروهی از مردم از پیشرفت آن جلوگیری کردند ودوزخ که آتش سوزان است( برای کیفر آنان) بس است.
و چون خداوند بنده ا ی رابرای امور بندگانش  برگزیند. به همین منظور سینه اش را گشاده می سازد و سرچشمه های حکمت به دل او می سپارد و بر دلش الهاخ می کند آنچنان الهامی که پس از آن در هیچ  پاسخگویی به رنج و زحکت نیفتد ودرجوابگوئی از طریق حق و حقیقت منحرف نشود پس همواره او دارای عصمت و مورد پشیبانی و برخوردار از توفیق و درستکردار و از خطاها و لغزشها و سقوطها درامان باشد واین ویژگی راخداوند به او عنایت فرموده تا  بر بندگانش حجت و بر خلقتش گواه باشد واین فضل خدا است به هر کس بخواهد می بخشد و خداوند دارای فضل بزرگ است.
پس آیا آنان را بر ( تشخیص )چنین کسی توانائی هست تا او( امام) را برگزیند؟ یا ( چنانچه خود برگزینند) برگزیده آنان بدین صفات است تا او راپیشوا قرا دهند؟ قسم به خانه خدا که از حق درگذشته وکتاب خدا را پشت سر انداختند آنچنان که گوئی آگاهی ندارند در حالی که هدایت و شفا در کتاب خدا بود و آنان آن را کنار گذاشتند واز خواسته های نفسشان پیروی کردند، پس خدا آنان را ناخوش و منفور داشت و تیره روزشان ساخت و فرمود: کیست گمراه تر از کسی که هوای خود را بدون در نظر گرفتن دستور الهی پیروی کند؟ همانا خداوند مردم ستمکار را راهنمائی نمی کند و نیز فرمود: مرگ بر آنان و خدا اعمالشا را ضایع وباطل ساخت و فرمود: گناه بزرگی نزد خداود و نزد آنان که ایمان آورد اند محسوب می شود، اینچنین خداونددل هر کس را که سرکش و زورگوباشد مهر می کند.
7. اسحاق بن غالب از  امام صاق ع روایت می کند در خطبه ای از آن حضرت که درآن، امام ع و صفات ایشان را بیان می فرماید[پس فرمود:] همانا خدای تعالی به وسیله امامان هدایت ع از خاندان پیامبرش ص دینش را آشکار فرمودو از راه روشن خود به وسیله ایشان پرده برداشت وبرای انان ازدرون سرچشمه های دانش خود دری گشود، پس از امت محمد ص هر که از حق واجب امام خود بشناسد مزه شیرینی ایمان خود را دریافت خواهد کرد و حسن اسلامش را خواهد شناخت،زیرا که خدای تعالی امام را به عنان نشانه ای برای خلق خود گماشته است و اورا حجتی بر فرمانبرداری خود قرار داد و تاج و قار بر او پوشانید و از نور جباریت خویش او را در پوشید و وسله وسببی میان او و عالم بالا به منظور ارتباط برقرار ساخت که موادش از او بریده نمی شود وسببی میان او وعالم بالا به منظور ارتباط برقرار ساخت که موادش از اوبریده نمی شود وبدانچه درنزد خدا است کسی  را دسترس نیست مگر از راه اسباب اوف و خداوند اعمال بندان را جز با شناخت امام نمی پذیرد،پس او به آنچه از مشکلات تاریک و سنتهای پوشیده و مخفی و فتنه هائی که به اشتباه می افکند به او می رسد آگاه است، وهمواره خداوند آنان را(پیشوایان را) برای خلق خود از فرزندان حسین  ع از پس هر  امامی (یکی پس از دیگری) اختیار می کند و این چنین آنان را بر می انگیزد و انتخاب می کند و برای رهبری خلق خود ایشان را برگزیده است و آنان را برای خوشتن پسندیده است، هرگاه امامی از ایشان وفات یابد خدای عز وجل برای خلق خود امامی دیگر می گمارد تا نشانه ای آشکارا باشد و راهنمائی نوربخش و امامی پابرجا وعهده دار اموروحجتی دانا،آنان پیشوایانی هستند از جانب خدا که به حق راه می نمایند و حق گرایند، حجت های خدایند[ و دعوت کنندگان او] و حافظان و حامیان  او بربرندگانش، و بندگان به پیروی از سره و روش ایشان دینداری کنند و با نور ا