 را به سحین ردّ کن تا او نیز مهر سوم را شکسته و به آنچه در آن است عمل کند وسپس به ترتیب به یکایک از فرزندان حسین داده شود.
5. زرارۀ بن اعین می گوید: راجع به این گفته خدای عز و جل: همانا خداوند به شما دستور می دهد که امانتها را به اهل آن برگردانید و هنگامی  که بین مردم حکم می کنید به دادگری حکم نمایئ از امام باقر علیه السلام سئوال کردم آن حضرت فرمود:خداوند هر امام از ما خاندان را به رد کردن امامت به امام بعد از خود امر فرموده است، او حق بازداشتن آن را از امام بعد ازخویش ندارد، مگر فرمایش خداوند نشنیده ای که می فرماید: و هنگامی که بین مردم حکم می کنید به دادگری حکم نمائید که خداوند شما را بدان خوب موعظه می کند حکم کنندگان آنان هستند، آیا نمی بینی که در این آیه حکم کنندگان را مورد خطاب قرار داده است؟
6. یعقوب بن شعیب گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: نه به خدا قسم خداوند این امر را رها نمی کنمد ( به حال خود وا نمی گذارد) مگر اینکه او را کسی که بدان قیلام می کند تا روز قیامت.
7. ابوعبدالله عبدالرحمن از امام صادق علیهم السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: خدای جل اسمه فرمان هر امامی را و آنجه را که او بایدبدان علم کند از آسمان فرو فرستاده ،و بر آن فرمان، مهری است که او آن را می گشاید و بدانچه درآن است عمل می کند.
ای گروه شیعه بدرستی که در این، حجتی رسا و پیامی وجود دارد برای گروهی که پرستش کنندگان خدایند و روشنگری است برای مومنین، و هر که را خدای تعالی برایش خیر بخواهد او را  از تصدیق کنندگان امامان و تسلیمان در برابر آنان قرار می دهد که آنان هدایت کنندگان هستند به واسطه آنچه خداوند از کرامت خود به آنان بخشیده و آنان را از برگزیدن خویش بدان ممتاز ساخته و خلافت خویش را بر همه بندگان به آنان عطا فرمود، نه دیگر بندگانش را غیر آنان،بدان هنگام که فرمانبرداری از آنان را اطاعت خود خواند، بنابه فرمایش او عز و جل که فرمود: اطیعواالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم( خداوند را فرمانبرداری کنید و رسول را و کسانی را که صاحبان امر شما هستند) و بازفرموده است: و من یطع الرسول فقد اطاع الله( هر کس اطاعت رسول کند خدا را اطاعت کرده است) و رسول نیز مردم را به امامان از اولاد خود خوانده است، همان کسانی که خدای تعالی مردم را به اطاعت از آنان امر فرموده و آنان را به سوی ایشان راهنمائی و ارشاد نموده است بنا به فرموده آن حضرت صلی الله علیه و اله  من دو چیز گرانمایه در میان شما به جای می گذارم کتاب خدا و عترت خودم اهل بیتم. ریسمانی است کشیده میان شما و خداوند، تا وقتی آن را به دست دارید هرگز گمراه نخواهید شد. و خدای تعالی در مقام واداشتن مردم به اطاعت از رسول و برحذرداشتن آنان ازنافرمانی و گردنکشی نسبت به او در آنچه می گوید و بدان امر می کند و می فرماید: آنانکه دستور او را مخالفت می کنند باید بترسند از این که گرفتاری و فتنه ای به  آنان برخورد کند،یا از این که عذاب دردناکی به آنان برسد.
پس هنگامی که با رسول خدا صلی الله مخالف شد و گفته او کنار گذاشته شد و دستور او در مورد آنان ( اهل بیت) مورد نافرمانی قرار گرفت، و در کارشان جدا از آنان تک روی کردند وحقّ آنانرا انکار کردند و از میراث آنان جلوگیری کردند( میراثشان را از آنان دریغ کردند) و از روی نابکاری و حسادت و ستمگری و دشمنی علیه آنان همدست شدند، در نتیجه آنچه خداوند گرفتاری و عذاب دردناک را که به آنان  وعده فرموده بود- بر مخالفت کنندگان دستور او و سرپیچی کنندگان نسبت به اهل بیت او[و آنانکه از آن گروه متابعت کردندو به رفتار آنان خشنود بودند]- محقق ساخت و نیز ابتلای آنان را به کوری در شناخت راه راست پیش انداخت، و همچنین گرتفاری به اختلاف در احکام وخواسته ها و پراکندگی نظرات و کورکورانه گام برداشتن در بیراهه اختلاف در احکام و خواسته ها و پراکندگی نظرات و کورکورانه گام برداشتن در بیراهه را در دین برای آنان جلو  انداخت وبرایشان عذاب دردناک را برای روز رسیدگی قیامت مهیا ساخت.
و ما دیده ایم(یعنی خوانده ایم) که خدای عز و جل در کتاب محکمش از آنچه گروهی از بندگانش را به وسیله آن کیفر داده یاد کرده است، آنجا که می فرماید فأعقبهم نفاقأ فی قلوبهم الی بوم یلقونه – الخ پس سرانجام باافکندن نفاقی در دلهایشان پیوسته تا روزی که با او ملاقات کنند کیفرشان داد چون چون خلاف پیمان و وعده ای که به خدای داده بودند عمل کردند، و چون دروغ می گفتند و خدا نفاقی را که در دل آنان جایگزین ساخته بود کیفر خلف وعده آنان قرار داد و ایشان را منافقین خواند،سپس در کتاب خود فرمود: همانا منافقان در پست ترین مرتبه آتش جای دارند.
اگر وضع کسیکه خلاف وعده کرده چنین باشد، که کیفرش نفاقی کشاننده به پست ترین مرتبه دوزخ است، پس چگونه خواهد بود حال ک سی که در برابرخدای عز و جل و رسول او صلی الله علیه و آله آشکارا به مخالفت آن دو، و رد کردن گفته شان و سرپیچی از فرمانشان برخاسته و ستم می کند وبا وجود آگاهی سر ستیز دارد نسبت آن کسانی که خداوند مردم را به اطاعت ازایشان و دست آویختن به ریسمان آنان و همراه بودن با آنان امر فرموده است آنجا که می فرماید: ای مومنان از خدا بپرهیزید و با راستگویان همراه باشید و راستگویان همان کسانی هستند که آنچه را با خدا بر آن پیمان بستند از جهاد با دشمنان او و بذل جان خود در راه او و یاری کردن فرستاده اش و گرامی داشت دین او، نسبت به آن جمله راستگو بودند، ( عمل کردند) موافق آنجا که خدا می فرماید: رجال صدقواما عاهدوا الله علیه  - الآیۀ) مردانی هستند که راست گفتند آنچه را که با خدا بر آن پیمان بستند پس بعضی از آنان  بر سر پیمان رفته یعنی سهم خود روا نداشتند. آنکس که به راستی بر سر وعده خود با خدا است و پیمان خود را به جا می آورد و جان خویش را در راه رضای خدا عرض می کند و در راهش پیکار می نماید، و دین وی را سربلند می دارد، و پیامبرش را یاری می کند. چنین کسی چقدر فاصله دارد با آن کس که پیامبر خدا را نافرمانی می کند و با او مخالفت می نمایدو عترت او را ستم می کند و نیز آن کس که او کارش بزرگتر از بجا نیاوردن وعده ای است که آن نفاق به دنبال دارد و به درک اسفل دوزخ می کشاند: از آن به خدا پناه می بریم.
خدا شما را رحمت کند این است حال هر کسی که از یکی از امامانی که خداوندآنان علیهم السلام را برگزیده، بازگردد و امامت اورا انکار  کند و دیگری را جایگزین او قرار دهد و برای غیر او مدعی حق شود، چون امر جانشینی و امامت به فرمان خدای تعهالی و به اختیار او  است، نه مربوط به بندگان خدا و به اختیار آنان، پس هر که غیر از برگزیده خدا را اختیار کند و با دستور خدای سبحان مخالفت نماید به جایگاه ستمکاران ومنافقین که جایشان آتش خداوند است بدانگونه که خداوند آنان را وصف نموده، داخل شده است.
به خدا پناه می بریم از مخالفت با او و خشم وعذاب او، و از او پابرجائی بر آنچه را به مابخشیده است می خواه