س هردرباره آدم با من محاجه کند بداند که من سزاوارترین مردم به آدم هستم،و هر کس بامن درباره نوح محاجه کند بداند که من سزاوارترین مردم به نوح هستم، وهر که در مورد ابراهیم با من به محاجه پردازد بداندکه من شایسته ترین مردم به ابراهیم هستم، وهر کس در مورد محمد ص با من به محاج برخیزد بداند که من سزاوارترین مردم به محمد ص هستم، و هر کس در مورد پیامبران با من محاجه کند بدان که من سزاوارترین مردم به پیامبران هستم، مگر خداوند درکتاب خود نمی فرمایدک ان الله اصطفی آدم ونوحاً و آل ابراهیم وآل عمران علی العالمین الایه همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید فرزندانی که برخی از آنان از نسل پاره ای دیگر هستند وخداود شنوا و دانا ا ست پس من یادگاری هستم ازآدم و به جا مانده از نوح وبرگزیده از ابراهیم و خلاصه ای از محمد که درود خداوند بر تمامی  انها باد.
بدانید هر کس با من درباره کتاب خدا به محاجه پردازدپس من شایسته ترین مردم به کتاب خداوند هستم، هان: هر که در مورد سنت رسول خدا با من محاجه  کند بداند که من سزاوارترین مردم نسبت به سنت رسول خدا ص هستم، پس من به خدا سوگند می دهم ابلاغ کند و بهحق خدا و حق رسول ا و ص وحق خودم که مرا بر شما حق خویشاوندی با رسول خدا است از شما می خواهم که ما را یاری نمائید واز ما باز دراید آن کس را که با ما ستم می کند که ما مورد وحشت وستم قرار گرفتیم و از شهرها و فرزندانمان رانده شدیم و بر ماستم  شد و از حقمان کنار زده شدیم و آنان که بر باطل بودند بر مانسبت ناروا بستند پس خدا را خدا را( به یاد  آرید) در حق ما، ما را خوار نسازید وما را یاری کنید تا خدای تعالی شما را یاری فرماید.
آن حضرت ادامه داد : پس خداوند سیصد و سیزده نفر یاران آن حضرت را بر اوگرد م  آورد، و خداوند آنان را بدون قرار قبلی برای او فراهم آورده و به سان پاره های ابر پائیز (که متفرق  اند وبعد به هم می پیوندند) ای جابر این همان ایه ای است که خداوند در کتاب خود آن را ذکرکرده است که : اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً هر کجا که باشید خداوند همگی شما را گرد می آورد که خدا بر همه چیز توانا است پس  در میان رکن و مقام با اوبیعت می کنند وبا او فرمان و وصیت نامه ای از رسول خدا ص همراه است که فرزندان حسین استکه خداوند کار اورایک شبه برایش اصلاح می فرماید، پس هر چه زا آن جملگی بر ایشان مشکل نخواهد بود و باز اگر اینها هم جملگی بر ایشان مشکل باشد آن آواز که از آسمان برمی خیزد هنگامیکه او به نام خودش و پدر و مادرش خوانده می شود دیگر مشکلی را برایشان باقی نمی گذارد.
68.  ابوبصیر از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود : قائم روز عاشورا قیام خواهد کرد.
این نشانه ها که امامان ع ذکر فرموده اند با توجه به فراوانی آن و به هم پیوستگی و تواتر آن روایتها و همقول بودن آنها( از حیث معنی) لازم می سازد که قائم ع ظهور نکند مگر پس از فرارسیدن وتحقق آن نشانه ها، زیرا آنان خبر داده اند که گزیری از وقوع آنها نیست( و حتماً بایدواقع شود) و ایشان راستگویانند، تا آنجا که به ایشان عرض شده است که: ما امیدواریم آنچه درباره قائم ع آرزو می کنیم تحقق یابد ولی پیش از  او، آن سفیانی در کار نباشد وایشان فرموده اند: آری به خدا قسم که سفیانی از حتمیات است و از قوع آن گریزی نیست.
سپس وجود نشانه های پنجگانه را که برترین دلائل و برهانها و برظهور حق پس از آنها است مورد تأکید وتصدیق قرار داده  اند همانگونه که امر تعیین وقت ظهور را باطل اعلام داشته و فرموده اند: آری به خدا قسم که سفیانی از حتمیات است و از وقوع آن گریزی نیست.
سپس وجود نشانه های پنجگانه را که برترین دلائل و برهانها بر ظهور حق پس از آنها است مورد تأکید وتصدیق قرار داده اند همانگونه که امر تعیین وقت ظهور را باطل اعلام داشته و فرموده اند : هر کس براش شما تعیین وقتی را از ما روایت کند هر کس که باشد از تکذیب او پروا نداشته باشید که ما زمانی را ( برای ظهور) تعیین نمی کنیم و این از راست ترین گواهی ها است بر باطل بودن کار هر کسی که مدعی مرتبه مقام قائم گردد یا برایش چنین ادعائی شود، و پیش از پیدایش و فرارسیدن این نشانه ها ظهور کند، به ویژه که احوال  او همگی گواه بر باطل بودن ادعای کسی باشد که برایش چنین ادعایی شده است، از خداوند می خواهیم که به منت و کرمش ما را از آن جمله قرار ندهد که با آراستن وفریبکاری در دین وگول زدن و تزویر کردن با سست دینان مرتد در پی دنیاجوئی هستند، و آنچه از پرتو هدایت و فروغ آن وجمال حق و زیبائی آن که به ما عطا فرمده اند از ما بازنستاند.
آنچه درباره سختی وناراحتی که پیش از ظهورصاحب ع واقع خوهد شد رسیده است
1. بشیربن أبی أراکه نبال روایت کرده- و لفظ حدیث طبق روایت ابن عقده ا ست- گوید: هنگامی که به مدینه آ مدم به منزل امام باقر ع که رسیدم با  استر آن حضرت روبرو شدم که زین شده بر در خانه آماده بود، پس جلوی خانه نشستم، آ« حضرت از منزل بیرون آ مد، من به او سلام کردم حضرت از استر پیاده شده و به سوی من آمد و فرمود: چه کسی در این راه همدم و همراه ت و بود؟ گفتم : گروهی از محدثه ، فرمود: محدثه کدام است؟ عرض کرد: همان مرجئه، پس فرمود: وای ب راین مرجئه فرا بدان هنگام که قائم ما قیام کند به چه کسی پناه خواهند بود؟ عرض کردم: ایشان قائلند: ارگ چنان واقعه ا ی رخ دهد ما و شما در میزان عدالت یکسان خواهیم بود، فرمود: هر کس توبه کند خداوند بر او توبه پذیر است، و هر که در نهان نفاق ورزد خداوند جز او را  از رحمت خود دور نسازد( فقط اوست که از رحمت خدا به دور افتاده)ف و هر کس اندک مخالفتی ابراز کند خداوند خونش را خواهد ریخت، سپس فرمود: آنان را سر خواهد برید سوگند به آ«که جانم به دست اوست بدانسان که قصاب گوسفندش را سر می برد ودراین حال با دستش به گلوی خویش اشاره فرمود عرض کردم: [آنان] می گویند: چون آن امر روی دهد همه کارها برای و درست و برقرار می شود و به  اندازه یک حجامت هم خون مردم نخواهد  ریخت، فرمود: هرگز چنین ینست، سوگند به آ«که جانم به دست اوست کار به آنجا نخواهد کشید که ما و شما و عرق و خون بسته شده را( که ناشی از دشواریهائی است که موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخمهای خونین می شود) پاک کنیم- و در ا ین هنگام با دست خود به پیشانیش اشاره فرمود.
2. موسی بن بکر واسطی نیز از بشیر نبال روایت کرده که گفت: آنگاه که به مدینه رسیدم و همانند حدیث گذشته را ذکر کرده است جز اینکه گوید: هنگامی که به مدینه رسیدم به امام باقر ع عرض کردم: آنان می گویند که مهدی اگر قیام کند کارها به خودی خود برای او برقرار می شود و به اندازه حجامتی خون نمی ریزد، پس فرمود: هرگز چنین نیست ، سوگند به  آنکه جانم به دست اوست اگر کارها به خودی خود برای کسی برقرار و روبه راه می شود مسلماً برای رسول خدا ص آنگاه که دندانهای پیشین آ« حضرت شکست و صورتش را زخم رسید درست می شد، نه هرگز، سوگند به آنکه جان من به دست اوست( چنین نخواهد 