یم و می خواهیم که دلهای ما را پس از اینکه به رحمت و رأفت خود هدایتمان فرمود دچار انحراف و لغزش نفرمائید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:14.txt">1</a><a class="text" href="w:text:15.txt">2</a><a class="text" href="w:text:16.txt">3</a><a class="text" href="w:text:17.txt">4</a></body></html>آنچه در مورد اینکه امامان دوازده پیشوا هستند واز جانب خدا و برگزیده اویند روایت شده است
1. حسن بن أبی الحسن بصری در خبری که سندش را به معصوم می رساند نقل می کند که فرمود: جبرئیل خدمت پیامبر رسیده گفت ای محمد خدای عز و جل به تو دستور می دهد که فاطمه را به همسری برادر خودت علی در آوری. پس رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله کسی را نزد علی علیه السلام فرستاد و به اوپیغام داد که: ای علی من دختر خود فاطمه را که بانوی زنان جهانیان است و پس از ـ و محبوت بترین آنان نزد من ا ست به همسری تو در می آورم، از شما دو فرزند متولّد خواهند شد که آن دو سروران جوانان بهشتی هستند پس از روزگار من شهدای به خون آغشته و مقهور در روی زمین، و بزرگواران گرانقدر نورانی هستند که خداوند به وسیله ایشان آتش ستمکاری را فرو می نشاند  و حق را به دست  آنان زنده می کند و باطل را به وسیله آنان نابود می سازد، و شمار آنان به عدد ماه های سال خواهد بود. عیسی فرزند مردم علیه السلام پشت سر آخرین ایشان به نماز خواهد ایستاد.
2. ابوهاشم داود بن قاسم جعفری از امام جواد علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به نقل از پداران خودعلیهم السلام فرمود: روزی  امیرالمومنین علیه السلام در حالی که فرزندش حسن ابن علی و سلمان فارسی با او بودند و خود به دست سلمان رضی الله عنه تکیه داشت پدیدار شدو به مسجدالحرام درآمده بنشست. در این هنگام مرد آراسته وخوش لباسی آمده به امیرالمومنین علیه السلام سلام کرد و در مقابل آن حضرت نشست و گفت: ای امیرالمومنان سه مسأله را از شما می پرسم، امیرالمومنین علیه السلام فرمود: آنچه برایت پیش آمده ازمن سئوال کن. پس آن مردگفت: در مورد انسان مرا آگاه کنید که وقتی او در خواب است روحش به کجا می رود؟ واینکه چگونه آدمی چیزیرا به یاد می آورد و فراموش می کند؟ و بالاخره اینکه چگونه فرزند آدمی شبیه عموها و دائیها می شود؟ امیرالمونین علیه السلام به امام حسن رو کرده فرمود: ای ابا محمد تو به او پاسخ ده، پس امام حسن علیه السلام باو فرمود: در مورد پرسش تو راجع به اینکه آدمی هنگامی که در خواب است روحش کجا می رود، همانا روح او به باد آویخته و باد نیز خودبه هوا آویخته تا وقتی که صاحب آن روح رو به بیداری می رود، پس اگر خدای تعالی به بازگشت روح به آن بدن اجازه دهد آن روح باد را به درون خود می شکد و باد نیز به نوبه خود هوا را جذب می کند و به این ترتیب روح ( آزاد شده) و در بدن صاحبش جای می گیرد، و اگر خداوند  اجازه برگشت آن روح را به آن بدن ندهد، هوا باد را جذب می کند و باد نیز روح را در خود نگاه می دارد و آن به صاحبش باز نمی گردد تا روز رستاخیزفرا رسد.
و اما آنچه راجع به یادآوری و فراموشی گفتی همانادل آ دمی ( مغز انسان) در محفظه ای گوی مانند است و بر سط آن طبقی نهاده شده ،هنگامی که او صلوات کاملی بر محمد و ال محمد می فرستد، آن طبق از روی محفظه برداشته می شود و دل فرد روشن می شود و آدمی آنچه را فراموش کرده به یاد می آورد، و اگر بر محمد و آل او صلوات نفرستد، یا آن را ناقص ادا کند و از گفتن قسمتی از آن  صرفنظر نماید آن طبق فرو می افتد و دل تاریک می شود و انسان آنچه را به یاد داشته فراموش می کند.
و  اما آنچه راجع به چگونگی شبیه شدن نوزاد به عموها و دائیهایش پرسیدی، وقتی که شخص با دل آسوده و اعصاب و جسمی بی دلهره و نگرانی نزد همسر خود رفته همبستر شود، نطفه حاصله از آن نزدیکی، درون رحم جای میگیرد ونوزادی که به دنیا می آید به پدر و مادر خود شبیه می شود، و اگر شخصی با دل پریشان واعصابی ناآرام و بدنی مضطرب به زن خود در آمده نزدیکی کند، در این صورت نطفه او نیز دچار تشویش شده و با همان حالت بر یکی از رگها قرار می گیرد، اگر بر رگی از رگهای عموها( رگ و خون مشترک بین پدر و برادرانش که از حیث نژادی همخون اوهستند یا روحیات مشترک خانوادگی پدری) بنشیند طفل به عموهایش  شبیه می شود و اگر بر رگی از رگها دائیها(همخونهای مادری)  قرار گیرد ، نوزاد شبیه دائیها می شود. مرد سئوال کننده پس از شنیدن پاسخها گفت: شهادت می دهم که هیچ معبودی جز خداوند نیست و همواره برآن شهادت می دهدم و همان را به زبان می آورم، و شهادتمی دهم که تو جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و برپا دارنده حجت او هستی، و پیوسته بدان شهادت می دهم و آن را خواهم گفت- و با دست خود به امیرالمومنین علیه السلام اشاره کرد، و ( رو به امام حسن علیه السلام) – گفت: گواهی می دهم که تو وصی اون ( علی علیه السلام) و قیام کننده به حجتا و هستی و همیشه آن را خواهم گفت- و با دستش به امام حسن علیه السلام اشاره کرد- بعد گفت شهادت می دهم بر حسین بن علی که او جانشین حسن و قیام کننده به حجت است و پیوسته چنین خواهم گفت و گواهی می دهم بر علی بن الحسین که او به پا دارنده کار حسین است، همچنین گواهی می دهم بر محمد بن علی که اوبرپا دارنده امر علی پدرش است وشهادتمی دهم بر جعفربن محمد که او برپادارنده امر محمد( پدر خویش) است و شهادت می دهم بر موسی که او قیام کننده به امر جعفر است و گواهی می دهم ب رعلی که او ولیّ و قائم به امر پدر خود موسی است و گواهی می دهم بر محمد که قیام کننده به امر پدر خویش علی است و شهادت می دهم بر علی که قیام کننده به امر محمد ا ست، و گواهی می دهم بر حسن که او برپا دارنده امر پدر خود علی است و بالأخره شهادت می دهم برمردی از فرزندان حسین که نام وکنیه او برده نشود تا زمانی که خداوند امر او را آشکار سازد که سراسرزمین را پر از عدی وبرابری کند همانگونه که از جور و ستم پر شده است، و درود بر تو ای امیرالمومنان و رحمت خدا و برکات او بر تو باد ، سپس برخاست و برفت؛ پس امیرالمومنین علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام فرمود: ای ابا محمد از پی او برو و ببین کجا می رود، امام حسن علیه السلام گوید: پشت سر او بیرون رفتم،همین که پای خود را از مسجدبیرون نهاد دیگر نفهمیدم کجا رفت، من نزد پدرم  امیرالمومنیین بازگشتم و او را از ماجرا آگاه کردم، به من فرمود: یا ابا محمد آیا او را شناختی؟ گفتم: نه،خدا و پیامبرش و امیرالمومنین بهتر می دانند، پس به من فرمود: او خضر بود.
3. حسن بن عبّاس بن حریش از امام جواد علیه السلام و آن حضرت از پدران خود علیهم السلام روایت کرده که امیرالمومنین علیه السلام به ابن عباس فرمود: در هر سالی شب قدر وجود دارد درآن شب برنامه و دستورکار یک ساله و آنچه طی آن سال بایدانجام شود از آسمان نازل می شود و برای آن کار والیانیپس از رسول خدا صلی الله علیه و اله معین شده است. ابن عباس عرض کرد: ای امیرالمومنان آنان چه کسانند؟ فرمود:  من و یازده تن از نسل من ، امامانی که فرشتگان با آنان حدیث می ک