اوند بر کسی که جایگاه و رتبه ومقامش نزد خدای عز و جل اینچنین است و خداوند دور سازد آن کس را که این مقام را برای دیگری غیر از ا و ادعا می کند، از آن جمله که نه در خورد نه سزاوار آنند و نه برای آن شایستگی دارند ونه مورد رضای حق برای این مقام هستند و خدا با رحمت و من خویش ما را به دوستی او سرافراز دارد و ما را از یاوران وپیروان او قرار دهد.
آنچه در مورد سپاه خشم که اصحاب قائم ع هستند رسیده و شمار و چگونگی آنان و آنچه بدان گرفتارمی شوند
1.جابر گوید: شخصی که مسیب بن نجبه را دیده بود برای من بازگو کرده گفت: مردی  به همراه مرد دیگری که ابن السوداء نامیده می شد نزد امیرالمومنین ع آمده به آن حضرت گفت: ای امیرمومنان این مرد به خدا و رسول او دروغ می بندد و شما را بر آن شاهد می گیرد، پس  امیرالمومنین ع فرمود: او خیلی عریض و طویل سخن گفته است( بدین جهت پنداشته ای که ناصواب می گوید) حال چه می گوید: گفت: از سپاه خشم سخن می گوید: فرمود: این مرد را رها کن، ایشان گروهی هستند که در آخر الزمان می آیند، جداجدا مانند پاره های ابر پائیزی ( که به هم می پیوندد) از هر قبیله یک مرد، دو مرد، سه مرد، پدید می آیند تا شمارشان به نفر نفر می رسد، بدان خدا سوگند که من فرمانده ایشان و نام او،و محل فرودآمدنشان را می شناسم، سپس برخاست در حالیکه یم فرمود: باقر، باقر، باقر، بعد فرمود: اومردی از فرزندان من است که حدیث را بنحو خاصی خواهد شکافت.
2.احنف بن قیس گوید: درمورد کاری که برایم پیش آمده بود نزد علی ع رفتم، ابن کواء و شبث بن ربعی آمدند و از آن حضرت اجازه شرفیابی خواستند، پس علی ع به من فرمود: چنانچه مایلی به آن دو اجازه بدن چون تو پیش از ایشان برای کار آمده ای( حق تقدم با توست) گوید: عرض کردم: ای امیرمومنان به آن دو اجازه ورود دهید، هنگامی که ایشان داخل شدند آن حضرت فرمود: چه چیز شما را واداشت که در حروراء بر من خروج کنید؟ گفتند: ما دوست داشتیم که از [سپاه] خشم باشیم، فرمود: ای وای بر شما! مگر در حکومت من خشمی هم وجود دارد؟ یا مرگ غضبی خواهده بود تا گرفتاری چنین و چنان روی دهد؟ سپس همچون پاره ای ابر پائیزی از قبیله ها مابین یک و دووس سه و چهار و پنج وشش وهفت و هشت و نه و ده نفر گرد هم آیند.
3. مفضل بن عمر گوید: امام صادق ع فرمود: هنگامی که به امام اجازه (ظهور) داده می شود خدا را به نام عبرانیش می خواند سیصد و سیزده نفر یاران آن حضرت برای او ع گرد آورده می شوند وهمچون پاره پاره ابر پائیزی اند، آنان پرچمدارانند، بعضی از ایشان شبانه از بسترش ناپدید می گردد و بامداد در مکه است، و  پاره ای از ایشان در روز دیده میشود که در میان ابر می رود و نام خودش ونام پدرش و مشخصاتش و نسبش شناخته شده است، عرض کردم: فدایت گردم: کدام یک از ایشان از نظر ایمان برتر است؟ فرمود: همان که در روز میان ابر می رود. و  ایشانند آن ناپدید شوندگان و این آیه درمورد آنان نازل شده: هر کجا باشید خداوند شما را جملگی می آورد.
4. ابوخالد کابلی از  امام سجاد یا از امام باقر ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: ناپدید شوندگان گروهی هستند که از بسترهایشان گم می شوند و صبح در مکه خواهند بود، واین است فرمایش خدای عز و جل: هر کجا باشید خداوند همگی شما را باز می آورد وایشان یاران حضرت قائم ع می باشند.
5. أبان بن تغلب گوید: درمکه خدمت امام صادق ع در مسجدی بودم، وان حضرت در حالی که دست مرا گرفته بود، به من فرمود: ای أبان در آینده نزدیک خداوند سیصد وسیزده نفر را در همین مسجد گرد می آورد، و اهل مکه می دانند که پدرانشان واجدادشان هنور آفریده نشده اند، آنان شمشیرها به میان بسته اند، بر هر شمشیری اسم آن مرد ونام پدرش و مشخصاتش و نسبش نوشته شده است، پس ( آن حضرت) ندا کننده ای را دستور می دهد و او آواز می دهد: انی همان مهدی است که بر طبق قضاوت داود وسلیمان قضاوت می کند و برای آن گواهی نمی طلبد.
6. محمدبن مسلم از امام باقر ع روایتکرده که آن حضرت در بیان این فرمایش خدای تعالی که می فرماید: امن یجیب المظطر اذا دعاه الآیه یا کسی که پاسخ می دهد به درمانده هنگامی که او را می خواند فرمود: این ایه درباره قائم ع نازل شده است، و جبرئیل به صورت پرنده سفیدی بر ناودان کعبه نشسته و او نخستین خلق خداوند است از نظر بیعت با آن حضرت مرادم جبرئیل است وبعد آن سیصد و سزده نفر با او بیعت می کنند، پس هر کس که مانده در راه باشد در آن ساعت می رسد، و کسی که [درگیر راه نشده باشد] از بستر خود ناپدید میشود واین همان فرمایش امیرالمومنین ع است که می فرماید: آن گم شدگان از بسترهایشان ونیز همان فرمایش خدای عز و جل است فاستبقوا الخیرات الآیه: در نیکیها پیشی بجوئید هر کجا که باشید خداوند همگی شما را باز می آورد آن حضرت فرمود: خیرات همان ولایت ما خاندان است.
7. أبان بن تغلب از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: خداوند در  آینده سیصد وسیزده [مرد] را در مسجدی [در] مکه برمی انگیزد، واهل مکه می دانند که  آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشده اند( یعنی اهل مکه نیستند) ، برای ایشان شمشیرهائی است که هزار کلمه بر آن نوشته شده ، هر کلمه خود کلید هزار کلمه است، خداوند از هر سرزمینی باد را برانگیزد تا بگوید: این همان مهدی است که بر طبق حکم داود حکم می کند و به گواه نیاز ندارد.
8. ابوالجارود گوید: امام باقر ع فرمود: اصحاب قائم سیصد وسیزده مرد از فرزندان عجم هستند که پاره ای از نان در روز  میان ابر برده یم شود و نام خودش ونام پدرش ونسبش وخصوصیاتش شناخته می شود، بعضی از آنان در بسترش خفته باشد و بدون قرار قبیلی درمکه با او دیدار کند.
9. ابوبصیر از امام باقر ع روایتکرده که: قائم ع درمیان گروهی به عدد اهل بدر سیصد وسیزده تن از ثنیه (گردنه) ذی طوی پائین می اید تا آنکه پشت خود را به جر الاسود تکیه می دهد وپرچم پیروز را به اهتزاز در می آورد. علی بن أبی حمزه گوید: من این را به موسی بن جعفر ع عرض کردم، فرمود: کتاب منشور یعنی این اعلامیه ای است پخش شده.
10. حکیم بن سعد گوید: شنیدم علی ع می فرمود: همانا یاران قائم همگی جوانند و پیر در میانشان نیست مگر به اندازه سرمه در چشم یا به قدر نمک در  توشه راه و کمترین چیز در توشه راه نمک  است.
11. علی بن أبی حمزه گوید: امام صادق ع فرمود: در همان میان که جوانان شیعه بر بامهایشان خفته اند ناگاه در یک شب بدون قرار قبلی [به صاحب خود] می رسند وصبح در مکه هستند.
12.سلیمان بن هارون عجلی گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: همانا صاحب این امر یارانش برای او نگهداری شده اند، اگر همه مردم نیز از بین بروند خداوند یارانش را به او میرساند،  و آنان همان کسانی هستند که خدای عز و جل فرموده: فان یکفر بها هوالاء الآیه اگر اینان بدان کافر شوند پس به تحقیق ما گروهی را که بدان کافر نیستند بر آنموکل کرده ایم و باز آنان همان کسانی هستند که خداوند درباره آنان فرموده: فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه – الآیه خداود به زودی گروهی را خواهد آو