د که آنان را دوست می دارد وآنان نیز او را دوست می دارند، در برابر مومنان فروتن ودر برابر کافران با عزت و درشتخو وسختگیر هستند.
13. ابوبصر از امام صادق ع روایت کرده که فرمود: همانا اصحاب طالوت به رودی که خدای تعالی فرمود: سنبتلیکم بنهر- لآیه به زودی شما را به رودی خواهیم آزمود مورد آزمایش قرار گرفتند، و اصحاب قائم ع را نیز به همانند آن آزمایش مبتلاخواهند  شد ( لفظ آیه ان الله مبتلیکم است)
آنچه در ذکراحوال شیعه به هنگام خروج قائم ع وقبل وبعد ازآن آمده است
1. ابراهیم بن عبدالحمید گوید: کسی که خود از امام صادق ع شنیده برای من بازگو کرد که آن حضرت می فرمود: هنگامی که قائم ع خروج کند کسی که خود را از اهل این امر می پنداشته از این امر خارج خواهد شد و (به عکس) افرادی چون خورشیدپرستان وماه پرستان داخل در آن می گردند. ( یا اینکه کسی که خود را اهل این امر می دانسته از آن خارج و دیگری که وی همانند پرستندگان آفتاب و ماه به نظر می آمده دراین امر داخل خواهد شد.
2. حریز از  امام صادق ع و آن حضرت از پدرش از علی بن الحسین ع روایت فرموده که آن حضرت فرمود: چون قائم قیام کند خداوند از هر مومنی بیماری نقص وآفت را دور ساخته ونیرویش را بدو باز خواهد گردانید.
3. حبه عرنی گوید: امیرالمونین ع فرمود: گوئی هم اکنون به شیعیانمان در مسجدکوفه می نگرم که خیمه ها زده  اند و قرآن را بدانگونه که نازل شده است به مردم می آموزند، بدانید که قائم ما چون قیام کند آن مسجد را خواهد شکست و قبله  آن را راست خواهد کرد.
ظاهراً درمتن سقط دارد و به نظر می رسد عبارت چنین بوده: اذا أقام کسره و سوی قبلته ( یعنی چون آن حضرت قیام کند خرابی آن را بازسازی و قبله آن را استوار خواهد ساخت.
4. علی بن عقبۀ بن خالد از امام صادق ع روایت کرده که آن حضرت فرمود: گوئی شیعیان علی را می بینم که مثانی( قرآن) دردست ایشان است و مردم را[زانو]  تعلیم می دهند ( وظاهر المثانی تصحیف المثال است).
5.أصبغ بن نباته گوید: شنیدم علی ع می فرمود: گوئیبه عجم می نگرم که خیمه هایشان در مسجد کوفه است وبه مردم قرآن را همانگونه که نازل شده است می آموزند ، عرض کردم: ای امیرالمومنان مگر( اکنون قرآن) همانگونه که نازل شده نیست؟ فرمود: نه، هفتاد تن از قریش با نام خودشان ونامهای پدرانشان از آن محو شده است، و ابولهب نیز جا گذاشته نشده مگر به منظورسرزنش رسول خدا ص زیرا او عموی آن حضرت است. 
6.جعفر بن یحیی از پدرش ، اب ابی[عبدالله] جعفر[ بن محمد] ع چنین روایت کرده که آن حضرت: فرمود: چگونه خواهدی بود هنگامی که یاران قائم ع خیمه¬ها درمسجد  کوفان زده باشند، سپس فرمانی تازه برایشان بیرون آورده شود، امری نوین که بر عرب سخت گران است.
7. ابوالصباح کنانی  گوید: نزد  امام صادق ع بودم، پیرمردی بر آن حضرت وارد شد و گفت فرزندم مرا نافرمانی کرده و[برادرانم] به من ستم نموده اند پس امام صادق ع فرمود: مگر نمی دانی که حق را دولتی است و باطل را دولتی که هر یک از آن دو در دولت رقیبش( آن دیگری) ذلیل است[پس هر که آسایش دولت باطل به او رسد در دوران دولت حق از او قصاص می شود]
8. محمدبن جعفر بن محمد ع از پدر خود( امام صادق ع) روایت کرده که فرمود: هنگامی که قائم قیام کند در کشورهای روی زمین کسانی را برمی انگیزد، در هر سرزمین یک نفر را، و به او می گوید: فرمان تو درکف دست تو است، هر گاه کرای برای او پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه درآن حکم کنی، به کف خود بنگر وبه آنچه در آن (مکتوب) است عمل کن، فرمود: و سپاهی به قسطنطنیه گسیل می دارد و چون آنان به کنار خلیخ برسند بر قدمهای خویش چیزی نویسند و بر روی آب روان شوند پس چون رومیان ایشان را بنگرند که بر آب راه می روند گویند:  اینانکه اصحاب اویند این چنین برآب گام بر می دارند پس او خود چگونه خواهد بود؟ در این هنگام دروازه های شهر را برای آنان می گشایند وآنان داخل آن شهر می شوند،  و در آنجا آنچه بخواهند دستور می دهند.
9.أبان بن تغلب گوید: شنیدم امام صادق ع می فرمود: جهان از میان نمی رود تا آنگاه که آواز دهنده ای از آسمان برآورد: ای اهل حق گرد هم آئید پس همگی در یک قطعه زمین فراهم آیند، باز مرتبه ای دیگر آواز دیگر آواز دهد: ای اهل باطل گرد هم آئید  پس آنان نیز بر قطعه زمینی جمع شوند، عرض کردم: آیا اینان می توانند به میان آنان درآیند؟ فرمود: به به خدا قسم، و این همان فرمایش خدای عز و جل است که : خداوند هرگز  مومنان را بر آنچه شما هستید وانگذارد تا آنگاه که ناپاک رااز پاک جدا سازد.
10.ابوبصیر گوید: امام صادق ع فرمود: هر یک از شما باید برای خروج قائم آماده کند هر چند یک تیر، که خدای تعالی هرگاه از نیت او آن را بداند امیدوارم که درعمر او تأخیر اندازد تا آنکه آقئم رادرک کند[واز یاران ویاوران اوباشد]
بسم الله الرحمن الرحیم
ترجمه
غیبت نعمانی


تألیف شیخ اجل ابی عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر الکاتب معروف بـ(ابن ابی  زینب نعمانی) رحمه الله
از علمای قرن چهارم هـ.ق متوفی360هـ.ق

مترجم: محمّد جواد غفّاری   

پیشگفتار 
همواره یکی از آروزهای کمترین این بود که چنانچه فرصتی برایم پیش آید و توفیق دست دهد به احیاء این میراث گرانقدر و ارزشمند برخیزم و آن را از بستر فراموشیش دوباره برانگیزم، و گرد از چهره اش بزدایم، و ابرهای تیرهرا از روی ماه پر فروغ  آن به دیگر سوی برانم که می دیدم سودی به غایت سرشار و فوائدی بس عظیم در آن نهفته ا ست.
اما زمانه چنین فرصتی را از من دریغمی داشت و عوامیلی مرا از انجام این مهّم مانع بود، وبدین منوال سالها سپری شد و من راهی نیافتم که بدان برانجام مقصود دست یابم هم چنانکه دراین مدّت کسی را نیز نیافتم که بدین مهم دست یازیده توجهی به ارزش آن نموده باشد یا قدمی در راه تصحیح و شنر آن برداشتهخ و یا اقدامی در جهت احیاء و اصلاح آن نموده و یا اهمیتی در تحقیق و چاپ آن از خود نشان داده باشد.
از طرفی چاپ سنگی آن دارای غلطهای فراوان و خطوط در هم آمیخته و کلمات تحریف شده بود و از افتادگی بسیار کلمات و تحریف در آن چنان می نمود که زمین هموار آن به سنگلاخی دشوار و زمین نرمش به کوهی دست نیافتنی بدل شده باشد، از همین روی خوانند را گاه روزی یکی دو سپری می شد و برای فهم و دریافتن پاره ای از جملات آن راهی نمی یافت و نشانی در میانه نبود که به مقصود راه توان برد و چه بسا برای جستجو و درک ارتباط میان دو جمله شبی را به سر می آورد و برای درک دو عبارت روزی را به تمام سپری می ساخت امّا هیچ چیز عائد او نمی گردید، بسیار کم سندی در آن یافت می شد که از دستبرد تحریف مصون مانده باشد، بلکه پیچیدگی ناشی از تصحیف بر بخش مهمی از اساتید کتاب غلبه داشت گمان من این  است که راوی کتاب شیخ ابوالفرج قنانی  یا کسی که از وی نسخه را دریافت نموده دارای خطی ناخوانا بوده است و نسخه برداران نتوانسته اند آن را به طور صحیح استخراج کنند و به همین جهت در نسخه های خطی کتاب ا بهام
، پیچیدگی ، دگرگونی تحریف و اختلاف های فر