وان به چشم می خورد، گرچه مصححّ نسخه چاپ سنگی آن خود از علماء بوده، هرچند جدیت نموده و کوشیده مع ذلک بر اصلاح تمامی اشتباهات کتاب توفیق نیافته، و به دنبال همین عوامل این اثر گرانمایه متروک مانده و از یا د رفته بود، و اختر فروزان آ« در پس حجاب طبع نامطلوبو فراوانی غلطها گم شده و چهره آفتابش پشت تیرگی ابرهای ناشی از پیچیدگی عبارت و تحریفات پوشیده مانده بود، و این خود موجب دوری گزیدن طالبان حق از آ موزش کتاب و روی برتافتن از خواندن آن شده استف و به این ترتیب کتابی چنین پربها در گوشه کتابخحانه ها مهجور افتاد و در نهانخانه ها به طاق فراموشی سپرده شده است و همچون مار گزیده ای  به نظر می رسد که به خود در می پیچید و بسان ستم رفته ای فریاد مظلومیت برمی آورد و چشم به راه کسی بود که آن را از کنج عزلت و انزوا نجات بخشد، تا اینکهم در ین ا واخر یکی از ناشیرین فاضل و معروف تصمیم به چاپ مجدد آن گرفت و این زماین بود که نسخه های کتبا کاملاً کمیاب و خواستاران و مشتاقان آن فراوان شده بود  اما ناشر  مزبور تصمیم گرفت که کتاب را از روی همان نسخه چاپ اول اوفست نماید و غلطهای فراوان موجود در آن را نادیده انگاشت.در واقع همان چاپ نخستین کتاب را نسخه اصلی قرار داد بدون هیچگونه توضیح یا تطبیق و مقابله با نسخه های خطّی موجود و یا اینکه تصحیح و تحقیقی در آ« به عمل آید، جز این که به ابتدای کتاب دیباچه نسبتاً قابل توجهی در شرح حال مولف و گفتار کوتاهی درباره عظمت کتاب به قلم یکی از بزرگان معاصر و نیز فهرستی موضوعی در پیایان ا« افزودهمین و لاغیر. بدین ترتیب ناشر مذکور- با همه کوشش خود جز- خط بطلان کشیدن بر اقتضای چاپ صحیح و تناسب و نتیجتاً از بین بردن ا ثر، چیزی بر چاپ اول نیفزوده، زیرا کتابی که سابقاً خود مورد اقابل خواستاران بوده به صورتی درآمده که دیگر قابل توجه و مورد رغبت نبوده با وجود اینکه کتاب یکی از خالصترین میراثهای علمی ما و درموضوع خود از بهترین کتب تألیف شده است و درنزد دانشمندان و نامداران مذهب ما از ستونهای پابرجا و محکم ما و از ذخائر است که از دیرباز به جای مانده و یادگار جاودانی مذهب ما محسوب می گردد و موضوعش (امامت) از مهمترین موضوعات اعتقادی نزد ما است بلکه باید آ« را سنگ زیربنائی دانست که کلیه ستونهای اعتقادی ما متکی بدانست و این خود حقیقتی است و چگونه چنین نباشد که مولف سترگ و نستوه آن رضوان اله تعالی علیه در رشته ای بهم پیوسته در آورده و احادیث راجع به غیبت و ظهور و آنچه در ارتباط باموضوع مورد بحث بوده در بهائی که همچون خیط و رشته ای روشن به نظر می اید گرد آوری نموده است، بدان پایه که برکسی که آن را مورد مطالعه قرارمی دهد حجت تمام می گردد، و راه را آن دمساز باشد می سازد به گونه ای که خواننده را با طول سخن ملول و خسته نگرداند و با کوتاهی سخن پژوهشگر را از دست یافتن به مدارک باز نگیرد، بلکه در هر باب از روایت و درایت به اندازه ای که کفایت کند حجت و دلیل آ ورده ا ست بدون طولانی شدن که خستگی آور باشد یا کوتاه گویی که خللی ایجاد کند، و من هرگز کتابی را به پایه آن ندیده ام هر چند چیزی که در موضوع، دوشادوش آن باشد یافت شود، اما اگر به دقت در همه آنچه در این خصوص تألیف شده بنگرید هیچ یک از آنها را نخواهید یافته که به تنهائی از سایر کتبی در آن زمینه نگارش یافته بی نیاز باشد بلکه هر کدام شامل چیزهایی است که دیگری فاقد آن است و دانش و اطلاعاتی را در بر دارد که تألیف مشابه آن خالی از آن است که گفته اند سیاهی چشم به هر میزان که زیاد باشد از سپیدی دندان بی نیاز نمی سازد با توجه به اینکه او پیش از دیگران شروع بدین تألیف کرده و گوی سبقت را ربوده که پس از او در هر عصری از علماء روایت و درس آن رامورد توجه قرار داده اند و آن را از اصول معتبر ه ای که مدار بر آن قرار شمرده اند بدون اینکه کوچکترین طعنی نسبت به آن را از اصول معتبره ای که مدار بر آن قرار دارد شمرده اند بدون اینکه کوچکترین طعنی نسبت به آن و یاغمزی در مورد نگارنده آ« روا دارند بلکه جملگی بی آنکه بر اعتبار و درستی قسمت اعظم اخبار آن استثنائی قائل شوند اتفاق کرده اند و چنانکه می بینیم برترین پرچمدار شیعه و بزرگترین دانشمند آن و معلم نستوه و مجاهد شیعه ا بو عبدالله محمدبن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید در کتاب غیبت خویش از آن روایت کرده و به روایات ان احتجاج نموده ایت، و نیز شیخ الطائفه پیشوای فرقه ناجیه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (ره) از این کتاب نقل قول فرموده و به صحت آ ن اعتقاد نموده و همین گونه، تعداد فراوانی از بزرگان علم و سران حدیث کتب خوش را با نقل اخبار آن و بزرگداشت مولفقش و ارج نهادن ا قوال آن زینت بخشیده اند.
پس وقتی کتاب تا بدین پایه برخورداز از همیت است شایسته  آن است که دوباره احیاء شود و انتشار یابد و در خور آن است که نسخه هایش فراوان باشد و در دسترس همگان قرار گیرد و سزاوار است که به پاس عظمتش بدان روی نموده و آن را بریکدیگر بخوانند و فراگیرند که با  احیاء کتاب، مولف آن نیز دوباره زنده می شود و فضل و بزرگی او آشکار می گردد وناگزیر باید به گونه ای نوین و چشمگیر انتشار یابد و از هر گونه اشکال و افتادگی کلمات و تحریف مصون باشد بدانسان که در خورد بزرگی کتاب و شخصیت مولف ان باشد. بنابراینم هر گونه تسامح در  این کار موجب افسوس  و هر گوونه تأخیر و کوتاهی نسبت به انجام امور واجب آن موجب از دست شدن نعمت به حساب می آید و عدم توجه به اهمیت و مقام آن از گناهانی محسوب می شود که موجب مواخذه خواهد بود، و غافل  شدن نسبت به آ« به از دست رفتن خواهد انجامید، چرا که زندگی راه خود را به سوی مرگ می پوید و تباه ساختن فرصت ها منتهی به اندوه ها و ندامت ها خواهد شد و تندرستی خود وسیله ای است که بدان بر رنجها می توان چیره گشت و پیری زورقی است .که بالاخره سالهای زندگانی با آن به آخرین مراحل خواهد رسید: پس از آنچه گذشت من پیوسته روزگار ر در  انتظار سپری می ساختم و مترصد فرصت و گشایشی در امور بودم، اما پیوسته عواملی مرا از انجام این مهم باز می داشت و پیش آمدهای فراوان از اقدام به آن مانع می شد و هرگاه تصمیم به انجام آن می گرفتم مانعی تاز در میانه پدید می آمد  و به هر طریق که به سوی     « آگام در راه می نهادم نیل به مقصود ممکن نمی شد، گاه اتفاق می افتد که خواسته آدمی در میان پیچ و تاب گردونه موانع ناپدید و گم شده از دست می رود. به هر حال ماه ها و سالها بر این آرزو گذشت و شبها و روزهائی از پی یکدیگر آمد که من در انتظار عنایت خداوندی برای تحقق این آرزوی دیرین  به سربردم تا خداوند چه زمانی برای انجام آن مقرر فرماید که کارها را ره یک زمکانی خاص متعین است و تا فرانرسد صورت نپذیرد.
تا اینکه روزی چنین پیش آمد که من در حجره خویش سرگرم ترجمه کتاب ثواب الأعمال شیخ صدوق بودم در این هنگام جوانی موقر با ظاهری متین و آراسته در حالی که نسخه ای از کتاب غیبت نعمانی