یچکس را بر آن آگاه نکند مگر آنرا که مورد پسند او باشد از پیامبران پس خداوند از پیش رو و پشت سر بر او نگهبان می گمارد و این همه خود بخاطر بالا بردن قدر و بزرگداشت مقام آنان است تا پس از پیامبران حجّتی برا ی مردم بر خداوند باقی نماند و حجت خدا بر مردم تمام و بی کم و کاست باشد.
و سپاس فراوان خداوندی را که بر ما منّت نهاد به وجود محمد علیه السلام که در اقرار پروردگاری او از همه بندگان پیشی جست و خاتم برگزیدگان و پیامبران الهی بود تا که برحذر دارنده مردم( از کیفر کرداد ناصواب) باشد، همو که محبوب ترین دوستان و گرامی ترین و بلندمرتبه ترین پیامبران درنزد خدا بود. و مقام او مخصوص ترین منزلت نزد خدا بود آنچه پروردگار به همه پیامبران عطا فرموده جمله را به او بخشید بلکه چندین برابر بیشتر از آنجه داده به وی ارزانی داشت، و او را در مقام و منزلتی قرار داد که بدان سبب برتری او را برسایر پیامبران آشکار ساخت در  آن هنگام که با انبیاء در ملکوت آسمان نماز گزارد او را مقتدای ایشان قرار داد و منزلت محمد صلی الله علیه و آله را بر همه آنان تشریف داد و وی را اجازه شفاعت عطا کرد نه دیگران را و او را به گردش و سیر تا ملکوت اعلای خویش برکشید تادر مرتبه جبروت خود با  اوسخن گفت تا آ نجا که از مقام فرشتگان مقرب  و کروبیان و طواف کنندگان گرد عرش خداوندی گذشت.
پس کتابی بر او فرستاد که فراگیرکتب گذشته بود و نچه از دانشهای فراوان که در آنها بود جمله را در برداشت و برتر و سرشارتراز آ نها از  آنها بود و به گونه ای قرارش داد که خداوند خود فرموه: ما قرآن را روشنگر همه چیز قرار دادیم و چیزی در آن فروگذار نکرده است پس به وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله ما را از کوردلی و گمراهی هدایت فرمود و از جهل و تباهی نجات بخشید و نیز به وسیله او و آنچه به همراه آورد از کتاب روشنگر و آنچه را که موجب کمال دین خدا بود و نیز به سبب ولایت پیشوایان پاک ما را از عمل به خودرأیی و خود اندیشی بی نیاز ساخت و بواسطه پیامبرو امامان علیه السلام توفیق دست یافتن به راه رشد و کمال را بخشید.
و درود و تحیّات خداوند بر او  و برادرش امیرمومنان با که در فضیلت مرتبه او پس از پیامبر قرار  داشت و بار سختیها و رنجها و فشارها را پابه پای پیامبر به د وش می کشید، او که شمشیر برنده خداوند بود براهل کفر و نادانی  و دست گسترده الهی بود به نیکی و دادگری، و پوینده راه خدا بود در همه حال، و همواره جانبدار قح و خزانه دار علم خدا و امانت دار سر او، و رازدار حق، و واقف بر اسرار مپنهان الهی بود. و نیز درود فراوان برامامان از خاندانش آن پاکان نیک رفتار و پاکیزگان نیکوباد، و هم آنان که سرچشمه جوشان رحمت و جایگاه نعمت وهمچون ماه های درخشان در دل تاریکیها و چون نور تابان درمیان مردم و دریار سرشار از از دانش و دروازه ورود به دنیای امن و سلامت بودند آن د ری که خداوند بندگان خوش را به داخل دشن در آن فراخوانده و از انحراف از طریق آن برحذر داشته است، آنجا می فرماید: ای مومنان همگی واذرد سلم شوید وپیرو گامهای شیطان نباشید که او دشمن آشکار شماست برترینف شریفترین، پربارترین و والاترین درودهایخدا و سلام پیاپی وفراوان خداوند بر(آن دو و آل ایشان باد) آنچنانکه خود و پیامبر و ال او علیهم السلام شایسته و درخورآنند.
اما بعد: گروههائی را می بینیم کمه به مذهب شیعه منسوب و به پیامبر و اهل بیت علیهم السلام وابسته اند و به امامت اعتقاد دارند، امامتی که خداوند به مقتضای رحمت خود آن را در دین حق و زبان حقیقت گو و زیور آنان که درآن راه گام می نهند قرار داده و نیز موجب رستگاری و آراستگی آنان که اهل آنند و به پذیرش آن نائل شده اند و به گره آن چنگ زده و به شرائط آن وفا نموده اند؛ به مواظبت بر نماز و پرداختن زکات، و پیشی گرفتن در انجام امور خیر، و پرهیز از گناهان و اعمال ناشایست، و دوری جستن از آلودگیها، و همواره در آ شکار و نهان خدا را در نظر داشتن، و مشغول داشتن دل به یاد خدا و به رنج افکندن روان و تن خویش برای فراهم کردن موجبان تقرب به خدا (بدینگونه امور شروط اعتقاد به امامت را بجا می آورند) اما متاسفانه می بینیم هم اینان دچار تفرقه و چند دستگی درمذهب شده اند و واجبات الهی را سست می گیرند و رو به محرمات الهی آورده اند و یا محرمات را کوچک می شمارند پاره ای درباره امام غلو کرده و بعضی بسیار کوتاه  مده اند، و جز اندکی بقیه آنان درمورد امام زمان خود و ولی امر و حجت پروردگارشان به شک افتاد و دو دل شده اند، در حالی که خداوند او را به علم خود برگزیده است، چنانکه می فرماید:و خداوند آنچه بخواهد می آفریند و برمی گزیند و مخلوقات را اختیاری نیست در امرشان ، ( شک کرده اند) به خاطر گرفتاری که به واسطه غیبت قائم علیه السلام ایجاد شدهف همان غیبتی که قبلاً از جانب رسول خدا صلی الله علیه و اله خاطرنشان شده و از امیرمومنان علیه السام خبر آن از پیش رفته است، و روایات و خطبه های آن جناب و منقولات از کلمات او و نیز احادیثشکه در برحذر داشتن ازفتنه های زمان غیبت سخن گفته،  و اخبتار مربوط به آن را عالمان و راویان ازامامان که از فرزندان علی علیه السلام هستند یکی پس از دیگری نقل کرده اند. چندان که کسی از ایشان نیست جز اینکه در این باره پیشگویی کرده است و امر غیبت را محقق شمرده و امتحان خدای تعالی را در این مورد نسبت به بندگانش گوشزد فرموده است، باری این تفرقه و چند دستگی را چیزهایی باعث شده  که عبارتند از کردارهای زشت، اعمال ناپسند ، و حرص یا بخلی که پیروی و اعمال می شود، و این دنیای زودگذر فانی که همواره برسرای باقی و عالم آخرت ترجیح داده می شود، و پیروی از شهوات و خواهش های نفسانی، و نادیده گرفتن حقوق و ضایع گذاشتن آن که موجب خشم پروردگار عزیز و سبحان است (اینها است که موجب تفرقه و پراکندگی امت شده) و پیوسته این دو دلی و شک در دل انها  اثر گذاشته و می گذارد( یعنی پابرجاست) چنانکه امیر مومنان علیه السلام در چگونگی پژوهندگان علم و دانش به کمیل بن زیاد می فرماید: ... یا کسی که د ارای بینش نیست و تسلیم اهل حق است و فرامین آنها را پذیرفته لکن به جهت عدم بینش در اولین برخورد با شبهه شک در دل و را می یابد تا آنجا که آنها را به وادی گمراهی و سرگردگانی و کوردلی و انحراف می کشند، و باقی نماند از آنها جز جماعت اندکی که بر دین خدا ثابت قدمند و به ریسمان خداوند چنگ زده اند و از راه راست منحرف نگشته اند، و تنها برایشان است که وصف فرقه ثابته بر حق آنان که بادهای مخالفشان نلرزاند و فتنه و آشوبها آسیبشان نرساند و پرتو دروغین سراب آنان را نفریبد محقق گشته و راست آمده زیرا این گروه به حرف مردم و تقلیداین و آن دیندار نشده اند تا باحرف ( هو و جنجال ) آنها ازدین و مسلک خود خارج شوند. چنانکه از امام جعفرصادق علیه السلام برای ما روایت کرده باشند( نه از روی تحقیق و بینش خود)، همان مردم وی را از دین بیرون خواهند برد همچنا