 مردم زمانهای دیگر و براستی خدای تعالی شیعه  را از تردیددر مورد حجت خود یا از اینکهخ گمان کنند خدا زمین خود را حتی به اندازه یک چشم برهم زدن بدون حجت می گذارد نهی فرموده است. همچنانکه امیرالمومنین علیه السام در گفتارخود به کمیل بن زیادمی فرماید: جز این نباشد که زمین از حجت خداوند خواه به صورت آشکار و معلوم و خواه مبهم و پنهان خالی نمی ماند، تا حجتهای  خدا و دلائل روشنگر او باطل نگردد( پابرجا  و جاودان بماند) و از اینکه در این باره دچاردو دلی و ناباوری شوند و در این حال روزگاری بر آنان سپری شود و در نتیجه دلهایشان سخت شود، برحذر داشته است.
سپس امام صادق علیه اسلام اضافه فرمود: آیا این کلام خدای تعالی را بدنیال همین آیه نمی شونوی که می فرماید»: آگاه باشید خداوند زمین را پس از مرگش زنده می سازد، ما آیات و نشانه ها را برای شما روشن ساختیم شاید بیندیشید یعنی خداوند زمین را پس از مردن آن از ستمکاری پیشوایان و رهبران گمراهی با دادگری قائم علیه السلم به هنگام ظهورش دوباره زنده می سازد. و تأویل هر آیهاز قرآن موید مضمون آیه دیگر است و علاوه بر آن فرمایش امام ناگریز باید در مورد آنچه که برخلاف معمول پیش می آورند و گرفتاری که دچارش می شوند و واپسگرائی آنکس که از راه درست باز می گردد در میان شیعیان بوسیله دچار اندوه شدن و مورد آزمایش قرار گرفتن و غربال گشتن، درست در آید و تحقق پیدا کند که در این مورد آنچه امامان علیهم السلام یادآور شده اند ما با ذکر سند در باب( آ«چه از امتحان و جدائی و تفرقه وگرفتاری که شیعه با آن برخورد میکند) آورده ایم و فقط در  اینجایکی دو حدیث از مجموع احادیثی که در آن باب نقل کرده ایم. ذکر می کنیم تا کسی انکار نکند آنچه را که از این گروه های شهوتران و دنیا پرستان پدید  آمده است.
و آن خبری است از مالک بن ضمره که می گوید: امیرالمومنان علیه  السلام به پیروان خود فرمود: در میان مردم  همچون  زنبور عسل در بین پرندگان باشید، هیچ پرنده ای نیست مگر اینکه زنبورعسل را ناتوان و بی مقدار می شمرد، در صورتیکه اگر بدانند در ا ندرون او چه نهفته است هرگز با او چنین رفتاری نخواهندکرد.
با مردم به ظاهر خود آمیزش و نشست و برخاست داشته باشید، و از حیث اندیشه و عمل خویش از آنان دروی کنید، بدرستیکه بهره هر کس همان چیزی است که خود بدست آورده ، و در روز قیامت با آن کس که دوست می داشته محشورخواهد بود، بدانید ای گروه شیعه که شما به آنچه که دوست می دارید و آرزوی شماست دست نخواهید یافت مگر اینکه پاره ای از شما به روی دیگری آب دهان ا ندازد، و بعضی بعض دیگر را دروغگو بخواند. تا جائیکه از شما جز اندکی همچون سرمه ای که در چشم می کشنید و نمکی که در طعام می ریزند کسی پابرجا بر  اینامر باقی نمایند و نسبت آن دو به چشم و طعام چه اندک و بی مقدار است! اکنوندر این باره برای شما مثالی می زنم: و آن این که شخصی مقداری گندم داشته باشد و آن را باد داده و غربال وپاکیزه کرده و در خانه ای انبار نموده و در آنرابسته باشدتا آنقدر که خدا خواسته پس از مدتی که در آنرا بگشاید و ببیند در گندم جانور پیدا شده است( کرم گذاشته )، آنرا بیرون آورده دوباره پاک کند و باد بدهد،  سپس آن را درآن خ0انه بگذارد و در آنرا ببندد، و بعد از مدتی که در انبار را می گشاید ببینید باز کرم در گندم پیدا شده[ آنرا خارج ساخته پاکیزه کند و مجدداً در انبار قرار دهد،باز پس از مدتی آنرا بیرون آورده و ببیند اینبار هم کرم گذاشته است] پس این عمل همچون گذشته چندین بار تکرار شود تا نماند مگر اندکی گندم از یک بار که دیگر کرم نتواند هیچ آسیبی به آن برساند. شما را نیز گرفتاریها باید اینگونه خالص نماید، تا اینکه از شما جز گروهی که فتنه ها نمی تواند آسیبی بدان برساند کسی دیگر باقی نماند و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: سوگند به خدا شما حتماً تصفیه و خالص خواهید شد و بخدا سوگند بدنی سو و آن سو به چپ و راست پرواز خواهید کرد تا غیر از  آن کس که خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش نقش کرده و با روح خود مؤیّدش نموده، دیگر کسی از شما باقی نماند
و باز در روایتی دیگر از پیشوایان علیهم السلام چنینی آمده: تا آنکه از شما کسی بر این امر باقی نماند مگر تعدادی هرچه کمتر و کمتر.
و جماعتی که بر این امر باقی می ماند و پافشاری می کند و در خحق استوار و ثابت قدم است،همان گروهی است که به آ نان در زمان غیبت دستورصبر داده شده؛ از جمله در این باره خبری است که بر یدبن معاویه العجلی از امام باقر علیه السلام نقل می کند درمعنی کلام خدای تعالی که می فرماید:  ای مومینی صبر داشته با شید و صابر باشیدو نگهبان مرز خود باشید آن حضرت فرمود: یعنی بر انجام واجبات الهی صبر و پشتکار داشته باشید و در برابر دشمن پایداری کرده مقاوم باشید، و رابطه خود را با امام منتظرتان برقرار بدارید. و همین گروه اندک است که امیرالمومنین علیه السلام آنان را سفارش می کندکه : در راه حق و هدایت از کم بودن پیروان آن هراس نداشته باشید،و این مضمون را یزید بن اسحاق با سند برای ما از اصبغ بن نباته ازآن حضرت نقل کرده ومی گوید: من شنیدم امیرالمومنین علیه السلام بر منبر کوفه می فرمود: ای مردم بوی ایمان را از راه من می توان استشمام کرد، من وسیله بویائی و دو چشم هدایتم، ای مردم در راه حق از کمی پویندگان ان باک نداشته باشید، مردم بر سر سفره ای گرد آمده اند که سیر شدن ازآن سفره اندک و گرسنگیش فراوان است، و خداوند را باید به یاری طلبید ، مردم را صفت رضا و غضب آنانرا که به این عمل راضی بودند گرفتار عذاب خود ساخت و دلیل آن کلام خدا است که می فرماید: آنان دوست و یار خود را خواندند پس او آماده شد و ناقه را پی کرد پس ببینید عذاب وتنبیه من چگونه سخت بود ونیز فرمود: پس آنرا پی کردند و خداوند بکیفر گناهشانآنان را هلاک و شهرشان را با خاک یکسان کرد واز نابودی آنان باک نداشت. بدانید اگر از کسی درباره قاتل من سؤال شود و او قاتل مرا با ایمان پندارد، پس ا و خودمرا کشته است( یعنی در حکم قاتل من است)، ای مردم هر کس در راه گام برداشت سرانجام به ا« رسید، و هر کس بر بیراهه رفت، در بیابان دچار سرگردانی گردید پس از  این گفتار علی علیه السلام از منبرفرود آمد.
این خبر را فرات بن احنف نیز به همین نحو از امیرالمونین علیه السلام نقل می کنمد با این فرق که می گوید آن حضرت عبارت را چنین فرمود: در راه هدایت از کمی اهل آن هراس نداشته باشید. در گفتار امیرالمومنین علیه السلام که می فرماید: هر کس در  راه قدم برداشت به آب رسید و هر که به بیراهه رفت دچار سرگردانی شد بیانی نجات بخش است بذرای کسی که در آب اندیشه کند وراهنمائی است برای توسل وآویختن به آئین وروش پیشوایان دین، وعالم بازدارنده وهشداردهنده ای است از اینکه آدمی به سبب روگرداندن و بریدن از راه  امامان در وادی سرگردانی بیفتد و با تمایل به راست و چپ از راه منحرف شود، و از گوش فرادا