ن به سخن بافنی افتراگویان و فریب خوردگان در دین که سخنشان همچون گردی پخش شده در فضا و سرابی خشک و نابود است. برحذر می دارد چنانکه خدای عزّ و جلّ می فرماید: ... آیا مردم گمان می کنند با گفتن ایمان آوردیم بدون اینکه مورد آزمایش قرار گیرند رها یم شوند در حالیکه آنان که قبل از ایشان بودند آزمایش کرده ایم، آری خداوند آنان را که راست می گویند و نیز دروغگویان را حتماً خواهد شناخت. و نیز از پیامبر صلی ا لله علیه و آله روایت شده است که فرمود: مبادا با کسانی که در دین خود فریب خورده اند مباحثه و حدل کنید زیرا او تا زمانیش به پایان برسد بر برهان پوسیده خود که از دیگران بدو می رسد باقی  است و چون زمانش سپر شد شعله گناهانش او را در بر گرفته و خواهد سوزانید. این حدیث را ابومحمد غفاری از حضرت صادق علیه السلام و او از طریق پدرانش علیهم السلام روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیهو آله فرمود : وحدیث را ذکر می کند.
من در این کتاب آنچه را که خداوند توفیق جمع آوری آ«را عنایت فرمود از احادیثی که بزرگان از امیرالمومنین و پیشوایان علیهم السلام راجع به غیبت ومسائل دیگری که به آنچه در این خصوص روایت شده مربوط می شود مطابق آنچه نزد من موجود بود گردآوری کرده ام. زیرا همه آنچه در ا ین باره برای من نقل شده در دسترسم نبود چون از من دور است و حافظه ایم همه آ «ها را از بر ندارد و آنچه مردم در این خصوص روایت کرده اند. بیشتر و گسترده تر از مقداری است که برای من روایت کرده اند و روایات من به نسبت آنها ناچیز و کمتر است.من ا ین روایات را به چند باب تقسیم نموده و نخستین باب را شروع کرده ام با ذکر آن روایت در مورد نگهداری سرّ آل محمد علیهم ا لسلام از دسترس بیگانگان و آراستگی به آداب اولیاء خدا در پوشانیدن آنچه که مخفی داشتنش را دستور داده اند از دشمنان دین و ناصبیان مخالف و سایر گروه های بدعتگزار و شکّ کنندگان ومعتزله که فضائل و برتری امیرالمومنین علیه السلام را در نمی کنند و آنها که تقدیم مأموم را برامام وناقص را برکامل جایز می شمرند برخلاف فرمایش خداوند آنجا که می فرماید آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند سزاوار است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که خود راه یافته نیست مگر  اینکه هدایت شود؟  پس شما را چه می شود؟ چگونه حکم می کنید؟ وهم با اندیشه های گمراه کننده وکوردلی خودشان خود را اینچنین کرده اند همانگونه که خدای تعالی می فرماید: همانا چشمان ظاهر کور نیست بلکه چشمان بصیرتکور است، کوری، ندیدن چشمان مادی نیست بلکه نابینائی دلهاست که در سینه ها می طپد آنانکه برتری و فضل ائمه طاهرین و پیشوائی آنان را انکار می کنند، بواسطه دشمنی ولجاجتی که با اهل بیت در اثر تیره روزی و نگون بختی با جانشان آمیخته، با این وجود که از جانب خدای تعالی حجت برآنان تمام شده و می فرماید: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و از هم جدا نشوید و نیز از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله که درباره خاندانش فرموده: آنان راهنمایان وکشتی نجاتند، و آنان یکی از آن دو حقیقت گرانقدری هستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله جانشینی آنان و گرویدن و چنگ زدن به دامانشان را به ما سفارش فرموده و در گفتار خود که می فرماید: من پس از خود دو چیز گرانمایه که عبارت از کتاب خدا و خاندان من است در میان شما به جای می گذارم، ریسمانی که بین شما و خداوند کشیده شده از یکسر بهد ست خدا و طرف دیگرش به دست شما است تا آنگاه که آن را در دست دارید ( راهنمای خود ساخته اید) هرگز گمراه نشوید به کوچک شمردن آن و به آنچه به  دست خود فراهم کردند و به اینکه کوری را بر بینائی وهدایت مقدم شمردند، این خذلان خداونید شامل حال آنان شد. چنانکه خدای عز و جل می فرماید: اما قوم ثمودما به آنان راه راست را نمودیم ولی ایشان درباره خود کوری و گمراهی را بر هدایت برگزیدند و نیز همانگونه که خداوند عز و جل می فرماید :ایا دیدی آن کس که هوای نفس را خدای خود قرار دهد و خداوند او را با دانستگی گمراه کرد مقصود خدای تعالی آن کسی ا ست که دانسته با حق ستیزه کرده و آنرا سست گرفته و ردّ کرده است، و باطل را گوارا و شیرین انگاشته و در دلش جای داده و آنرا پذیرفته است و خداوند نسبت به کسی  هیچگونه روا نیم دارد بلکمه آنان خود را در حق خویش ستم می کنند و آنانند که با شیعه، پیروان حقّ و دوستداران اهل راستی و درستی، دشمنی و ستیز می کنند و منکران روایات مومننان راستین ومورد اعتماد از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آ له هستند و از روی جهل و تیره بختی آنرا ردّ و  مورد عیبجویی قرار می دهند، و آنچه را دشمنان اهل بیت روایت می کنند همان را می گویند و بدان عمل می نمایند، خواسته های نفس و اندیشه ها و نظراتشان را پیشوا و مقتدای خود قرارا می دهند نه آنچه را که خدای تبارک وتعالی از روی علم برگزیده است آننجا که می فرماید : ما آنان را از روی آگاهی برجهانیان اختیار کردیم و منصوب کرده و برگزیده و اختیار نموده و مورد پسند او است، آن نگونی بختانی که آب تلخ و شور را بر آب پاک و گوارا ترجیح می دهند، زیرا نگهداری دین خداو مخفی  داشتن علم برگزیدگان اواز دسترس دشمنان که آنرا به استهزا می گیرند شایسته تر است( که باب آن) جلوتر باشد و فرمانبرداری از دستور آنان رد این مورد سزاوارتر است.
پس از آن باب شروع کردیم بذکر احادیث مربوط به ریسمان الهی که ما را به چنگ زدن به آن و پراکنده نشدناز گرد آن امر فرموده برابر فرمایش خدای تعالی که : همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده و چند دسته نشوید و آنچه در این خصوص روایت شده و در پی آنچه در این رابطه درباره امامت و اینکه امامت منصبی الهی است و از جانب خداوند تعیین می گردد آورده ایمف برابر گفته خدای عزّ و جلّ که یم فرماید: پروردگار تو آنچه  بخواهد می آفریند و برمی گزیند و آنان را اختیاری نیست در امرشان و ا ینکه آن پیمان و قراری از جانب خدا ا ست و امانتی است که امام به آنکه پس از او تعیین شده می سپارد.
سپس آنپه روایت شده در مورد اینکه پیشوایان عبارتند از دوازده امام، و آنچه در قرآن و تورات[و انجیل ] گواه بر این مطلب است آورده، پس از نقل قول روایاتی که از طریق اهل سنت درمورد دوازده تن امام رسیده است.
بعد از آ ن روایات مربوط به کسی که ادعای امامت کند و آن که خود را امام پندارد در صورتیکه واقعاً امام نیست، و اینکه هر پرچمی از قبل از بپاخاستن حضرت قائم علیه السلام افراشته شود، برافرازنده آن طاغوت است.
[سپس حدیث روایت شده از طریق اهل سنت که دراین باره نقل شده است]
پس از آن روایات مربوط به کسی که نسبت به امامت یکی از امامان علیه السلام تردید کند یا شبی را به روزآورد که طی آن به امام خود آگاه نباشد و او را نشناسد، یا امامی را که از جانب خدا نیست معتقد باشد.
سپس آنچه در مورد اینکه خذدای عز وجل زمین خود را بدون نحجت رها نمی کند آورده شد. 
بعد روایات مربوط به اینکه ارگ در روی زمین جز دونفر هیچکس دیگری باقی نماند حتماً