م چنان که سرهای ترک و دیلم( کنایه از دشمنان عرب) هدیه می شود سرهای آنان نیز به عنوان هدیه برده می شود، پس کشته و سوزانده می شوند و همواره نگران و هراسان و وحشتزده اند، زمین از خونشان رنگین می شود و در میان زنانشان شیون و زاری( در سوگ) بلند می شود، آنان به راستی اولیای من اند و بر من است که از آنان هر گونه کوری و تاریکی عمیق را بردارم و به رعایت آنان زلزله ها را بارگردانم و از آنان دشواریها و گرفتاریهای بزرگ و گردنگیررا بردارم از پروردگارشان درودها و رحمت بر آنان باد و آنان همان هدایت شدگان اند.
ابوبصیر (راوی حدیث) گوید: اگر در سراسر زندگیت جز همین یک حدیث، حدیث دیگری هم نشنوی برای تو بس است، پس آن را جز از اهل  آن ( از بیگانگان) حفظ کن.
6. زرارۀ بن اعین از امام باقر و آن حضرت از پدران خود علیهم السلام نقل کرده که : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از خاندان من دوازده نفرند که فرشتگان با ایشان حدیث می کنند، پس مردی که نامشی عبدالله بن زید  و برادر رضاعی علی بن الحسین علیهم السلام بود (با تعجب ) سبحان الله طرف با فرشتگان؟! مانند کسی که به آن ناباور باشد- راوی گوید: امام باقر علیه السلام به و رو کرده فرمود: بدان به خدا قسم فرزند مادرت این چنین بود- یعنی علی بن الحسین علیهم السلام.
7. ابوبصیر از امام صادق و آن حضرت از آباء خود علیهم السلام روایت کرده که : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:به درستی که خدای عز و جل از هر چیزی یک تا را برگزیده است: [از روی زمین،مکه را ختیار کرد و از سرزمین مکه، مسجدالحرام را و از  آنجا بخشی را که کعبه در آن است و از چهارپایان، ماده آنان را و از گوسفندان، میش را و] از روزها روز جمع را برگزید و از ماهها، ماه رمضان را و از شبها، شب قدر را اختیار کرد، و از میان مردم ، بین هاشم راو از ایمان بنی هاشم من و علی را برگزید و از تبار من و علی حسن وحسن را اختیار  کرد و آن (سلسله)را تا دوازده امام کامل کرد که از فرزندان حسین اند، و نهمین آن فرزندان ، باطن آنان و همچنین ظاهر آنان است و برترین ایشان و قائم ایشان است. ( یعنی همان شخصی که در صلب آنان است او است که ظاهر خواهد شد و حکومت خواهد کرد)
عبدالله بن جعفر در حدیث خود اضافه کرده است که : آنان دین را از تحریف تندروها و نسبتهای باطل گرایان و تأویل نادانان محفوظ می دارند.
همچنین سیعد بن غزوان از امام صادق علیه السلام روایت م یکند که آن حضرت فرمود: رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله فرمود: همانا خدای عز و جل مرا برگزید و همان حدیث سابق را تا پایان نقل کرده است.
روایاتی از کتاب سلیم بن قیس هلالی
8. از سلیم بن قیس هلالی نقل شده : هنگامی که معاویه، ابودرداء و ابوهریره را نزد خود فراخواند و ما آن زمان در صفین همراه امیرالمومنین علیه السلام بودیم و آن دو را مأمور رساندن پیامی به امیرالمومنین علیه السلام نمود و آنان پیغام را به آن حضرت رسانیدند حضرت فرمود: آنچه را که معاویه همراه با شما فرستاده بود( پیامی به وسیله شما فرستاد بود) به من رساندید، اکنون از من نیز بشنوید و همانگونه که به من ابلاغ کردید، از طرف من نیز آن را به او ابلاغ کنید، آن دو گفتند: بسیار خوب پس علی علیه السلام پاسخی طولانی در جواب معاویه گفت تا اینکه سخن به یادآوری نصب او به امر خدای تعالی به وسیله رسول خدا در غدیر خم رسید، فرمود: هنگامی که آیه انما ولیکم الله و رسوله الآیه همانا که ولی شما فقط خداوند است وپیامبرش و کسانی که ایمان آورده اند و نماز برپا می دارند و زکات می دهند در حالی که نماز می گذارند بر پیامبرنازل شد مردم گفتند : ای رسول خدا آیا این ولایت مخصوص پاره ای از مومنان است یا همه ایمان آورندگان رادر برمی گیرد؟ خدای تعالی به پیامبرش امر فرمود تا از ولایت آن کس که خداوند ایشان را به ولایت او امر نموده آگاهشان سازد و مطابق آنچه از نماز و زکاتت و روزه و حجشان که برای آنان تفسیر کرده و لایت را نیز برای آنان بیان نماید، علی علیه السلام فرمود: پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در غدیر خم مرا به جانشینی خویش برگماشت و فرمود:  همانا خدای عز و جل مرا همراه با پیامی گسیل داشت که سینه ام را می فشرد و گمان می کردم که مردم مرا تکذیب کنند، پس خداوند مرا تهدید فرمود که حتماً آن پیام را برسانم و گرنه مردم مرا تکذیب کنند، پس خداوند مرا تهدید فرمود که حتماً آن پیام را برسانم و گرنه مرا عذاب خواهد کرد، ( و خطاب به من فرمود) ای علی برخیز، و پس از این که دستور داد مردم را برای جماعت دعوت کنندف و خود با آنان نماز ظهر را به جای آورد با صدای هر چه بلندترفرمود: ای مردم بدانید که خدا مولای من است و من مولای مومنان، و من نسبت به مومنان شایسته تر و سزاوارتر از آ نان نسبت به خودشان هستم، هر کس که من مولای اویم، علی نیز مولای اوست، خدایا کسای را که دوستدار اوست دوست بدار و آن کس که با او دشمنی می کند دشمن بدار. پس سلمان فارسی رو به او برخاست و گفت: ای رسول خدا چگونه ولایتی( در چه چیزی) ؟ آن حضرت فرمود: هر کس که من به او از خودش سزاروارترم پس علی نیز نسبت به او شایسته تر از خود اوست، پس خداوند عز و جل این آیه را نازل فرمودک الیوم اکملت لکم دینکم –الآیه امروز دین شما را برایتان کامل گردانیدم و نعمت خود را بر شما تمام گردم و بدین راضی شدم که اسلام دین شما باشد.
پس سلمان به او گفت: ای رسول خدا آیا این آیات مخصوص علی نازل شده است؟آن حضرت فرمود: بلکه درباره او و در مورد اوصیات من تا روز قیامت نازل گردیده، سلمان گفت: ای رسولا خدا آنان را برای من روشن نما( که چه کسانی اند)، فرمود: علی برادر من  و وصیّ من و وارث و جانشین من است در میان امتم، و پس از من ولی هر مومنی است و یازده امام از فرزندان او که نخستین آنها فرزندم حسن و بعد حسین است، سپس نه تن از فرزندان حسین هر یک  پس از دیگری، آنان با قرآن قرین اند و قرآن با ایشان است، نه ایشان از قرآن جدا می شوند و نه قرآن از آنان، تا اینکه در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند.
پس دوازده نفر از مردانیکه در بدر شرکت  کرده بودند به پا خواستند و گفتند: ای امیرالمومنین ما گواهی می دهیم که این سخن را به همان گونه که تو فرمودی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده امی، درست مثل هم، نه بیش نه کم، و بقیه اصحاب بدر که همراه علی علیه السلام در صفین حضور یافته بودند گفتند: ما بخش زیادی از آنچه را فرمودی به یاد داریم ولی همه آن را به خاطر نداریم، و این دوازده نفر افراد برگزیده و با فضیلت ما هستند، 
علی علیه السلام فرمود: راست می گوئید، همه مردم در خاطر نگه نمی دارند ( با حافظه نیستند) پاره ای از آنان از این حیث بر دیگری برتری دارد.
بعد چهارنفر از آن دوازده نفر یعنی: ابوالهیثم بن التهیان وابوایوب و عمار و خزیمۀ بن ثابت ذوالشهادتین به پا خاستند و گفتند: ما شهادت می دهیم که فرمایش آن روز رسول خدا صلی الله علیه و آله را به خاطر سپرده ایم، به خدا قسم که او به پا ایستاد بود و 