انفراد و الواحد المتباين الذي لا ينبعث من شي‏ء و لا يتحد بشي‏ء و من ثم قالوا إن بناء العدد من الواحد و ليس الواحد من العدد لأن العدد لا يقع على الواحد بل يقع على الاثنين فمعنى قوله اللَّهُ أَحَدٌ المعبود الذي يأله الخلق عن إدراكه و الإحاطة بكيفيته فرد بإلهيته متعال عن صفات خلقه

ترجمه :

2. از امير مؤمنان (عليه السلام) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: شب قبل از جنگ بدر، حضرت خضر (عليه السلام) را در خواب ديدم، به او گفتم: چيزى به من ياد بده كه به وسيله آن، بر دشمنان پيروز شوم. او به من گفت: بگو (يا هو) اى كسى كه جز او كسى نيست. زمانى كه صبح شد، آن را براى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) تعريف كردم. آن حضرت به من فرمودند: اى على! اسم اعظم را ياد گرفته‏اى و آن ذكر، روز جنگ بدر، بر زبانم بود و امير مؤمنان (عليه السلام)، سوره قل هو الله تلاوت مى‏كردند و زمانى كه قرائت آن سوره تمام مى‏شد، مى‏فرمود: اى كسى كه جز او كسى نيست، مرا ببخش و بر گروه كافران يارى كن و امام على (عليه السلام)، آن ذكر را در روز جنگ صفين، در حالى كه دشمن را دور مى‏كرد، مى‏فرمود. عمار ياسر به حضرت عرض كرد: اى امير مؤمنان! اين كنايه‏ها و اشارات چيست؟ حضرت فرمودند: اسم خداوند بزرگ و ستون خداشناسى براى خداوندى است كه جز او پروردگارى نيست. سپس خداوند، گواه است كه جز او پروردگارى نيست و آيه آخر سوره حشر را تلاوت فرمود، سپس پياده شد و قبل از زوال چهار ركعت نماز خواندند. امير مؤمنان (عليه السلام) فرمودند: معناى خدا اين است كه مخلوقات در مورد او سرگردان هستند و به سوى او در حركت مى‏باشند و خداوند، همان موجودى است كه از درك چشم‏ها پنهان است و در خيال و ذهن نمى‏گنجد. امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد: معناى خدا عبارت است از موجودى كه مخلوقات نسبت به درك جايگاه و تسلط بر كيفيت آن، متحير هستند. و عرب مى‏گويد: زمانى كه مردى در چيزى سرگردان بوده و نسبت به آن از نظر علمى و آگاهى، احاطه نداشته باشند، گفته مى‏شود: (أله الرجل) يعنى مرد، متحير شد و زمانى كه نسبت به چيزى دورى كرده و از آن بترسد، گفته مى‏شود: (وله الرجل) يعنى مرد، دچار سختى و ترس شد. پس پروردگار، همان موجودى است كه از حواس پنج گانه مخلوقات پنهان است. امام باقر (عليه السلام) فرمودند: يگانه، تك و يكتاست و همه به معناى مى‏باشد و خداوند، يگانه‏اى است كه مانندى براى او نيست و توحيد، يعنى اعتراف و اقرار نمودن به يگانگى او و موجود يگانه، چيزى است كه نه از چيزى گرفته شده و نه با چيزى متحد مى‏شود و به همين دليل است كه مى‏گويند: ابتداى عدد، از يك است و يگانگى، جزء عدد نيست، زيرا عدد بر يگانگى واقعى نمى‏شود و بر دو، قرار مى‏گيرد. پس معناى اين سخن كه گفته مى‏شود، خداوند يگانه است يعنى خداوند، معبودى است كه مخلوقات از درك و تسلط به كيفيت او به خاطر يگانگى پروردگارش، متحير و سرگردان هستند و خداوند، بالاتر از آن است كه به صفات مخلوقات خود در آيد.

3 قَالَ الْبَاقِرُ ع حَدَّثَنِي أَبِي زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ قَالَ الصَّمَدُ الَّذِي لَا جَوْفَ لَهُ وَ الصَّمَدُ الَّذِي قَدِ انْتَهَى سُؤْدَدُهُ وَ الصَّمَدُ الَّذِي لَا يَأْكُلُ وَ لَا يَشْرَبُ وَ الصَّمَدُ الَّذِي لَا يَنَامُ وَ الصَّمَدُ الدَّائِمُ الَّذِي لَمْ يَزَلْ وَ لَا يَزَالُ

ترجمه :

3. امام باقر (عليه السلام) فرمودند: پدرم امام زين العابدين (عليه السلام) از پدرش امام حسين (عليهما السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرموده است: صمد، موجودى است كه براى او عيب و نقصى نيست و همچنين صمد، موجودى است كه سرورى او به نهايت رسيده باشد و نيز صمد، موجودى است نه مى‏خورد و نه مى‏آشامد و همچنين صمد موجودى است كه نمى‏خوابد و صمد، موجودى است كه بوده و هميشه هست و از بين نمى‏رود. امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد: محمد بن حنفيه مى‏گفت: صمد، موجودى است كه به ذات خود استوار مى‏باشد و از غير خود، بى‏نياز است و افراد ديگر مى‏گويند: صمد، موجودى است كه برتر از آن است كه متغير و تباه گردد و صمد، موجودى است كه به اختلاف، وصف نمى‏شود. (و نيز) امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايند: صمد، موجودى برتر و قابل اطاعتى است كه بالاتر از او دستور دهنده و نهى كننده‏اى، وجود ندارد. و آن حضرت فرمودند: كه از امام زين العابدين (عليه السلام) درباره صمد سوال شد، آن حضرت در جواب سوال فرمودند: صمد، موجودى است كه شريك ندارد و نگهدارى از چيزى، او را ناتوان نمى‏سازد و چيزى از او پنهان نمى‏گردد.

4 قَالَ وَهْبُ بْنُ وَهْبٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع الصَّمَدُ هُوَ الَّذِي إِذا أَرادَ شَيْئاً قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَ الصَّمَدُ الَّذِي أَبْدَعَ الْأَشْيَاءَ فَخَلَقَهَا أَضْدَاداً وَ أَشْكَالًا وَ أَزْوَاجاً وَ تَفَرَّدَ بِالْوَحْدَةِ بِلَا ضِدٍّ وَ لَا شَكْلٍ وَ لَا مِثْلٍ وَ لَا نِدٍّ

ترجمه :

4. وهب بن وهب قرشى از زيد، فرزند امام زين العابدين (عليه السلام)، نقل مى‏كند كه آن جناب فرموده است: صمد، همان موجودى است كه اگر اراده (به وجود آمدن) چيزى را داشته باشد، به آن شى‏ء مى‏گويد موجود باش، و او هم موجود مى‏شود. و صمد، موجودى است كه اشياء را آفريده است و آنها را متفاوت، گوناگون و جفت جفت آفريد و خود، به واسطه يگانگى، يكتاست و در او، تفاوت، دگرگونى، مثل و مانندى و همشكلى وجود ندارد.

5- قَالَ الْبَاقِرُ ع كَانَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِيَّةِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ- الصَّمَدُ الْقَائِمُ بِنَفْسِهِ الْغَنِيُّ عَنْ غَيْرِهِ وَ قَالَ غَيْرُهُ الصَّمَدُ الْمُتَعَالِي عَنِ الْكَوْنِ وَ الْفَسَادِ وَ الصَّمَدُ الَّذِي لَا يُوصَفُ بِالتَّغَايُرِ

قَالَ الْبَاقِرُ ع الصَّمَدُ السَّيِّدُ الْمُطَاعُ الَّذِي لَيْسَ فَوْقَهُ آمِرٌ وَ نَاهٍ‏قَالَ وَ سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ع عَنِ الصَّمَدِ فَقَالَ الصَّمَدُ الَّذِي لَا شَرِيكَ لَهُ وَ لَا يَئُودُهُ حِفْظُ شَيْ‏ءٍ وَ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ شَيْ‏ءٌ

ترجمه :

5. امام باقر (عليه السلام) از امام زين العابدين نقل مى‏كند كه مردم بصره به امام حسين (عليهما السلام) نامه‏اى نوشته و درباره صمد از ايشان سوال پرسيدند. آن حضرت در جواب نوشتند: به نام خداوند بخشنده مهربان، اما بعد (از ستايش خداوند و درود بر رسول گرامى اسلام و خاندان پاكش) در قرآن، غوطه ور نشويد و در مورد آن، جدال نكنيد و بدون علم، درباره آن سخن نگوييد. از جدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه مى‏فرمودذ: كسى كه بدون علم، در مورد قرآن سخن بگويد محل نشستن او، پر از آتش مى‏شود و خداوند، خودشان صمد را تفسير كرده و فرموده است خداوند، يگانه و صمد است و صمد را نيز تفسير كرده است كه: نه مى‏زايد و