 كوچكى و كمى است. پس در اسم (با خدا) يكى هستيم و در معنا متفاوتيم. اما دانا كسى است كه چيزى از او مخفى نماند و چيزى را از دست ندهد، نه به خاطر تجربه و آزمايش چيزها كه در آن صورت همان تجربه و آزمايش به وجود مى‏آورد كه اگر آن دو نباشند، دانسته نمى‏شوند، زيرا كسى كه چنين باشد، نادان است در حالى كه خداوند هميشه به آن چه آفريده است، آگاه مى‏باشد و خبير در ميان مردم به معناى كسى است كه بعد از آن كه نادان بوده است تعلم آموخته و آگاه شده است و در اسم (با خداوند) يكى و در معنا متفاوتيم و اما ظاهر به اين معنا نيست كه خداوند بر چيزها به وسيله بالا رفتن و نشستن و رسيدن به قله آنها آشكار مى‏شود، بلكه به دليل غلبه و قدرتش ظاهر مى‏گردد. مثل كسى كه مى‏گويد: بر دشمنان خود پيروز شدم و خداوند مرا بر دشمنم پيروز گرداند كه از زمين گير شدن و شكست خوردن خبر مى‏دهد و معناى ظهور خداوند بر دشمنان نيز همين است و ديگر اين كه خداوند بر هر چه خواسته است، ظهور دارد و چيزى بر او مخفى نمى‏شود و او سامان دهنده هر چيزى است كه به وجود آمده است، پس چه چيزى آشكارتر و روشن‏تر از خداوند وجود دارد؟ و به هر جا كه نگاه كنى آفريده‏هاى او دور نيست و در خودت نيز آثار او وجود دارد كه تو را بى‏نياز مى‏سازد و ظاهر در ميان ما آشكار ساختن خويش و معلوم بودن به وسيله اندازه است. پس در نام يكى و در معنا متفاوتيم و اما باطن به معناى پنهان شدن از چيزها به طورى كه در آن فرو برود نيست، بلكه باطن از سوى خداوند آگاهى از نظر علمى، محافظت كردن و سامان دهى چيزها است. مثل اين كه كسى بگوييد: (اَبطَنتُهُ) يعنى از آن خبر گرفته و راز پنهانى آن را دانستم و باطن در ميان ما، به معناى فرو رفتن در چيزى است كه مخفى مى‏باشد. پس در نام يكى و در معنا متفاوت شديم. و امام قاهر از سوى خداوند يعنى اين كه او بر تمام چيزهايى كه آفريده است، پيروز است و آفريده‏ها در برابر او فروتن هستند و در برابر آن چه او خواسته است، كمتر امتناع مى‏كنند و زمانى كه مى‏گويد: موجود شو، با يك چشم به هم زدن به وجود مى‏آيد و قاهر در ميان ما همان است كه بيان كردم و توصيف نمودم. پس در اسم يكى و در معنا متفاوت شديم و تمام اسمها اگر چه نام نبرديم همين طور است، اما آن چه براى تو بيان كرديم، براى فهميدن كافى است و خداوند در هدايت و توفيق ياور ما و شما باشد.

3 حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اسْماً بِالْحُرُوفِ وَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُرُوفِ غَيْرُ مَنْعُوتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَيْرُ مُنْطَقٍ وَ بِالشَّخْصِ غَيْرُ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ- وَ بِاللَّوْنِ غَيْرُ مَصْبُوغٍ مَنْفِيٌّ عَنْهُ الْأَقْطَارُ مُبَعَّدٌ عَنْهُ الْحُدُودُ مَحْجُوبٌ عَنْهُ حِسُّ كُلِّ مُتَوَهِّمٍ مُسْتَتِرٌ غَيْرُ مَسْتُورٍ فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تَامَّةً عَلَى أَرْبَعَةِ أَجْزَاءٍ مَعاً لَيْسَ مِنْهَا وَاحِدٌ قَبْلَ الآْخَرِ فَأَظْهَرَ مِنْهَا ثَلَاثَةَ أَسْمَاءٍ لِفَاقَةِ الْخَلْقِ إِلَيْهَا وَ حَجَبَ وَاحِداً مِنْهَا وَ هُوَ الِاسْمُ الْمَكْنُونُ الْمَخْزُونُ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ الَّتِي أُظْهِرَتْ فَالظَّاهِرُ هُوَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ سَخَّرَ سُبْحَانَهُ لِكُلِّ اسْمٍ مِنْ هَذِهِ أَرْبَعَةَ أَرْكَانٍ فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ رُكْناً ثُمَّ خَلَقَ لِكُلِّ رُكْنٍ مِنْهَا ثَلَاثِينَ اسْماً فِعْلًا مَنْسُوباً إِلَيْهَا فَ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ... الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ ... الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ ...- الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ- ... الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ... السَّمِيعُ الْبَصِيرُ- ... الْحَكِيمُ ... الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ- ... الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْمُقْتَدِرُ الْقَادِرُ- السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْبَارِئُ الْمُنْشِئُ الْبَدِيعُ الرَّفِيعُ الْجَلِيلُ الْكَرِيمُ الرَّزَّاقُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ الْبَاعِثُ الْوَارِثُ فَهَذِهِ الْأَسْمَاءُ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَسْمَاءِ الْحُسْنَى حَتَّى تُتِمَّ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ اسْماً فَهِيَ نِسْبَةٌ لِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ وَ هَذِهِ الْأَسْمَاءُ الثَّلَاثَةُ أَرْكَانٌ وَ حُجُبٌ لِلِاسْمِ الْوَاحِدِ الْمَكْنُونِ الْمَحْزُونِ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏

ترجمه :

3. ابراهيم بن عمر از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: خداوند اسمى را به حروف آفريد در حالى كه خودش به وسيله حروف توصيف نمى‏شود و با لفظ به زبان نمى‏آيد و با شخص مجسم نمى‏شود و به شباهت (به چيزى) وصف نمى‏گردد و به رنگ رنگ آميزى نمى‏شود. سرزمين‏ها از او دور شده است (نمى‏توان گفت در كجا ساكن است.) اندازه نيز از او دور مى‏باشد. احساس هر خيال‏پردازى از او پوشيده و بدون پوشش پنهان است. خداوند آن نام را با چهار جز همراه قرار داد كه هيچ كدام از آنها مقدم بر ديگرى نيست. از آن كلمه، سه نام را به خاطر نياز مردم آشكار كرد و يكى را پنهان نگه داشت و آن نام در همين نام‏هاى سه گانه قرار دارد. آن نام آشكار همان (الله) است. خداوند براى هر كدام از آن نام‏ها چهار ركن قرار داد كه در مجموع دوازده ركن مى‏باشد سپس براى هر ركنى سى نام آفريد ونام‏هاى نسبت داده شده به آنها بالا رفت (زياد شد.) پس او: مهربان بخشنده، پادشاه، مقدس، آفريدگار، به وجود آورنده، چهره پرداز، استوار، كسى كه به او كسالت و خواب راه پيدا نمى‏كند، دانا، آگاه، شنوا، بينا، ارجمند، بزرگ، بزرگ داشته شده، والا مرتبه، عظيم، هميشه پيروز، توانا، درود، نيكوكار، قدرتمند، به وجود آورنده، ايجاد كننده، سازنده، بالا، هميشه بزرگ، پسنديده، روزى دهنده، زنده كننده، مرگ دهنده، برانگيزنده و وارث.

اين نام‏ها و نام‏هاى نيكويى كه وجود دارد (مخصوص خداوند است.) تا جايى كه سيصد و شصت اسم شد و اين اسامى به همان نام‏هاى سه گانه نسبت داده شده است و اين نام‏هاى سه گانه ركن و پوششى براى آن يك نام مخفى و ذخيره شده در اين نام‏هاى سه گانه مى‏باشد و اين همان سخن خداوند است كه فرموده است: اى پيامبر! بگو خدا را يا رحمان را بخوانيد، به هنگامى