نَّهُ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ أَعْلَى وَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يَعْلَمَ أَحَدٌ مَبْلَغَ كَرَامَتِهِ لِأَوْلِيَائِهِ وَ عُقُوبَتِهِ لِأَعْدَائِهِ وَ مَبْلَغَ عَفْوِهِ وَ غُفْرَانِهِ وَ نِعْمَتِهِ لِمَنْ أَجَابَهُ وَ أَجَابَ رَسُولَهُ وَ مَبْلَغَ عَذَابِهِ وَ نَكَالِهِ وَ هَوَانِهِ لِمَنْ أَنْكَرَهُ وَ جَحَدَهُ وَ أَمَّا قَوْلُهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مَعْنَاهُ لِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَيْهِمْ بِالرُّسُلِ وَ الرِّسَالَةِ وَ الْبَيَانِ وَ الدَّعْوَةِ وَ هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يَكُونَ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ عَلَيْهِ حُجَّةٌ فَمَنْ أَجَابَهُ فَلَهُ النُّورُ وَ الْكَرَامَةُ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ- وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ وَ مَعْنَى قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ فِي الْإِقَامَةِ أَيْ حَانَ وَقْتُ الزِّيَارَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ وَ قَضَاءِ الْحَوَائِجِ وَ دَرْكِ الْمُنَى وَ الْوُصُولِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى كَرَامَتِهِ وَ غُفْرَانِهِ وَ عَفْوِهِ وَ رِضْوَانِهِ‏

قال مصنف هذا الكتاب إنما ترك الراوي لهذا الحديث ذكر حي على خير العمل للتقية

ترجمه :

1. امام حسين (عليه السلام) فرمودند: ما در مسجد نشسته بوديم كه ناگهان مؤذن بر بالاى مناره اذان داد و گفت: الله اكبر، الله اكبر (خداوند بزرگ‏تر از آن است كه توصيف شود.) امير مؤمنان على (عليه السلام) گريه كردند و ما نيز با گريه ايشان گريه كرديم و زمانى كه مؤذن، اذان را به پايان رساند، آن حضرت فرمودند: مؤذن چه مى‏گويد: عرض كرديم: خدا، رسول و جانشين او داناتر است. ايشان فرمودند: اگر مى‏دانستيد كه مؤذن چه مى‏گويد، خنده شما كم و گريه شما زياد مى‏شد. سخن مؤذن كه مى‏گويد: الله اكبر، داراى معانى زيادى است كه يكى از آن معانى اين است: الله اكبر بر ازلى بودن، دائمى بودن، ابدى بودن، دانش، قدرت، نيرو، بردبارى، بخشيدن، دادن و بزرگى خداوند دلالت دارد. پس زمانى كه مؤذن مى‏گويد: الله اكبر يعنى مى‏گويد: خداوند كسى است كه آفريدن و دستور دادن مخصوص او است و به خواست او آفرينش وجود دارد و آفرينش هر چيزى مخصوص او است و مخلوقات به سوى او بر مى‏گردند و او قبل از هر چيزى اول و بعد از هر چيزى پايان است. بالاتر از هر چيزى كه درك نمى‏شود، آشكار است و باطنى است كه هيچ اندازه‏اى ندارد. پس او پايدار است و هر چيزى غير از او از بين رفتنى است. معناى دوم (الله اكبر) يعنى اين كه خداوند بر هر چيزى توانا است و نسبت به هر چيزى كه بخواهد قدرت دارد، به قدرت خود، قوى مى‏باشد و بر مخلوقات خود تسلط دارد و ذاتا قوى است و قدرت او بر تمام چيزها استوار است. زمانى كه بر انجام كارى حكم كند، به آن چيز مى‏گويد: موجود شو، او نيز (سريعا) موجود مى‏شود. معناى چهارم (الله اكبر) يعنى بردبارى و بخشش خداوند به طورى كه بردبارى او طورى است كه كسى نمى‏داند و به گونه‏اى مى‏گذرد مثل اين كه نديده و چنان مى‏پوشاند مثل اين كه گناهى انجام نگرفته است، به خاطر بخشش، گذشت و بردبارى‏اى كه دارد، در عذاب دادن شتاب نمى‏كند. معناى ديگر (الله اكبر) يعنى كسى كه مى‏بخشد و زياد (نعمت) داده و كار پسنديده انجام مى‏دهد و معناى ديگر (الله اكبر) اين است كه چگونگى از خداوند منتفى مى‏باشد مثل اين كه مى‏گويد: خداوند بزرگ‏تر از آن است كه توصيف كنندگان، جايگاه صفاتى كه خداوند به آنها وصف شده است را درك كنند و توصيف كنندگان به مقدار توانايى خود نه به اندازه بزرگى خداوند، او را توصيف مى‏كنند و خداوند برتر از آن است كه بزرگى صفت او را وصف كنندگان درك كنند. معناى ديگر (الله اكبر) اين است كه مؤذن مى‏گويد: خداوند برتر و بزرگ‏تر است و از بندگانش بى‏نياز بوده و به كارهايشان احتياجى ندارد. اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: يعنى اعلام كردن به اين كه شهادت دادن به جز به شناخت قلبى جايز نيست. مثل اين كه مى‏گويد: خوب بفهم كه هيچ عبادت شونده‏اى به جز خداوند نيست و هر عبادت شونده‏اى به جز خداوند باطل است و با زبان خود به آن چه در قلبم از علم نسبت به اين كه خدايى جز خداى يگانه نيست، اعتراف مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه هيچ پناهگاهى از سوى خداوند به جز به سوى خودش وجود ندارد و هيچ نجات دهنده‏اى از بدى هر صاحب كارهاى بد و فتنه هر صاحب فتنه به جز خداوند نسيت و در بار دوم كه مى‏گويد: (شهادت مى‏دهم خدايى جز خداى يگانه نيست.) يعنى شهادت مى‏دهم كه به جز خداوند هدايت كننده‏اى وجود ندارد و هيچ راهنمايى براى من به جز خداوند نيست و شهادت مى‏دهم به اين كه، من شهادت مى‏دهم خدايى جز خداوند يكتا وجود ندارد و نزد همه ساكنان آسمان‏ها، زمين‏ها و آن چه ميان آسمان و زمين است و تمام مردم، كوه‏ها، درختان، حيوانات اهلى، حيوانات وحشى، هر خيسى (ترى) و خشكى گواهى مى‏دهم كه هيچ آفريدگارى به جز خداوند نيست و هيچ روزى دهنده، عبادت شونده، ضرر زننده، سود دهنده، گيرنده، دهنده، بخشنده، منع كننده، دفع كننده، نصيحت گر، كافى، شفا دهنده، اولى و آخرى جز خدا نيست. آفريدن و دستور دادن مخصوص او و خوبى به دست او است. مبارك است خدايى كه پروردگار جهانيان است. اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: گواهى مى‏دهم كه شهادت مى‏دهم خدايى جز خداى يگانه نيست و اين كه محمد بنده، فرستاده، پيام آور، جانشين و برگزيده او مى‏باشد كه خداوند او را به وسيله هدايت و دين بر حق به سوى تمام مردم فرستاده است تا تمام دين را آشكار نمايد، اگر چه مشركان آن را نپسندند و به كسانى كه در آسمان‏ها، زمين كه پيامبران، فرستادگان، فرشتگان و تمام مردم گواهى مى‏دهم كه شهادت مى‏دهم محمد، سرور اولين و آخرين است و در مرتبه دوم كه مى‏گويد: شهادت مى‏دهم محمد فرستاده خداوند است. مى‏گويد: هيچ كسى به كسى ديگر نيازى ندارد مگر نيازى كه به سوى خداوند يگانه و قدرتمند است كه همه به سوى او محتاجند و او از بندگان و تمام مخلوقات بى‏نياز مى‏باشد و خداوند حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به سوى مردم به عنوان بشارت دهنده، ترساننده، دعوت كننده به سوى خداوند با اجازه او و چراغ روشن فرستاده است. پس كسى كه او را انكار نمايد و ايمان نياورد، خداوند او را براى هميشه وارد جهنم مى‏كند كه هرگز از آن خارج نمى‏شود و اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: يعنى بشتاب به سوى بهترين عمل و دعوت پروردگار خود و به سوى بخشش پروردگارتان و خاموش كردن آتش خود كه پشت سرتان روشن كرده‏ايد و باز كردن بند گناهانتان عجله كنيد تا خداوند بدى‏هاى شما را ببخشد و گناهانتان را مورد بخشش قرار دهد و بدى‏هايتان را به خوبى تبديل نمايد، زيرا او پادشاهى پسنديده است كه صاحب برترى و بزرگى است و به ما مسلمانان اجازه داده تا در خدمت و برابر او قرار بگيريم و براى بار دوم كه مى‏گويد: (بشتاب به سوى نماز) يعنى براى مناجات با پروردگار خود و گفتن نيازهاى خود