كه براى وجود ساخته شده‏ها، سازنده‏اى را به اثبات برسانيم و نيازمند مخلوقات به او ثابت مى‏كند كه مخلوقات ساخته شده‏اند و سازنده آنها غير از مخلوقات است و مثل آنها هم نيست، زيرا آنها (مخلوقات) در تركيب (اعضاء بدنشان) و ايجاد شدن و در آن چه بر آنها از ايجادشان بعد از نبودشان جارى مى‏شود و از منتقل شدنشان از كوچكى به بزرگى، از سياهى به سفيدى، از قدرت به ناتوانى و حالات ديگر نيازى به تفسيرشان براى اثبات وجودشان نداريم و شبيه يكديگر هستند. پرسش كننده مى‏پرسد: زمانى كه وجود (خدا) را ثابت كنى، در واقع او را محدود ساخته‏اى. آن حضرت فرمودند: من او را محدود نكردم، بلكه او را به اثبات رساندم و ميان وجود و نيستى، جايگاهى وجود ندارد. سؤال كننده پرسيد: آيا او دارى وجود و چيستى هست؟ آن حضرت فرمودند: بله، زيرا فقط وجود و چيستى ثابت مى‏گردد.

پرسش كننده پرسيد: آيا او داراى چگونگى مى‏باشد؟ آن حضرت فرمودند: خير، زيرا چگونگى نوعى صفت تسلط يافتن است، ولى لازم است كه از جهت تعطيل بودن (منتفى دانستن وجود خدا) و شباهت (خداوند به مخلوقات) او را خارج ساخته، زيرا كسى كه او را منتفى بداند، او را انكار كرده و پروردگارى او را از بين برده و باطل نموده است و كسى كه او را به ديگرى شباهت بدهد، او را به آفريده‏هاى ساخته شده‏اش تشبيه نموده است كه شايسته پروردگارى را ندارند، اما لازم است كه ذات او را بدون چگونگى ثابت كنيم كه غير او استحقاق (خداوندى) را ندارد و كسى در آن با خداوند شريك نيست و بر آن تسلط ندارد و غير از او كسى آن ذات را نمى‏شناسد. سؤال كننده پرسيد: آيا او خودش سختى كارها را بر عهده گرفته است؟ آن حضرت فرمودند: او برتر از آن است كه به طور مستقيم و يا به كمك ابزارها، سختى كارها را بر عهده بگيرد، زيرا اين مورد جزء صفات آفريده شده‏هايى است كه فقط مى‏توانند كارها را به طور مستقيم (با تماس مستقيم با آن) انجام بدهند، در حالى كه خداوند با اراده خود هر چيزى كه مى‏خواهد انجام مى‏دهد. سؤال كننده پرسيد: آيا او خوشحالى و خشم (هم) دارد؟ آن حضرت فرمود: بله، اما نه به شكلى كه در مخلوقات وجود دارد، زيرا خوشحالى و خشم جزء چيزهايى است كه در يك فرد داخل مى‏شود و باعث مى‏شود كه از وضعيتى به وضعيتى ديگر تغيير كند و اين خصوصيات مخلوقات ناتوان و نيازمند است، در حالى كه او خداى بزرگ، سربلند و مهربانى است كه نيازى به آفريده‏هاى خود ندارد، ولى تمام آفريده‏هايش به او نيازمند هستند و مخلوقات را بدون نياز به آنها و بدون ابزار و الگوپذيرى از چيزى آفريده است. سؤال كننده پرسيد: تفسير سخن خداوند چيست كه فرمود: خداوند مهربان بر عرش تسلط پيدا كرد.(126) آن حضرت فرمودند: او به اين وسيله خودش را توصيف كرده است. او بر عرش تسلط دارد و از آفريده‏هاى خود جدا است، بدون اين كه عرش او را به دوش بكشد يا او را در بر گرفته و يا در برابر او باشد ولى مى‏گوييم: او عرش را حمل كرده و نگه مى‏دارد و مثل همان سخن خداوند است كه فرموده است: تخت او، آسمان‏ها و زمين را در برگرفته است.(127) بنابراين از عرش و كرسى آن چه را كه خداوند ثاب كرده است ما هم ثابت مى‏كنيم و از خداوند در برگرفتن او توسط عرش و كرسى و نيازمند بودنش به مكان و يا به چيزهايى كه آفريده است را منتفى مى‏كنيم، ولى تمام مخلوقات به او نياز دارند. سؤال كننده پرسيد: ميان اين كه دست‏هاى خود را به سوى آسمان بلند كنيد و يا به سوى زمين پايين نماييد، چه فرقى وجود دارد؟ آن حضرت فرمودند: اين مسئله در علم، تسلط و قدرت خداوند فرقى ندارد، اما خداوند به دوستان و بندگان خود دستور داده است كه دست‏هاى خود را به سوى آسمان و عرش الهى بلند كنند، زيرا آسمان معدن روزى قرار داده شده است و ما آن چه را كه از قرآن و روايات رسيده و از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در اين زمينه گفته‏اند، صحيح مى‏دانيم و ايشان فرموده است: دست‏هاى خود را به سيوى خداوند بالا ببريد كه اين كار در تمام امت‏ها مورد اتفاق نظر است. پرسش كننده پرسيد: از كجا پيامبران و فرستادگان خداوند به اثبات مى‏رسند؟ امام صادق (عليه السلام) فرمودند: زمانى كه ثابت كرديم ما داراى آفريدگار و سازنده هستيم كه از ما و تمام آن چه آفريده است، بزرگ‏تر مى‏باشد و او سازنده حكيم است، جايز نمى‏باشد كه مخلوقاتش او را ببينند و او آنها را لمس كند يا آنها خدا را لمس نمايند و يا با آنها به طور مستقيم ارتباط داشته و يا آنها به طور مستقيم با او ارتباط داشته باشند، نه او با مخلوقات مجادله مى‏كند و نه مخلوقات با او از در مجادله داخل مى‏گردند، (و در نتيجه) ثابت مى‏شود كه براى او در ميان مخلوقات و بندگانش سفيرانى هستند كه آنها را بر چيزى كه به صلاح و نفعشان است راهنمايى مى‏كنند و آن چه به وسيله آن پايدارى و در تركش نابودى‏شان است، و ثابت مى‏شود كه از سوى خداوند فرزانه و آگاه دستور دهندگان و نهى كنندگان در مخلوقاتش وجود دارند و با آن ثابت مى‏شود كه براى خداوند تعبير و تفسير كنندگان وجود دارد كه پيامبران، برگزيدگان از ميان مخلوقات او هستند و دانشمندانى مى‏باشند كه با حكمت و دانش پرورش يافته‏اند و به خاطر حكمت معبوث شده‏اند، بدون اين كه مردم در احوال آنها شريك باشند، اگر چه مخلوقات با او در آفرينش مشاركت دارند و به وسيله حكمت، دليل، شواهد (معجزات) مانند زنده كردن مردگان، شفا دادن بيمارى جزام و پيسى از سوى خداوندى كه عالم و آگاه است مورد تأئيد قرار گرفته‏اند و زمين الهى از حجتى كه با او علمى باشد كه بر راستى گفتار فرستاده شده و واجب بودن عدالت او راهنمايى مى‏كند، خالى نمى‏باشد.

2 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ اتِّصَالُ التَّدْبِيرِ وَ تَمَامُ الصُّنْعِ كَمَا قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتاترجمه :

2. هشام بن حكم مى‏گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: دليل اين كه خداوند يگانه است، چيست؟ آن حضرت فرمودند: (دليل همان) متصل بودن تدبير و كامل بودن ساخته‏هاى (او است.) همان طورى كه خداوند فرموده است: اگر در آسمان و زمين چند خدا بود، هر دو نابود مى‏شدند.(128)

3 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو سُمَيْنَةَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخُرَاسَانِيِّ خَادِمِ الرِّضَا ع قَالَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَةِ عَلَى الرِّض