د: آيا براى خداوند هم نامى مى‏شناسى؟ اى امير مؤمنان! چگونه در اين شك نكنم؟ حضرت فرمود: واى بر تو! ديگر در چه آياتى شك دارى؟ عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد: از پروردگار تو ذره‏اى در زمين و آسمان چيزى مخفى نمى‏ماند.(148) و مى‏فرمايد: روز قيامت به آنها نگاه نمى‏كند و آنها را پاك نمى‏سازد.(149) و مى‏گويد: اين گونه نيست، آنها در آن روز از پروردگارشان دور هستند.(150) چگونه كسى كه از او به دور هستند، به سوى آنها نگاه مى‏كند؟ اى امير مؤمنان! اين چگونه ممكن است؟ و چگونه در آياتى كه شنيديد شك نكنم؟ حضرت فرمودند: ديگر در چه آياتى شك دارى؟ عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد: آيا از كسى كه در آسمان است، اطمينان پيدا كرديد كه شما را در زمين فرو برد و ناگهان زمين لرزيد.(151) و فرموده است: خداوند مهربان بر عرش تسلط دارد.(152) و فرمود: او در آسمان‏ها و زمين پروردگار است و راز آشكار شما را مى‏داند.(153) و فرموده: خداوند) آشكار و پنهان است.(154) و فرمود: و او هر جا كه باشيد، با شما است.(155) و فرمود: ما از رگ گردن به او نزديك‏تر هستيم.(156) پس اى امير مؤمنان! اين چطور ممكن است؟ و چگونه در آياتى كه شنيديد شك نكنم حضرت فرمودند: واى بر تو! آيا آيات ديگر هست كه در آنها شك كنى؟ عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد: پروردگار تو و فرشته‏ها صف به صف مى‏آيند.(157) و فرموده: همانطور كه شما را براى اولين بار آفريد، براى مرتبه ديگر هم مى‏آفريند.(158) و فرمود: آيا غير از اين است كه فرشتگان، در سايبان‏هايى از ابر سفيد به سوى آنها بيايند.(159) و فرموده: آيا غير از اين كه فرشتگان به سوى آنها بيايند يا پروردگار تو خود بيايد يا تعدادى از نشانه‏هاى پروردگار تو بيايد؟ روزى كه بعضى از نشانه‏هاى پروردگار تو بيايد، كسى كه قبلا ايمان نياورده يا خيرى در ايمان آوردنش نيست، ايمان آوردن او سودى نخواهد داشت.(160) پس يك بار مى‏گويد: روزى كه پروردگار تو مى‏آيد. و مى‏گويد: روزى كه بعضى از آيات پروردگار تو بيايد. پس اى امير مؤمنان! چه طور اين ممكن است؟ و چگونه در آياتى كه شما شنيديد شك نكنم؟ آن حضرت فرمودند: واى بر تو! آيا آيات ديگرى هست كه در آن شك دارى؟ عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد: بلكه آنها نسبت به ديدار پروردگارشان كافر شدند.(161) و از مؤمنان ياد كرده و فرموده: كسانى كه گمان مى‏كنند با پروردگار خود ديدار كرده و به سوى او بازگشت مى‏كنند.(162) و فرمود: درود آنها در روزى كه او را ملاقت مى‏كنند، سلام است.(163) و فرموده: كسى كه به ديدار خداوند اميد دارد (مى‏داند) كه زمان مرگ از طرف خداوند آمدنى است.(164) و مى‏فرمايد: كسى كه به ديدار پروردگار خود اميدوار است، بايد كار نيك انجام دهد.(165)

پس يك مرتبه خبر مى‏دهد كه خدا را ديدار مى‏كنند و ديگر بار مى‏گويد: چشم‏ها او را نمى‏بينند ولى او چشم‏ها را مى‏بيند و بار ديگر مى‏فرماييد: هيچ دانشى بر او تسلط ندارد. پس اى امير مؤمنان! اين چه طور ممكن است و چگونه شك نكنم. آن حضرت فرمودند: واى بر تو! ديگر در چه آياتى شك دارى؟ عرض كرد: ديدم كه خداوند مى‏فرمايد: گنهكاران آتش جهنم را مى‏بينند و مى‏فهمند كه در آن داخل مى‏شوند.(166) و فرموده است: در آن روز خداوند پاداش كارهايشان را مى‏دهد و مى‏دانند كه خداوند بر حق و آشكار است.(167) و فرمود: نسبت به خدا گمان‏ها مى‏برند.(168) پس يك بار خبر مى‏دهند كه گمان مى‏كنند و بار ديگر خبر مى‏دهد كه يقين دارند و گمان همان شك است. پس اى امير مؤنان! چه طور اين ممكن است و چگونه شك نكنم؟ آن حضرت فرمودند: ديگر در چه آياتى شك دارى؟ عرض كرد: ديدم كه خداوند مى‏فرمايد: ترازوهاى عدل را در روز قيامت مى‏گذاريم و ذره‏اى به كسى ظلم نمى‏شود.(169) و فرموده است: در روز قيامت براى آنها ترازوهايى قرار نمى‏دهيم.(170) و مى‏فرمايد: نيكو كاران وارد بهشت مى‏شوند وبدون حساب روزى داده مى‏شوند.(171) و فرموده است: ترازو در روز قيامت حق است، پس كسانى كه كارهاى خوبشان سنگين باشد، رستگاران هستند و كسانى كه كارهايشان سبك باشد، خودشان زيان كرده‏اند، زيرا نسبت به آيات ما ستم كردند.(172) پس اى امير مؤمنان! اين چه طور ممكن است؟ و چگونه نسبت به آنها شك نكنم؟ حضرت فرمودند: ديگر در چه آياتى شك دارى؟ عرض كرد: ديدم كه خداوند مى‏فرمايد: اى پيامبر! بگو: فرشته مرگى كه نگهبانتان است شما را مى‏ميراند، سپس به سوى پروردگار خود بر مى‏گرديد.(173) و فرموده است: خداوند، جان‏ها را به هنگام مرگ مى‏گيرد.(174) و فرمود: فرستادگان ما، جان‏ها را بدون هيچ زياده روى مى‏گيرند.(175) و مى‏فرمايد: كسانى كه فرشتگان پاكيزه جانشان را مى‏گيرند.(176) و فرموده است: كسانى كه فرشتگان جانشان را مى‏گيرند در حالى كه به خود ستم مى‏كنند.(177) پس اى امير مؤمنان! چه طور اين ممكن است؟ و چگونه نسبت به آنها شك نكنم؟ و اگر به من ترحم نفرماييد و سينه‏ام را گشاده نسازيد كه اميدوارم اين كار به دستان شما انجام بگيرد، پس اگر پروردگار، قرآن و پيامبران بر حق هستند، (با اين سخنان و عقائدى كه دارم،) نابود شده و زيان كرده‏ام و اگر پيامبران باطل باشند، هيچ اشكالى بر من نيست و نجات يافته‏ام. حضرت فرمودند: پروردگار ما مقدس، والا تبار و بزرگ است. شهادت مى‏دهم كه او هميشگى بوده و از بين نمى‏رود و هيچ شكى در او نداريم و مانند او چيزى نيست و او شنواى بينا است. قرآن، پيامبران، پاداش و عذاب حق است. پس اگر نسبت به ايمان، فراوانى و محروميت به تو برسد، همه به دست خداوند است كه اگر بخواهد به تو روزى داده و اگر بخواهد محروم مى‏سازد. ولى تو نسبت به آن چه شك دارى، آموزش مى‏دهم و هيچ نيرويى به جز خداوند وجود ندارد كه اگر او خير تو را بخواهد، علمش را به تو مى‏آموزد و تو را ثابت قدم نگه مى‏دارد و اگر بدى بخواهد، تو را گمراه كرده و نابود مى‏سازد. اما سخن خداوند كه فرمود: آنها خداوند را فراموش كردند و خداوند آنها را فراموش كرد. به اين معنا است كه آنها در دنيا خدا را فراموش كردند و از او اطاعت نكردند، و خداوند آنها را در آخرت فراموش مى‏كند، يعنى از ثواب خود، چيزى براى آنها قرار نمى‏دهد و از نيكى جزء فراموش شدگان مى‏گردند و تفسير اين سخن خداوند نيز همين است كه فرمود: امروز آنها را فراموش مى‏كنيم، همان طورى كه آنها ديدار امروز (روز قيامت) را فراموش كردند. يعنى خدا را فراموش كردند و آن گونه ثوابى كه به دوستان الهى كه در دنيا جزء ياد آوران الهى و اطاعت كنندگان بودند، به آنها نمى‏رسد، زيرا دوستان الهى به او و پيامبرانش ايمان آورند و از غيب (جهان پس از مرگ) مى‏ترسند. اما اين كه فرموده است: پروردگار تو فراموش كار نيست. يعنى او بزرگ‏تر از اين است كه فراموش كند و غفلت بورزد، بلكه او نگه دار و آگاه است. گاهى عرب زبانان در مورد فراموشى مى‏گويند: فلانى ما را فراموش كرده است يعنى براى ما كار خيرى انجام نمى‏دهد و ما را به خوبى ياد نمى‏كند. آيا آن چه خداوند فرموده است را فهميدى؟ عرض كرد: بله، مشكل مرا حل كردى، خداوند