 نزد سدرة المنتهى او را مشاهده كرد. يعنى حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را كه در كنار سدرة المنتهى بود و هيچ آفريده‏اى از آفريدگان الهى از آن جا عبور نكرده بود و در آيه ديگر فرمود: چشم منحرف نشد و از حد خود نگذشت. حقيقتا بعضى از آيات بزرگ پروردگارش را ديد. آن حضرت جبرئيل را دو بار در چهره‏اش ديد، اين بار و مرتبه ديگر و اين كه آفرينش جبرئيل بزرگ است و او از روحانيونى است كه جز خداوند كه پروردگار جهانيان است، اوصاف آنان را درك نمى‏كند و اما سخن خداوند كه فرمود: در آن روز شفاعت كسى نفعى ندارد، مگر كسى كه خداوند به او اجازه داده و از سخن او راضى است و آن چه در مقابل و پشت سر است و آنچه نسبت به آن آگاهى دارد، تسلط دارد. يعنى اين كه آفريده‏ها به خداوند علم ندارند، زيرا خداوند بر چشم دل‏ها پرده انداخته است. پس هيچ دركى به چگونگى او ندارند و هيچ قبلى نمى‏تواند اندازه او را ثابت كند. فقط آن گونه كه خداوند خود را توصيف كرده، مى‏توان او را وصف نمود. چيزى مثل او نيست و او شنوا، بينا، اول، آخر، آشكار، پنهان، آفريننده، به وجود آورنده و چهره پرداز است. چيزها را آفريد و هيچ كدام از آنها مثل خدا نيست. آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان! غصه مرا بر طرف كردى كه خداوند غصه تو را از بين ببرد و گره از كار من گشودى، خداوند گره از كار شما باز كند. آن حضرت فرمودند: اما خداوند كه فرمود: خداوند با هيچ بشرى سخن نمى‏گويد، مگر با وحى يا از پشت پرده يا به وسيله فرستاده‏اى كه به اذن خدا هر چه را بخواهد به صورت وحى مى‏فرستد. و فرمود: و خداوند با حضرت موسى به روشنى سخن گفت. و فرموده است: پروردگارشان به آنها ندا داد. و مى‏فرمايد: اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شويد. اما اين كه فرموده است: خداوند با بشرى سخن نمى‏گويد، مگر به صورت وحى يا از پشت پرده يعنى اين كه براى بشر جايز نيست كه جز از راه وحى، خداوند با او سخن بگويد و چنين چيزى جز از پشت پرده نيست و يا اين كه رسولى فرستاده و آن چه مى‏خواهد به اذن خود بر او وحى كند. خداوند چنين فرموده است: رسول خدا گاهى اين چنين بود كه از سوى رسولان آسمان به او وحى مى‏شد و رسولان آسمان به رسولان زمين مى‏رساندند و گاهى، سخن بين خدا و رسولان روى زمين به شكل فرستادن سخن توسط رسولان آسمان نبود. رسول خدا به جبرئيل فرمود: اى جبرئيل! آيا پروردگار خود را ديده‏اى؟ عرض كرد: پروردگار من ديدنى نيست. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيدند: پس وحى را از كجا دريافت مى‏كنى؟ عرض كرد: آن را از اسرافيل مى‏گيريم. دوباره پرسيدند: اسرافيل از كجا مى‏گيرد؟ عرض كرد: از فرشته‏اى بالاتر از خود از عالم روحانى مى‏گيرد. پرسيدند: آن فرشته از كجا مى‏گيرد؟ عرض كرد: به طور آشكار دلش افكنده مى‏شود و اين همان وحى است كه سخن خداوند مى‏باشد. پس سخن خداوند به يك نوع نيست. گاهى با رسولان سخن مى‏گويد و گاهى در دل آنان افكنده مى‏شود و گاهى آن را در خواب مى‏بينند و گاهى وحى و فرستادن است كه براى آنها خوانده مى‏شود. اين موارد همگى كلام خداوند هستند و به آن چه از سخن خداوند براى تو توصيف كردم، قناعت كن، زيرا معناى سخن خداوند به يك نوع نيست و بعضى از آنها سخنانى است كه رسولان آسمان به رسولان زمين مى‏رسانند. آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان! مشكلم را حل كردى و گره از كارم گشودى،، خداوند گره از كار شما بگشايد. آن حضرت فرمودند: اما اين كه خداوند فرمود: آيا براى او هم نامى مى‏شناسى؟ تفسيرش اين است كه آيا كسى را به جز خداوند مى‏شناسى كه نام او (الله) باشد. پس بترس از آن كه قرآن را به نظر خود تفسير كنى، تا آن كه آن را از دانشمندان بياموزى، زيرا خيلى مواقع اتفاق مى‏افتد كه كلام وحى، مانند سخن بشر است، در حالى كه كلام خداوند است، اما تفسير آن مانند سخن بشر نمى‏باشد، همان طورى كه چيزى از آفريده‏هاى خداوند مانند خودش نيست و كارهاى خداوند نيز شبيه كارهاى بشرى نمى‏باشد و چيزى از سخنان او مانند سخن بشر نيست. كلام خداوند، صفت او است و كلام بشر كار او مى‏باشد، بنابراين سخن خداوند را به سخن بشر تشبيه مكن، زيرا گمراه و نابود خواهى شد. آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان! مشكل مرا گشودى، خداوند مشكل شما را بگشايد و گره از كار من باز كردى، خداوند گره از كار شما باز كند. آن حضرت فرمودند: اما سخن خداوند كه فرموده است: ذره‏اى از آن چه در آسمان و زمين است از پروردگار تو پوشيده نيست. بله پروردگار ما اين چنين است و هيچ چيز از او پنهان نيست. چگونه كسى كه اشياء را آفريده و آفريدگار دانايى مى‏باشد نداند كه چه چيزى آفريده است؟ اما اين كه مى‏فرمايد: خداوند در روز قيامت به آنها نگاه نمى‏كند. با اين آيه خبر مى‏دهد كه خيرى به آنان نمى‏رسد. عرب زبانان مى‏گويند: قسم به خدا كه فلانى به ما نگاه نمى‏كند و منظورشان اين است كه از او خيرى به ما نمى‏رسد. در اين جا نيز، نظر خداوند بر بندگان است. پس منظور از نگاه خداوند، يعنى خداوند با رحمت به آنها نگاه مى‏كند.

و اما اين كه فرموده است: هرگز اين گونه نيست، حقيقتا آنها در روز (قيامت) از پروردگار خود دور هستند. يعنى در روز قيامت از ثواب پروردگارشان دور مى‏باشند. آن مرد عرض كرد: مشكل مرا گشودى خداوند مشكل تو را بگشايد و گره از كار من باز كردى، خداوند به تو پاداش بزرگ بدهد و آن حضرت فرمودند: اما اين كه خداوند فرموده است: آيا از كسى كه در آسمان است اطمينان داريد، كه شما را در زمين فرو برد و ناگهان زمين به لرزه افتاد. و نيز فرموده است: خداوند مهربان بر عرش تسلط دارد. و مى‏فرمايد: هر كجا كه باشيد، خداوند با شما است. و فرمود: ما به او از رگ گردن نزديك‏تر هستيم. بلكه، خداوند چنين است، پاكيزه و مقدس است. منزه از آن است كه آن چه بر مخلوقاتش جارى است بر خود او جارى باشد و او لطيف و آگاه است و برتر از آن است كه سختى‏اى به بندگانش مى‏رسد، به او هم برسد. دانش او بر عرش تسلط پيدا كرده است، شاهد هر بيان كننده راز و نگهبان همه چيزها است و هر چيزى را به راه مى‏اندازد و سامان دهنده هر چيزى است. خداوند برتر از آن است كه بر روى عرش قرار بگيرد و آن حضرت فرمودند: اما سخن خداوند كه فرموده است: پروردگار تو و فرشتگان صف به صف آمدند. و مى‏فرمايد: همان طورى كه شما را بار اول آفريديم، فقط به سوى ما مى‏آييد. و فرموده است: مگر انتظارشان غير از اين است كه فرشتگان به سوى آنها بيايند، يا بعضى از نشانه‏هاى پروردگارت بيايد. اين آن گونه است كه خداوند فرموده است بر حق است و آمدن او مانند آمدن مردم نيست. به تو ياد دادم كه تفسير قرآن بر خلاف ظاهر آن باشد و مثل سخن انسان نيست. اميدوارم همين مقدار براى تو كافى باشد، مانند سخن حضرت ابراهيم كه فرمود: من به سوى پروردگار خود حركت مى‏كنم و او مرا هدايت مى‏كند.(184) پس رفتن او به سوى خداوند، رو آوردن به سوى خداوند از نظر عبادت و تلاش و نزديك شدن به خداوند است. مگر نمى‏بينى كه تف