ير آن غير از نازل شدن آن مى‏باشد و خداوند فرموده: ما آهن را فرستاديم كه در آن براى مردم خطرى سخت است. و منظور اسلحه و غير از آن مى‏باشد. و فرموده است: آيا غير از اين انتظار دارند كه فرشتگان به سوى آنها بيايند. و به حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) از مشركان و منافقانى خبر مى‏دهد كه خدا و رسول او را نپذيرفتند، مى‏فرمايد: آيا غير از اين است كه فرشتگان به سوى آنها بيايند. زيرا آنها به خدا و رسولش پاسخ مناسب ندادند. و يا آن كه پروردگارت و يا بعضى از نشانه‏هاى او بيايد. و منظورش از نشانه‏ها عذاب است كه در دنيا بر آنان نازل مى‏شود همان طورى كه در مراحل اول عذاب شدند. اين خبرى است كه خداوند از آنان به پيامبر خبر مى‏دهد. سپس فرمود: روزى كه قسمتى از نشانه‏هاى پروردگارت مى‏آيد، كسى كه قبلا ايمان نياورده و يا خيرى در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سودى نمى‏دهد. يعنى قبل از فرستادن اين نشانه است و اين نشانه، طلوع خورشيد از مغرب است. انديشمندان و اهل فكر و هوشمندان مى‏دانند. زمانى كه پرده بيفتد، آن چه را كه وعده داده شده‏اند، مى‏بينند. و ديگر فرموده است: خداوند از آن جا كه گمان نداشتند به نزدشان آمد.(185) يعنى بر آنها عذاب فرستاد. بر آوردن بنيانشان هم به همين معنا مى‏باشد كه خداوند مى‏فرمايد: و خداوند از ريشه، بنيانشان را از بين برد.(186) پس كندن بنيان از ريشه به معناى فرستادن عذاب بر آنان است و همين طور آن چه كه خداوند در توصيف آخرت آورده است و در آن روز كه مقدار آن پنجاه هزار سال است، كارهايش را همان طورى كه در دنيا به جلو مى‏برد، به پيش خواهد برد نه اين كه پنهان باشد و يا به همراه نابود شدگان از بين برود. در مورد آن چه كه در دل خود از آن چه كه خداوند در كتابش توصيف كرده، مى‏گذرد. به آن چه توصيف كردم، اكتفا كن و سخن خداوند را مثل سخن بشر قرار نده. او بزرگ‏تر، برتر، بزرگوارتر و عزيزتر از آن است كه توصيف كنندگان مى‏گويند. و خود را توصيف كرده و فرمود: چيزى مثل او نيست و او شنوا و بينا است.(187) آن مرد گفت: اى امير مؤمنان! مشكل مرا بر طرف كردى، خداوند مشكل تو را بر طرف سازد و گره از كار من باز كردى، خداوند گره از كار تو بگشايد. آن حضرت فرمودند: اما سخن خداوند كه فرمود: بلكه آنها نسبت به پروردگار خود كفر ورزيدند. و مؤمنان را ياد كرده است: كسانى كه گمان مى‏كنند كه آنها با پروردگارشان ديدار كردند. و به غير مؤمنان فرموده است: در مقابل آنچه كه با خداوند خلف وعده كردند، تا روزى كه با او ديدار نمايند.(188) و فرموده است: پس كسى كه به ديدار پروردگارش اميد داشته باشد، بايد كار شايسته انجام دهد. اما سخن خداوند كه فرمود: بلكه آنها به ديدار پروردگارشان كافر شدند. منظور، روز قيامت است كه خداوند آن را روز ديدار با خود ناميده است و در ياد مؤمنان مى‏فرمايد: كسانى كه گمان مى‏كنند كه پروردگارشان را ملاقات مى‏كنند. يعنى يقين دارند كه برانگيخته مى‏شوند، محشور مى‏گردند، پاداش و كيفر مى‏بينند. پس منظور از گمان در اين جا يقين مخصوص است و همين طور خداوند مى‏فرمايد: كسى كه به ديدار پروردگار خود اميد دارد، بايد كارهاى شايسته انجام دهد. و نيز فرموده است: كسى كه اميد به ديدار پروردگار دارد، زمان (مرگ از سوى) خدا خواهد آمد. منظور در اين آيه كسى است كه به خداوند ايمان دارد و (و در روز قيامت) بر انگيخته خواهد شد، زيرا وعده خداوند در مورد پاداش (به اهل ايمان) و عذاب (به گنهكاران) خواهد رسيد. پس منظور از ديدار خداوند در اين آيات، به معناى (نفس) ديدار نيست، بلكه به معناى برانگيخته شدن است و خوب بفهم هر چه در قرآن پيرامون ديدار خداوند آمده است، منظور از آن برانگيخته شدن مى‏باشد و منظور كلام خداوند كه مى‏فرمايد: درود آنها در روز ملاقاتشان (با خداوند) سلام است. يعنى اين كه ايمان از درون آنها در روزى كه برانگيخته مى‏شوند، از بين نمى‏رود. آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان! مشكل مرا حل كردى، خداوند مشكل شما را برطرف نمايد و گره از كار من باز كردى، خداوند گره از كار شما باز كند. آن حضرت فرمودند: اما سخن خداوند كه فرموده است: انسان‏هاى گنهكار جهنم را ديدند و گمان كردند كه در آن قرار خواهند گرفت. منظور از (گمان كردن) يعنى اين كه يقين كردند كه در آن داخل مى‏شوند و مى‏فرمايد: من گمان كردم كه ديدار كننده حساب او هستم. يعنى من يقين دارم كه (روز قيامت) بر انگيخته خواهم شد و مورد سؤال و جواب قرار مى‏گيرم. و سخن خداوند كه فرمود: در آن روز (قيامت) خداوند جزاى شايسته آنها را به طور كامل مى‏دهد و مى‏فهمند كه خداوند همان حقيقت روشن است. نيز به همان معنا مى‏باشد و در مورد سخن او به منافقين كه فرموده است: و بر خداوند گمان‏هايى مى‏برند. كلمه گمان به معناى شك مى‏باشد و معناى يقين منظور نيست.

دو نوع گمان وجود دارد: به معناى شك و به معناى يقين. گمانى كه در مورد جهان پس از مرگ است، به معنى يقين و گمانى كه در مورد امور دنياى است، به معناى شك است. پس آن چه تفسيرش را به تو گفتم، خوب درك كن. آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان، مشكل مرا برطرف كردى، خداوند مشكل تو را برطرف سازد. آن حضرت فرمودند: اما سخن خداوند كه فرموده است: در روز قيامت، ترازوى عدالت بر پا مى‏كنيم و به كسى ظلمى نخواهد شد. منظور از اين ترازو، ترازوى عدالت و انصاف است كه مردم در روز قيامت به وسيله آن مورد مؤاخذه قرار مى‏گيرند و خداوند به وسيله اين ترازو، حق افراد را از يكديگر مى‏گيرد. و اما سخن خداوند كه فرمود: در روز قيامت براى آنان ارزشى نمى‏گذاريم. معناى خاصى دارد و مى‏فرمايد: آنها وارد بهشت مى‏شوند و بودن حساب در آن جا روزى داده مى‏شوند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: خداوند فرموده است: بزرگى من (يا اين كه فرمود: محبت من) براى كسى كه مرا در نظر داشته و به بزرگى من علاقه داشته باشد، واجب خواهد شد. صورت‏هايشان در روز قيامت از نور است كه بر منبرى از نور قرار دارند و لباس سبز پوشيده‏اند. از ايشان سؤال شد: اى رسول خدا! اين‏ها چه كسانى هستند؟ فرمود: آنها گروهى هستند كه از پيامبران و شهيدان نيستند، اما همديگر را به خاطر بزرگى خداوند دوست دارند و بدون حساب وارد بهشت مى‏شوند و از خداوند مى‏خواهيم كه ما را به رحمت خود از آنان قرار دهد. و اما اين كه خداوند فرموده است: كسى كه ترازوى عمل او سنگين باشد. و كسى كه ترازوى عمل او سبك باشد. منظور از آن حساب است كه خوبى‏ها و بدى‏ها وزن مى‏شوند و خوبى‏ها قسمت سنگين و بدى‏ها قسمت سبك ترازو مى‏باشند. امام على (عليه السلام) (در ادامه) فرمودند: اما اين كه خداوند فرموده است: اى پيامبر! بگو: فرشته‏هاى مرگ كه بر شما گماشته شده است، روح از بدنتان مى‏گيرند و سپس به سوى پروردگارتان برگردانده مى‏شويد. و مى‏فرمايد: خداوند! هنگام مرگ جسم‏هاى آنها را مى‏گيرد. و فرمود: فرستادگان ما، جان او را مى‏گيرند و در اين