+ افزایش اندازه | - کاهش اندازه

عضویت در کانال تلگرام

اشعار فوق العاده عرفانی و ملکوتی مولوی در مثنوی و دیوان شمس-قسمت اول-الفاظ ملکوتی

اشعار فوق العاده عرفانی و ملکوتی مولوی در مثنوی و دیوان شمس/قسمت اول/الفاظ ملکوتی

 

جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی ، آن ولی خدا! ، متفکر کبیر و عارف سترگ با ضمیری پاک و زلال! به بیان اشعار فوق العاده و عرفانی در دیوان و مثنوی خود پرداخته و جانهای تشنگان را از دریای معرفت! سیراب نموده است.

 

اشعار مولوی از روح بزرگ و ملکوتیش! سرچشمه گرفته و مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر اوست و همانطور که خود در مقدمهٔ مثنوی معنوی ادعا کرده :

 

« هذا کِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ أُصولُ أُصولِ أُصولِ الْدّین، فى کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیَقین!، وَ هُوَ فِقْهُ اللَّهِ الاکْبَر، وَ شَرْعُ اللَّهِ الازْهَر، وَ بُرهانُ اللَّهِ الاظْهَر، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ، یُشْرِقُ إِشْراقاً أَنْوَرَ مِنَ الْإِصْباحِ، وَ هُوَ جِنانُ الْجَنانِ، ذو الْعُیونِ وَ الْأَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمّى‏ عِنْدَ ابْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً، وَ عِنْدَ اصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرٌ مَقامًا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا، الأَبْرارُ فیهِ یَأکُلونَ وَ یَشْرَبُونَ، وَ الْأَحْرارُ مِنْهُ یَفرَحُونَ وَ یَطْرَبونَ، وَ هُوَ کَنِیلِ مِصْرَ شَرابٌ لِلصّابِرینَ، وَ حَسْرَهٌ عَلى‏ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الْکافِرینَ، کَما قالَ تَعالى‏ یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً…….. و انه شفاه الصدور و جلاء الاحزان و کشاف القرآن و سعه الارزاق و تطییب الاخلاق، بایدی سفره کرام برره یمنعون بان لا یمسّه الا المطهرون!»

 

ترجمه ی بخشی از عبارت فوق: این کتاب اصول اصول اصول دین در گشودن رازهای وصول به حق و یقین و فقه اکبر خداوند است … شفای سینه ها و زداینده اندوه ها و کشاف رازهای قرآنی و فراخی بخش روزی معنوی و پاک کننده اخلاق است که به دست فرشتگان کرام نوشته شده و آنان جز پاکان را به حقایق آن راه نمی دهند!

داستانهای مستهجن الفاظ رکیک در اشعار مولوی اشعار رکیک مولوی اشعار مستهجن مولوی بیان انحرافات و نقد مولوی اعضاء تناسلی آلات تناسلی

حال از شما دعوت میکنیم تا با هم از دریای بیکران اشعار ملکوتی مولوی جرعه ای برداشته و از این فیض! بهره مند شویم :

آن یکی نایی خوش نی می‌زدست******ناگهان از مقعدش بادی بجست

نای را بر (……) نهاد او که ز من******گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن (مثنوی معنوی! دفتر چهارم بخش ۳۱)

 

 

آن (……) خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او******صد (……) خر در (……) او صد تیز سگ در ریش او

خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد******یا بول خر را بو کند یا (……) بود تفتیش او

خر ننگ دارد ز آن دغل از حق شنو بل هم اضل******ای چون مخنث غنج او چون قحبگان (……) او (دیوان شمس/۲۱۳۷)

 

 

چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر******وز زخمه (……) خر کی بانگ نماز آید (دیوان شمس/۶۱۸)

 

 

دور باد از رزم شیران چشم سگ******دور باد از مهد عیسی (……) خر (دیوان شمس/۱۱۰۷)

 

 

گلو گشاده چو (……) فراخ ماده خران******که (……) خر نرهد زو چو پیش او برخاست (دیوان شمس/۴۸۳)

 

 

آن لب که بود (……) خری بوسه گه او******کی یابد آن لب شکربوس مسیحا (دیوان شمس/۹۶)

 

 

ای چو خربنده حریف (……) خر******بوسه گاهی یافتی ما را ببر (مثنوی معنوی! دفتر سوم بخش ۱۰۲)

 

 

دست زن در کرد در (……)******(……) او بر دست زن آسیب کرد (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۰)

 

 

او اگر دیوانه است و فتنه‌کاو******داروی دیوانه باشد (……) گاو (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۷)

 

 

مردی این مردیست نه ریش و (……)******ورنه بودی شاه مردان (……) خر

روسپی باشد که از جولان (……)******عقل او موشی شود شهوت چو شیر (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۵۸) 

 

 

رو به من آرند مشتی حمزه‌خوار******چشم‌ها پر نطفه کف خایه‌فشار

وانک ناموسیست خود از زیر زیر******غمزه دزدد می‌دهد مالش به (……)

خانقه چون این بود بازار عام******چون بود خر گله و دیوان خام (مثنوی معنوی! دفتر ششم بخش ۱۰۹ – حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب ‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر (……) خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره)

 

 

هم‌چو آن زن کو جماع خر بدید******گفت آوه چیست این فحل فرید

گر جماع اینست بردند این خران******بر (……) ما می‌ریند این شوهران (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۳)

 

 

ای مخنث پیش رفته از سپاه ******بر دروغ ریش تو (……ت) گواه (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۰۵)

 

 

(……) دریده هم‌چو دلق تونیان******آمد از حمام در گردک فسوس  (مثنوی معنوی! دفتر ششم بخش۶)

 

 

مثنوی معنوی! / دفتر پنجم

بخش ۵۹ – داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و …. کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم (……) دیدی کدو ندیدی ….

یک کنیزک یک خری (……)******از وفور (……)  گزند

آن خر نر را (……) خو کرده بود******خر جماع آدمی پی برده بود……الی آخر

 

 

مثنوی معنوی! دفتر پنجم    بخش ۱۶۸ – آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع

آن خلیفه (……)******سوی آن (……)!

(……)******(……)!!!

(……)******(……)!!!

خشت و خشت موش در گوشش رسید******خفت (……ش) شهوتش کلی رمید

وهم آن کز مار باشد این صریر******که همی‌جنبد بتندی از حصیر

 _____________________________

تمام نقطه چین های داخل پرانتز ، الفاظ به شدت رکیک و ناپسند میباشد که از ذکر آنها معذوریم/در صورت نیاز میتوانید به آدرس اشعار مراجعه بفرمایید.

 

 

سؤال : نام‌ بردن الفاظ زشت و رکیک مانند اعضاء تناسلی انسان چه‌حکمی دارد؟

جواب از آیت الله سیستانی : جایز نیست.

مسأله : آیت الله سیستانی : فحش حرام است و مراد از فحش هر کلامی است که تصریح به آن زشت و قبیح شمرده می‌شود یا نسبت هر فردی یا نسبت به غیر زوجه ، نوع اول آن مطلقاً حرام است …

 

حکم داستانهای مستهجن موجود در مثنوی هم که واضح است.

 

گاهی انسان برای بیان پستی و گمراهی برخی نحله های منحرف (علی الخصوص وقتی که ادعای عرفان و وصول به حق میکنند) مجبور به بیان مسائلی میشود . از تمامی عزیزانی که از خواندن این مطالب دچار کدورت شدند عذرخواهی میکنیم.

184 پاسخ
    • يا علي مدد says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      با سلام و عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان عج
      که این همه رنج ها و انحرافات را می بیند
      و باز هم باید صبر نماید

      قبلا اشعاری که بعدا فهمیدم مال مولوی بود
      … در نقل کرامتها یا حالات روحی و عرفانی زیبایشان میخوندم کلی لذت میبردم
      اما نمی دونستم اینها رو مولوی معلوم الحال گفته
      چند روزی هست که در باره مولوی و آثارش و بخصوص شدت عداوتش با اهلبیت علیهم السلام که در آثارش هست مطالعه می کنم
      لعنت خدا بر او و بر اساتیدش و بر هر کسی که کفریات واضح او را توجیه و تبریر می کند
      خدای من بشدت سرخورده و ناراحتم
      … چه کم و کسری در قرآن و سنت به روایت اهلبیت علیهم السلام یافتند
      تا برای جبران آن متوسل به عرفان عده ای ناصبی و منحط از نظر اخلاقی شوند؟!
      آیا دعای های صحیفه سجادیه و مناجات شعبانیه و دعای کمیل و و و…. به تنهایی قادر نیست برای کسی که خواهان وصل به ملکوت شود راهگشا شود
      اینانی که اصل اصول دینشان را مثنوی قرار دادند
      فردا روز قیامت چگونه با حضرت زهرا سلام الله علیها و امام علی علیه السلام روبرو خواهند شد و با چه رویی ادعای ولایت ایشان و تقاضای شفاعتشان را خواهند کرد؟!!
      که صرف تایید و تمجیدشان از این حثاله ها و قی های تاریخ بشریت چه مصائب بیشماری و چه انحرافات جبران ناپذیری برای قشر عظیمی از ایتام آل محمد بوجود آورده تا بجای صرف عمر گرانبها در کلام الله و تبیین و تفسیر معارف اهلبیت علیهم السلام باشد
      باید بروند مثوی بخوانند
      مثنوی شرح دهند
      مثنوی بیاموزند و مثنوی آموزش دهند!!!
      انا لله و انا الیه راجعون

      پاسخ دادن
      • آرام says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        برادر، إیاک أن تنصب رجلا دون الحجه ، فتصدقه فی کل ما قال.
        دیگر این بحث‌های ساده اخلاقی، چیزی نیست که نیاز به آقای فلان و حجت‌الاسلام فلان و … داشته باشیم! یک لحظه فکر کنی، می‌فهمی که جناب ملای بلخی خیلی بی‌ادب بوده و اشاعه فحشا هم نموده!
        هیچ بعید نیست که افراد با خواندن داستن‌های این شاعر، ذهنشان پریشان شده و به بدی‌ها گرایش پیدا کرده باشند.
        اصلا بعید نیست! چرا که مشابهش را قبلا داشتیم و بسیاری از فلاسفه و شعرای بزرگ کشور ما، با حرف‌های افلاطون، به بچه‌بازی و شاهد‌بازی افتادند! جناب ملاصدرا هم که مطلب را به قول خودشان برهانی کرده‌اند :))

        پاسخ دادن
  1. ابو الفضل says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    فکر کردین مردم چی هستن؟
    به اسم تبلیغ میخواین به تخریب یه شخصیت بپردازین
    من از دوستام خواهش میکنم قبل از این که نظر بدن لااقل کمی از شعرای مولوی را بخونن

    پاسخ دادن
    • محمد says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      زمانی عاشق شعر مولوی بودم عزیز برادر، در هر مجلسی با دوستان شعر مولوی نشانه فرهیختگی و سواد ما بود. شکر خداوند که به آموزه های شریف و نورانی رضوی و کلام هدایت بخش حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام آشنا شدم و قلم توانای عالم بی نظیر جناب شیخ صدوق رحمه الله علیه به من نشان داد که سالها دنبال چه نادانهایی می رفتم و از چه سرچشمه زلالی خودم را محروم کرده بودم. خیال نکنید که مخالفان مولوی شعر او را نخوانده اند، هرجایش را که دلت می خواهد انتخاب کن تا در مورد آن بحث کنیم. بحثی نیست که طرف ما استاد سخن و شعر است و گاه مطالب را خیلی خوب و زیبا هم ارائه می کند، ولی اختلاط حق و باطل بسیار خطرناک است و لذا باید اشکالات آنرا گفت همانطور که برخی برای گفتن محاسن شعرش سرودست می شکنند. و بطور کلی اینکه در زمینه اعتقادات و معارف دینی و الهی هرگز نمی شود به دیوار امثال مولوی ها تکیه کرد یا روی آن یادگاری نوشت.

      پاسخ دادن
  2. جواد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    حدیثی بسیار زیبا از امام صادق مبنی بر اینکه امام زمان کی ظهور خواهد نمود .فرمودند:که قائم ما زمانی ظهور خواهد نمود که در سلب هیچ ناصبی شیعه ای نماند واز سلب شیعه تمام تمام ناصبی ها بیرون آیند

    پاسخ دادن
  3. جواد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    اصول اصول اصول دین درسته ولی یارو مست کرده یادش رفته جلو دینش بودا رو بنویسه از طرف ممد بلخی بنده معذرت میخوام از همه مسلمین جهان که همچین جسارتی به دین مبارک اسلام وائمه طاهرین این اقای مست خرابات انجام دادن بذارین پای مستیش

    پاسخ دادن
  4. ابوالفضل says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    میخوام ببینم شما که نظر دادین به غیر از این چند بیت چیز دیگه از مثنوی خوندین؟
    شما بخون ببین حقه یا نه مطمئن باش با یه بار خوندن گمراه نمیشی؟

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      دوست عزیز شما توقع دارید همه مثنوی پر از این ابیات باشه سیاست مولوی این بوده که با یک عده ابیات به ظاهر مثبت ابتدا اعتماد شما را به خود جلب میکند و سپس اباطیل خود را در کنار آن بخورد شما میدهد …اسلام آمریکائی هم یعنی همین…

      پاسخ دادن
        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          خوب الحمدلله خداوند اینقدر به من عقل و قدرت اندیشه داد که بجای اینکه برای اشخاص چاپلوسی و معصوم تراشی کنم و اونها را نصب العین خودم قرار بدم و اصول اصول اصول دین خودم را از خزعبلات یک ناصبی زنباره مثل مولوی و شارب الخمر بیهوده گوئی مثل حافظ و همجنس باز سنی ناصبی مثل سعدی و شارب الخمر ملحدی مثل خیام و افکار اغوارانه آنها دریافت کنم مستقیم به معارف کلام وحی و ائمه اطهار مراجعه و تنها راه نجات و رستگاری را دست انداختن به تعالیم و آموزه های این خاندان دانسته و از غیر آنها تبری میجویم
          حضرت علی (علیه السلام) : آگاه باشید که حق اگر (از باطل) جدا شود هیچ اختلافی نخواهد بود و اگر باطل نیز جدا شود بر هیچ صاحب عقلی مخفی نخواهد ماند ؛ اما از این مقداری و از آن مقداری گرفته و آن دو را با هم مخلوط می گردانند پس با یکدیگر ظاهری آراسته پیدا می کنند . آنجاست که شیطان بر یاوران خویش مسلط می گردد…

        • پ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          متاسفم برای این همه کوته بینی شما. احترام سایز عقاید رو نگه دارید و اسم بزرگان شعر . ادب پارسی رو بر زبان الودتون جاری نکنید.

        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          نه دوست عزیز زبون من نیست که آلوده… این شیوه بزرگان افراد گمراه است که آلوده و دور از شان انسانیته… در ضمن من ندیدم شما دلیل مستدل و منطقی برای کوته بینی و … من ارائه کنید دوست عزیز مجبور نیستید آبروی خودتون را خرج یک عده افرادی کنید که توسط جریان فلسفه و تصوف تعمدا برای شما بزرگ جلوه داده شده اند …

        • ابوالفضل says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          تو مطمئنی که این افرادی را که نام بردی این جوری بودن؟
          تو اون چیزایی که راه رستگاری میدونیشون این توهین نیست؟
          افرادی مثل تو دشمن اسلام اند اینقدر افراطی نباش ما هیچ وقت در مقام مقایسه بین کلام معصوم و دیگران نیستیم ولی حق را قبول کن حتی اگه از آدم پستی باشه
          انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال

        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          عزیز من توهین برای موقعی است که بنده عمل سوئی را خلاف واقع به افراد نسبت دهم در اون مورد هم که درج فرمودی “انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال” نه دوست محترم قضیه خیلی سنگینتر از این صحبتهاست حضرات دارند از این مثنوی معنوی منظومه فکری اخذ میکنند ……….

        • يا علي مدد says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          ما قالش که معلوم است یک بار دیگر این مقاله رو مرور فرمایید تا برای شما هم معلوم شود. و
          من قالش هم الحمدلله عیان شد
          بهتر است بدون عینک تعصب یکبار دیگر معتقدات خویش را مرور فرمایید.

        • فاطمه says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          یعنی مولانا مأمور آمریکایی ها بوده؟؟!!!ببین از کی آمریکاییها توفکر تخریب دین ما بودن!

          همون اصول اصول اصول دینتون میگه به مردم تهمت بزنید که اون زنباره هست و اون شرابخوار و…؟

        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          نه خانم محترم مولاهم مامور آمریکا نبوده…بلکه آموزگار آمریکاست البته با مدل اسلام آمریکائی به خاطر همین هم در آمریکا کتابش جزو پر فروشترینهاست! در ضمن نه من و نه این سایت تهمتی مطرح نکردیم اگر بیشتر دقت و تحقیق میفرمودید اصولا مولاهم در جهان با سماع و لاابالی گری و پلورالیسم دینی شهرت داره البته بماند که دلیل اشتیاق جهانیان نسبت به ایشان هم نامرتبط با این مسائل نیست…

        • محمد کیال says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          با سلام این دومین نظر من است که البته اولی منتشر نشد، در پاسخ به سخن دوستان که فرموده اند سخن ائمه اطهار اینگونه بی حیایی ها دیده نشده است باید به عرض برسانم که دقیقا به دلیل همین طهارتی که فرمودین آنها خود را برای دنیا و آخرت حفظ کرده اند ولی کسانی مانند مولوی چون انسان های عادی بوده اند و در ضمن مریدان زیادی هم داشته اند به دلیل انکه از نظر شخصیتی، برای مردم شخصیتی مانند امامان معصوم و انبیا پیدا نکنند حرکتی به نام ملامتی گری دارند که بعضی از آنها در گدایی کردن می بینن و عده ای مانند سنایی غزنوی، عطار و مولوی هم در اشعار هزلی که از نظر ادبی بسیار پایین هستند می بینند و البته ناگفته نماند که این مقدار فقط به دلیل روشن شدن ذهن کسانی است که فقط اشعار بالا را از مثنوی معنوی دیده اند و گرنه کسانی که با مولوی عجین شده اند نیازی به این مقدار هم ندارند و خداوند ما را از شر هوای نفسمان نگه دار …آمین

        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          بنده فکر میکنم این توجیهی که شما فرمودید نه تنها به ذهن خود این شعرا بلکه به ذهن هیچ جنی تا به حال خطور نکرده که یک فرد خود را به هزل و بیهوده گوئی بیندازد تا دیگران او را بجای پیامبر و امام اشتباه نگیرند!!! من مانده ام یک نفر مثل مولوی که یکسره در کاباره های مختلط در حال رقص و بیحیائی با زنان بی عفت بوده و امثال سعدی که صراحتا به همجنس باز بودن خودش اشاره کرده چه اعجوبه هائی بوده اند که کسی آنها را بجای امام و پیامبر اشتباه بگیرد.!!!از من میشنوی این توجیهات غیر منطقی را برای کسانی بکار ببر که حداقل دنیای جنابعالی را آباد کنند …

        • حمید رضا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          مولانا الامام امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند : حق بوسیله اشخاص شناخته نمیشود حق را بشناس اهلش را خواهی شناخت.
          این همه آیات قرآن که میفرماید تقوی الهی پیشه کنید این همه روایت که میفرماید گناه نکنید و این همه اولیاء خدا که به مراتب قابل قیاس با مولوی نیستند , گناه نکردند , اونوقت یه یارو پیدا شده که در تاریخم تکه , که هزاران نجاست میل میکنه که مثلا بهش فلان نگن!!! “(برای مردم شخصیتی مانند امامان معصوم و انبیا پیدا نکنند)” , جمع کنید این اراجیف رو , اصلا خودتونم نمیدونید چی میگید , شما بر خلاف قرآن و عترت عمل میکنید .
          این همه روایت درباره ادب داریم , پس کو ادب بزرگتون ؟
          شما یکی از اولیاء خدا رو بیار که جرات همچین کاری که مولوی انجام داده رو داشته ؟
          این همه اولیاء خدا که مولوی رو رد کردند متوجه نشدن اونوقت تو فهمیدی ؟

      • مست خراباتت says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        خاک بر سرت کنن اسم ارمیکائی زمان مولوی کجا بوده بیشعور یه چیز فهمیدی از تهش نرسیدی مولوی اینقدر بزرگه ته به هیج جاش نمیرسی حاجی برو هومن رساله ی مطهری رو بخون تو رو چه به مثنوی

        پاسخ دادن
  5. گمنام says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    واقعا برای تمامی کسایی که هیچ چی از ادبیات و شعر و عرفان …. نمی فهمن متاسفم. همین امثال شماها بودین و هستین که الان وضع ما اینه.

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      یعنی چی مثلا وضع ما اینه؟خیلی ببخشید مثل اینکه یک چیزی هم بدهکار شدیم مثل اینکه فراموش کردید که در تمام این سالها امکانات مملکت برای جریان فلسفه و تصوف مصادره شده از صدا و سیما گرفته تا بودجه و توانمندیهای سازمانهای فرهنگی و تربیتی و دروس آموزشی مدارس و دانشگاه … چیه توقع دارید پول تو جیبیمون رو هم تقدیم کنیم به شما؟

      پاسخ دادن
  6. گمنام says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
    نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم
    نـــه پـــی زمــــر و قمــارم نه پی خمر و عقارم
    نـــه خمیـــرم نــــه خمـــارم نــه چنینم نه چنانم
    مـــن اگـــر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
    نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهــــل زمــــانم
    خـــرد پـــوره آدم چـــه خبـــر دارد از ایــن دم
    کــــه مــن از جمــله عالــم به دو صد پرده نهانم
    مشنـو این سخن از من و نه زین خاطر روشن
    که از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانم…

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      چرا برادر عزیز همینطوری توجیه میفرمائید ؟مجبور نیستید به هر قیمتی از فلاسفه و صوفیه دفاع نمائید . بد نبود یک مقدار هم تامل میفرمودید اشعاری که مسئولین این سایت از جناب مولاهم قرار دادند را مطالعه میفرمودید… شما اگر واقعا راست میگویید معنی واقعی این اشعار که ما از دریافت آن عاجزیم را بفرمایید تا ما نیز مستفیض شویم!!!

      پاسخ دادن
      • ابوالفضل says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        توجیهی نداریم برای این اشعار ولی آیا مثنوی همش اینه؟
        منفی نگری و تعصب گرایی افراطی هست که باعث فرار ازدین خیلی از افراد میشه
        فقط نیمه خالی لیوان را نبین.

        این جهان کوه است و فعل ما ندا
        سوی ما آید نداها را صدا
        فعل تو کان زاید از جان و تنت
        همچو فرزندی بگیرد دامنت
        پس تو را هر غم که پیش آید ز درد
        بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد
        فعل تست این غصه های دم به دم
        این بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم! (مولوی)

        پاسخ دادن
        • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          اولا ،منفی نگری یعنی وارونه کردن محتوا خوب حالا بفرمایید ما کجا معنی را وارونه فهمیده و تغییر داده ایم؟؟؟ دوم از آن تعصب از عصبیت و بی منطقی سرچشمه میگیرد… خوب کجای تحلیل این سایت از روی تعصب بوده؟؟؟ سوم از آن ،اتفاقا همه لیوان پر است نیمی از آن با آب و نیمی دیگر با زهر کشنده … حالا کدام انسان عاقل است که معارف و آموزه های قران و اهل البیت را که همه آن گوارا و مفید فایده است کنار گذاشته و محتوای کشنده لیوان معارف امثال مولوی را سر بکشد؟؟؟

        • بشنو از ني says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          هر کسی از ظن خود شد یار من
          از درون من نجست اسرار من
          یا

          خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم
          گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
          راستی کردند و فرمودند مردان خدای ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را(سعدی)
          آنچه دین در قرن ها، کافر مسلمان کرده بود این حریفان جمله را یک روزه کافر می کنند

          آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
          آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
          دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
          باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

          معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد
          هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
          چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
          آن به که کار خود به عنایت رها کنند
          بی معرفت مباش که در من یزید عشق
          اهل نظر معامله با آشنا کنند
          حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود
          تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند
          گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
          صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
          می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
          بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
          پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
          ترسم برادران غیورش قبا کنند
          بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
          اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
          پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
          خیر نهان برای رضای خدا کنند
          حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود
          شاهان کم التفات به حال گدا کنند

        • بشنو از ني says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          گر شرم همی از آن و این باید داشت
          پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
          ور آینه‌وار نیک و بد بنمائی
          چون آینه روی آهنین باید داشت

          آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
          انصاف بده چه لایق آن دهن است
          شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
          این بی‌نمکی ز شور بختی منست

          آن خواجه که بار او همه قند تر است
          از مستی خود ز قند خود بیخبر است
          گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی
          نی گفت ندانست که آن نیشکر است

    • ع says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      ۱ :
      وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّهِ أَن سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ ﴿۴۶﴾
      وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿۴۷﴾
      وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالًا یَعْرِفُونَهُمْ بِسِیمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنکُمْ جَمْعُکُمْ وَمَا کُنتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ ﴿۴۸
      أَهَؤُلاء الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لاَ یَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَهٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّهَ لاَ خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۴۹﴾

      ۲:
      وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾
      أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾
      فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿۱۲﴾
      ثُلَّهٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۳﴾
      وَقَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ﴿۱۴﴾

      ۳:

      پاسخ دادن
  7. اصف says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    با سلام خدا رحم کند وقتی ما با بزرگان فرهنگ و ادبیات کشورمان چنین رفتار سخیف و دیدگاه تنگنظرانه ای داریم خدا به داد ادمهای عادی برسد شما با این افراطگرایی میخواهید اسلام را به کل جهان صادر کنید بدون شک خود شما بزودی مصادره خواهید شد قل انتظروا انا منتظرون

    پاسخ دادن
    • مهدی عبدالهی-برهان کلیپ says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      علیکم السلام برادر عزیز کمی تامل بفرمائید اول توضیح دهید بر کدام مبنا انسانی مثل مولوی با این همه انحرافات (زنبارگی و رقص در کاباره های مختلط و تعریف وتمجید از معاویه و عمرو ابوبکر و …) و مطالب سخیف را جزو بزرگان فرهنگ و ادبیات این کشور میدانید؟بعد از آن هم توضیح دهید کجای برخورد و مطالب این سایت سخیف تنگنظرانه است که ما نیز متوجه آن گردیم.

      پاسخ دادن
  8. ثقلین says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    برادر گرامی سلام علیکم
    با مطلب “جسارت صدای آمریکا به ملاصدرا” در خدمتیم.
    ما را از نظراتتان محروم نفرمایید.
    التماس دعا

    پاسخ دادن
  9. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ایرانیان برای امام حسین علیه السلام با اشک و ناله، عزا داری میکنند ولی بعد برای شاعری(مولوی) که امام حسینشان را مسخره کرده، بزرگداشت میگیرند.
    مولوی میگوید: کورکورانه مرو در کربلا … تا نیفتی چون حسین اندر بلا
    و در وصف این امت میگوید: کی توان با شیعه گفتن از عمر….کی توان بربط زدن در پیش کر
    وا حیرتا دارد این ملت. بر سینه میزنند و سپس امامشان را با بزرگداشت مولوی مسخره میکنند. بسیاری از شعرهای مولوی را حفظند ولی از امامشان حدیثی به خاطر ندارند. اینان با که محشورند؟!!!!!

    پاسخ دادن
      • منتظر امامِ حقیقی says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        خب که چی؟
        نهایتش اینه که نتیجه میده طرف نفاق داشته یکی به میخ میزده یکی به نعل!
        تازه بیت آخر اون شعر رو ببین که میگه برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی!
        قبلش هم میگه این شعر حاصل کف دل منه از کف بگذر و به باطن دلم برو! باطن دلش هم که مراد ملعونش شمس تبریزیه! فتأمّل!

        پاسخ دادن
  10. هادی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    با سلام می خواستم بگم اولا مقاله ای را که …. در کنگره بزرگداشت حافظ ارائه می دهد را بخوانید و بعد هم یک جستجوئی درباره نظرات ایشون راجع به ضرورت حفظ وحدت بین مسلمانان بکنید و بعد درباره بزرگان ادبیات و… نظر بدهید. چرا فکر می کنید مجاز هستید درباره همه چیز نظر بدهید؟ چرا نمی روید درباره پزشکی یا حقوق و…نظر بدهید؟ چرا از …. جلو افتاده اید؟ دشمن ما آمریکا و اسرائیل خبیثه و دست مریزاد به شما که با این حرف هاتون خوب آب به آسیاب دشمن می ریزید…
    تو رو خدا یه کمی راجع به آن چه می گویید بیاندیشید.
    امروز وحدت بین مسلمین در اولی درجه اهمیت است……..

    پاسخ دادن
  11. امير says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    با سلام خدمت عزیزان
    بهتر است بحث در مورد این نوع مطالب را به عهده اهل فن قرار بدیم چراکه ما نه در زمان این افراد زندگی می کنیم که ببینیم روش زندگانی آن ها چگونه بوده است نع از علم کافی برای بررسی آثار آن ها از جهاتی مانند تاریخی ، ادبی ، فقهی و … برخورداریم پس بهتر است کار را به عهده کاردان قرار دهیم وبا ایجاد این نوع بحث ها از نظر اجتماعی تخم نفاق را در بین خود نکاریم و از منظر دینی نیز گناه دیگران را نشوریم چرا که همه این افراد دستشان از دنیا کوتاه می باشد و نمی توتنند از خود در برابر اتهامات ما دفاع نمایند .
    جزا کم ا… خیرا

    پاسخ دادن
    • محمد says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      دوست عزیز سلام.
      فکر نمی کنید که قضیه خیلی ساده تر از این حرفهاست. دوست من کتابی که به ادعای مولفش برای کشف یقین و وصوله باید از رکیک ترین الفاظ استفاده کنه؟!
      قضاوت به عهده عقل سلیم…

      پاسخ دادن
  12. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام به شما صاحبنظران پخته همچون مولانا و خام همچون…،عزیزان لطفا” در مسائلی که سواد ما و گنجایش ما در آن نیست سخن بر لب نگشودن نشان پختگی است.این بنده خدا چنانکه آشنایی در حد توان با گفتار مولانا دارم آنچه در کلام ایشان می بینم آراستگی میخواهد و پیراستگی ذهن از آنچه غیر بار الهیست.در این مقال نخواهد گنجید که از موج خروشان و جوشان الهی “مولانا” سخن به میان آورم.آنچه او می گفت الهام بود در عالم حیرانی .چناچه خود ایشان می فرماید:”تو مپندار که من شعر به خود می گویم /تا که بیدارم و هشیار یکی دم نزنم”. عزیزان من، دنیای عشق الهی در حد و اندازه ما نیست که بخواهیم صاحب نظر باشیم مگر اینکه خداوند من و شما را لایق بداند و چشمه ای از جمال خویش بر ما نماید تا الفاظ وزین یکی از معشوقانش را که مولاناست درک کنیم.ناگفته نماند همیشه تاریخ کوته نظران و کم اندیشان و حسودان و غرض ورزان به دلیل اندیشه ی خام نمیتوانند حقیقت باطن را ببینند و از روی حسادت بر بهترین بندگان خدا سخن رانده اند چنانچه همه واقفیم که در مورد پیامبران الهی نیز بدگویی هایی روا داشته اند. وحتی پناه برخدا به ذات اقدس ایشان نیز بی حرمتی ها کرده اند …، بنابراین ای دوستداران بندگان نیک خدا به هوش باشید و آگاه که دشمن چه خودی و چه غیر خودی در کمین است…”عاقلان را یک اشاره کافی است/فهم عاقل دانش و آگاهی است”(فاضل).درپناه ایزد منان ، سربلند و خندان.

    پاسخ دادن
    • ناشناس says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      بنده خدا!!!!!! شما مگر ماجرای بلعم باعورا را در قران نخوانده ای به گفته خداوند ایات خداوند نزد بلعم بود ولی خداوند بلعم را تشبیه به سگ می کند فقط بدلیل پیروی نکردن از معصوم(ع) امثال مولانا و ابن عربی که نوچه بلعم باعورا هم به حساب نمیان به استناد ایات حبط اعمال ومطالب این سایت این افراد عاقبت تباهی دارند به کدام ضرورت ما معصومین(ع) را نادیده بگیریم و دنباله روی منحرفین شویم؟!!!!!
      (سوره اعراف ایات ۱۷۵و۱۷۶) و بر آنها بخوان سرگذشت کسی را ( بلعم باعورا عالم زمان موسی را ) که آیات خود را به او دادیم ، اما او از آنها تهی گشت ، پس شیطان او را دنبال کرد و او عاقبت از گمراهان گردید. و اگر می خواستیم حتما او را به وسیله آن آیات بالا می بردیم ، و لکن به پستی گرایید و دل بر زمین بست و از هوای خود پیروی نمود ، پس مثل او مثل سگ است که اگر بر او حمله بری زبان درآورد و اگر رهایش کنی باز هم زبان درآورد ( این شخص را تهدید کنی یا نصیحت یکسان است ). این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را بازگو کن ، باشد که بیندیشند. على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود در ذیل آیه (و اتل علیهم نبا الذى آتیناه آیاتنا…) مى گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (ع) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى کرد و خداوند دعایش را اجابت مى کرد، در آخر بطرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد، این بود تا آنروزى که فرعون براى دستگیر کردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم برالاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت : واى بر تو براى چه مرا مى زنى ؟ آیا مى خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین کنى ؟ بلعم این را که شنید آنقدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد.

      پاسخ دادن
      • بنده خدا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        سلام بنده خدا.خوب بخوانید و خوب بیندیشید شاید نکته ای بدون غرض باز یابد.اوردن داستان در مکتب و ادب فارسی بسیار است. حتما” داستان شیخ صنعان را هم شنیده اید که باز شد شیخ صنعان با وجود تمام اتفاقات. خود دانید دوست من . افرادی مانند مولانا دنباله روی انبیا الهی و امامان بوده که خداوند آنان را به درجه ای از مقامات عرفانی رسانده یعنی مرشد واقعی و حقیقی امین بزرگان بوده اند.آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم.خواه پند گیر خواه ملال.،همیشه سعی کن در زندگی نیمه خالی و پُر لیوان را با هم و با یک چشم ببینی….

        پاسخ دادن
        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          میشه به ما هم ثابت کنین که ایشون دنباله روی انبیا و امامان بودن و چه کاراییشون و چه حرفهاییشون منطبق بر اهل بیت ع و پیامبر ص بوده ؟ و کاراییشون که مخالف شرع بوده رو چه جوری توجیه میکنید ؟! مثل رقص سماع و جریاناتش !!!! مثل بعضی از داستانهاش و حرفهاش در کتب اشعارش

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          سلام دوست عزیز با کمال میل خدمت شما عرض میکنم. شما خودتون سعی کنید کتابهای ایشان رو بردارید و مطالعه کنید با دقت و با همرا یک استاد صاحب فن.
          از علی آموز اخلاص عمل
          شیر حق را دان منزه از دغل
          و از زبان حضرت سروده است که:
          شیر حقم نیستم شیر هوا
          فعل من بر دین من باشد گوا
          سایه ایم که خدایم آفتاب
          حاجبم من، نیستم او را حجاب
          ای علی که جمله عقل و دیده ای
          شمه ای واگو از آنچه دیده ای
          تیغ حلمت جان ما را چاک کرد
          آب علمت خاک ما را پاک کرد
          باز گو ای باز عرش خوش شکار
          تا چه دیدی این زمان از کردگار
          چشم تو ادراک غیب آموخته
          چشم های حاضران بردوخته
          بهر این فرمود پیغمبر که من
          همچو کشتی ام به طوفان زمن
          مااصحابیم چون کشتی نوح
          هر که دست اندر زند یابد فتوح
          چون زرویش مرتضی شد درفشان
          گشت او شیر خدا بر مرز جان
          چون که سبتین از سرش واقف بدند
          گوشوار عرش ربانی شدند
          این برد حد در حق ربانیان
          آنچه گفت آن باغبان ذوالفضول
          حال او بود دور از اولاد رسول
          گر نبودی از نتیجه مرتدان
          کی چنین گفتی برای خاندان
          دوست عزیزم کافیه یا باز هم می خواهید. به این و ان وابسته نباشید لطفا” خودتان پیگیر باشید .

        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          والا شعر گفتن در وصف امام علی ع ولی تبعیت نکردن از ایشون کار درستی نیست بعدم حتی در طول تاریخ دشمنان امام علی ع هم ازشون تعریف کردن اینکه ملاک نمیشه آخه خب شعر گفته در وصف امام علی ع یعنی هرکی در وصف امام علی ع شعر بگه از کسانی هست که تبعیت میکردن از امام علی ع ؟!؟!
          من از رقص سماع و جریاناتش و بعضی از داستانها و حرفهاش در اشعارش پرسیدم مثل داستان موسی و شبان و …

          و خب مثلا عمر میگه اگر علی نبود عمر هلاک میشد خب این یعنی ما بگیم عمر به امام علی ع ارادت داشته که این حرفو میزده ؟‌از رو ارادتش بوده ؟!؟!!؟

          ربطی نداره !

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          دوست عزیز خدمت شما گفتم برای درک این گونه عبارت ها باید به همراه مرشد قدم بردارید…. دلیل دیگری که برای من ثابت شد این است که شما به طور کلی نمی خواهید این شخصیت رو بپذیرید . اگر لطف کنید و پرده ی تیره را بردارید و دلتان را چون ایینه ی صاف و بدون زنگاری بگردانید حتما به گوشه ای از حقایق پی خواهید برد. مطلبی که من متوجه شدم دوست من. شما خر کوری را سوارید و انتخاب پیاده شدن از آن را از خود گرفته اید.امیدوارم معنی همین جمله را بگیری.اگر جویای حقیقت و ایجاد همبستگی بین انسان ها و ملت ایران هستید وگر نه … شما در اشعاری که مولانا گفته حتی نگاه نکردی و فکر هم نکردی ایشان می گوید”ای علی که جمله عقل و دیده ای / شمه ای واگو از آنچه دیده ای” این خودش گویای عشق مولانا به علی(ع) و ائمه هستش.عمر و علی هر دو در همه ی کارها به هم کمک می کردند و فامیل درجه یک بودند. نمی دونم چرا بعضی ها می خواهند حقایق را منکر شوند یا به گونه ای دیگر ببینند.اگر حرکاتی که در عالم روحانی به مولانا دست می داد منظور شماست که به رقص سمائی معروف است.یعنی آمدن فرامین و نکته های اسمانی یا ملکوتی به روان مولانا که الهام غیبی محسوب می شود.دوست من اینجا نه گنجایش بررسی این شخصیت ها و تجزیه و تحلیل مطالب ایشان است و نه فرصت این کار . اینکه شما بپذیرید یا نه مشکلی حل نمی شود من و کسانی که به این شخصیت ها احترام می گذارند (هر کسی بر اساس برداشت و دانش خود از مطالبشان)فقط وظیفه داریم که دوستان را نسبت به اینگونه اندیشه ها راهنمایی کنیم …،ما عاشق اهل بیتیم و هر چه داریم از برکت قدمهایی بوده که این بزرگواران برداشته و به سختی های بسیار حقایق دین را به ما رسانده اند.به عنوان دوست شما و به عنوان یک هموطن از حضور شما و دیگر دوستان خواهش می کنم اگر پیرو ائمه هستید از دل و جان، سعی کنیم به هیچ کس بی احترامی نکنیم و با اندیشه هایی که وخالف فکری من و شما هستند مغرضانه قضاوت نکنیم . نهج البلاغه گویای همه چی هست. این هم بدون که شیر خدا در برابر ناحقی ها هیچ وقت ساکت ننشسته …..

        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          خب من با چه مجوزی به نظر شما برم پیش مرشد ؟ و کارهاییکه مرشد بهم میگه رو ؛ روی چه حسابی انجام بدم با خیال راحت و بدونم برام ضرری نداره و باعث تعالی من میشه !؟
          از طرفی برای رشد و تعالی و رسیدن به حق و حقیقت آخه راهاییکه اهل بیت ع معرفی کردن مگر کافی نیست ؟‌ اصلا دلیل بودن مرشد چیه !؟

        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          بنده خدا؟!!!! در منابع اصلی خود اهل سنت به کرات امده که حضرت علی(ع) نظرش درباره عمر و ابوبکر وعثمان منفی بوده و حضرت علی (ع) هیچ وقت تحت امر خلفاء غاصب نبوده.
          عمر به امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه وعباس عموی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می گوید : زمانی که رسول خدا صلى اللّه علیه (و آله) وسلم از دنیا رفت ، ابوبکر گفت من جانشین رسول خدا هستم … أبو بکر گفت : رسول اللّه صلى الله علیه (وآله) و سلم فرموده است ما گروه پیامبران بعد از خود ارثی به جا نمی گذاریم ، هر آن چه بعد از خود به جا می گذاریم صدقه است ( و باید برای عموم مسلمین صرف شود ) شما نظرتان این بود که ابوبکر در گفتارش دروغگو ، گناهکار ، پیمان شکن و خائن است … سپس ابوبکر از دنیا رفت (بعد از مرگ او ) من گفتم : من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم شما مرا هم مانند ابوبکر دروغگو ، گناهکار ، پیمان شکن و خائن دانستید. (صحیح مسلم ج ۵ ص ۱۵۲، کتاب الجهاد باب ۱۵ حکم الفئ حدیث ۴۹، فتح الباری ج ۶ ص ۱۴۴)
          عمر نزد ابن عباس می رود و ازعلی شکایت می کند : ازپسرعمویت شکایت دارم ، از او درخواست نمودم ( درجنگ ) به همراه من بیاید قبول نکرد ، و دائما او را غضبناک می بینم ، به نظر تو چرا از من غضبناک است … ابن عباس می گوید : خودت می دانی ، عمر گفت :‌گمان می کنم غضب او بخاطر امر خلافت باشد ! ابن عباس می گوید : همینطور است. (شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۱۲، ص ۷۸ ، باب نکت من کلام عمر و سیرته و أخلاقه)

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          شما اگر اشراف کافی به قرآن داشته باشید و همچنین اشراف کافی به مثنوی مولانا به نتیجه خواهید رسید. رقص نیست عزیزم.دگرگونی و تحول درونی شخص براساس دیدن حقایق هستی و نداشتن گنجایش و ظرفیت ، درنتیجه سر ریز شدن از لبه ی کوزه ی تن برای تخلیه ی درون و رسیدن به آرامش روحی.دلیل دیرگی شما نمی توانید ایشون رو درک کنید همین غرق شدن شما در مسائل مذهبی صرف م یباشد و نمایان کردن عبادات برای آدمیان که عالم عرفان از اینگونه رفتارها مبرا هستند…. تمامی داستان های ایشان به نوعی به داستان های قرآن شباهت دارد. وقتی که مطلبی را می خواهد به خونندگان بفهماند با مثال های شیرین شروع می کند و بدنی های روح را با سپری کردن سیر داستان به اثبات می رساند و نتیجه می گیرد.دوست من.دنیایی ایه را در مثنوی می شه دید که شاهد مثال کلام خویش برای فهم بهتر خوانندگان آورده است. …دوست من. این فضا گنجایش اینکه بتوان بررسی گفته های مولانا رو من و شما انجام بدیم نداره. با کمال تأسف. بزرگان زیادی در مورد بیانات مولانا کتاب ها نوشته و سخنرانی ها کرده اند . نمی دونم شما تا به حال تلویزیون ایران خودمون رو که حتما” نگاه کردین ….!برای شما آرزوی پیروزی دارم التماس دعای خیر سربلند باشید دوست من. حقیق آویزه ی گردن است به رطی که نگاهی هم به گریبان بیندازیم.

        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          بنده خدا؟!!! طرفداران مایکل جکسون هم همین نوع استدلال را برای نوع حرکات رقصی مایکل جکسون را می گویند حالا در کجا معصومین(ع) که تمام حقایق دین در وجود انها می باشد امر به حرکات موزون (رقص سماع) کرده اند؟
          بنده خدا؟!!! اینقدر سنگ مولوی را به سینه نزن شما اگر شیعه باشی باید سنگ معصومین(ع) را به سینه بزنی چون معرفت و پیروی از ایشان واجب شده نه دیگران.
          امام صادق (ع) می فرماید : ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )
          امام باقر (ع) درباره قول خدای عزوجل فرماید : کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی الامرتان را(آیه۵۹ سوره ۴) امام فرمود : خدا خصوص ما را قصد کرده خدا همه مومنین را تا روز قیامت به اطاعت ما امر فرموده. (کافی جلد ۲ ص ۲۲ ش ۱)
          امام باقر (ع) فرمود : کار نیک شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت است . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۲ ش ۱۴ )
          امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
          امام صادق(ع) راجع به قول خدای عزوجل “خدا را نامهای نیکوست او را به انها بخوانید ” فرمود: سوگند بخدا مائیم ان نامهای نیکو که خدا عملی را از بندگان نپدیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد. (کافی ج۱ص۱۹۶ش۴)
          امام صادق(ع) فرمود: اوصیاء پیغمبردرهای توجه خدای عزوجل باشند واگر ایشان نبودند، مردم خدای عزوجل را نمی شناختند و خدای تبارک و تعالی بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. (کافی ج۱ص۲۷۵ش۲)

      • بنده خدا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        ناشناس قدیمی. اش کاش شما جایگاه استفاده از علائم نگارشی را هم می دانستید که جلوی واژه ی بنده خدا علامت تعجب نمیگذاشتید.. ، هیچ گاه عرفا میانه ی خوبی با زاهدان ریاکار نداشتند….. توضیح مفصل است. از قرار معلوم شما هم از همان زاهدان کلامی خشک مذهب هستید. در اینجا بحث مسائل دینی و مذهبی و … نیست. ما در مورد شناخت مولانا و شبهاتی که برای بعضی ها وجود داشت نکاتی را مطرح کردیم. این که شما بپذیرید یا خیر به ما زیانی نخواهد رسید. از ارزش مولانا هم چیزی کم نخواهد شد.ما به همه ی عشق می ورزیم چون عاشقیم و دنیای عاشقان با دنیای زاهدان ریاکار متفاوت است ….،خیر الامور اوسطها. شما اولین ایراد را باید نسبت به بزرگانی که سر لوحه مکتب شیعه و دوستدارانش هستند بگیرید که با کلام مولانا سخن می گشایند و می رانند و به اتمام می رسانند.در نوشته های قبلی گوشه ای از ایشان را نام بردم اگر به دقت مطالعه کردید همان کسانی که افتخار جامعه ما هستند…، اگر شما امثال قمشه ای و علامه جعفری و ….. را قبول دارید که این ها مریدان مولانا هستند. اگر شما با سوادتر و آگاهتری نسبت به این بزرگان ،که من هم حاضرم شاگرد شما باشم… ، لطف کنید مقلد صرف نباشید کمی هم به عقلی که خدا به من و شما داده رجوع کنیم بد نیست که خیلی از مطالب “کافی” هیچ عقل سلیمی آن ها را نمی پذیرد….، به قول مولانا«قل تعالوا ایتی است از جذب حق / ما به جذبه حق تعالی می رویم»به امید آن روز که صاحب چنین جذبه ای بشوید…ریال سعی کن به کسی از قول هیچ کس لعن نفرست که مورد لعن خداوند واقع خواهیم شد..این که شما کتاب باز کنید و از روش بنویسی بدون حتی فکر کردن ،زیاد جالب نیست…، لطفا” با دقت بخون عزیزم چون ما امامان(ع) را با کسی عوض نمی کنیم…، هر کسی در جای خود محفوظ وارزشمند است.معلومه که همه ی نوشته های منو نخوندی من از مولانا اطاعت نکردم .گفتم عبارات ایشان کنایی و مجازی و استعاری و امثال …. است چون واژگان دو سویه هستندو… شما که اشراف به این علوم ندارید و هر کسی دیگر لطفا” ابراز نظر نفرماییدو کلام معنوی همچنین نقل قول هایی را به بازی نگیرید.و از حدود ۷۰۰۰۰ شعر و کلام نغز مولانا را با وجود چند بیت که به ظاهر از اصطلاحات تمثیلی استفاده شده زیر سوال نبرید. و در صفحه ی تارنما به نمایش نگذارید جهت منحرف کردن اذهان عمومی …، شیعه ی حقیقی خدا و پیامبر وامامان باش. ممنون و ایام به کام دوست من.

        پاسخ دادن
        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          شما فکر می کنید بنده خدا محسوب شدن به این سادگی می باشد که خودت را بنده خدا می نامی و هر چه را دوست داری بیان می کنی خیر مقام بندگی انچنان بلند است که به جرات می گویم که به تمام کسانیکه مد نظر شما هستند تعلق نمی گیرد، کتاب کافی مرحوم کلینی هم رسوا کننده افرادی می باشد که خود را شیعه می دانند ولی تیشه به ریشه دین می زنند، بنده خدا؟!!!! ما موظف به نقل کلام معصومین(ع) هستیم نه دیگران ان هم منحرفش.
          امام صادق(ع) ‏فرمود: خداى تبارک و تعالى ابراهیم را بنده خود گرفت پیش از آنکه پیغمبرش نماید و او را به نبوت برگزید پیش از آنکه رسولش کند و رسول خود ساخت پیش از آنکه خلیلش گرداند و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد، پس چون همه این مقامات را برایش گرد آورد فرمود: همانا من ترا امام مردم قرار دادم، چون این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ جلوه نمود، عرضکرد: از فرزندان من هم، خدا فرمود: پیمان من بستمکاران نرسد، شخص کم خرد امام شخص پرهیزکار نگردد.( کافی ج۱ص۲۴۶ش۲)
          امام صادق(ع) فرمود: منزلت مردم را به اندازه روایتیکه از ما نقل می کنند بشناسید.(کافی ج۱ص۶۴ش۱۳)
          معاویه بن عمار گوید : به امام صادق (ع) عرضکردم : مردیستکه از شما روایت بسیار نقل کند و میان مردم انتشار دهد و آنرا در دل مردم و دل شیعیانتان استوار کند و شاید عابدی از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک بهترند؟ فرمود : آنکه احادیث ما را روایت کند و د لهای شیعیانمان را استوار سازد از هزار عابد بهتر است. (کافی ج۱ص۴۰ش۹)
          امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          دوست عزیز من چه مطلبی گفتم که برخلاف بندگی خدا بود من که به شما حتی تو هم نگفتم و مدام در کلامم خطاب دوست عزیز به کار می برم. چه بی حرمتی به شما شده که اینگونه ناراحت و عصبی شده ای؟ ما چون پیروان واقعی پیامبران الهی و ائمه هستیم یاد گرفتیم که بی حرمتی نکنیم . لحن کلام شما به گونه ایست که ابراز نظر خودرا به به حالت دشمنی و کدورت ارائه م یدهید. سعی کن آرام باشید دوست من.
          یک کلام. ما عاشق و مست می به دستیم/ با ما منشین که جمله مستیم
          ما مست خدایی ز الستیم/ وان می که تو می خوری شکستیم
          جز مهر خدا به دل نبستیم/ وز مکر و ریا و کید رستیم ” فاضل”
          امیدوارم خداوند همه ی ما را از خودنمایی و ریاکاری برهاند.آمین
          یک جواب برای شما باقی مانده و آن هم شما به دنبال زهد خود برو ما هم به دنبال زهد و عرفان خود می رویم.

        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          شما به بنده بی احترامی نکردید شما بنده مولانا هستید ولی اینجانب بنده معصومین(ع) هستم و معصومین(ع) خلیفه خدا(جانشین خدا) هستند بنده تبلیغ و تعریف و تمجید کسانی را می کنم که خداوند تبلیغ وتعریف و تمجید انها را کرده ولی شما خلاف امر خدا و رسول و امامان معصوم(ع) را انجام می دهید.
          بنده خدا؟؟؟؟!!!! در کجا معصومین(ع) برای ارشاد مردم با دید مثبت از الفاظ مستی و می و . . . استفاده کرده اند.
          (سوره حشر ایه۷) انچه را رسولخدا برای شما اورده بگیرید و از انچه نهی کرده خودداری نمایید، و از خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است.
          (شوری ایه۲۳) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم)
          امام باقر (ع) فرمود : کار نیک شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت است . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۲ ش ۱۴ )
          امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
          امام صادق(ع) راجع به قول خدای عزوجل “خدا را نامهای نیکوست او را به انها بخوانید ” فرمود: سوگند بخدا مائیم ان نامهای نیکو که خدا عملی را از بندگان نپدیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد. (کافی ج۱ص۱۹۶ش۴)
          امام صادق(ع) فرمود: اوصیاء پیغمبردرهای توجه خدای عزوجل باشند واگر ایشان نبودند، مردم خدای عزوجل را نمی شناختند و خدای تبارک و تعالی بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. (کافی ج۱ص۲۷۵ش۲)
          رسـول خـدا (ص) فـرمـود: هـمـانـا خـداسـت و شـیـطـان ، حـق اسـت و بـاطـل ، هـدایـت اسـت و گـمـراهـى ، راه راسـت اسـت و نومیدى ، دنیاست و آخرت ، حسناتست و سیئات ، پس هر چه حسناتست از خداست و هر چه سیئاتست از شیطان لعنه الله .(کافی ج۳ص۲۵ش۲)
          خداوند، انبیاء ، چهارده معصوم(ع)،حضرت لقمان، جناب اصف بن برخیا ، حضرت سلمان، ثقه الاسلام یعقوب کلینی . . .
          ابلیس، فرعون، بلعم باعورا، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، یزید و . . . ، ابن عربی، بایزیدبسطامی ، شمس ، مولانا و . . .

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          ای تو در کشتی تن رفته به خواب/اب را دیدی،نگر در آب ِ آب
          آب را آبی است کو می راندش/روح را روحی است کو می خواندش
          مو سی و عیسی کجا بُد آفتاب/کشت موجودات را می داد آب؟
          آدم و حوا کجا بد آن زمان/که خدا افکند این زه در کمان؟
          این سخن هم ناقص است و ابتر است/آن سخن که نیست ناقص،آن سر است
          گر بگوید ، زآن بلغزد پای تو/ور نگوید هیچ از آن ای وای تو/…
          بسته پایی چون گیا اندر زمین/سر بجنبانی به بادی بی یقین
          لیک پایت نیست تا نقلی کنی/یا مگر پا را از این گل برکنی… مثنوی شریف “مولانا”

        • بشنو از ني says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          وحی آمد سوی موسی از خدا
          بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
          تو برای وصل کردن آمدی
          نی برای فصل کردن آمدی
          تا توانی پا منه اندر فراق
          ابغض الاشیاء عندی الطلاق
          هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
          هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
          در حق او مدح و در حق تو ذم
          در حق او شهد و در حق تو سم
          ما بری از پاک و ناپاکی همه
          از گرانجانی و چالاکی همه
          من نکردم امر تا سودی کنم
          بلک تا بر بندگان جودی کنم
          من نگردم پاک از تسبیحشان
          پاک هم ایشان شوند و درفشان
          ما زبان را ننگریم و قال را
          ما روان را بنگریم و حال را
          ناظر قلبیم اگر خاشع بود
          گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
          زانک دل جوهر بود گفتن عرض
          پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
          موسیا آداب‌دانان دیگرند
          سوخته جان و روانان دیگرند
          ملت عشق از همه دینها جداست
          عاشقان را ملت و مذهب خداست

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          سلام به دوست عزیزم “بشنو از نی”. ممنون از براز لطف وعلاقه و گوشه ای از کلام شیرین مولانا. امیدوارو جناب ” ناشناس قدیمی و ank” دست از لجاجت بردارند و برای شناخت مولانا و گفته هی نغز ایشان احترام بگذارند و معنی و مفهوم ابیاتی که ارائه داده اید را درک کرده و دست از کینه توزی بردارند. امیدوارم خداوند به همه سعه ی صدر بده که زود از کوره در نروند و گنجایش بالایی داشته باشند….خداوند نگهدارتان باد.

        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          اشعار مولانا ریتمش بسیار عالی می باشد ولی مفاهیمش درست و غلط و شبه دار می باشد و محال است که جایگزین کلام خداوند و کلام معصومین(ع) شود.
          امام صادق(ع) مى‏فرمود: بخدا که من کتاب خدا را از آغاز تا پایانش مى‏دانم، چنانکه گوئى در کف دست منست، در قرآنست خبر آسمان و خبر زمین و خبر گذشته و خبر آینده، خداى عزوجل فرماید: بیان هر چیز در آنست. (کافی ج۱ص۳۳۳ش۴)
          امام باقر(ع) فرمود: جز اوصیاء پیغمبر کسى را نرسد که ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست.(کافی ج۱ص۳۳۲ش۲)
          ابن کثیر گوید: امام صادق(ع) درباره آیه شریفه (۴۰ سوره ۲۷) “کسى که دانشى بکتاب داشت (آصف بن برخیا بقول مشهور)گفت من آن تخت را نزد تو آورم، پیش از آنکه چشمت را بهم زنى ” آنگاه انگشتانش را باز کرد و بر سینه‏اش گذاشت و سپس فرمود: بخدا که همه علم کتاب نزد ماست (ولى آصف اندکى از آنرا میدانست ). (کافی ج۱ص۳۳۳ش۵)
          امام صادق(ع) فرمود: منزلت مردم را به اندازه روایتیکه از ما نقل می کنند بشناسید.(کافی ج۱ص۶۴ش۱۳)
          معاویه بن عمار گوید : به امام صادق (ع) عرضکردم : مردیستکه از شما روایت بسیار نقل کند و میان مردم انتشار دهد و آنرا در دل مردم و دل شیعیانتان استوار کند و شاید عابدی از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک بهترند؟ فرمود : آنکه احادیث ما را روایت کند و د لهای شیعیانمان را استوار سازد از هزار عابد بهتر است. (کافی ج۱ص۴۰ش۹)

        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          اتفاقا شعر جالبی رو گذاشتند 😉
          سندیت این شعریکه مولانا (به قول شما ؛ چون مولای ما که نیست خخخخخ) سروده چیه ؟!؟!
          این داستانیکه نقل میکنه سندیت داستانش چیه ؟! از کجا متوجه رخ دادن این داستان شده ؟!؟!؟

          خدا ان شاالله همه مارو به راه راست هدایت کنه

          شما هم با دید باز و بدون تعصب و بدون ترس از اینکه مثنوی زیر سوال بره به روایات اهل بیت ع رجوع کنین و حقیقت دین رو و رشد و تعالی و تکامل رو از در همون خونه ای بجویین که پیامبر ص اونهارو به ما معرفی کردن و امام علی ع رو به عنوان درب برای شهر علم معرفی کردن و اشتباه هست اگر کسی فکر کنه به شهر داخل میشه بدون اینکه از دربش بگذره

          همون ۲ ثقلیکه ما رو از گمراهی دور میکنن به تضمین پیامبر ص

          به روایاتیکه درباره صوفیان صادر شده از جانب مولانا امام هادی ع و حضرت صادق ع و … نظر کنین و ببینین که صوفیان در آن زمان چه کارهایی میکردن و چه عقایدی داشتن و چرا اهل بیت باهاشون مخالف بودن و چرا امام هادی همشون رو همه ی صوفیان رو تمام فرقشون رو از گمراهان میدونند

          بعد بشینین ۲ ۲تا ۴تا کنین

          اگر من یا ناشناس قدیمی داریم به روایات نگاه میکنیم و نظرمون به سمت روایات هست گمراهی در انتظارمون نیست چون خود خدا این راه رو بهمون نشون داده

          اما شما باید خیلی حواستون باشه چون به حساب خودتون دارین موازی کاری میکنین و اگر گمراهی صورت بگیره عذری هم فکر نمیکنم داشته باشین

        • بشنو از ني says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          شیخ خندید و بگفتش ای سلیم
          این درخت علم باشد در علیم
          بس بلند و بس شگرف و بس بسیط
          آب حیوانی ز دریای محیط
          تو بصورت رفته ای ای بی خبر
          زان ز شاخ معنیی بی بار و بر
          گه درختش نام شد گه آفتاب
          گاه بحرش نام گشت و گه سحاب
          آن یکی کش صد هزار آثار خاست
          کمترین آثار او عمر بقاست
          گرچه فردست او اثر دارد هزار
          آن یکی را نام شاید بی شمار
          آن یکی شخصی ترا باشد پدر
          در حق شخصی دگر باشد پسر
          در حق دیگر بود قهر و عدو
          در حق دیگر بود لطف و نکو
          صد هزاران نام و او یک آدمی
          صاحب هر وصفش از وصفی عمی
          هر که جوید نام گر صاحب ثقه ست
          همچو تو نومید و اندر تفرقه ست
          تو چه بر چفسی برین نام درخت
          تا بمانی تلخ کام و شوربخت
          در گذر از نام و بنگر در صفات
          تا صفاتت ره نماید سوی ذات
          اختلاف خلق از نام اوفتاد
          چون بمعنی رفت آرام اوفتاد

        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          جناب بنده خدای عزیز
          اینکه میگین تمام بزرگان دین این مولانارو قبول دارند رو مطمین هستین ؟؟ چون خیلیا بلکه از خیلیا بیشتر هستن که این بنده خدارو قبول ندارن

          ضمن اینکه نگفتین سندیت شعر موسی و شبان چیه و از کجا اومده و … ؟؟؟

      • بنده خدا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        ناشناس قدیمی ، نمی دونم یا نمی فهمی یا خودتو به نفهمی زدی یا خامی و نپخته.چرا مطالب منو درست نمی خونی تو. من بنده خدا هستم نه بنده مخلوق (هر کسی که می خواهد باشد)این سایت در مورد مولانا و نکوهش کردن اندیشه های این شخصیت است که تمام بزرگان اسلام و دین قبولش دارند و به وی احترام خاصی می گذارند. هر چی من می گم تو صحبت “کافی ” را بروز می دی، اینجا راجع به مولانا صحبت می شه نه کسی دیگه…، برای فهم کلام مولانا باید از ظاهر بگذری و به باطن برسی و این ساده هم نیست . اولین شرط گذر از تعصبی است که چشمان تو را کور کرده . به همه داری لعن و نفرین می فرستی ، بچه جان مراقب کلامت باش…. یادت باشه که هر لفظی ظاهر و باطنی دارد ….، من فکر م یکنم حرف زدن با تو و امثال جنابعالی راه به جایی نمی بره.تو همون کافی خودتو بخون ما هم مثنوی خودمون و…. ، با این اندیشه ای که شما داری فکر می کنم “حافظ و سعدی و عطار و فردوسی و عراقی و صائب و جامی ونظامیو … تمامی شاعران و نویسندگان رو قبول نداری چند روز دیگه به همه ی این ها وصله می چسبونه.که این ها همه می خور هستند. معلومه که سوادت خیلی پایینه و تو چیزی از ادبیات نمی دونی …من دیگه با شما حرفی ندارم تو همون حوزه ی خودت سعی کن واژه ها رو حفظ کنی بدون اینکه بفهمیشون… خام بدم پخته شدم سوختم /تا که ره عشق بیاموختم. شما کلا” با عشق مشکل داری…

        پاسخ دادن
        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          بنده خدا؟!!! رسولخدا(ص) در حدیث ثقلین از ما خواسته از قران و عترتش پیروی کنیم نه از شعرو شعراء که درست و غلط را با ریتم قشنگ بیان می کنند اگر شما مایل به پیروی از رسولخدا(ص) هستی باید تبلیغ قران و کلام معصومین(ع) را انجام بدی، به اندازه لازم مطالب حق به شما ارایه شده می خواهی بپذیر می خواهی نپذیر اختیار با خودت می باشد.
          سلیم ابن قیس گوید : شنیدم علی (ع) می فرمود : . . . رسول خدا (ص) در آخرین خطبه اش روزی که خدای عزوجل قبض روحش نماید ، فرمود : من همانا دو چیز در میان شما می گذارم که پس از من هرگز گمراه نشوید تا مادامیکه به آن دو چنگ زنید : کتاب خدا و عترتم که اهل بیت منند زیرا خدای لطیف و آگاه به من سفارش کرده که آن دو از هم جدا نشوند تا در کنار حوض برمن وارد شوند ، مانند این دو ، و دو انگشت سبابه خود را به هم چسباند و نمی گویم مانند این دو انگشت و انگشت سبابه و وسطی را به هم چسباند که یکی بر دیگری پیش باشد پس به هر دوی اینها چنگ زنید تا نلغزید و گمراه نشوید و برایشان جلو نیفتید که گمراه شوید . (کافی جلد ۴ ص ۱۴۱ ش ۱ )
          امیرالمومنین (ع) برای مردم سخنرانی کرد و فرمود : ای مردم همانا آغاز پیدایش آشوبها پیروی هوسها و بدعت نهادن احکامی است بر خلاف قرآن که مردمی به دنبال مردمی آنرا بدست گیرند ، اگر باطل برهنه بود بر خردمندی نهان نمی گشت و اگر حق نا آمیخته می نمود اختلافی پیدا نمی شد ولی مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته و آمیخته شود و با هم پیش آیند ، اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره شود و آنها که از جانب خدا سبقت نیکی داشتند نجات یابند . (کافی جلد ۱ ص ۶۹ ش ۱ )

    • ANK says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      چرا هیچ موقع هیچکس شبهات موجود رو جواب نمیده ؟!؟! فقط هرکی میاد میگه نمیشه به اینا نقد کرد و … بدون هیچ دلیل ! مولانا یک سری شعر بسرایه بعد شما قبول کن ؛ چرا !؟ چون میگه اینا کشف و شهود و … !!!!! ما باور نمیکنیم ! اگرم هست شیطانیه نه روحانی ! شما هم بجای اینکه هی بیاین بگین شما سر در نمیارین و … حربه ایکه همیشه متصوفه استفاده میکنه علیه مخالفانش که کسی نقدش نکنه چون هیچ جوابی نداره ! بیاین حد اقل جواب بدین
      ببخشید اگر لحن کلام تند شد !

      پاسخ دادن
  13. خاكزادي says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام
    چیدن یکسری ابیات از دیوان مولانا و تشویش اذهان مردم کار بسیار نابخردانه اییست که فقط از یک دشمن ایران بر میاید
    خیلی وقت پیش یک نابخرد دیگر ایات قران را که از قطع دست و
    کشتن فرد قاتل و … از این دست ایات که هر کدام به دلیلی نازل شده است را کنار هم جمع کرده بود و یاوه گویی هایی از این دست یاوه گویی ها کرده بود
    من کسی نیستم که در مورد مولانا حرف بزنم فقط ابیاتی از ایشان را خوانده ام و انقد در من تاثیر گذار بوده که جز بیشتر به خدا نزدیکتر شدن در ان ندیدم
    حال این الفاظ رکیک یا هرچه در دیوان مولانا را رفتید جمع کردید کنار هم چیدید که منظوری از ان در بیاورید خدا شما را به راه راست هدایت کند انشالله

    پاسخ دادن
  14. خاكزادي says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    در تمام طول عمرم و در تمام اشعاری که خوانده ام
    تاکنون به عظمت معنای عرفاتی اشعار مولانا کسی ندیدم و نیافتم

    این را یک ایرانی عاشق مولانا میگوید

    برای من شیعه یا سنی بودن مولانا مهم نیست
    اینکه در وصف عمر شعر گفته از ارزش اشعار وی کم نمیکند

    هر چیز بجای خود

    ما باید یاد بگیریم مسایل را قاطی نکنیم
    یک شاعر بزرگ را که دنیا قبولش دارد و ٩٠٠ هزار جاد ترجمه مثنوی در امریکا بفروش رسیده نشاتدهنده عمق نفوذ اشعار معنوی مولاناست
    حال یک نفر خودی که تمایل دارد به دروازه خودش از روی کج فهمی گل بزند کوجکترین تاثیری نخواهد داشت

    ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
    عرض خود میبری و زحمت ما میداری

    پاسخ دادن
    • ANK says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      در باره اینکه گفتید چند تا فروش رفته و این حرفا اصلا هیچ ربطی نداره به اینکه بخوایم بگیم خوبه یا بده !چون معیار اهل بیت ع هستن نه تعداد جلدیکه فروش میره ! حرف شما مثل این میمونه که بگیم هر چیزیکه پرطرفدارتره بهتره ! در صورتیکه ربط نداره !!
      قُل لاَّ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰۰﴾ مائده
      بگو پلید و پاک یکسان نیستند هر چند کثرت پلید[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا کنید باشد که رستگار شوید

      پاسخ دادن
  15. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    سلام به همه ی دوستان و صاحب نظران. کسانی که با اشعار بزرگ مردی چون مولانا مشکل دارند به سراغ این گونه ابات نروند.و آسوده بخوابند و لی حق توهین و بی حرمتی نسبت این شخصیت و تمام بزرگان علم و ادب ندارند .دوم اینکه اگر می خواهید چیزی بفهمید از این اندیشه ها باید عاشق شوید از نوع الهی که وارستگی به همرا دارد. و آن اصولی دارد که باید بیاموزید….،

    پاسخ دادن
      • بنده خدا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        دوست عزیز شما اگر اشنایی کافی با اصل اصول اهل بیت می داشتید مولانا و امثال این بزرگوار را درک می کردید.قرآن را باز کنید و با دقت در ایات آن بیندیشید و کلام بزرگان دین رو باز کنید و خود بدون تقلید صرف بیندیشید . امیدوارم هر آنچه که ائمه فرمودند خواهید یافت . اولین شرط بودن با ائمه (ع) صداقت و دلپاکی و دهان پاکی است. تا جایی که من شنیدم و خیلی از جوامع قومی دیگر، توهین بسیاری است که به دیگر عقاید می شود از کسانیکه خود را پیرو اهل بیت می دانند. و این راه ائمه نیست و میشه بفرمایید که در کجا این بزرگواران بی حرمتی یا فحش و ناسزا به کسی داده باشند که برادران شیعه خودمان به دیگر عقاید می دهند.یک نکته و آن اینکه هموطن عزیزم ” به انچه اظهار پشیمانی خواهید کرد علاقه نشان ندهید. چون اجل هر لحظه در کمین است و مجالی نخواهد داد”.و به قول بزرگ مرد عدل و داد فاروق اعظم(رض):”آزاد باشید همانگونه که از شکم مادر ازاد افریده شده اید”

        پاسخ دادن
        • ANK says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          اینجاکه ما ندیدیم کسی فحش بده یا توهین کنه !
          ما اول بجاییکه بریم مثنوی رو باز کنیم و بعد مطابقت بدیم با روایات ؛ اول میریم روایات رو باز میکنیم و با ذهن و دل پاک بدون هیچ تغییر فکری ایجاد شده قبلی (طبق فرمایشات خودتون)روایات رو میخونیم بعدش میریم سراغ مثنوی چی بگم اصلا نیازی نداریم بریم سراغ مثنوی تازه میریم ببینیم چی گفته که میبینیم بله منطبق نیست بر روایات
          آزاده سعی میکنیم باشیم ولی آزاد نیستیم درجاییکه نهی شده باشیم از آنچه نهی شدیم اجتناب میکنیم و در آنچه تشویق و ترغیب شده باشیم قدم میذاریم و واردش میشیم

        • بنده خدا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          دوست عزیز من با کسانی بودم که بی حرمتی میکنند . داریم در جامعه خودمون که این نوع رفتارها در شأن فرهنگ ما نیست.به هر حال. موضوع بعدی که فرمودید اول سراغ روایات بریم این خیلی خوبه من نگفتم که شما سراغ روایات نرید عزیزم. در جواب کسانی که عیبها را میبینند ولی خوبی ها را نمی بینند گفتم . بعدش مولانا که معصوم نبوده …..، خیلی از بزرگانی همچون دکتر قمشه ای دکتر استعلامی . استاد کریم زمانی و خیلی از شیوخ مکتبی در هر سخنرانی که انجام می دهند از اشعار گهربار ایشان استفاده می کنند و متخصصین ما تفسیر زیباییی انجام می دهند جالب اینجاست که همین اندیشمندان ما که کم هم نیستند خودشان حافظ قرآن هستند و حافظ و مفسر نهج البلاغه و دیگر کتب روایی و مهم جامعه ی ما.علامه جعفری. زرین کوب و خیلی های دیگه. امیدوارم شما هم با من هم عقیده باشید در این که من و شما به طور یقین از این شخصیتها با دانش تر و آگاه تر نسبت به علوم دینی و فقهی و…نیستیم . این ها الگو های قابل اعتماد و موثق ما هستند …. ممنون از حوصله ای که به خرج دادید.

      • بنده خدا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        این هم درباره امام حسین(ع)
        تا زسرشادی برون ننهند مردان صفا

        پای نتوانند بردن بربساط مصطفی

        خرّمی چون باشد اندرکوی دین کزبهرمُلک

        خون روان کردند ازحلق حسین درکربلا

        ازبرای یک بلی کاندرازل گفته ست جان

        تا ابد اندررهد مرد بلی تن دربلا

        – – –

        کاین طریق است که دروی چوشوی،توشه تو را

        جزفنا بودن اگربوذری وسلمان نیست

        این عروسی ست که ازحسن رخش با تن تو

        گرحسینی همه جزخنجروجزپیکان نیست

        – – –

        سراسرجمله عالم پرشهید است

        شهیدی چون حسین کربلا کو

        وچند نمونه هم ازمورد دوم:

        سربرآرازگلشن تحقیق تا درکوی دین

        کشتگان زنده بینی انجمن درانجمن

        دریکی صف کشتگان بینی به تیغی چون حسین

        دردگرصف خستگان بینی به زهری چون حسن

        کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
        کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی
        کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را در گشایی
        کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
        کجایید ای در زندان شکسته بداده وامداران را رهایی
        کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی نوایی
        در آن بحرید کین عالم کف اوست زمانی بیش دارید آشنایی
        کف دریاست صورت‌های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
        دلم کف کرد کین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
        برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل هر ضیایی

        روزِ عاشورا نمی‌دانی که هست ماتمِ جانی که از قرنی بِه است
        پیشِ مؤمن کَی بُود این غصّه خوار قدرِ عشقِ گوش عشقِ گوشوار
        پیشِ مؤمن ماتمِ آن پاک روح شهره‌تر باشد ز صد طوفانِ نوح
        ب۷۹۰ ـ ۷۹۳ ـ دفتر ششم مثنوی

        پس عزا بر خود کنید ای خفتگان ز آنکه بَد مرگی است این خوابِ گران
        روحِ سلطانی ز زندانی بجَسْت جامه چه درانیم و چو خاییم دست
        چونکه ایشان خسروِ دین بوده اند وقتِ شادی شد چو بشْکستند بند
        سوی شادُرْوانِ دولت تاختند کُنده و زنجیر را انداختند
        روزِ مُلک است و گَش و شاهنشهی گر تو یک ذرّه از ایشان آگهی
        ورنه ای آگه بَرو بر خود گِری ز آنکه در انکارِ نَقل و مَحشری
        بر دل و دینِ خرابت نوحه کن که نمی‌بیند جز این خاکِ کهن
        ور همی بیند چرا نبْود دلیر پُشْتدار و جان سپار و چشم سیر
        در رُخت کو از مَیِ دین فرّخی گر بدیدی بحر کو کفِّ سخی
        آنکه جُو دید آب را نکْند دریغ خاصّه آن کاو دید آن دریا و میغ
        مثنوی ـ دفتر ششم ـ ب ۷۹۵ ـ ۸۰۵
        امیدوارم که شما خود مراجعه به اثار بزرگ مردی چون مولانا به حقیقت پی خواهید برد. با سپاس از شما عزیزان

        پاسخ دادن
  16. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    با سلام مجمدد به همه ی دوستان. برادر گرامی من وارد مسائل سیاسی و دینی نمی شوم. در مورد مولانا و بعضی الفاظی که با عث انحراف فکری و سوء برداشت شما عزیزان شده بود نکاتی را گفتم بر حسب وظیفه به عنوان یک هموطن و دوست شما و به عنوان شاگرد شما .اینکه در تاریخ تحریف های بسیاری شده شکی نیست و بازگشت به ان ها هم مشکل و گرهی را حل نخواهد کرد.در جواب دوست عزیزی که فرمودند چطور به مرشد اعتماد باید کرد .شناخت اون شخصیت بر اساس تحقیق کافی است و اگر منظور شما مرشد الهی یا راهرو حقیقی خداست که بعید می دانم بشه پیدا کرد …. منظور من کسانی است که فهم الفاظ نادری که در کلام مولانا دیده می شود بود که بسیاری به صورت (کنایه . استعاره و مجاز و ایجاز و ایهام و …… )در کتاب های ایشان امده بودرا می توانند تشریح کنند و مطلب برای شما مشخص شود … مطمئن باشید اگر مرشدی خوب بیابید و خود شما نیز سالکی خوب باشید ضرری نخواهد داشت و چشمه های حقیقت یکی یکی برای شما نمایان خواهد شد.به شرطی که در اختیار مرشد باشید. به قول حافظ” به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها”. این را هم بدان که کسانیکه سفسطه می کنند و مغلطه کارند به حقیقت نمی رسند. اندیشه های پاک جویای حقیقت می شوند.عالم عرفان بسیار سخت و پیچیده است در این مقال نمی گنجد…..خود ائمه(ع) بهترین مرشد ها هستند به شرطی این بزرگان رو خوب بشناسیم نه اینکه فقط شناخت شناسنامه ای داشته باشیم. کردا و رفتار و منش این بزرگان برای مسیر ما با ارزش هست..امیدوارم خداوند همه ی ما را در مسیر این عزیزان قرار دهد. حقیقت باشیم نه منافق که هر بلای که سر دین ما آمده از رفتار منافقان بوده است.

    پاسخ دادن
    • حمید رضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      اما اونجا که گفتید :
      “عالم عرفان بسیار سخت و پیچیده است در این مقال نمی گنجد…..خود ائمه(ع) بهترین مرشد ها هستند به شرطی این بزرگان رو خوب بشناسیم نه اینکه فقط شناخت شناسنامه ای داشته باشیم.”
      درباره عالم عرفان روایتی بیاورید با منبع ,
      به ائمه علیهم السلام میگی مرشد برای اینکه قصدی داری ,
      شما به کیا میگی مرشد به ائمه علیهم السلام هم میگی مرشد,
      نوشتی به شرط اینکه ما بشناسیمشان یعنی اگر ما نشناسیمشان اونها مرشد نیستند (تناقض)
      اگر برام روایتی با ذکر منبع بیاری که ائمه علیم السلام رو مرشد خواندند استفاده میبرم,
      دین ما به ما اختیار داده اونوقت بدمش دست مرشد,
      شما که شعر میاری یه نظرم درباره شعرهای بالا بده خب,
      نمیتونی منکرشعرهای افتضاحش هم بشی,

      خدا هر چی صوفی هست لعنت کنه.

      پاسخ دادن
  17. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ۲- اثر پذیری ساختاری:
    در این شیوه صاحب سخن، ساختار قرآنی را سر مشق والگوی خویش قرار داده و با همان ساخت و بافت هم سان وهم خوان به ایراد سخن می پردازد، که این شیوه نیز از مختصات مولانا جلال الدین بلخی است، توضیح بیشتر:

    یکی از ویژگی های سبکی و ساختار قرآن مجید، رو ساخت گسست نما، بریده بریده، و‍‍‍‍ژرف ساخت پیوسته، و در هم تنیده آنست، بگونه ای که برای هر پژوهنده، در برخورد آغازین با این کتاب مقدس، چنین می نماید که آیه های که در یک سوره به صورت پی درپی قرار گرفته. و همین گونه سوره های که در سراسر قرآن پیرامون هم قرار گرفته است، نه تنها پیوند آشکار و پنهان ندارد، که چه بسا بیگانه نیز هست، اما این پژوهنده، آنگاه که با قرآن انس پیدا نماید، و با جان و دل و با طهارت و تقوی به حریم حرمت آن اذن دخول یافت، همان آیه ها و سوره های به ظاهر بریده بریده، و از هم گسسته و بیگانه، در باطن پیوند پنهانی، اما چنان ژرف و شگرف و هموار و استوار دارد، که اگر هر یک را از جایش برداری و در جای دیگر بنشانی، در هنجار و استواری آن رخنه خواهید افگند.

    در مثنوی معنوی مولوی، این شیوه به راحتی قابل مشاهده است، کتابی که ظاهرش از نظم و انسجام و پیوند و استواری بر خوردار نیست و چه بسا کسانی آن را مجموعه ای از مطالب پریشان، و از هم گسسته و کشکولی و برهم انباشته بدانند، امّا آنکس که با مثنوی خو بگیرد، و آشنایی بهم رساند…

    پاسخ دادن
  18. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    خوب بخوان و در راه عشق بمان . عشق مولانا و قرآن:
    ۱- بهره گیری وتأثیر پذیری از یک آیه قرآنی در یک فرد شعر نظیر:
    قدر همت باشد آن جهد ودعا ( لیس للانسان الا ما سعی)

    قبله ازدل ساخت وآمد در دعا (لیس للانسان الا ما سعی)

    و یا آنچه در این اشعار معروف و مشهور آمده است :

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم ک (انا الیه راجعون)

    صورت از بی صورتی امد بیرون باز شد )انا الیه راجعون)

    از ملک هم بایدم جستن زی جو ( کل شیء هالک الا وجهه)

    ۲- بهره گیری از تعابیر و کلمات قرآنی در اشعار، با انگیزه های مختلف که بر شمردیم نظیر:

    (یومنون باالغیب) می با یى مرا زان ببستم روزن فانی سرا

    که مولانا بقصد تبرک واستناد به قران از ایه ۳ سورره بقره بهره جسته است . یا همانند :

    عقل را با عقل یاریِ یار کن (امر هم شوری) بخوان و کار کن

    در این قسمت مولانا به قصد استناد به قرآن از ایه ۳۸ سوره شوری بهره جسته است . یا نظیر:

    اسم هرچیزی تو از دانا شنو سّر رمز(علّم الاسماء) شنو

    چون ملایک گو که: ( لا علم لنا ) یا الهی غیر (ما علّمتنا)

    که در این قسمت مولانا برای تبیین و تعلیل سخنش با استفاده از آیه ۳۱و ۳۲ سوره بقره از قرآن بهره گرفته است، یا نظیر:

    (الخبیثات للخبیثین) حکمت است زشت را هم زشت، جفت و بابت است

    که با استفاده از کلمات قرآنی، از آیه ۲۶ سوره نور، اشعار خودش را شکل داده است. ویا نظیر:

    یوم دین(زلزلت زلزالها) این…

    پاسخ دادن
  19. بشنو از ني says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    چند بازی عشق با نقشِ سبو؟ بگذر از نقشِ سبو، رو آبْ جو
    صورتش دیدی ز معنی غافلی از صدف دُرّی گُزین گر عاقلی
    ای برادر، قصه چون پیمانه‌ای است معنی اندر وی مثالِ دانه‌ای است
    دانۀ معنی بگیرد مردِ عقل ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
    ….

    دانک این نفس بهیمی نر خرست
    زیر او بودن از آن ننگین‌ترست
    در ره نفس ار بمیری در منی
    تو حقیقت دان که مثل آن زنی

    حق تعالی داد میزان را زبان
    هین ز قرآن سورهٔ رحمن بخوان
    هین ز حرص خویش میزان را مهل
    آز و حرص آمد ترا خصم مضل
    حرص جوید کل بر آید او ز کل
    حرص مپرست ای فجل ابن الفجل

    پاسخ دادن
  20. سعیدی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    اى دل چه اندیشیده‏ اى در عذر آن تقصیرها

    زان سوى او چندان وفا، زین سوى تو چندین جفا

    زان سوى او چندان کَرَم، زین سو خلاف و بیش و کم

    زان سوى او چندان نِعَم، زین سوى تو چندین خطا

    زین سوى تو چندین حسد، چندین خیال و ظّن بد

    زان سوى او چندان کشش، چندان چشش، چندان عطا

    از بد پشیمان مى ‏شوى، اللّه‏ گویان مى ‏شوى

    آن لحظه ترساننده را با خود نمى ‏بینى چرا

    از جرم ترسان مى‏ شوى، وز چاره پرسان مى ‏شوى

    آن دَم تو را او مى ‏کشد تا وارهانَد مر تو را

    (مولوى)

    پاسخ دادن
  21. سعیدی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    شیخ محمدحسن وکیلی:

    هیچ کس هیچگاه مولوی و مثنوی را با معصومین مقایسه نکرده است و نباید بکند.
    ملای رومی رضوان الله علیه خاک پای اهل بیت علیهم السلام و عبد مخلص ایشان بوده است و بیش از این نیز کسی از ایشان توقعی ندارد.
    اگر عده ای از افاضل کتاب ایشان را می‏خوانند به جهت آنست که کلید فهم قرآن و روایات است و اگر این جهت نبود هیچ وقت در میان شیعیان خاص حضرت امیرالمؤمنین این قدر مشتری و طالب پیدا نمی کرد و بزرگان شیعه به این کتاب این قدر اقبال نشان نمی دادند.
    ما از مزبله کسب فیض نمی کنیم ولی اگر مجموعه ای جواهر در صندوقچه ای بود که با آن می شد قفلهای روایات ناب اهل بیت علیهم السلام را گشود انسان باید به سراغ آن جواهر برود (((گرچه در کنار آن در صندوقچه کمی گل و لای و کثافات هم باشد))). حق و باطل آن را عرضه بر عقل و کتاب و سنت کند و خوب وبدش را از هم جدا نماید و از افراط و تفریط اجتناب ورزد.
    ضمنا در فرمایشات معصومین هم از این دست مطالب هست گرچه ظرائفی دارد که در کلام ملای رومی نیست و اگر خوف آن نبود که بهانه دست مخالفان داده باشم فهرستی از آن را خدمتتان عرض می کردم.

    پاسخ دادن
    • ANK says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      مثنوی رو همسنگ قرآن هم نباید دونست ! مشکل با اون اصل اصل اصول هست که یه عده قبول دارن ؛ همون حرفاییکه خودش اول کتابش زده ؛ ما میگیم آقاجان اینطوری نیست ؛ شما هم همینو میگین خب خدا خیرتون بده

      پاسخ دادن
    • حمید رضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      قرآن را جز معلمش که معصوم باشد کسی نمی تواند به سخن در آورد
      از کی تا حالا لازمه برای فهم قرآن و روایات شر و ور خونده بشه
      المعرفه صنع الله : معرفت کار خداست (امام صادق علیه السلام)
      حالا فکر کردی شعر بخونی قرآن می فهمی ؟
      تا کسی از آن راهی که خدا خواسته وارد نشود پیوسته به سوی جهنم میرود

      پاسخ دادن
        • حمید رضا says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          لطفا به حدیثی که آوردم توجه فرمایید
          المعرفه صنع الله : معرفت کار خداست (امام صادق علیه السلام)
          فهم و شناخت دست خداست , نه دست شعر

  22. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ممنون از اینکه مرا دعا کردی همه یما نیاز به هدایت داریم . دعای من اینه که خدا هیچ وقت نظرش از ما بر نگردد.کسی که تمامی دانشمندان و ادیبان او و اندیشه هایش را پذیرفته اند رو فقط با داشتن چند بیت که شاید دریافت معنایش برای ما مشکل باشد رو رد کنیم و اندیشه های جهانی ایشان را قبول نکنیم . من مولانا را با ائمه(ع) مقایسه نمی کنم عزیزمن. اینجا صحبت از اندیشه ی ایشان بود من هم بر حسب وظیفه نکاتی که می دونستم جهت رفع ابهام خوانندگان نوشتم. اگر باعث رنجش شما و امثال شما شدم عذر می خوام .موفق باشید.

    پاسخ دادن
  23. بنده خدا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    استن این عالم ای جان غفلت است/هوشیاری این جهان را آفت است
    هوشیاری زان جهان است و چو آن/غالب آید پست گردد این جهان. “مولانا”
    تو چه می دانی که فرق “لا” کجاست؟/فهم “الا” را کرا این جایگاست؟
    توچه می دانی که از زهد و ریا/ هیچ برخیزد یکی مرد خدا!؟
    گر که می خواهی بدانی حرف حق/ اصل توحیدی به جانت کن سبق
    ای برادر مانده ای در ظاهرت/ لحظه ای بیرون بیا از خاطرت
    چون نمی دانی تو علم و دین حق/ از چه رو باور نمی داری فلق
    گر زدایی چرک باطن از درون/با یقین بینی حقایق اندرون
    تو چه می دانی ز رحمان و رحیم/تو چه می دانی ز عشق بوتمیم؟
    ای برادر کجروی اندازه کن/در مقامش صد سخن آوازه کن
    از ره باطل ره باطل نشوی/پرده ها برگیر و ره عاطل مجوی
    گر که خوابی زود بیدارت کنم/در سرای عافیت دارت کنم
    هر کسی با بینش و علم و گهر/راه حق جوید به صد گونه هنر
    گر که خواهی مست حق باشی عزیز/ریم پس مانده بشوی از جان تمیز….”فاضل”

    پاسخ دادن
  24. امير says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    متاسفانه در بسیاری از ما آنچنان “شخصیت پرستی” ریشه دوانده که به جرات میشود گفت اندیشه و تفکر و تعقل را از آدمی ربوده است؛ در حالی که ملاک حقیقی “حق” است.( وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) اعراف ۸
    من نمیدانم در کجای قرآن این ساختار و شاکله وجود دارد.
    آیا در قرآن ادبیات سخیف و پستِ مثنویِ به اصطلاح معنوی را می بینیم؟ نمونه بیاورید ما هم بدانیم.
    عجیب است شخصی بیاید در کمال وقاحت ادعا کند هذا کِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ أُصولُ أُصولِ أُصولِ الْدّین….. الی آخر.
    هیچ عقل سلیمی پذیرای این اندیشه ها نمی باشد.
    عجیب تر آنکه عده ای آن را نادیده بر چشمانشان گذاشته و متبرک می شوند.
    …..
    به قول آقای میرباقری این کتابیست که آن را باید با انبر برداشت !!
    أَیْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْکِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ؟ کجاست آنکه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد کرد؟ (دعای ندبه)

    پاسخ دادن
    • احمد says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      به حضور جناب محترم امیر: عرفان علم شهود حق است و برای شهود حق در قدم اول ذوق باید داشت نه عقل. عارف گاهی از بعد شریعت سخن میگوید و گاهی از بعد طریقت و گاهی هم از بعد حقیقت. شما هم که انشاالله به مرتبه شهود حق رسیدید خواهید دانست که مولانا حرف بی جای و خارج از عقل نزده بلکه حرفهایش فراتر منطقی است. البته این تنها مولانا نیست که چنین سخنان فرامنطقی را از خود بروز داده است بلکه ابن عربی و بایزید بسطامی و از حلاج ابن منصور وووو هم چنین سخنانی گقته اند. ملت عاشق ز ملتهای جداست …. عاشفان را ملت و مذهب خداست. کسییکه امامان را شیعه یا سنی میدانند به اسرار درون شان آگاه نیستند و ای جز مذهب گرایی و افرایش کثرت چیزی دیگری نیست. این همه جنگ و حدل حاصل کوته نظریست … چون نظر باز کنی کعبه و بت خانه یکیست. اگر بخواهیم سخنان عرفا را درک کنیم باید سینه های مان را از قالب مذهب گرایی و دینگرایی تمیز نگهداریم در غیر انیصورت به معنای وحدهُ لاشریکه لهو را در نمی یابیم.

      پاسخ دادن
      • حمید رضا says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        به “احمد”:
        خوبه که خودت هم گفتی “در قدم اول ذوق باید داشت نه عقل” ,
        مطمئنم وقتی داشتی اینها رو مینوشتی عقل رو کنار گذاشته بودی.
        بدبختی تو و امثال تو اینه که از قرآن و عترت فاصله گرفته اید و به دنبال عرفا راه افتاده اید.
        ” چون نظر باز کنی کعبه و بت خانه یکیست ”
        خب پس شما میگی که حضرت ابراهیم علیه السلام اشتباه کرد بتها رو شکست و میگفت که اینها رو نپرستید ؟
        پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و وصی بر حقش حضرت علی علیه السلام اینهمه با بت پرستی مبارزه کردند و مردم را به لا اله الا الله دعوت می کردند اشتباه کردند ؟
        “کعبه و بت خانه یکیست” , پس یعنی آب و ادرار هم یکیست ,
        آیا شما میتونی ادرار خودت رو میل کنی؟ (شمای نوعی)
        مگه نمیگید یکی هستن ,خب بفرما دیگه.
        شما بد متوجه شدید, کسی نمیگه امامان علیهم السلام شیعه یا سنی بودند که ,
        بلکه به پیروان امامان میگویند شیعه نه به خودشون که , اونوقت شما میگی شیعه یا سنی!!!
        نه شیعه و نه حتی همه پیامبران هم به اسرار درون چهارده معصوم آگاه نیستند جز خدا , شما چی داری میگی ؟!
        اگر امام زمان علیه السلام رو قبول داری , حضرت, حلاج رو لعنت کرده اند , پس لعنت همه شیعیان حضرت مهدی علیه السلام , بر حلاج باد.
        توحید امثال شماها شرک هست و بد در دام شیطان افتاده اید , اگر نمیدانی پس بدان که خداوند اگر همه گناهان رو ببخشد شرک را هرگز نمیبخشد.

        پاسخ دادن
      • ANK says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        برای فهمیدن معنی وحده لا شریک له باید رفت در خونه اهل بیت نه در خونه گمراهای مفسدی که اهل بیت ع ازشون بیزاری جستن و لعنتشون کردن ؛ مکاشفه هم بزارین سر کوزه آبشو بخورین چون نمیتونین اثبات کنین چیزیکه در مکاشفه دیده میشه حق و حقیقت هست یا شیطانی هست و از جانب شیطان !

        پاسخ دادن
      • ناشناس قدیمی says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        احمد اقا هر نوع علم درستی نزد معصومین(ع) می باشد تلاش شما برای جایگزین کردن یا تیلیغ غیر معصوم(چه صالح چه غیر صالح) مورد رضای خداوند سبحان نمی باشد شما به استناد ایات قران و عقل موظف به تبلیغ معصومین(ع) می باشید.
        (سوره حشر ایه۷) انچه را رسولخدا برای شما اورده بگیرید و از انچه نهی کرده خودداری نمایید، و از خدا بپرهیزیدکه خداوند کیفرش شدید است.
        (شوری ایه۲۳) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم)
        امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
        امام صادق(ع) راجع به قول خدای عزوجل “خدا را نامهای نیکوست او را به انها بخوانید ” فرمود: سوگند بخدا مائیم ان نامهای نیکو که خدا عملی را از بندگان نپدیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد. (کافی ج۱ص۱۹۶ش۴)
        امام صادق(ع) فرمود: اوصیاء پیغمبردرهای توجه خدای عزوجل باشند واگر ایشان نبودند، مردم خدای عزوجل را نمی شناختند و خدای تبارک و تعالی بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. (کافی ج۱ص۲۷۵ش۲)
        امام صادق (ع) می فرماید : ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )

        پاسخ دادن
    • محمد رضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      به نا خدا

      نظر شما در باره این جمله حضرت علی (ع) چیست :
      خدایی را که ندیده ام عبادت نمی کنم
      آیا مثل کج فهمان می گویید این شرک حضرت علی(ع) است یا نه بر اساس عقل انسانی می گویید منظور دیدن با چشم دل است
      که یقینا همین طور است
      پس درباره این عبارت مثنوی به جای از کوره در رفتن بیشتر اندیشه کنید تا مقصود مولوی را بهتر درک کنید

      شما دارید سفسطه می کنید با دیدن سطحی این جمله شان یک عارف وارسته راحفظ نکرده و زبان به بد گشوده اید

      خوب خالا شما می دانیدکه عارف از این سطح نگر ی می گذر
      چون با ترکیه نفس و گذشتن از خواسته نفس توانسته است بر نفس غلبه کند و حقائق امور را درک کند در واقع این بخس از سخن مولوی داردباطن دین که همان حقیقت است را در قالب ((هو اصول اصول اصول دین))طرح کرده است چون مثنوی دارد به معنویت دعوت می کند

      تازه از بزرگان عرفا معاصر شاگردان خود را به خواندن حافظ و مثنوی دعوت کرده اند چون می دانسته اند که مثنوی همان حال انسان دور شده از مبدا که همان ولایت مولا علی (ع)و سرانجام رسیدن به خداست بیان می کند .

      پاسخ دادن
      • ناشناس قدیمی says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        اقا محمدرضا مثل اینکه شما مطلب همین صفحه سایت را نخوانده اید و برای تبرئه مولوی متمسک به جمله حضرت علی(ع) شده اید شما ها که خودتان را خیلی نکته بین و با فهم می دانید چگونه مطلب سایت را که از اشعار مولوی((هو اصول اصول اصول دین)) نقل شده ان هم با حذف کلمات رکیک ان با جمله حضرت علی(ع) مقایسه می کنید!!!! حضرت علی(ع) با توضیح کافی در باره دیدن خدا جلوی هر گونه سوءاستفاده را گرفته اینقدر برای تبرئه افراد منحرف از معصومین(ع) خرج نکنید.
        امام صادق علیه‏السلام فرمود: عالمى خدمت امیرالمؤمنین رسید و گفت اى امیرمؤمنان: پروردگارت را هنگام پرستش او دیده‏ئى! فرمود: واى بر تو! من آن نیستم که پروردگارى را که ندیده‏ام بپرستم، عرضکرد: چگونه او را دیده‏اى؟ فرمود: واى بر تو دیدگان هنگام نظر افکندن او را درک نکنند ولى دلها با حقایق ایمان او را دیده‏اند.(کافی ج۱ص۱۳۱ش۶)
        مردى از خوارج خدمت امام باقر علیه‏السلام رسید و عرض کرد: اى أبا جعفر چه چیز را مى‏پرستى؟ فرمود: خداى تعالى را، گفت او را دیده‏ئى فرمود: دیدگان او را بینائى چشم نبینند ولى دلها او را بحقیقت ایمان دیده‏اند، با سنجش شناخته نشود و با حواس درک نشود و به مردم مانند نیست، با آیاتش توصیف شده و با علامات شناخته شده، در داوریش ستم نکند، اوست خدا سزاوار پرستشى جز او نیست، مرد خارجى بیرون رفت و میگفت: خدا داناتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد. (کافی ج۱ص۱۳۱ش۵)

        پاسخ دادن
  25. احمدی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    شما کجا و نقد اشعار مولانا کجا دنبال جه می گشتید در مثنوی معنوی به قول ایشان شما همان مردمانی هستید که در اتاق تاریکی فیلی را لمس می کردند و قرار شد تعریفی از فیل ارائه بدهند هر کس هر قسمتی را که لمس کرده بود فکر می کرد فیل همان است بسیار متاسفم برای هوش ایرانیان این آثار در بهترین دانشگاه های آمریکا تدریس می شود.

    پاسخ دادن
    • مصطفی says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      آفرین و احسنت بر تو!!!! که به جای مقایسه با قرآن و استفاده از عقل که از مکمن غیب الهی به ما هدیه و به امانت داده شده ، ترازو رو آمریکا که ام الفتنه هست قرار دادی …
      احسنت بر تو !!!!!!!

      پاسخ دادن
  26. علی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوستان عزیز به غیر از چهارده معصم ما فرد معصوم ندارین نمیخواهم از مثنوی معنوی و… دفاع کنم یا رد کنم اما هیچگاه یک تنه به قاضی نروید شاید بشود ر مقابل خیلی از خوبیها اینها را به پای تحریف گذاشت و یادتان باشد مثنوی معنوی و دیوان شمس یک کتاب بی نظیر است فردی مثل علامه جعفری شرح در بیان ان می نویسد و کسی مثل علامه طباطبائی ان را ی ستاید نیایید نگذارید با کتاه بینی همه چیز زیر سوال رود و یادتان باشد برای اینکه بگوییم شمس مال ایران است در خوی برایش مقبره ساختیم و برای مولوی هم با دوسه کشر جنگ الفاظ داریم. من فقط می توانم بگوییم باید دیده ها را شست
    به قول ابوعلی سینا ما ملتی هستیم که هریک فکر می کنیم خدا فقط ما را هدایت کرده است .

    پاسخ دادن
    • حمید رضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      شما که شبهه ی تحریف رو میندازی وسط ثابتش کن.
      شاید هم اون به قول شما خوبی ها مال مولوی یا شمس نباشه ؟
      بعد هم دوستان شمس برایش مقبره ساختند به دیگران ارتباطی ندارد.
      بعد هم ابن سینا خودش اونجور فکر میکرده بعد به یه ملت تهمت زده.

      پاسخ دادن
  27. هومن says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوستان سلام. بهتر است برای قضاوت هیچگاه عجله نکنیم. خواهش می کنم این ابیات را نیز بخوانید:

    مــن غلام قمــرم ، غیـــر قمـــر هیــــچ مگو
    پیش مـــن جــز سخن شمع و شکــر هیچ مگو
    سخن رنج مگو ،جز سخن گنج مگو
    ور از این بی خبری رنج مبر ، هیچ مگو
    دوش دیوانه شدم ، عشق مرا دید و بگفت
    آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هیچ مگو
    گفتــم :ای عشق مــن از چیز دگــر می ترســم
    گــفت : آن چیـــز دگـــر نیست دگـر ، هیچ مگو
    من به گــوش تـــو سخنهای نهان خواهم گفت
    ســر بجنبـــان کـــه بلـــی ، جــــز که به سر هیچ مگو
    قمـــری ، جـــــان صفتـــی در ره دل پیــــــدا شـــد
    در ره دل چـــه لطیف اســت سفـــر هیـــچ مگــو
    گفتم : ای دل چه مه است ایــن ؟ دل اشارت می کرد
    کـــه نـــه اندازه توســت ایـــن بگـــذر هیچ مگو
    گفتم : این روی فرشته ست عجب یا بشر است؟
    گفت : این غیـــر فرشته ست و بشــر هیچ مگو
    گفتم :این چیست ؟ بگو زیر و زبر خواهم شد
    گــفت : می باش چنیــن زیرو زبر هیچ مگو
    ای نشسته در این خانه پر نقش و خیال
    خیز از این خانه برو،رخت ببر،هیچ مگو
    گفتم:ای دل پدری کن،نه که این وصف خداست؟
    گفت : این هست ولـــی جان پدر هیچ مگو

    پاسخ دادن
    • حمید رضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      خب که چی ؟ اینهمه دشمنان امیرالمومنین علی (سلام الله علیه) هم برای ایشان شعر گفتند و لب به تعریف ایشان باز کرده اند , حتی بعضی هم در ایشان غلو کردند و ایشان را پناه بر خدا , خدا دانستند.
      آیا دلیل میشود ؟ چیزی رو ثابت میکند ؟

      پاسخ دادن
  28. هومن says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــــود
    داغ تـــــو دارد ایــــن دلـــــم جــــای دگـــــــر نمــــی شـــود
    دیـــده عقــــل مســـت تــــو چـرخــــه چـــرخ پســـت تــــو
    گــــوش طـــرب بــــه دســت تــــو بــی تـــو بســـر نمی شود
    جـــان ز تــــو جــوش مـــی کند دل ز تـــو نـوش می کند
    عقـــل خـــــروش مــــی کنــد بـــی تــــــو بســـر نمـی شــود
    خمـــــر مـــن و خمـــــار مـــن بــــاغ مـــن و بهـــار مــــن
    خـــواب مـــن و خمــــار مــــن بــی تـو بســر ن می شود
    جـــاه و جلال مــن تـــویی ملکت و مــــال مـــن تـویی
    آب زلال مــــن تــــویی بــــی تــــو بســــر نمی شـود
    گـــــاه ســــوی وفــــا روی گــــاه ســوی جفــــا روی
    آن منــی کـــجا روی بـــی تــــو بســـــر نمی شـــود
    دل بنهنـــد بــــر کنـــی تـــوبـــــه کــننـــــد بشــکنــی
    ایــن همــه خــود تـــو میکنی بــی تو بســر نمی شــود
    بی تـــو اگـــر بســـر شدی زیــر جهــان زبر شدی
    باغ ارم سقــر شــدی بــی تــو بســر نمــی شـود
    گــــر تـــو ســری قــدم شـوم ور تــو کفی علم شوم
    ور بــــروی عــــدم شــــوم بی تـو بسـر نمی شود
    خــواب مــــرا ببستــــه ای نقـــش مــرا بشسته ای
    وز همـــه ام گسسته ای بــی تــــو بسر نمی شود
    گـــر تـــو نباشی یار من گشت خراب کــار مــن
    مــونس و غمگـــسار مـــن بی تو بسر نمی شود
    بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم
    ســر ز غـم تو چون کشم بی تو بسر نمی شود
    هر چه بگویم ای صنم نیست جـدا ز نیــک و بـد
    هم تو بگو ز لطف خود بی تو بسر نمی شود

    پاسخ دادن
  29. erfan says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    وقتی چیزی در تخصص کسی نیست مطمئنا نباید نظر بدهد کدام یک از شما بیش از ۱۰ سال روی دیوان یا مثنوی کار کرده اید؟
    به شما چه مربوط است که برای بیان عشق و درد از (صنعت استعاره ) استفاده کرده ! هر کدامتان حتی قادر به اوردن یک بیت مشابه دیوان شمس نیستید.
    شما حتی در قران نیز می توانید صنعت های ادبی پپیدا کنید.
    و ید الله فوق ایدیهم
    دست مجاز از قدرت است و اگر ید دست معنی شود کل قران زیر سوال می رود!
    به گفته تقریبا همه اساتید ادبیات بهترین اشعار مثنوی را می توان در مثنوی یافت. و مثنوی بهترین کتاب عرفانی تاریخ است. و دیوان شمس را مگویید………….که

    پاسخ دادن
    • حمیدرضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      به “erfan”:
      این آیه ای که شما آوردید آیه ده سوره مبارکه فتح می باشد و “و” هم ندارد , اگر شما ترجمه آیه را بخوانید متوجه می شوید که ید را دست معنی کرده اند . کجای این معنی ایراد دارد . اگر شما فکر می کنید که اگر کلمه ید را دست معنی کنند کل قرآن زیر سوال می رود , اشتباه فکر کرده اید . به این معنی نیست که خدا دست دارد پس پا هم دارد و … پس جسم است .

      پاسخ دادن
    • حمیدرضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      به “میثم”: اتفاقا این لیوان پر است , اگر به شما نوعی یک لیوان بدهند که نصفش آب و نصفش لجن باشه , شما چه میکنی ؟ آیا میل میکنی ؟ آیا این لیوان فرق ندارد با یک لیوانی که فقط نصفش آب است و نیم دیگرش خالی ؟ این لیوان پر نصفش ممکنه که از الفاظ صحیح استفاده شده باشه ولی نیم دیگرش از الفاظ رکیک می باشد که کل لیوان را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

      پاسخ دادن
    • ANK says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      دیدن نیمه خالی لیوان خیلی هم خوبه ؛ وقتیکه بهت میگن لیوان پر پر هستش ؛ شما میای نیمه خالی لیوان رو نشون میدی و میگی نه ؛ پر نیست

      پاسخ دادن
    • حمیدرضا says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      به “میثم”: از عمروعاص لعنه الله علیه هم بعیده که درباره حضرت علی علیه السلام شعر بگه و ستایشش کنه , از شافعی هم بعیده که درباره حضرت علی علیه السلام اون حرف معروفش رو بزنه و از معاویه ل هم بعیده که درباره علی بن الحسین علیه السلام اون حرفش را بزند و … از این بعیدها زیاد است ولی واقعیت دارد , مسئولین این سایت که از خودشان جعل نکرده اند , شما لطف کن برو ببین که این اشعار و این آدرس هایی که داده اند همخوانی دارد یا نه.

      پاسخ دادن
  30. حامد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ایشون فرمودن
    هرکسی از ظن خود شد یار من
    کس نجویید ار درون احوال من
    این مودبانه ترین جواب برای … هست و فکر میکنم بیش از این نیازی نیست خودمونو بخاطر تفهیم ظاهربینان که توی تاریخ همیشه تکرار میشن به سختی بندازیم…

    پاسخ دادن
  31. ناشناس says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    کسانی که مطالب سایت رو می گذارند خواهشاً اطلاعاتشان را بالا ببرند کی گفته مولوی ولی خداست ما در حال حاضر فقط یه نفر ولی خدا داریم و از زمان غیبتشان ولی خدا بودند و هستند و خواهند بود تا قیام قیامت و هیچ کس نمی نواند به چنین جایگاهی دست یابد.
    شما کلاً مووی رو نمیشناسین چه آدمی بوده چه فرهنگهای زشتی رو رواج داده خوهشاً در همین کتاب مثنوی به اصلاح معنوی مولوی جونتون اسفارش رو هم بخونید تا پی ببرید ایشون چه کثافت کاری هایی هم کردند.

    پاسخ دادن
  32. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    خداوند بارها در کتاب خود فرموده که تقوی کلید پذیرش اعمال و رستگاری دنیا و آخرت است. کاربرد کلمات رکیک، توهین به حضرت امیرالمومنین علیه السلام، تحریف حدیث سفینه و دروغ بستن به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که موجب کفر است، و نشان دادن آنکه شیطان حریف معاویه نشده که او را فریب بدهد، و ده ها دروغ و تحریف دیگر سوای توهین به پیامبراولوالعزم صاحب تورات حضرت موسی علیه السلام و بی سواد نشان دادن او در امر تبلیغ در برابر چوپانی که خداوند را تجسم می کند و اینکه “هرچه می خواهد دل تنگت بگو” اصلا طعن بر حضرت موسی علیه السلام هم نیست بلکه طعن بر ذات اقدس الهی است که چنان شخص ناشی (العیاذبالله) را پیامبر صاحب کتاب خود کرده است! اینها نیست مگر حاصل الحاد و بی دینی صوفیهایی امثلا مولوی. این همان کلام نبوی است که هرکس از اهل بیت علیهم السلام دوری کند هلاک خواهد شد. ای کاش حداقل شیعیان دست از توجیه و تایید این منحرف ملحد بردارند. هیچ کسی که ادعای حب اهل بیت علیهم السلام را دارد نمی تواند صوفیها را تایید کند، مگر آنکه بخواهد در روز قیامت در نزد آنها روسیاه باشد. والسلام

    پاسخ دادن
  33. احمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    مثنوی معنوی مولوی هست قرآنی به لفظ پهلوی
    بنظرم قضاوت نکنیم بریم با هم اون دنیا ببینیم شما چه حالی داریدو مولانا چه حالی خیلی هم حرص نخور

    پاسخ دادن
  34. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    عزیزان توجه کنند که بی حیایی و بی شرمی از گفتن کلمات رکیک اگر “معرفت و عرفان” بود، کمی فکر کنید آیا کسی بهتر از انبیاء خداوند را می شناخت؟ چرا آنها از این کلمات هرگز نگفته اند؟ قبول دارم که بعد از چند قرن تعریف و تمجید و حضرت حضرت کردن برخی چهره ها به سختی می شود از بت های ساخت دست مردم گذشت! ولی کتاب خدا در میان ماست و تاکیدی که روی تقوی و طهارت دارد روی هیچ چیز دیگری ندارد! ان اکرمکم عندالله اتقیکم! دوست عزیزی که می فرمایند روز قیامت ببینیم ما کجاییم و مولوی کجا، کاملا منتظر هستم تا روز قیامت خود جنابعالی را ببینیم که با مولوی خواهید بود یا با غیر او! نازنین، خداوند می فرماید اینطوری دعا کنید: و توفنا مع الابرار! حالا به سوره مبارکه انسان مراجعه و به چشم خود مشاهده کنید که ابرار چه کسانی هستند! سپس تشریف ببریددر مثنوی به چشم خودتان ببینید که جناب مولوی قتل حضرت امیرالمومنین علیه السلام به دست شقی ترین مردم همه زمانها را “تقدیر” و نوعی “جبر” جا می زند، حال آنکه تظاهر می کند که به اختیار معتقد است! ضد و نقیض گویی مولوی خود از مطاعن بزرگ اوست. در عوض ۵۰ سال شرک و شرابخوار عمر را بی اهمیت می داند چون به قول خودش عمر از روز الست مومن بوده! این چه دینی است که این فرد تبلیغ می کند؟ آیا اینها جز برای فریب مردم است؟ آیا نسبت دادن شرابخواری و شرکت به اصحاب یمین گناه کوچکی است؟

    پاسخ دادن
    • مریم says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      مولوی در جایی پاسخ شما رو داده:
      ای برادر قصه چون پیمانه است، معنی اندر وی مثال دانه است
      دانه معنی بگیرد مرد عقل، ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
      بله برادران و خواهران عزیز کمی از معنای صوری لغات فراتر برید و اگر تواناییش رو ندارید سکوت کنید.
      افرادی مانند محمدتقی جعفری عمرشون رو صرف مطالعه مولوی کردند.

      پاسخ دادن
      • ANK says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        لطفا از اشخاص نام نبرید ؛ چون بزرگان زیادی هم مولوی و ابن عربی رو مذمت کردند (اگر باور ندارید بکین تا نام ببرم)
        این داستانیکه آیت الله بروجردی میخواستن مثنوی بخونن هی ندایی میاد که نخونین رو هم شاید شنیده باشین ؛ و شاید بگین من در آوردی باشه ولی این داستان رو حاجاقای فاطمی نیا (یا فاطمی ؛ فامیلشونو دقیق یادم نیست) تعریف کردن و گفتن من خودم با یک واسطه شنیدم و داستان کاملا درسته
        و ایشون از طرفداران مولوی هستن (تا اون زمان که این داستان رو تعریف کردن میدونم طرفدار بودن)
        چون بعد اینکه داستانو تعریف کردن گفتن داستان درسته ولی شاید آیت الله بروجردی نیاز نداشته بخونه ؛ ولی ما نیاز داریم بخونیم !!!! (ولی هیچ موقع من نفهمیدم ما چه نیازی به خواندن مثنوی داریم ؟!؟! شاید شما بتونین بهمون پاسخ بدین)
        و اگه ممکنه شما لطف کنین و معنای باطنی این لغات رکیک و زشتی که آورده شده رو بهمون بگین تا ببینیم با معنای ظاهریش چه فرقی داره

        پاسخ دادن
        • مریم says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          چطور شما اجازه دارید از افراد اسم ببرید هرچند دقیقا هم یادتون نیست اسم اون فرد چیه(فاطمی نیا یا فاطمی) من اجازه ندارم؟
          در ضمن بهتره از نوشته و اسناد حرف بزنیم نه از فلانی به فلانی گفته بعد یکی دیگه شنیده و اون وقت رسیده به ما!

        • آدم says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          چطور شد تا حالا اینچیزا خیالات بود معلوم نبود شیطانیه یا الهیه حالا شد دلیل و مدرک ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • ارمی says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      با سلام.همون دینی که جسم تن پرور من و تو به آن درجه از تشخیص نرسیده .رسیدن به درک دین مولوی که شما ایراد گرفتی .مستلزم سال ها ریاضت و درک و تربیت روح است که به درجه کمال برسه و از همه مهمتر لیاقت ، که خداوند قادر و توانا به هرکسی نمیده.بهتره خوب تحقیق کنی تا به درک و فهم بهتر واژه ها برسی. سعی کن ، که احساسی تصمیم نگیر ی و درضمن تعصب را هم از چینش انتخابت دور کن.موفق باشی.وگر نه مجبور می شوم حکایات انبیا را که عقل من و تو به درک آن اتفاقات نمی رسه برات باز گو کنم البته اگر دسترسی به قرآن تا به حال نداشتی…!

      پاسخ دادن
  35. مریم says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    خودتون و هزار تا آیت الله خاک پای مولانا نمیشید!وافعا برای این همه حماقت فقط میشه تاسف خورد و بس.
    مولانا آیت خداست نه کسانی که هر از چندگاهی از قصرهاشون بیرون میان و حرف اضافه میزنن. خنده داره که امثال این شیوخ و اخوندهای پول پرستی که روزی دست شاه رو میبوسیدن و بعدها دست دیگران رو در مورد مولانا حرف بزنند.
    این همه بیت و زیبایی که در شمس و مثنوی می بینیم نتیجه ی متصل بودن به عالم بالاست. شما هم بهتره به همون اخوندهای افتاب پرستتون برسید.

    پاسخ دادن
    • ناشناس قدیمی says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      مریم خانم بی نهایت امثال مولوی یک تار موی مرحوم کلینی نمیشن و مرحوم کلینی هم بنده معصومین(ع) می باشد، چرا شماها بجای تبلیغ معصومین(ع) که به ان امر شدید تبلیغ امثال مولوی را می کنید.
      امام صادق (ع) می فرماید: ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )
      امام صادق(ع)فرمود: خدای عزوجل ما را آفرید وآفرینش ما را نیکوساخت وما را صورتگری کرد ونیکو تصویرنمود وما را درآسمان و زمینش خزانه دار ساخت و برای ما درخت سخن گفت وبوسیله عبادت ما خدای عزوجل عبادت شد واگر ما نبودیم خدا پرستیده نمیشد. (کافی جلد۱ص۲۷۵ش۶)
      امام صادق(ع) فرمود: اوصیاء پیغمبردرهای توجه خدای عزوجل باشند واگر ایشان نبودند، مردم خدای عزوجل را نمی شناختند و خدای تبارک و تعالی بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. (کافی ج۱ص۲۷۵ش۲)
      امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
      امام صادق(ع) راجع به قول خدای عزوجل “خدا را نامهای نیکوست او را به انها بخوانید ” فرمود: سوگند بخدا مائیم ان نامهای نیکو که خدا عملی را از بندگان نپدیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد. (کافی ج۱ص۱۹۶ش۴)

      پاسخ دادن
      • مریم says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        عجب!میشه بفرمایید در بحث راجع به مولانا من چرا باید به تبلیغ معصومین بپردازم؟
        هر سخن جایی داره. این احادیث زیبا و بی نظیرن. اما موضوع مورد بحث مولاناست

        پاسخ دادن
        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          مریم خانم شما مگر نمی دانی در این سایت و این صفحه دارند مطالبی را که مولانا بیان کرده را نقد و بررسی می کنند ما می خواهیم بدانیم مفاهیمی را که اشعار مولوی در مورد مقدسات بطور مستقیم یا غیر مستقیم گفته درست است یا غلط و برای به نتیجه رسیدن باید به کلام معصومین(ع) مراجعه کنیم و گرنه اگر موضوع دین نبود ضرورت نقد و بررسی وجود نداشت.
          امـام صـادق(ع) مـى فـرمـود: هـر کـه را خـوش آیـد کـه تـمـام مـراتـب ایـمان را کـامـل کـنـد، بـایـد بـگـویـد: گـفـتـار مـن نـسـبـت بـه هـر مـوضـوعـى گـفـتـار آل مـحـمـد اسـت در آنـچـه (بـواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب ) پنهان کنند و در آنچه آشکار دارند، درآنچه ازایشان به من برسد و درآنچه به من نرسد.(کافی ج۲ص۲۳۷ش۶)

        • ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          مریم خانم برای بنده همیشه عجیب و مهم بود که چرا مردم بعد از وفات رسولخدا(ص) بجای اینکه پیرو امام معصوم(ع) بشوند و از بی نهایت فضل و کرم خدا بهره مند شوند پیرو بی لیاقتترین و فاسدترین افراد شدنند ولی امروز هم همان خطا دوباره تکرار می شود امثال شماها بجای انتشار کلام معصومین(ع)، کلام منحرفین را منتشر می کنید و بجای تبیلغ امام معصوم(ع) غایب تبلیغ منحرفین مرده و زنده حاضر را می کنید، بدانید تفاوتی میان شماها و منحرفین در زمان رسولخدا(ص) و امامان معصوم(ع) وجود ندارد واقعا این همه تشابه شما را به فکر فرو نمی برد تا قدری تامل کنید.
          امام باقر (ع) درباره قول خدای عزوجل فرماید : کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی الامرتان را(آیه۵۹ سوره ۴) امام فرمود : خدا خصوص ما را قصد کرده خدا همه مومنین را تا روز قیامت به اطاعت ما امر فرموده. (کافی جلد ۲ ص ۲۲ ش ۱)
          امام صادق (ع) می فرماید: ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )

        • مریم says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          ترجیح میدم جز امثال مولانا باشم تا امثال شما. هروقت نمیتونید بحث کنید فورا امثال منو جز جهنمی ها قرار میدین و خودتونو خلاص میکنین. دوست عزیز خداست که ادمها رو قضاوت میکنه نه امثال من و شما. در ضمن همیشه این افراط و تفریطها از حانب اون کسانیه که ابروی تمام اسلام رو بردن اونهایی که ظواهر دین رو قبول میکنن ولی از اون طرف بیت المال و حق الناس رو نه. خدمت شما عرض کنم که من شاید جز امثال منحرفین باشم به نظر شما البته اما به هر حال بنده ی خدا هستم از توهین و تهمت شما هم نمیگذرم. موفق باشید

        • جواد says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          به نام خدا
          با احترام به شما
          ترجیح دادن شما یک امر شخصیست و ارزشی برای ما ندارد.
          بحث علمیست
          در این مقام لطفا با دلیل و مدرک صحبت کنید
          موفق باشید

        • مریم says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          میشه شما بگید با چه دلیل و مدرکی به این نتیجه رسیدین که من جز منحرفین هستم؟ میشه با مدرک بگین که کی مقام قضاوت کردن انسانها رو که از ان خداست به شما سپرد؟ میشه لطف کنید بیان کنین

  36. افسانه محبی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    قیاس مع الفارق می کنید فقط یک ذهن بیمار از کتابی که پر از پند و آیه و حدیث و اصول اخلاقیه می گرده و کلمات زشت رو پیدا می کنه ناریان مر ناریان را جاذبند آقا هیچ کس مثنوی رو قرآن نمی دونه نعوذبالله و هیچ وقت مولانا خودش رو در حد اولیا ندونسته
    هست قرآن حالهای انبیا ماهیان پاک بحر کبریا
    اتفاقا از کلمات و مباحث متنوع و گوناگونی که در مثنوی اومده نشان می ده که این فرد هیچ ادعایی نداره و هیچ جانمازی آب نکشیده اینها رو شما درست کردید علامه …. کافره ؟ … کافره …. کافره که تو کلامشون بسیار به شعر مولانا استنادمی کنند ؟
    هم دینتان رو خراب کردید هم دنیایتان را
    تا جنینی کار خون آشامی است

    پاسخ دادن
    • افشار says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      ظاهرا شما ادعاهای مولوی درباره مثنوی در مقدمه آن را نخواندید؟!!
      همانجایی که درباره مثنوی خودش بسیاری از القاب قرآن مجید من جمله «لا یمسه الا المطهرون» را ادعا میکند!!!
      لااقل خوب بود یه نگاهی به پست های همین سایت می انداختید :

      مولوی : مثنوی هم سنگ قرآن است – شمس تبریزی : مثنوی بالاتر از قرآن است !!

      در مناقب العارفین که توسط یکی از شیفتگان مولوی نوشته شده است داستانی از او نقل می کند که یکی از مریدان مولوی با احترام به او می گوید: علما می گویند: چرا مثنوی را قرآن باید گفت؟! مولوی در جواب به شدت بر می خروشد، ودر حالی که به توجیه فرزندش، که آن را تفسیر قرآن معرفی می کند، قانع نمی شود، با تندی و دشنام، مخاطب را در هم می کوبد. متن مناقب العارفین چنین است:

      «روزی حضرت سلطان ولد ( فرزند مولوی ) فرمود: که از یاران، یکی به حضرت پدرم شکایتی کرد، که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را چرا قرآن گویند؟ من بنده ( در جواب ) گفتم که تفسیر قرآن است. همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده فرمود که: ای سگ! چرا ( قرآن ) نباشد ؟ ای خر! چرا نباشد ؟ ای غر خواهر ۱ (!) چرا نباشد ؟ همانا که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مدرّج نیست. و کلام خدا از دل پاک ایشان رسته، بر جویبار زبان ایشان روان شده است. خواه سریانی باشد ، خواه سبع المثانی، خواه عبری، خواه عربی… »

      http://www.ebnearabi.com/5418/مولوی-مثنوی-هم-سنگ-قرآن-شمس-مثنوی-بالات.html

      اصلا انگار این پست تماما جواب حرفهای جنابعالی هست!!

      پاسخ دادن
    • ارمی says:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      «تا جنینی کار خون اشامی است»/دین و دنیای کلینی خامی است/خواهرم با کودکان بازی نکن/زانکه نقل قولشان نادانی است/
      حرف مولانا کلام دلنشین حق بود/گر چه حرف کلینی و مجلسی خود عامی است….
      خواهر بزرگوار ناراحت نباش . گروهی جهت جلب توجه می کنند تا خودی نشان دهند هرچند کلامشان کوچکتر از انی است که بتوانند در آن حقایق خدای تعالی را بیابند.در جهان چون مولوی نامد برون/ای معاند هر چه خواهی گو کنون….موفق باشی.

      پاسخ دادن
      • آرام says:

        Thumb up 0 Thumb down 0

        اتفاقا “تا جنینی کار خون‌آشامی است” بیشتر متوجه شماست! چرا که پایه‌های بحث علمی رو بلد نیستید و فقط شعر می‌خوانید و شعار می‌دهید.
        قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

        پاسخ دادن
        • ارمی says:

          Thumb up 0 Thumb down 0

          آرام جان ما به کسی توهین نکردیم و اگر خون بمکیم از نوع حلالش خواهد بود نه حرامش.داستان شما و کسانی که سخنانپ پیامبر را به نمی پذیرفتند به دلایلی، یکی است آن ها هم وقتی استدلالی نداشتند و مقام های دنیایی آن ها در خطر بود…، گفتند:سخنان محمد شعر است»فهم درک شعر یا هر سخنی که زیبا باشد بر هر کسی که بخواهد دشمنی ورزد و از جامعه ی لجوجان باشد بسیار مشکل است.هیچ و قت به کسی توهینی نمی کنیم برای شناساندن دین به کسی او را وادار نمی کنیم البته دعا می کنیم.امید است که مورد قبول خدانود یکتا قرار گیرد.و آنچه میدانیم که رضایت خداوند در آن باشد از دل و جان انجام می دهیم . و اگر هم نتوانستیم از خداوند می خواهیم که ما را نیز جزئی از خوبان قرار دهد… ،مولانا و تمام کسانی که فهم درستی از دین داشتند و برای رساندن آن فهم درست و منطقی زحمت فراوان کشیده و آن را در اختیار ما قرار دادند سپاسگزاریم و آن ها را بسیار دوست میداریم.

  37. حسین says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    واقعا برای خودتون وطرز فکرتون بسییییییییییییییییییییار متاسفم که ذهن ایرانیان رو درمورد یک شاعر نامدار مملکتمون شستشو میدین
    این مطالب خیییییییییییییییلی مسخرس
    سایتتونم مسخرس

    پاسخ دادن
  38. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوستان عزیز و خواهران و برادران عزیز دقت کنند که وقتی گروه معتقد به امامت انحصاری ائمه اطهار علیهم السلام می گویند مثلا کسی اهل جهنم است یا منحرف است اگر از پیش خودشان بگویند حرفشان ارزش چندانی ندارد. دلیلی ندارد که فکر کنیم چون کسی مخالف من فکر می کند پس او اهل جهنم است، چون همانطور که شما می گویید خداوند درمورد بنده ها قضاوت خواهد کرد نه بنده ها درباره یکدیگر. ولی یک نکته ای که شما به آن توجه نمی کنید این است که وقتی خود خداوند خبر بدهد که فلان گروه اهل جهنم هستند دیگر نقل آن خبر الهی از سوی کسی به منزله قضاوت آن شخص نیست! کلام و نظر خداوند از سرچشمه وحی به انسان می رسد، آنهم نه هر انسانی بلکه انبیاء. پس وقتی انبیاء کسی را منحرف و جهنمی بدانند هرکس خلاف نظر آنها حرف بزند در واقع خلاف خداوند حرف زده و منحرف است و به دلیل مخالفت با انبیاء اهل جهنم! این منطق خود خداست، نه منطق ما و امثال ما! اگر شما به دقت در کلام مولوی و امثال او نگاه کنید و بعد به سنت و سیره و کلام انبیاء و قرآن کریم دقت کنید خودتان به راحتی متوجه انحراف گفته های او خواهید شد! ملاک ما این است که چه حرفی با کلام خدا (قرآن) و سنت پیامبرش (که تفسیر و اجرای همان کلام خداست) مطابق هست و چه کلامی نیست! به همین سادگی. پس می شود بر اساس آن قضاوت کرد، چون در واقع قضاوت خداست.

    پاسخ دادن
  39. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    این افکار با عث شد قونیه خاک مولانا و ترکیه مدعی مالکیت مولا نا بشه در صورتی که مولانا ایرانیه بعد از گذشت صد ها سال هنوز تفکر مولا نا از هم عصران من خیلی بالا تره
    البته با عرض پوزش

    پاسخ دادن
  40. نیما says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    پاسخ این مقاله رو از زبان خود مولانا بشنوید:
    جسمها چون کوزه‌های بسته‌سر
    تا که در هر کوزه چه بود آن نگر
    کوزهٔ آن تن پر از آب حیات
    کوزهٔ این تن پر از زهر ممات
    گر به مظروفش نظر داری شهی
    ور به ظرفش بنگری تو گم‌رهی
    لفظ را مانندهٔ این جسم دان
    معنیش را در درون مانند جان
    دیدهٔ تن دایما تن‌بین بود
    دیدهٔ جان جان پر فن بین بود
    پس ز نقش لفظهای مثنوی
    صورتی ضالست و هادی معنوی
    در نبی فرمود کین قرآن ز دل
    هادی بعضی و بعضی را مضل

    پاسخ دادن
  41. غضنفر says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    عجب مطالب گوهر باری، یک سوال از گوینده‌ی این کلمات به ذهن کوچک من خطورید، در کدام کلامت ائمه ی اطهار علیهم السلام اینگونه بی حیایی دیده شده است؟ اگر ما احتیاج به امثال جلال الدین رومی و مابقی داشتیم چه احتیاجی به وجود مقدس امام عصر بود؟

    پاسخ دادن
  42. ANK says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    هیچی دیگه راه بیفتیم در خونه این و اون هرکی مکاشفه اش قشنگتر بود و شعر قشنگتر میگفت از بقیه حرف اونو قبول کنیم !

    پاسخ دادن
  43. ارمین says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    ابلهان تعظیم مسجد می کنند/در جفای اهل دل جد می کنند /این مجاز است این حقییقت ای ابلهان/نیست مسجد جز در درون سروان/مسجد در درون اولیاست/ انجا قبله گا ست انجا خداست=دوست عزیز شما که نه مولانا میشناسی نه کتاب های ایشان خواندی چطوری برای این بزرگوار حکم صادر میکنی.اگه مولانا چنین کلماتی بکار برده برای نزدیک کردن ذهن ما به حقیقت بوده.به علاوه شما باید به حقیقت نهفته و پیام این داستان ها توجه کنی نه به ظاهر اون و بد نیست بدونی که مولانا یکی از فقهیهان بزرگ زمان خودش بوده .

    پاسخ دادن
  44. مریم says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    عجب نتیجه گیری هوشمندانه ای!کجای جملات من منجر به این نتیجه شد که ما به امام عصر نیاز داریم و به مولانا نه؟؟ پیامبر یکی از کسانی بودن که به شعرا احترام میگذاشتن و نمیگفتن چون ما امام عصر رو داریم س دیگه شعر میخوایم چیکار؟؟!
    بهتره کمی مطالعه کنید و … کار یکنید که وقتی امام عصر اومد یارانی با اندیشه ای بزرگ داشته باشن!

    پاسخ دادن
  45. ناشناس says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    کدوم فقیهی فقاهت مولانارو تایید کرده که شده بزرگ فقها زمان خودش ؟!؟!؟
    ازین کلمات استفاده کرده برای تقریب ذهن ما به حقیقت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یعنی طرفداری متعصبانه تا چه حد !

    پاسخ دادن
  46. حامد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    فقط باید گفت که براتون متاسفم که مولوی ملعون رو فقیه می دونید کسی که در بیش از ۷۰ جا در کتاب منحوس مثنوی خودش به وجود نازنین آقا و امیرعئالم هستی حضرت امیرالمومنین علیه الصلات و والسلام نوهین صریح کرده تا کی خواب غفلت آه آه آه خدا تمام کسانی که مولوی دوستی را در ایران بابا کردند به غضب حضرت اباالفضل العباس علیه السلام گرفتار کند ان شاالله تعالی

    پاسخ دادن
  47. حمید رضا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    اینی که شما میگی , حرف شماست , ادعات رو ثابت کن,
    راه و روش کدام فقیه بزرگ در کل تاریخ این بوده که از آلت تناسلی انسان و حیوان برای نزدیک شدن به خدا بهره ببره , شهوت و شهوترانی در اشعارش موج میزنه , اگر کسی ذره ای عقل داشته باشه و ازش استفاده کنه , میفهمه که چنین شخصی دشمن خدا و دشمن قرآن و عترت است و این اشعار از شخصی گمراه و خبیث بروز کرده .

    پاسخ دادن
  48. علی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    مولانا نابغه عرفان بوده. علت به کار بردن این کلمات رو هم خودش گفته:
    ای برادر قصه چون پیمانه است
    معنی اندر وی به سان دانه ای است
    دانه معنی بگیرد مرد عقل
    ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
    باید به اصل حرف و باطن حرف پی پرد و از پوسته وظاهر کلمات صرف نظر کرد.
    خودش یه جای دیگه گفته : ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را

    پاسخ دادن
  49. زینب says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    آقای ارمین من معذرت میخوام ولی اگه همین الان کسی در خیابان با این الفاظ به شما نسبت بده شما ناراحت میشی یا نه،اگه بگی آره که خب اونم میگه اینا مجازن شما منظور منو نفهمیدی ،مگر اینکه ناراحت نشی که بعید میدونم،آخه دوست عزیز یه ذره انصاف داشته باش ذکر اندام های بدن زن و مرد حیوانات چه مجازی میتونه داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

    پاسخ دادن
  50. ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    منصور بن حازم گوید: به امام صادق(ع) عرضکردم: . . . هر که بداند پروردگارى دارد سزاوار است که بداند براى او خرسندى و خشمى است و خرسندى و خشم او جز بوسیله وحى یا پیغمبر فهمیده نشود و کسیکه وحى بر خودش نازل نشود باید که در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات کرد، بداند که ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم (اهل سنت) گفتم مگر نمى‏دانید که رسولخدا(ص) حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او در گذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر کردم و دیدم سنى و قدرى و حتى زندیقى که به آن ایمان ندارد به آن استشهاد مى‏کنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه کنند، پس فهمیدم که قرآن بدون قیم (و سرپرستى که معنى واقعى آنرا بیان کند) حجت نباشد و آن قیم هر چه نسبت بقرآن بگوید حق است، به آنها گفتم: قیم قرآن کیست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن مى‏دانست، عمر مى‏دانست، حذیفه مى‏دانست، گفتم، همه قرآن را؟ گفتند نه، کسى را ندیدم که بگوید شخصى جز على علیه السلام همه قرآن را مى‏دانست، و زمانیکه مطلبى میان مردمى باشد که این گوید: نمى‏دانم، و این گوید: نمى‏دانم: و این (على بن ابیطالب) گوید من مى‏دانم (حق با کسى است که مى‏داند) پس من گواهى دهم که على علیه السلام قیم قرآن است و اطاعتش واجبست و بعد از پیغمبر حجت خداست بر مردم و آنچه او درباره قرآن گوید حق است. حضرت فرمود: خدا ترا رحمت کند، عرضکردم: . . . (کافی ج۱ص۲۶۷ش۱۵)

    پاسخ دادن
  51. ANK says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    پیامبر از جانب خدا ؛ و اینکه خدا تعیین میکنه که ما نیاز به چی داریم و آنچه نیاز داشتیم رو برامون قرار داده !
    حالا منظور شما چیه ؟!

    پاسخ دادن
  52. ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    اقای احمدی خداوند در قران فرموده که رستگاری شما در تزکیه نفس می باشد و در سوره جمعه ایه ۲ نیز فرموده: خداوند پیغمبری درس نخوانده(تعلیم نگرفته از بشر ) را از میان شما برانگیخت تا شما را تزکیه کند و علم کتاب و حکمت به شما بیاموزد و مسلما پیش از ان در گمراهی بودید.
    اقای احمدی به نظر شما مردم به خدا و پیغمبر احتیاج دارند؟

    پاسخ دادن
  53. ANK says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    حالا نابغه عرفان بودنش که بماند ؛ ولی اگه لطف کنین معنای باطنی این کلماتیکه بکار برده شده رو بیان بفرمایید همه استفاده کنیم ؛ ممنون میشم

    پاسخ دادن
  54. حمیدرضا says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    به “علی”: شما که اینقدر وارد هستی بفرما این ابیات اصل و باطنش چیه : ای چو خربنده حریف (……) خر******بوسه گاهی یافتی ما را ببر #######گر جماع اینست بردند این خران******بر (……) ما می‌ریند این شوهران و…

    پاسخ دادن
  55. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    انچه که درعرف نکوهیده است درعرفان بلامانع میباشد.لازمه عارف شدن شکستگی بیرونی ورانده شدن ازمردم است تارسیدن به حقیقت ازطریق ندای درون بدون مزاحمتهای دنیوی صورت گیرد.عرفابرای این منظورازبدنام کردن خودنزدعوام عبایی ندارند.من نمیخام ارزشیابی کنم که این کارشان خوب است یابد.امابررسی عقلانی مسایل فراعقلی رابسیارپیچیده وظریف میدانم .شایدعدم توجه به این ظرافتهاوپیچیدگیهاسبب شده که ازجانب فقها وفلاسفه همواره عرفا مرتدوکافروفاسدقلمدادشده اند.اثارمنسوب به مولانا به قدری قابل توجه است که مارامجاب کنددرموردظاهرمنافی ادب بعضی ازاشعارش قاطعانه نظرندیم وکمی مرددانه نقدکنیم.

    پاسخ دادن
  56. ANK says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    دوست عزیز ما باید سفت اهل بیت ع رو بچسبیم و نگران بقیه نباشیم !‌بر فرض که مولوی خوب یا بد ! چه فرقی به حال ما داره ؟ پیامبر ص مارو به کی سپردن ؟ از همونا اطاعت میکنیم و پامونو جای پاشون میذاریم
    خدا خودش مارو هدایت کنه برادرجان

    پاسخ دادن
  57. محمد says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    مساله هدایت ماازجانب خدایاخوب وبدبودن مولاناوامثالهم نیست.شمامختاریدبرای رسیدن به حق قایل به تفکیک فلسفه وعرفان بافقه باشیدیانباشید.امااینگونه تاختن به کل عرفان وادبیات وفلسفه یک ملت که بخشی ازشناسنامه این کشورکهن دراین زمانه تهی ازفخروافتخارمیباشدغیراخلاقیست.شما کامنتهاوکلابحثهای سایتتان رامطالعه کنید.هتاکی وتمسخر مولانا شمس ابن سینا غزالی ملاصدراو…رابه کمال رساندید.انهم به این خاطرکه اثارشان باقرایتی که شماازدین داریدتعارض داردویک درصدهم احتمال نمیدهیدشایدقرایت شماایرادداردیابرداشت شماازارای ایشان صحیح نیست.البته نقدبی اهانت پسندیده است به شرط انکه مبانی لازم برای ورودبه مباحث مربوطه رادانسته باشید.دراخرچسبیدن به اهل بیت وپیامبروخدابدون لحاظ کردن فطرت به ترکستان رفتن است حتی اگرهدف رسیدن به کعبه باشد.

    پاسخ دادن
  58. مریم says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    خیلی جالبه که بعضی ها هر وقت در بحث کم میارن شروع به لعن و نفرین میکنن.
    میشه چند مورد از اون توهین های صریح رو بیارین؟
    ایشون سنی بودن اگه نمیدونید بدونید که سالهاست هفته وحدت بین مسلمین بعنوان نمادی از اتحاد این دو جشن گرفته میشه.

    پاسخ دادن
  59. ارمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    حامد جان .عزیزم لطف کن و عصبانی نشو.کسی که عصبانی بشه نمی تونه خوب تصمیم بگیره.لعن هم نفرست تو اگر متوجه پیام مولوی نمیشی سعی کن با یک مفسر که در زمینه ی ادبیات و عرفان تخصص داره مشورت کنی و عمق کلام مولوی رو بهتر متوجه بشی.این نوع رفتار در شأن متعصبین بی فکر هست . ان شاالله که شمااز این گروه نیستی .ابهاماتی برات پیش اومده .قابل حل هست.«از علی آموز اخلاص عمل /شیر حق را دان منزّه از دغل و….»مطلب دوم اینکه حضرت ابوالفضل غضب نداره آن ها جزءخاندان اهل بیتند و بسیار مهربان و با گذشت.ناراحتی خودت رو به آن بزرگواران ربط نباید بدی پسرم.موفق باشی

    پاسخ دادن
  60. ارمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    متأسفم برای این سایت که فقط پیام های دوستان و همفکران خودش رو پخش می کنه. حتی اگر توهین بکنند… هفته ای شده که پیام فرستادم ولی هنوز در حالت انتظار است.واقعا” متأسفم براتون .الحق که شما در برش پیام ها و تفاسیر و احادیث و حذف کلام دیگران که به نفع شما نیست تبحر دارید.

    پاسخ دادن
  61. ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    مریم خانم رسولخدا(ص) در حدیثی فرمودنند: امتم بعد از من هفتادو سه فرقه می شوند هفتادو دو فرقه اهل اتشند و فقط یک فرقه اهل نجاتند این حدیث در کتب معتبر اهل سنت نیز موجود می باشد حالا این وحدت می تونه حقیقی و از صمیم قلب باشه؟!!!! از محالات است.
    (سوره حشر ایه۷) انچه را رسولخدا برای شما اورده بگیرید و از انچه نهی کرده خودداری نمایید، و از خدا بپرهیزیدکه خداوند کیفرش شدید است.
    (شوری ایه۲۳) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم)
    امام صادق (ع ) میفرمود: بوسیله اسلام خون شخص محفوظ شود و امانت ادا شود و زناشوئى حلال گردد، ولى ثواب در برابر ایمان است .(کافی ج۳ص۳۸ش۱)
    امـام صـادق(ع) فـرمـود: ایـمـان اقـرار اسـت و عمل ، اسلام اقرار بدون عمل است.(کافی ج۳ص۳۹ش۲)
    امام باقر (ع) فرمود : کار نیک شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت است . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۲ ش ۱۴ )
    حضرت فاطمه به ابابکر فرمودند: به خدا قسم تورا در هر نمازی که بخوانم نفرین خواهم کرد . از کتاب الامامه والسیاسه ج ۱ ص ۳۱ – السقیفه وفدک ج ۱ ص۱۰۴ – شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۱۴
    عمر به ابی بکر گفت بیا به سراغ فاطمه برویم چرا که ما او را غضبناک کرده ایم اما حضرت به آنها اجازه عیادت ندادند حضرت فاطمه فرمود همانا من خدا وملائکه را گواه وشاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آورده ومرا از خود خشنود نساخته اید وهر گاه رسول خدا را ملاقات کنم از شما به آن حضرت شکایت خواهم کرد . از کتاب الامه والسیاسه ج ۱ص ۲۰ – اعلام النسا ج ۴ ص ۱۲۲ – عمربن خطاب ج ۱ ص ۸۸
    عمر وابابکر به عیادت فاطمه رفتند ولی ایشان اجازه ورود ندادند . از کتاب اعلام النسا ج ۴ ص ۱۲۴ – الامام علی بن ابیطالب ج ۱ ص ۱۹۲
    امام صادق(ع) از قول رسولخدا(ص) می فرماید: کسیکه خواهد زندگی و مرگش زندگی و مرگ من باشد و به بهشت برینی که پروردگارم بدست قدرت خود کاشته درآید باید پیروی علی بن ابیطالب کند و با دوستش دوستی و با دشمنش دشمنی نماید و نسبت به اوصیاء پس از وی تسلیم باشد، زیرا ایشان از خاندان من و از گوشت و خون منند و خدا فهم و علم مرا به ایشان عطا فرموده است: بخدا شکایت می کنم از حال آن امتم که فضیلت ایشانرا منکر گشته، پیوند مرا با ایشان قطع کند، بخدا سوگند که دوفرزندم را میکشند خدا شفاعتم را به آنها نرساند.(کافی ج۱ص۲۹۹ش۵)

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>