اشعار فوق العاده عرفانی و ملکوتی مولوی در مثنوی و دیوان شمس-قسمت اول-الفاظ ملکوتی

اشعار فوق العاده عرفانی و ملکوتی مولوی در مثنوی و دیوان شمس/قسمت اول/الفاظ ملکوتی

 

جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی ، آن ولی خدا! ، متفکر کبیر و عارف سترگ با ضمیری پاک و زلال! به بیان اشعار فوق العاده و عرفانی در دیوان و مثنوی خود پرداخته و جانهای تشنگان را از دریای معرفت! سیراب نموده است.

 

اشعار مولوی از روح بزرگ و ملکوتیش! سرچشمه گرفته و مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر اوست و همانطور که خود در مقدمهٔ مثنوی معنوی ادعا کرده :

 

« هذا کِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ أُصولُ أُصولِ أُصولِ الْدّین، فى کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیَقین!، وَ هُوَ فِقْهُ اللَّهِ الاکْبَر، وَ شَرْعُ اللَّهِ الازْهَر، وَ بُرهانُ اللَّهِ الاظْهَر، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ، یُشْرِقُ إِشْراقاً أَنْوَرَ مِنَ الْإِصْباحِ، وَ هُوَ جِنانُ الْجَنانِ، ذو الْعُیونِ وَ الْأَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمّى‏ عِنْدَ ابْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً، وَ عِنْدَ اصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرٌ مَقامًا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا، الأَبْرارُ فیهِ یَأکُلونَ وَ یَشْرَبُونَ، وَ الْأَحْرارُ مِنْهُ یَفرَحُونَ وَ یَطْرَبونَ، وَ هُوَ کَنِیلِ مِصْرَ شَرابٌ لِلصّابِرینَ، وَ حَسْرَهٌ عَلى‏ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الْکافِرینَ، کَما قالَ تَعالى‏ یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً…….. و انه شفاه الصدور و جلاء الاحزان و کشاف القرآن و سعه الارزاق و تطییب الاخلاق، بایدی سفره کرام برره یمنعون بان لا یمسّه الا المطهرون!»

ترجمه ی بخشی از عبارت فوق: این کتاب اصول اصول اصول دین در گشودن رازهای وصول به حق و یقین و فقه اکبر خداوند است … شفای سینه ها و زداینده اندوه ها و کشاف رازهای قرآنی و فراخی بخش روزی معنوی و پاک کننده اخلاق است که به دست فرشتگان کرام نوشته شده و آنان جز پاکان را به حقایق آن راه نمی دهند!

داستانهای مستهجن الفاظ رکیک در اشعار مولوی اشعار رکیک مولوی اشعار مستهجن مولوی بیان انحرافات و نقد مولوی اعضاء تناسلی آلات تناسلی

حال از شما دعوت میکنیم تا با هم از دریای بیکران اشعار ملکوتی مولوی جرعه ای برداشته و از این فیض! بهره مند شویم :

آن یکی نایی خوش نی می‌زدست******ناگهان از مقعدش بادی بجست

نای را بر (……) نهاد او که ز من******گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن (مثنوی معنوی! دفتر چهارم بخش ۳۱)

 

 

آن (……) خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او******صد (……) خر در (……) او صد تیز سگ در ریش او

خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد******یا بول خر را بو کند یا (……) بود تفتیش او

خر ننگ دارد ز آن دغل از حق شنو بل هم اضل******ای چون مخنث غنج او چون قحبگان (……) او (دیوان شمس/۲۱۳۷)

 

 

چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر******وز زخمه (……) خر کی بانگ نماز آید (دیوان شمس/۶۱۸)

 

 

دور باد از رزم شیران چشم سگ******دور باد از مهد عیسی (……) خر (دیوان شمس/۱۱۰۷)

 

 

گلو گشاده چو (……) فراخ ماده خران******که (……) خر نرهد زو چو پیش او برخاست (دیوان شمس/۴۸۳)

 

 

آن لب که بود (……) خری بوسه گه او******کی یابد آن لب شکربوس مسیحا (دیوان شمس/۹۶)

 

 

ای چو خربنده حریف (……) خر******بوسه گاهی یافتی ما را ببر (مثنوی معنوی! دفتر سوم بخش ۱۰۲)

 

 

دست زن در کرد در (……)******(……) او بر دست زن آسیب کرد (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۰)

 

 

او اگر دیوانه است و فتنه‌کاو******داروی دیوانه باشد (……) گاو (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۷)

 

 

مردی این مردیست نه ریش و (……)******ورنه بودی شاه مردان (……) خر

روسپی باشد که از جولان (……)******عقل او موشی شود شهوت چو شیر (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۵۸) 

 

 

رو به من آرند مشتی حمزه‌خوار******چشم‌ها پر نطفه کف خایه‌فشار

وانک ناموسیست خود از زیر زیر******غمزه دزدد می‌دهد مالش به (……)

خانقه چون این بود بازار عام******چون بود خر گله و دیوان خام (مثنوی معنوی! دفتر ششم بخش ۱۰۹ – حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب ‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر (……) خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره)

 

 

هم‌چو آن زن کو جماع خر بدید******گفت آوه چیست این فحل فرید

گر جماع اینست بردند این خران******بر (……) ما می‌ریند این شوهران (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۴۳)

 

 

ای مخنث پیش رفته از سپاه ******بر دروغ ریش تو (……ت) گواه (مثنوی معنوی! دفتر پنجم بخش ۱۰۵)

 

 

(……) دریده هم‌چو دلق تونیان******آمد از حمام در گردک فسوس  (مثنوی معنوی! دفتر ششم بخش۶)

 

 

مثنوی معنوی! / دفتر پنجم

بخش ۵۹ – داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و …. کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم (……) دیدی کدو ندیدی ….

یک کنیزک یک خری (……)******از وفور (……)  گزند

آن خر نر را (……) خو کرده بود******خر جماع آدمی پی برده بود……الی آخر

 

 

مثنوی معنوی! دفتر پنجم    بخش ۱۶۸ – آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع

آن خلیفه (……)******سوی آن (……)!

(……)******(……)!!!

(……)******(……)!!!

خشت و خشت موش در گوشش رسید******خفت (……ش) شهوتش کلی رمید

وهم آن کز مار باشد این صریر******که همی‌جنبد بتندی از حصیر

 _____________________________

تمام نقطه چین های داخل پرانتز ، الفاظ به شدت رکیک و ناپسند میباشد که از ذکر آنها معذوریم/در صورت نیاز میتوانید به آدرس اشعار مراجعه بفرمایید.

 

 

سؤال : نام‌ بردن الفاظ زشت و رکیک مانند اعضاء تناسلی انسان چه‌حکمی دارد؟

جواب از آیت الله سیستانی : جایز نیست.

مسأله : آیت الله سیستانی : فحش حرام است و مراد از فحش هر کلامی است که تصریح به آن زشت و قبیح شمرده می‌شود یا نسبت هر فردی یا نسبت به غیر زوجه ، نوع اول آن مطلقاً حرام است …

 

حکم داستانهای مستهجن موجود در مثنوی هم که واضح است.

 

گاهی انسان برای بیان پستی و گمراهی برخی نحله های منحرف (علی الخصوص وقتی که ادعای عرفان و وصول به حق میکنند) مجبور به بیان مسائلی میشود . از تمامی عزیزانی که از خواندن این مطالب دچار کدورت شدند عذرخواهی میکنیم.

169 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. محمد
    محمد says:

    Thumb up 12 Thumb down 4

    عزیزان توجه کنند که بی حیایی و بی شرمی از گفتن کلمات رکیک اگر “معرفت و عرفان” بود، کمی فکر کنید آیا کسی بهتر از انبیاء خداوند را می شناخت؟ چرا آنها از این کلمات هرگز نگفته اند؟ قبول دارم که بعد از چند قرن تعریف و تمجید و حضرت حضرت کردن برخی چهره ها به سختی می شود از بت های ساخت دست مردم گذشت! ولی کتاب خدا در میان ماست و تاکیدی که روی تقوی و طهارت دارد روی هیچ چیز دیگری ندارد! ان اکرمکم عندالله اتقیکم! دوست عزیزی که می فرمایند روز قیامت ببینیم ما کجاییم و مولوی کجا، کاملا منتظر هستم تا روز قیامت خود جنابعالی را ببینیم که با مولوی خواهید بود یا با غیر او! نازنین، خداوند می فرماید اینطوری دعا کنید: و توفنا مع الابرار! حالا به سوره مبارکه انسان مراجعه و به چشم خود مشاهده کنید که ابرار چه کسانی هستند! سپس تشریف ببریددر مثنوی به چشم خودتان ببینید که جناب مولوی قتل حضرت امیرالمومنین علیه السلام به دست شقی ترین مردم همه زمانها را “تقدیر” و نوعی “جبر” جا می زند، حال آنکه تظاهر می کند که به اختیار معتقد است! ضد و نقیض گویی مولوی خود از مطاعن بزرگ اوست. در عوض ۵۰ سال شرک و شرابخوار عمر را بی اهمیت می داند چون به قول خودش عمر از روز الست مومن بوده! این چه دینی است که این فرد تبلیغ می کند؟ آیا اینها جز برای فریب مردم است؟ آیا نسبت دادن شرابخواری و شرکت به اصحاب یمین گناه کوچکی است؟

    پاسخ دادن
    • مریم
      مریم says:

      Thumb up 8 Thumb down 17



      این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

      پاسخ دادن
      • ANK
        ANK says:

        Thumb up 7 Thumb down 4

        لطفا از اشخاص نام نبرید ؛ چون بزرگان زیادی هم مولوی و ابن عربی رو مذمت کردند (اگر باور ندارید بکین تا نام ببرم)
        این داستانیکه آیت الله بروجردی میخواستن مثنوی بخونن هی ندایی میاد که نخونین رو هم شاید شنیده باشین ؛ و شاید بگین من در آوردی باشه ولی این داستان رو حاجاقای فاطمی نیا (یا فاطمی ؛ فامیلشونو دقیق یادم نیست) تعریف کردن و گفتن من خودم با یک واسطه شنیدم و داستان کاملا درسته
        و ایشون از طرفداران مولوی هستن (تا اون زمان که این داستان رو تعریف کردن میدونم طرفدار بودن)
        چون بعد اینکه داستانو تعریف کردن گفتن داستان درسته ولی شاید آیت الله بروجردی نیاز نداشته بخونه ؛ ولی ما نیاز داریم بخونیم !!!! (ولی هیچ موقع من نفهمیدم ما چه نیازی به خواندن مثنوی داریم ؟!؟! شاید شما بتونین بهمون پاسخ بدین)
        و اگه ممکنه شما لطف کنین و معنای باطنی این لغات رکیک و زشتی که آورده شده رو بهمون بگین تا ببینیم با معنای ظاهریش چه فرقی داره

        پاسخ دادن
        • مریم
          مریم says:

          Thumb up 3 Thumb down 9



          این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

          پاسخ دادن
    • ارمی
      ارمی says:

      Thumb up 3 Thumb down 2

      با سلام.همون دینی که جسم تن پرور من و تو به آن درجه از تشخیص نرسیده .رسیدن به درک دین مولوی که شما ایراد گرفتی .مستلزم سال ها ریاضت و درک و تربیت روح است که به درجه کمال برسه و از همه مهمتر لیاقت ، که خداوند قادر و توانا به هرکسی نمیده.بهتره خوب تحقیق کنی تا به درک و فهم بهتر واژه ها برسی. سعی کن ، که احساسی تصمیم نگیر ی و درضمن تعصب را هم از چینش انتخابت دور کن.موفق باشی.وگر نه مجبور می شوم حکایات انبیا را که عقل من و تو به درک آن اتفاقات نمی رسه برات باز گو کنم البته اگر دسترسی به قرآن تا به حال نداشتی…!

      پاسخ دادن
  2. مریم
    مریم says:

    Thumb up 5 Thumb down 11



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
    • ناشناس قدیمی
      ناشناس قدیمی says:

      Thumb up 5 Thumb down 4

      مریم خانم بی نهایت امثال مولوی یک تار موی مرحوم کلینی نمیشن و مرحوم کلینی هم بنده معصومین(ع) می باشد، چرا شماها بجای تبلیغ معصومین(ع) که به ان امر شدید تبلیغ امثال مولوی را می کنید.
      امام صادق (ع) می فرماید: ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )
      امام صادق(ع)فرمود: خدای عزوجل ما را آفرید وآفرینش ما را نیکوساخت وما را صورتگری کرد ونیکو تصویرنمود وما را درآسمان و زمینش خزانه دار ساخت و برای ما درخت سخن گفت وبوسیله عبادت ما خدای عزوجل عبادت شد واگر ما نبودیم خدا پرستیده نمیشد. (کافی جلد۱ص۲۷۵ش۶)
      امام صادق(ع) فرمود: اوصیاء پیغمبردرهای توجه خدای عزوجل باشند واگر ایشان نبودند، مردم خدای عزوجل را نمی شناختند و خدای تبارک و تعالی بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. (کافی ج۱ص۲۷۵ش۲)
      امام باقر(ع) به سلمه بن کهل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام(ع) بودنند) فرمود: به مشرق روید و به مغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید. (کافی ج۲ص۲۵۱ش۳)
      امام صادق(ع) راجع به قول خدای عزوجل “خدا را نامهای نیکوست او را به انها بخوانید ” فرمود: سوگند بخدا مائیم ان نامهای نیکو که خدا عملی را از بندگان نپدیرد مگر آنکه با معرفت ما باشد. (کافی ج۱ص۱۹۶ش۴)

      پاسخ دادن
      • مریم
        مریم says:

        Thumb up 3 Thumb down 9



        این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

        پاسخ دادن
        • ناشناس قدیمی
          ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 5 Thumb down 3

          مریم خانم شما مگر نمی دانی در این سایت و این صفحه دارند مطالبی را که مولانا بیان کرده را نقد و بررسی می کنند ما می خواهیم بدانیم مفاهیمی را که اشعار مولوی در مورد مقدسات بطور مستقیم یا غیر مستقیم گفته درست است یا غلط و برای به نتیجه رسیدن باید به کلام معصومین(ع) مراجعه کنیم و گرنه اگر موضوع دین نبود ضرورت نقد و بررسی وجود نداشت.
          امـام صـادق(ع) مـى فـرمـود: هـر کـه را خـوش آیـد کـه تـمـام مـراتـب ایـمان را کـامـل کـنـد، بـایـد بـگـویـد: گـفـتـار مـن نـسـبـت بـه هـر مـوضـوعـى گـفـتـار آل مـحـمـد اسـت در آنـچـه (بـواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب ) پنهان کنند و در آنچه آشکار دارند، درآنچه ازایشان به من برسد و درآنچه به من نرسد.(کافی ج۲ص۲۳۷ش۶)

          پاسخ دادن
        • ناشناس قدیمی
          ناشناس قدیمی says:

          Thumb up 4 Thumb down 3

          مریم خانم برای بنده همیشه عجیب و مهم بود که چرا مردم بعد از وفات رسولخدا(ص) بجای اینکه پیرو امام معصوم(ع) بشوند و از بی نهایت فضل و کرم خدا بهره مند شوند پیرو بی لیاقتترین و فاسدترین افراد شدنند ولی امروز هم همان خطا دوباره تکرار می شود امثال شماها بجای انتشار کلام معصومین(ع)، کلام منحرفین را منتشر می کنید و بجای تبیلغ امام معصوم(ع) غایب تبلیغ منحرفین مرده و زنده حاضر را می کنید، بدانید تفاوتی میان شماها و منحرفین در زمان رسولخدا(ص) و امامان معصوم(ع) وجود ندارد واقعا این همه تشابه شما را به فکر فرو نمی برد تا قدری تامل کنید.
          امام باقر (ع) درباره قول خدای عزوجل فرماید : کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی الامرتان را(آیه۵۹ سوره ۴) امام فرمود : خدا خصوص ما را قصد کرده خدا همه مومنین را تا روز قیامت به اطاعت ما امر فرموده. (کافی جلد ۲ ص ۲۲ ش ۱)
          امام صادق (ع) می فرماید: ماییم که خدا اطاعت مارا واجب ساخته ، مردم راهی جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند ، هرکه مارا شناسد مومن است و هر که انکار کند کافر است و کسی که نشناسد و انکار هم نکند گمراه است تا زمانی که به سوی هدایتی که خدا بر او واجب ساخته برگردد و آن اطاعت حتمی ماست ، و اگر به همان حال گمراهی بمیرد خدا هرچه خواهد با او کند . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۶ ش ۱۱ )

          پاسخ دادن
          • مریم
            مریم says:

            Thumb up 5 Thumb down 7

            ترجیح میدم جز امثال مولانا باشم تا امثال شما. هروقت نمیتونید بحث کنید فورا امثال منو جز جهنمی ها قرار میدین و خودتونو خلاص میکنین. دوست عزیز خداست که ادمها رو قضاوت میکنه نه امثال من و شما. در ضمن همیشه این افراط و تفریطها از حانب اون کسانیه که ابروی تمام اسلام رو بردن اونهایی که ظواهر دین رو قبول میکنن ولی از اون طرف بیت المال و حق الناس رو نه. خدمت شما عرض کنم که من شاید جز امثال منحرفین باشم به نظر شما البته اما به هر حال بنده ی خدا هستم از توهین و تهمت شما هم نمیگذرم. موفق باشید

            پاسخ دادن
            • جواد
              جواد says:

              Thumb up 4 Thumb down 2

              به نام خدا
              با احترام به شما
              ترجیح دادن شما یک امر شخصیست و ارزشی برای ما ندارد.
              بحث علمیست
              در این مقام لطفا با دلیل و مدرک صحبت کنید
              موفق باشید

              پاسخ دادن
              • مریم
                مریم says:

                Thumb up 3 Thumb down 5

                میشه شما بگید با چه دلیل و مدرکی به این نتیجه رسیدین که من جز منحرفین هستم؟ میشه با مدرک بگین که کی مقام قضاوت کردن انسانها رو که از ان خداست به شما سپرد؟ میشه لطف کنید بیان کنین

  3. افسانه محبی
    افسانه محبی says:

    Thumb up 6 Thumb down 7

    قیاس مع الفارق می کنید فقط یک ذهن بیمار از کتابی که پر از پند و آیه و حدیث و اصول اخلاقیه می گرده و کلمات زشت رو پیدا می کنه ناریان مر ناریان را جاذبند آقا هیچ کس مثنوی رو قرآن نمی دونه نعوذبالله و هیچ وقت مولانا خودش رو در حد اولیا ندونسته
    هست قرآن حالهای انبیا ماهیان پاک بحر کبریا
    اتفاقا از کلمات و مباحث متنوع و گوناگونی که در مثنوی اومده نشان می ده که این فرد هیچ ادعایی نداره و هیچ جانمازی آب نکشیده اینها رو شما درست کردید علامه …. کافره ؟ … کافره …. کافره که تو کلامشون بسیار به شعر مولانا استنادمی کنند ؟
    هم دینتان رو خراب کردید هم دنیایتان را
    تا جنینی کار خون آشامی است

    پاسخ دادن
    • افشار
      افشار says:

      Thumb up 10 Thumb down 3

      ظاهرا شما ادعاهای مولوی درباره مثنوی در مقدمه آن را نخواندید؟!!
      همانجایی که درباره مثنوی خودش بسیاری از القاب قرآن مجید من جمله «لا یمسه الا المطهرون» را ادعا میکند!!!
      لااقل خوب بود یه نگاهی به پست های همین سایت می انداختید :

      مولوی : مثنوی هم سنگ قرآن است – شمس تبریزی : مثنوی بالاتر از قرآن است !!

      در مناقب العارفین که توسط یکی از شیفتگان مولوی نوشته شده است داستانی از او نقل می کند که یکی از مریدان مولوی با احترام به او می گوید: علما می گویند: چرا مثنوی را قرآن باید گفت؟! مولوی در جواب به شدت بر می خروشد، ودر حالی که به توجیه فرزندش، که آن را تفسیر قرآن معرفی می کند، قانع نمی شود، با تندی و دشنام، مخاطب را در هم می کوبد. متن مناقب العارفین چنین است:

      «روزی حضرت سلطان ولد ( فرزند مولوی ) فرمود: که از یاران، یکی به حضرت پدرم شکایتی کرد، که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را چرا قرآن گویند؟ من بنده ( در جواب ) گفتم که تفسیر قرآن است. همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده فرمود که: ای سگ! چرا ( قرآن ) نباشد ؟ ای خر! چرا نباشد ؟ ای غر خواهر ۱ (!) چرا نباشد ؟ همانا که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مدرّج نیست. و کلام خدا از دل پاک ایشان رسته، بر جویبار زبان ایشان روان شده است. خواه سریانی باشد ، خواه سبع المثانی، خواه عبری، خواه عربی… »

      http://www.ebnearabi.com/5418/مولوی-مثنوی-هم-سنگ-قرآن-شمس-مثنوی-بالات.html

      اصلا انگار این پست تماما جواب حرفهای جنابعالی هست!!

      پاسخ دادن
    • ارمی
      ارمی says:

      Thumb up 2 Thumb down 4

      «تا جنینی کار خون اشامی است»/دین و دنیای کلینی خامی است/خواهرم با کودکان بازی نکن/زانکه نقل قولشان نادانی است/
      حرف مولانا کلام دلنشین حق بود/گر چه حرف کلینی و مجلسی خود عامی است….
      خواهر بزرگوار ناراحت نباش . گروهی جهت جلب توجه می کنند تا خودی نشان دهند هرچند کلامشان کوچکتر از انی است که بتوانند در آن حقایق خدای تعالی را بیابند.در جهان چون مولوی نامد برون/ای معاند هر چه خواهی گو کنون….موفق باشی.

      پاسخ دادن
      • آرام
        آرام says:

        Thumb up 2 Thumb down 3

        اتفاقا “تا جنینی کار خون‌آشامی است” بیشتر متوجه شماست! چرا که پایه‌های بحث علمی رو بلد نیستید و فقط شعر می‌خوانید و شعار می‌دهید.
        قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

        پاسخ دادن
        • ارمی
          ارمی says:

          Thumb up 2 Thumb down 2

          آرام جان ما به کسی توهین نکردیم و اگر خون بمکیم از نوع حلالش خواهد بود نه حرامش.داستان شما و کسانی که سخنانپ پیامبر را به نمی پذیرفتند به دلایلی، یکی است آن ها هم وقتی استدلالی نداشتند و مقام های دنیایی آن ها در خطر بود…، گفتند:سخنان محمد شعر است»فهم درک شعر یا هر سخنی که زیبا باشد بر هر کسی که بخواهد دشمنی ورزد و از جامعه ی لجوجان باشد بسیار مشکل است.هیچ و قت به کسی توهینی نمی کنیم برای شناساندن دین به کسی او را وادار نمی کنیم البته دعا می کنیم.امید است که مورد قبول خدانود یکتا قرار گیرد.و آنچه میدانیم که رضایت خداوند در آن باشد از دل و جان انجام می دهیم . و اگر هم نتوانستیم از خداوند می خواهیم که ما را نیز جزئی از خوبان قرار دهد… ،مولانا و تمام کسانی که فهم درستی از دین داشتند و برای رساندن آن فهم درست و منطقی زحمت فراوان کشیده و آن را در اختیار ما قرار دادند سپاسگزاریم و آن ها را بسیار دوست میداریم.

          پاسخ دادن
  4. حسین
    حسین says:

    Thumb up 3 Thumb down 7



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  5. محمد
    محمد says:

    Thumb up 3 Thumb down 3

    دوستان عزیز و خواهران و برادران عزیز دقت کنند که وقتی گروه معتقد به امامت انحصاری ائمه اطهار علیهم السلام می گویند مثلا کسی اهل جهنم است یا منحرف است اگر از پیش خودشان بگویند حرفشان ارزش چندانی ندارد. دلیلی ندارد که فکر کنیم چون کسی مخالف من فکر می کند پس او اهل جهنم است، چون همانطور که شما می گویید خداوند درمورد بنده ها قضاوت خواهد کرد نه بنده ها درباره یکدیگر. ولی یک نکته ای که شما به آن توجه نمی کنید این است که وقتی خود خداوند خبر بدهد که فلان گروه اهل جهنم هستند دیگر نقل آن خبر الهی از سوی کسی به منزله قضاوت آن شخص نیست! کلام و نظر خداوند از سرچشمه وحی به انسان می رسد، آنهم نه هر انسانی بلکه انبیاء. پس وقتی انبیاء کسی را منحرف و جهنمی بدانند هرکس خلاف نظر آنها حرف بزند در واقع خلاف خداوند حرف زده و منحرف است و به دلیل مخالفت با انبیاء اهل جهنم! این منطق خود خداست، نه منطق ما و امثال ما! اگر شما به دقت در کلام مولوی و امثال او نگاه کنید و بعد به سنت و سیره و کلام انبیاء و قرآن کریم دقت کنید خودتان به راحتی متوجه انحراف گفته های او خواهید شد! ملاک ما این است که چه حرفی با کلام خدا (قرآن) و سنت پیامبرش (که تفسیر و اجرای همان کلام خداست) مطابق هست و چه کلامی نیست! به همین سادگی. پس می شود بر اساس آن قضاوت کرد، چون در واقع قضاوت خداست.

    پاسخ دادن
  6. غضنفر
    غضنفر says:

    Thumb up 48 Thumb down 30

    عجب مطالب گوهر باری، یک سوال از گوینده‌ی این کلمات به ذهن کوچک من خطورید، در کدام کلامت ائمه ی اطهار علیهم السلام اینگونه بی حیایی دیده شده است؟ اگر ما احتیاج به امثال جلال الدین رومی و مابقی داشتیم چه احتیاجی به وجود مقدس امام عصر بود؟

    پاسخ دادن
  7. ANK
    ANK says:

    Thumb up 21 Thumb down 9

    هیچی دیگه راه بیفتیم در خونه این و اون هرکی مکاشفه اش قشنگتر بود و شعر قشنگتر میگفت از بقیه حرف اونو قبول کنیم !

    پاسخ دادن
  8. ارمین
    ارمین says:

    Thumb up 26 Thumb down 30



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  9. مریم
    مریم says:

    Thumb up 5 Thumb down 8



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  10. ناشناس
    ناشناس says:

    Thumb up 23 Thumb down 20

    کدوم فقیهی فقاهت مولانارو تایید کرده که شده بزرگ فقها زمان خودش ؟!؟!؟
    ازین کلمات استفاده کرده برای تقریب ذهن ما به حقیقت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یعنی طرفداری متعصبانه تا چه حد !

    پاسخ دادن
  11. حامد
    حامد says:

    Thumb up 10 Thumb down 16



    این نظر منفی زیادی از بازدیدکنندگان دریافت نموده است . برای مشاهده کلیک کنید.

    پاسخ دادن
  12. حمید رضا
    حمید رضا says:

    Thumb up 12 Thumb down 8

    اینی که شما میگی , حرف شماست , ادعات رو ثابت کن,
    راه و روش کدام فقیه بزرگ در کل تاریخ این بوده که از آلت تناسلی انسان و حیوان برای نزدیک شدن به خدا بهره ببره , شهوت و شهوترانی در اشعارش موج میزنه , اگر کسی ذره ای عقل داشته باشه و ازش استفاده کنه , میفهمه که چنین شخصی دشمن خدا و دشمن قرآن و عترت است و این اشعار از شخصی گمراه و خبیث بروز کرده .

    پاسخ دادن
  13. علی
    علی says:

    Thumb up 10 Thumb down 10

    مولانا نابغه عرفان بوده. علت به کار بردن این کلمات رو هم خودش گفته:
    ای برادر قصه چون پیمانه است
    معنی اندر وی به سان دانه ای است
    دانه معنی بگیرد مرد عقل
    ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
    باید به اصل حرف و باطن حرف پی پرد و از پوسته وظاهر کلمات صرف نظر کرد.
    خودش یه جای دیگه گفته : ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را

    پاسخ دادن
  14. زینب
    زینب says:

    Thumb up 8 Thumb down 6

    آقای ارمین من معذرت میخوام ولی اگه همین الان کسی در خیابان با این الفاظ به شما نسبت بده شما ناراحت میشی یا نه،اگه بگی آره که خب اونم میگه اینا مجازن شما منظور منو نفهمیدی ،مگر اینکه ناراحت نشی که بعید میدونم،آخه دوست عزیز یه ذره انصاف داشته باش ذکر اندام های بدن زن و مرد حیوانات چه مجازی میتونه داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

    پاسخ دادن
  15. ناشناس قدیمی
    ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 9 Thumb down 4

    منصور بن حازم گوید: به امام صادق(ع) عرضکردم: . . . هر که بداند پروردگارى دارد سزاوار است که بداند براى او خرسندى و خشمى است و خرسندى و خشم او جز بوسیله وحى یا پیغمبر فهمیده نشود و کسیکه وحى بر خودش نازل نشود باید که در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات کرد، بداند که ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم (اهل سنت) گفتم مگر نمى‏دانید که رسولخدا(ص) حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او در گذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر کردم و دیدم سنى و قدرى و حتى زندیقى که به آن ایمان ندارد به آن استشهاد مى‏کنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه کنند، پس فهمیدم که قرآن بدون قیم (و سرپرستى که معنى واقعى آنرا بیان کند) حجت نباشد و آن قیم هر چه نسبت بقرآن بگوید حق است، به آنها گفتم: قیم قرآن کیست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن مى‏دانست، عمر مى‏دانست، حذیفه مى‏دانست، گفتم، همه قرآن را؟ گفتند نه، کسى را ندیدم که بگوید شخصى جز على علیه السلام همه قرآن را مى‏دانست، و زمانیکه مطلبى میان مردمى باشد که این گوید: نمى‏دانم، و این گوید: نمى‏دانم: و این (على بن ابیطالب) گوید من مى‏دانم (حق با کسى است که مى‏داند) پس من گواهى دهم که على علیه السلام قیم قرآن است و اطاعتش واجبست و بعد از پیغمبر حجت خداست بر مردم و آنچه او درباره قرآن گوید حق است. حضرت فرمود: خدا ترا رحمت کند، عرضکردم: . . . (کافی ج۱ص۲۶۷ش۱۵)

    پاسخ دادن
  16. ANK
    ANK says:

    Thumb up 9 Thumb down 4

    پیامبر از جانب خدا ؛ و اینکه خدا تعیین میکنه که ما نیاز به چی داریم و آنچه نیاز داشتیم رو برامون قرار داده !
    حالا منظور شما چیه ؟!

    پاسخ دادن
  17. ناشناس قدیمی
    ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 4 Thumb down 5

    اقای احمدی خداوند در قران فرموده که رستگاری شما در تزکیه نفس می باشد و در سوره جمعه ایه ۲ نیز فرموده: خداوند پیغمبری درس نخوانده(تعلیم نگرفته از بشر ) را از میان شما برانگیخت تا شما را تزکیه کند و علم کتاب و حکمت به شما بیاموزد و مسلما پیش از ان در گمراهی بودید.
    اقای احمدی به نظر شما مردم به خدا و پیغمبر احتیاج دارند؟

    پاسخ دادن
  18. ANK
    ANK says:

    Thumb up 7 Thumb down 6

    حالا نابغه عرفان بودنش که بماند ؛ ولی اگه لطف کنین معنای باطنی این کلماتیکه بکار برده شده رو بیان بفرمایید همه استفاده کنیم ؛ ممنون میشم

    پاسخ دادن
  19. حمیدرضا
    حمیدرضا says:

    Thumb up 7 Thumb down 4

    به “علی”: شما که اینقدر وارد هستی بفرما این ابیات اصل و باطنش چیه : ای چو خربنده حریف (……) خر******بوسه گاهی یافتی ما را ببر #######گر جماع اینست بردند این خران******بر (……) ما می‌ریند این شوهران و…

    پاسخ دادن
  20. محمد
    محمد says:

    Thumb up 7 Thumb down 9

    انچه که درعرف نکوهیده است درعرفان بلامانع میباشد.لازمه عارف شدن شکستگی بیرونی ورانده شدن ازمردم است تارسیدن به حقیقت ازطریق ندای درون بدون مزاحمتهای دنیوی صورت گیرد.عرفابرای این منظورازبدنام کردن خودنزدعوام عبایی ندارند.من نمیخام ارزشیابی کنم که این کارشان خوب است یابد.امابررسی عقلانی مسایل فراعقلی رابسیارپیچیده وظریف میدانم .شایدعدم توجه به این ظرافتهاوپیچیدگیهاسبب شده که ازجانب فقها وفلاسفه همواره عرفا مرتدوکافروفاسدقلمدادشده اند.اثارمنسوب به مولانا به قدری قابل توجه است که مارامجاب کنددرموردظاهرمنافی ادب بعضی ازاشعارش قاطعانه نظرندیم وکمی مرددانه نقدکنیم.

    پاسخ دادن
  21. ANK
    ANK says:

    Thumb up 5 Thumb down 4

    دوست عزیز ما باید سفت اهل بیت ع رو بچسبیم و نگران بقیه نباشیم !‌بر فرض که مولوی خوب یا بد ! چه فرقی به حال ما داره ؟ پیامبر ص مارو به کی سپردن ؟ از همونا اطاعت میکنیم و پامونو جای پاشون میذاریم
    خدا خودش مارو هدایت کنه برادرجان

    پاسخ دادن
  22. محمد
    محمد says:

    Thumb up 4 Thumb down 6

    مساله هدایت ماازجانب خدایاخوب وبدبودن مولاناوامثالهم نیست.شمامختاریدبرای رسیدن به حق قایل به تفکیک فلسفه وعرفان بافقه باشیدیانباشید.امااینگونه تاختن به کل عرفان وادبیات وفلسفه یک ملت که بخشی ازشناسنامه این کشورکهن دراین زمانه تهی ازفخروافتخارمیباشدغیراخلاقیست.شما کامنتهاوکلابحثهای سایتتان رامطالعه کنید.هتاکی وتمسخر مولانا شمس ابن سینا غزالی ملاصدراو…رابه کمال رساندید.انهم به این خاطرکه اثارشان باقرایتی که شماازدین داریدتعارض داردویک درصدهم احتمال نمیدهیدشایدقرایت شماایرادداردیابرداشت شماازارای ایشان صحیح نیست.البته نقدبی اهانت پسندیده است به شرط انکه مبانی لازم برای ورودبه مباحث مربوطه رادانسته باشید.دراخرچسبیدن به اهل بیت وپیامبروخدابدون لحاظ کردن فطرت به ترکستان رفتن است حتی اگرهدف رسیدن به کعبه باشد.

    پاسخ دادن
  23. مریم
    مریم says:

    Thumb up 6 Thumb down 6

    خیلی جالبه که بعضی ها هر وقت در بحث کم میارن شروع به لعن و نفرین میکنن.
    میشه چند مورد از اون توهین های صریح رو بیارین؟
    ایشون سنی بودن اگه نمیدونید بدونید که سالهاست هفته وحدت بین مسلمین بعنوان نمادی از اتحاد این دو جشن گرفته میشه.

    پاسخ دادن
  24. ارمی
    ارمی says:

    Thumb up 3 Thumb down 3

    حامد جان .عزیزم لطف کن و عصبانی نشو.کسی که عصبانی بشه نمی تونه خوب تصمیم بگیره.لعن هم نفرست تو اگر متوجه پیام مولوی نمیشی سعی کن با یک مفسر که در زمینه ی ادبیات و عرفان تخصص داره مشورت کنی و عمق کلام مولوی رو بهتر متوجه بشی.این نوع رفتار در شأن متعصبین بی فکر هست . ان شاالله که شمااز این گروه نیستی .ابهاماتی برات پیش اومده .قابل حل هست.«از علی آموز اخلاص عمل /شیر حق را دان منزّه از دغل و….»مطلب دوم اینکه حضرت ابوالفضل غضب نداره آن ها جزءخاندان اهل بیتند و بسیار مهربان و با گذشت.ناراحتی خودت رو به آن بزرگواران ربط نباید بدی پسرم.موفق باشی

    پاسخ دادن
  25. ارمی
    ارمی says:

    Thumb up 3 Thumb down 3

    متأسفم برای این سایت که فقط پیام های دوستان و همفکران خودش رو پخش می کنه. حتی اگر توهین بکنند… هفته ای شده که پیام فرستادم ولی هنوز در حالت انتظار است.واقعا” متأسفم براتون .الحق که شما در برش پیام ها و تفاسیر و احادیث و حذف کلام دیگران که به نفع شما نیست تبحر دارید.

    پاسخ دادن
  26. ناشناس قدیمی
    ناشناس قدیمی says:

    Thumb up 5 Thumb down 4

    مریم خانم رسولخدا(ص) در حدیثی فرمودنند: امتم بعد از من هفتادو سه فرقه می شوند هفتادو دو فرقه اهل اتشند و فقط یک فرقه اهل نجاتند این حدیث در کتب معتبر اهل سنت نیز موجود می باشد حالا این وحدت می تونه حقیقی و از صمیم قلب باشه؟!!!! از محالات است.
    (سوره حشر ایه۷) انچه را رسولخدا برای شما اورده بگیرید و از انچه نهی کرده خودداری نمایید، و از خدا بپرهیزیدکه خداوند کیفرش شدید است.
    (شوری ایه۲۳) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم(اهل بیتم)
    امام صادق (ع ) میفرمود: بوسیله اسلام خون شخص محفوظ شود و امانت ادا شود و زناشوئى حلال گردد، ولى ثواب در برابر ایمان است .(کافی ج۳ص۳۸ش۱)
    امـام صـادق(ع) فـرمـود: ایـمـان اقـرار اسـت و عمل ، اسلام اقرار بدون عمل است.(کافی ج۳ص۳۹ش۲)
    امام باقر (ع) فرمود : کار نیک شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت است . (کافی جلد ۱ ص ۲۶۲ ش ۱۴ )
    حضرت فاطمه به ابابکر فرمودند: به خدا قسم تورا در هر نمازی که بخوانم نفرین خواهم کرد . از کتاب الامامه والسیاسه ج ۱ ص ۳۱ – السقیفه وفدک ج ۱ ص۱۰۴ – شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۱۴
    عمر به ابی بکر گفت بیا به سراغ فاطمه برویم چرا که ما او را غضبناک کرده ایم اما حضرت به آنها اجازه عیادت ندادند حضرت فاطمه فرمود همانا من خدا وملائکه را گواه وشاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آورده ومرا از خود خشنود نساخته اید وهر گاه رسول خدا را ملاقات کنم از شما به آن حضرت شکایت خواهم کرد . از کتاب الامه والسیاسه ج ۱ص ۲۰ – اعلام النسا ج ۴ ص ۱۲۲ – عمربن خطاب ج ۱ ص ۸۸
    عمر وابابکر به عیادت فاطمه رفتند ولی ایشان اجازه ورود ندادند . از کتاب اعلام النسا ج ۴ ص ۱۲۴ – الامام علی بن ابیطالب ج ۱ ص ۱۹۲
    امام صادق(ع) از قول رسولخدا(ص) می فرماید: کسیکه خواهد زندگی و مرگش زندگی و مرگ من باشد و به بهشت برینی که پروردگارم بدست قدرت خود کاشته درآید باید پیروی علی بن ابیطالب کند و با دوستش دوستی و با دشمنش دشمنی نماید و نسبت به اوصیاء پس از وی تسلیم باشد، زیرا ایشان از خاندان من و از گوشت و خون منند و خدا فهم و علم مرا به ایشان عطا فرموده است: بخدا شکایت می کنم از حال آن امتم که فضیلت ایشانرا منکر گشته، پیوند مرا با ایشان قطع کند، بخدا سوگند که دوفرزندم را میکشند خدا شفاعتم را به آنها نرساند.(کافی ج۱ص۲۹۹ش۵)

    پاسخ دادن
« دیدگاه های قدیمی تر

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


2 × 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>