+ افزایش اندازه | کاهش اندازه -

    دکمه اشتراک گذاری تلگرام

تاثیر هستی شناسی گِنوسی بر عرفان اسلامی – حجت الاسلام و المسلمین رسول رضوی

تاثیر هستی شناسی گِنوسی بر عرفان اسلامی – حجت الاسلام و المسلمین رسول رضوی

 

رسول رضویدوئيت خالق و مخلوق اصل هستی شناختی حاكم بر عرفان اسلامی است اما در هستی شناسی گنوسی دوئيت صادر و مصدر دوئيتی وهمی دارند و آن چه كه به عنوان عرفان اسلامی شناخته شده، عرفانی است كه بر همين هستی شناسی گنوسی بنا شده است.

 

حجت الاسلام و المسلمين رسول رضوی، عضو هيئت علمی دانشگاه قرآن و حديث، با تاكيد بر رابطه خالقيت و مخلوقيت در هستی شناسی اسلامی مطرح در آيات و روايات، گفت: براساس كلام اسلامی و عرفان اسلامی دوئيتی بين خدا و انسان هست، كه از مبانی اصلی در هستی شناسی اسلامی است و هدف ما در عرفان اسلامی، رسيدن به مقام عبوديت اوست و راهكار رسيدن به چنين مقامی نيز عمل كردن به همه آن چيزی است كه در آيات قرآن و روايات از ما خواسته شده است.

 

رضوی دوئيت بين انسان و خدا را نقطه افتراق عرفان اسلامی از ساير عرفان‌ها دانست و اظهار كرد: در مقابل عرفان اسلامی كه مبتنی بر دوئيت هستی شناختی انسان و خدا است، يكی عرفان بوديستی مطرح است، كه براساس هستی شناسی آن، به شكلی كه ما امروز با آن مواجهيم و فارغ از هر چيزی كه در گذشته بوديسم وجود داشته است، عالم قديم است و اصلاً خالقی ندارد. در واقع يگانگی‌ای بر جهان حاكم است كه نمی‌توان در آن از دوئيت خالق و مخلوق سخن گفت.

 

اين جهان از ازل بوده است و تا ابد هم خواهد بود و جهانی پر از درد و رنج است و منشأ همه اين دردها و رنج‌ها نيز عطش به وجود آمدن است. راهكار بوديسم برای رهايی از درد و رنج اين جهان، رسيدن به نيروانا يا به تعبير ديگر رسيدن به فنا و هيچ شدن است و برای اين منظور دستورات ده‌گانه‌ای را نيز ارائه می‌كند.

 

وی افزود: براساس ديدگاه بوديسم و جهان‌بينی آن، در واقع دوئيتی وجود ندارد تا ما بخواهيم كاری انجام دهيم، بلكه فقط می‌خواهيم وجود را به عدم تبديل كنيم و اين تلاش را هم عرفان نام گذاشته‌اند؛ راه اين كه چگونه اين وجود را تبديل به عدم كنيم و از اين وجود رها شويم و به نيروانا كه نام ديگری برای فنا است برسيم. طبيعی است كه اين عرفان با عرفان اسلامی متفاوت خواهد بود، چرا كه در عرفان اسلامی، موضوع، هدف و وسيله متفاوت است.

 

اين محقق و پژوهشگر عرفان از نوع ديگری از عرفان ياد كرد و بيان كرد: سومين عرفانی كه می‌توان از آن سخن گفت عرفان مبتنی بر هستی شناسی گِنوسی است. در اين هستی شناسی صادر داريم و مصدر؛ به اين معنا كه در اين هستی شناسی، هستی را به دريايی تشبيه می‌كنند و موجودات را به امواج اين دريا و در نهايت قائل به وحدت حَقّه ای هستند كه تكثری وهمی در كنار آن وجود دارد. می‌گويند موج از درياست و بايد به دريا بازگردد. انسان از بالاست و بايد بالا رود. برای اين وجوه هم راهكارهايی را مطرح می‌كنند و نام آن را سلوك می‌گذارند.

 

رضوی توضيح داد: در اين جا دوئيت هست؛ يعنی مانند بوديسم نيست كه هيچ دوئيتی را قائل نيست؛ بلكه مانند هستی شناسی اسلامی قائل به دوئيت است؛ با اين تفاوت كه در هستی شناسی اسلامی دوئيت، دوئيت واقعی و عينی است، اما در اين جا يك دوئيت وهمی در كار است؛ يعنی يك يگانگی حقيقی وجود دارد و يك دوگانگی وهمی و برای اين كه اين دوگانگی وهمی را بزدايند راهكارهايی را ارائه می‌كنند و نام آن را عرفان می‌گذارند. در اين جا عرفان يعنی اين كه شما اين دوگانگی وهمی را از بين ببريد و به آن وحدت حقه برسيد. اين هم يك نوع عرفان است و با توجه به نكاتی كه گفته شد مشخص شده است كه ما می‌توانيم عرفان‌های متعددی داشته باشيم كه هر كدام مبتنی بر هستی شناسی جداگانه‌ای است.

 

وی لازمه معرفی عرفان اسلامی را تعريف هستی شناسی اسلامی دانست و با تأكيد بر اين كه عرفان اسلامی ضرورتاً بايستی بر اين هستی شناسی استوار شود، خاطر نشان كرد: اگر عرفان اسلامی را بر هستی شناسی گنوسی يا بر هستی شناسی بوديسم قرار دهيم و بنا كنيم، طبيعی است كه يك التقاط پيش آمده است.

 

رضوی آن چه را به عنوان عرفان اسلامی مطرح شده است چنين عرفانی دانست و تصريح كرد: تصوف و سنت عرفانی موجود در خاورميانه عرفان اسلامی را براساس هستی شناسی گنوسی بنا كرده‌اند و اين را می‌توان در راهكارهايی كه در عرفان خود مطرح می‌كنند ديد. برای مثال صوفيه به برگشت موج به دريا و يا برگشت انسان به بالا كه مبتنی بر نفی دوگانگی واقعی بين خدا و انسان است، دعوت می‌كنند.

 

آنان تلاش می‌كنند كه «إنا لله» را به «إنا من الله» تبديل كنند و در حالی كه صريح آيه قرآن می‌گويد كه ما «مِلك» خدا هستيم، اما اين عرفا آن را اين گونه معنا می‌كنند كه ما «از» خدا هستيم؛ يعنی سعی می‌كنند كه نوعی يگانگی و وحدت بين خدا و انسان مطرح كنند.

 

وی افزود: اين مشكل تصوف ما بود كه البته نوع مبتنی بر هستی شناسی بودايی آن نيز وجود داشته است؛ كه تنها به الفاظ و ظواهری اسلامی آراسته شده بود؛ آن چنان كه برای مثال مسجدی با نقشه و ساختار و مصالح غربی ساخته شود و بدون اين كه فضا و ساختار اسلامی بر آن حاكم باشد، چند كتيبه و آيه قرآن در آن نصب شود و در حالی كه از دور و در كليت آن ساختمانی غربی محسوب شود، تلاش شود با چند كاشی‌كاری به آن رنگ و بويی اسلامی داده شود.

 

عضو هيات علمی دانشگاه قرآن و حديث با بيان اين كه عرفان مطرح شده از سوی صوفيه اين گونه است، عنوان كرد: اين عرفان كه مبتنی بر هستی شناسی گنوسی يا بودايی است، با چند كتيبه كه بعضاً قابل خواندن نيز نيست، به عرفان اسلامی تبديل نمی‌شود.

 

جعل حدیث صوفیه

وی از جعل حديث صوفيه نيز سخن گفت و تصريح كرد: متأسفانه برای ساختن عرفان اسلامی مبتنی بر هستی شناسیهای غيراسلامی، صوفيه دست به جعل حديث نيز زده‌اند و اگر تحقيقاتی در اين زمينه انجام شود كه صوفيه صرفاً برای همرنگ كردن ادعاهای خودشان با اسلام چه احاديثی را جعل كرده‌اند، خود كتابی مفصل خواهد شد.
 

رضوی ادامه داد: اسلام از عرفان كامل و شفافی برخوردار است كه براساس صريح آيات و روايات مقصود از آن شناخت خداوند برای عبادت او از طريق آن چيزی است كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است و ائمه(علیهم السلام) آن را تبليغ كرده‌اند.